منبع پایان نامه ارشد درمورد اعتماد متقابل، اعتماد اجتماعی، سرمایه اجتماعی

دانلود پایان نامه ارشد

موسيقي داني مي خواهد به آرامش برسد، بايد آهنگ بسازد؛ نقاش بايد تابلو بكشد و شاعر بايد شعر بسرايد. خودشكوفايي فرايندي سيري ناپذير است و افرادي كه در اين مسير قرار مي گيرند، همواره در فرايندي تكاملي و بهتر شدن هستند و به نظر مي آيد اين فرايند از شخصي به شخص ديگر متفاوت باشد. در هر فرد، خودشكوفايي شكل خاصي از نمود را به خود مي گيرد. ايده آل شدن، ورزشكار، موسيقي دان يا هنرمندي، هنرمند يا مديري موفق، نوع خاصي از خودشكوفايي براي افرادي است كه از استعدادي ذاتي برخوردارند و با برنامهريزي درست اين استعداد بي همتا را شكوفا مي كنند. افراد خودشكوفا لازم نيست به عنوان بهترين در جهان مطرح باشند، بلكه تنها به عنوان بهترين حالتي كه فرد ميتوانسته باشد مطرح اند. مزلو نوع انگيزش مربوط به افراد خودشكوفا را از انگيزش ديگر افراد جدا مي سازد.وي مي گويد: انگيزة مردم عادي فقط ارضاي نيازهاي اوليه است (فيزيولوژيك، ايمني، تعلق و احترام). بايد ميان زندگي كردن و آماده شدن براي زندگي تمايز قائل شد. وي براي افراد خودشكوفا، اصطلاح فرا انگيزش را مطرح مي كند. اين افراد كمبودي ندارند كه بخواهند آن را جبران كنند. نيازهاي اساسي آنها، ارضا شده است.با وجود اين، انگيزه هاي ديگري براي فعاليت دارند. آنان سخت كار مي كنند، بسيار مي كوشند و بلند همت اند. انگيزة آنان، رشد شخصيت، رسيدن به كمال انساني و در يك كلام، عينيت خود است (رضواني، 1369).
2- 4-5- نظرية انتظار80
اين نظريه بيان مي كند كه مردم به شغل هاي مختلفي كه در اختيار آنان است مي نگرند (از قبيل آمدن بر سر كار، در برابرنيامدن بر سر كار) و به انتخاب شقي مي پردازند كه به تصور آنان با بيشترين احتمال به پاداش هاي مورد علاقه مي انجامد. در تحليل نظرية انتظار عناصر مهمي وجود دارد : اولاً پيش بيني (انتظار) آنچه كه روي خواهد داد، عامل مؤثر انتخاب است و برآورد ما از آينده اهميت دارد. نكتة دوم اين است كه اين نظريه مشتمل بر دو عامل عمده است : انتظار اينكه بازدهي حاصل خواهد شد و ارزش رضايت بخشي پيش بيني آن بازده چقدر خواهد بود. نخستين بيان اين شيوه توسط ويكتور وروم81به عمل آمده است. وي دو الگو عرضه كرده است : يكي براي پيش بيني انتخاب هاي معيني از قبيل اينكه فرد چه حرفه اي را برخواهد گزيد يا در شغل خود چقدر تلاش به عمل خواهد آورد، و ديگري براي پيش بيني نگرش هاي فرد نسبت به شغل خود. تركيب انتظار و ارزش تعيين كنندة اين است كه شخص چه چيز را انتخاب خواهد كرد. پيامدهاي اين نظريه براي اقدام مديريت بر سه گونه اند. اولاً آنچه كه حائز اهميت است، پيش بيني پاداش است. مردم بر اساس آنچه كه به پندارشان به دست خواهند آورد، دست به انتخاب مي زنند تا بر مبناي آنچه كه در گذشته كسب كرده اند. ثانياً پاداش ها بايد به گونه اي تنگاتنگ و آشكار با رفتارهاي مطلوب سازماني ارتباط داشته باشند. ثالثاً از آنجا كه افراد مختلف به پاداش هاي متفاوت ارج مي نهند بايد در انطباق بازده هاي سازماني يا پاداش ها با آرزوهاي خاص افراد، تلاش هايي به عمل آيد. اين فنون بايد درجة برانگيختگي كاركنان را افزايش دهد (كنتز، 1373).
نظرية انتظار بر مبناي تعبيرات وروم (1964) از علم سازماني پايه گذاري شده است. نظرية وروم بر اين فرض استوار است كه : «گزينش هايي كه توسط يك شخص از ميان راه كارهاي گوناگون به عمل مي آيد، مربوط به رويدادهاي رواني و روانشناختي است كه همزمان با آن رفتار رخ مي دهد. » به عبارت ديگر اين انتخاب ها با ادراك و شكل گيري عقايد و نظريات مرتبط است .در اصل در نظرية انتظار چنين استدلال مي شود كه گرايش به نوعي عمل يا اقدام در جهتي مشخص، در گرو انتظاراتي است كه پيامد آن مشخص بوده و نتيجة مزبور مورد علاقة عامل يا فاعل است. اين نظريه شامل سه متغير يا رابطه مي شود. آنها از اين قرارند :
1- رابطه بين تلاش و عملكرد فرد؛ درجه يا ميزاني كه پاداش هاي سازماني مي توانند نيازها يا هدف هاي شخصي فرد را تأ مين كنند، و همچنين ميزان جذابيت يا جالب توجه بودن پاداش ها.
2- رابطه بين عملكرد و پاداش؛ ميزان يا حدود باور فرد، مبني بر اينكه سطح معيني از كار به نتيجه، دستاورد يا پاداش مورد نظر مي انجامد.
3- رابطه بين پاداش و اهداف شخصي؛ از ديدگاه يا نظر فرد، مقدار كوشش يا تلاشي كه احتمالاً به عملكرد معيني بينجامد.
با وجود اينكه اين نظريه اندكي مبهم و پيچيده است، ولي واقعيت اين است كه تجسم آن چندان مشكل نيست. ميزان توليد مورد نظر فرد در هر زمان مشخص به هدفي خاص و پنداشت يا برداشت او از ارزش نسبي عملكرد (طي مسير خاصي كه به هدف مزبور مي انجامد) بستگي دارد.
2- 4-6- نظرية دوعاملي هرزبرگ
هرزبرگ با نظرخواهي از حدود چهار هزار كارگر در خصوص نوع احساسشان دربارة شغل، به اين نتيجه رسيد كه دو دسته از عوامل كاملا متفاوت موجب دو نوع احساس دربارة كار شده است، ازاين رونخست: برخي از عوامل شغلي به رضايت خاطر منجر مي شود، درحالي كه ديگر عوامل ممكن است مانع نارضايتي باشند و منبع رضايت خاطر نيز نخواهند بود؛
دوم: رضايت شغلي و نارضايتي شغلي بر روي پيوستاري واحد قرار ندارند
هرزبرگ يك دسته از عوامل ديگر را در ايجاد رضايت مؤثر مي داند كه نبودشان در سازمان به نارضايتي مي انجامد. او اين عوامل را عوامل انگيزشي ناميده است كه عبارتند از موفقيت در انجام دادن كار، شناسايي، نفس كار، مسئوليت، رشد يا پيشرفت. به نظر هرزبرگ، در جامعة معاصر نيازهاي اساسي مردم برآورده شده است. ازاين رو، ارضاي نيازهاي پايين تر به رضايت شغلي منجر نمي شود. بهترين احساسي كه اين ارضا ايجاد مي كند، بي اعتنايي به شغل است، هرچند عدم ارضاي آنها منجر به نارضايتي مي شود.ازاين رو رضايت شغلي، تابع ارضاي نيازهاي بالاتر است، زيرا دستيابي و ارضاي آنها تا حدي دشوار است. به همين دليل عدم ارضاي اين نيازها تنها به بي اعتنايي نسبت به شغل مي انجامد (كورمن،1378)
 2- 5- چارچوب نظری اعتماد اجتماعی82
اعتماد پدیده ای کاملاً شناختی است و بر دانش و باور متکی است و به عنوان یک متغیر از کارکردهای روان شناختی ، اجتماعی ، سیاسی ، اقتصادی برخوردار است. و با مفاهیمی چون ایمان، صداقت، ریسک پذیری و تعهد ،پاسخگویی، … در ارتباط می باشد. در واقع اعتماد یک واقعیت ذهنی است که نتیجه ی آن درعمل آشکار می شود واقعیتی است که براساس آن فرد به دیگری تکیه می کند ویا احتمالا سرمایه ی خود را بدون هیچ شک وگمانی در اختیار وی قرار می دهد .اعتماد اجتماعی درواقع یکی از شاخص های برجسته سرمایه اجتماعی83 است وضمانت اجرای بسیاری از فعالیت ها ومناسبات اجتماعی را فراهم می سازد. ازاینرو؛ نظریههای زیر براي تبیین رابطه اعتماد با انضباط اجتماعی ارائه میگردد.
2-5-1- نظریه زیمل 84
جرج زیمل اعتقاد دارد جامعه بافتی از كنش‌های متقابل الگودار است و وظیفه جامعه شناسی بررسی صورت‌های این كنش هاست( كوزر، 1369 : 247 ). نظریه اعتماد زیمل یك چارچوب نظری برای تحلیل اعتماد شخصی و اعتماد تعمیم یافته(غیر- شخصی) فراهم می‌سازد. زیمل بیشتر به توصیف شرایط، نقش و كاركرد اعتماد در جوامع مدرن می‌پردازد. بسیاری از تحلیل‌های زیمل در باب ماهیت روابط اعتماد بعداً توسط محققینی مثل لوهمان85 وگیدنز توسعه یافت. به عقیده زیمل جامعه صرفاً تعدادی از افراد است كه از طریق كنش متقابل با یكدیگر پیوند دارند. از این رو؛ جامعه را باید بعنوان آرایشی از اشكال روابط یا اشكال اجتماعی شده86 مطالعه كرد. برای زیمل رابطه اجتماعی مسلط در جوامع مدرن، مبادله87 است. مبادله شكل خالص و اصلیترین شكل همه كنش‌های متقابل انسانهایی است كه در آن منافع دنبال می‌شود. هر كنش متقابلی باید همچون مبادله قلمداد گردد. مبادله نه تنها به ما ارزش نسبی اشیاء را می‌آموزد، بلکه؛ درنظر زیمل بعنوان عالم سازنده كلیه روابط اجتماعی است. یكی از كاركردهای مبادله این است كه پیوندی درونی میان افراد ایجاد می‌كند.از اینرو؛ یكی از مهمترین شرایط مبادله اعتماد است. بدون اعتماد عمومی افراد نسبت به یكدیگر، جامعه تجزیه می‌گردد. بنابراین؛ اعتماد یكی از مهمترین نیروهای درون جامعه است. به اعتقاد زیمل اعتماد غیرقابل اثبات است و می‌تواند مبتنی بر شناخت یا عدم شناخت باشد و بدون احترام88، حق شناسی89 یا وفاداری90 جامعه به سادگی نمی‌تواند وجود داشته باشد. تكمیل نگردد می‌توانند جامعه را از تجزیه شدن مصون نگه دارند(میستال، 1380، 63 ). از نظر او؛ اعتماد اجتماعی از طریق احساساتی مانند حق شناسی و احترام تضمین می‌شود. این احساسات فضایی از تعهد بوجود می‌آورند كه یك عنصر را به عنصر دیگر پیوند می‌زند، كه در نهایت همه آنها در یك زندگی مستحكم جمعی به هم پیوند می‌خورند. از اینرو؛ اعتماد به اشخاص نزدیك و وابسته به گروه پیامدهای ناخوشایند كمتری به دنبال خواهد آورد( كوزر، 1369 : 254 ). اما در جامعه مدرن خودآگاهی بیشتر می‌شود كه در نتیجه به فردگرایی می‌انجامد و از سوی دیگر بین عین و ذهن فاصله می‌افتد و وابستگی چندگانه به انواع حلقه‌های اجتماعی می‌انجامد( سیم، 1908: 411). از آنجایی كه اعتماد، اعتقاد به كیفیات ذهنی و اخلاقی دیگری است می‌تواند به راحتی توسط رفتارهای ناخودآگاهانه، غیر ارادی و هیجانی سست گردد. بنابراین اعتماد ضرورتاً یك خطر است كه همواره در معرض خیانت قرار دارد. بر اساس نظریه زیمل پرچاذبه ترین نمونه‌های انسجام اخلاقی در جوامع بشری یافت می‌شود كه در آنها اعتماد متقابل( سركوب، سكوت) را تقویت می‌كند و اعضایش غالباً مورد هدف خیانت می‌باشند(میستال، 65 – 64 ). با توجه به مطالب فوق می توان اینگونه استنباط کرد :
اعتماد بین شخصي
روابط اجتماعي معامله متقابل رضایت شغلی
اعتماد تعميم يافته
2-5-2- نظریه كلمن91
كلمن اعتقاد دارد در یك رابطه مبتنی بر اعتماد حداقل دو طرف شركت كننده دارد : 1- فرد مورد اعتماد92 2- فردی كه اعتماد می‌كند، یا اعتماد كننده93، در این رابطه هر دو در دنبال كردن منافع خود هدفمند94 هستند وكنش‌های هر كنشگر معقول فرض می‌شود. در برخی موارد كنشگر ممكن است هم اعتماد كننده باشد و هم مورد اعتماد قرار گیرد. در چنین مواردی كنشگر در تصمیم‌گیری مواجه است با
الف : بعنوان اعتماد كننده، اینكه آیا به فرد مورد نظر اعتماد كند یا خیر ؟
ب : بعنوان فرد مورد اعتماد، اینكه آیا رابطه مبتنی بر اعتماد را حفظ كند یا خیر ؟( کلمن، 1990: 96).
به نظر كلمن افراد براي اين به كنش اجتماعي مي پردازد كه نيازهاي خود را رفع كنند و رفع نيازها تنها از طريق بده بستانها امكان پذير است. بنابراين ؛ اعتماد نقش اساسي در ساختن كنشهاي اجتماعي دارند. (كلمن، 1377 : 145). بنابراین؛ يكي از ترتيبات اجتماعي معمول، وارد كردن عنصر خطر در تصميم است، يعني فرد تصميم بگيرد كه با ديگران وارد كنش شود يا نه. به نظر او ، اعتماد عبارتست از وآرد كردن عنصر خطر در تصميم براي كنش با ديگران(کلمن،1999: 97-98). به نظر كلمن حتي اعتماد به مكانيسمهاي كلي تر و ساختارهاي كلان، از چارچوب اعتماد متقابل نشأت مي گيرد. از اين رو آسيب پذيري اعتمادهاي انتزاعي را نيز مي بايست بر حسب آسيب هاي وارد به حدود اعتماد متقابل تعريف و بررسي كرد (همان : 282). بنابراین؛ با توجه به مطالب فوق می توان اینگونه نتیجه گرفت :
ا عتماد بین شخصی
رفع نیاز ها مبادله و كنش افزیش اعتماد رضایت شغلی
اعتماد تعميم يافته
2-5-3- نظریه فوكوياما
فرانسیس فوكوياما با نوعي رويكرد اقتصادي به مسئله سرمایه اجتماعی مي پردازد و مبناي نظري و كانون تمركز او بر حفظ اعتماد به عنوان مجموعه معيني از هنجارها و ارزش هاي غير رسمی مي باشد، فوكوياما سرمايه اجتماعي را مجموعه معيني از هنجارها با ارزش‌هاي

پایان نامه
Previous Entries منبع پایان نامه ارشد درمورد سلسله مراتب، عزت نفس، رفتار انسان Next Entries منبع پایان نامه ارشد درمورد اعتماد متقابل، عام گرایی، سوگیری