منبع پایان نامه ارشد درمورد اصحاب ائمه(ع)، امام صادق

دانلود پایان نامه ارشد

تفسير منسوب به علي بن ابراهيم نيز ذيل آيه مذکور آمده که مراد از آن امير المؤمنين(ع) است.344 که علامه طباطبايي به احتمال تفسير و جري بودن آن اشاره کرده است.345
د- آيه “قُلِ الْحَمْدُ لِلَّهِ وَ سَلامٌ عَلى‏ عِبادِهِ الَّذينَ اصْطَفى‏..”346 که در ادامه قصه هلاکت قوم لوط آمده است. در تفسير منسوب به علي بن ابراهيم مراد از اين آيه آل محمد(ع) ذکر شده است. علامه طباطبايي در ذيل اين روايت مي‌نويسد: سياق آيات گوياي اين است که مراد بنابر مورد آيه، پيامبراني هستند که از نعمت اصطفاء برخوردار شده‏اند و خداوند قصه برخي از ايشان را بيان کرده است لذا در صورت صحت روايت، عبارت “هم آل محمد(ع)” از قبيل جري و انطباق است و نظير آن روايتي است در الدر المنثور از ابن‌‏عباس که درباره اين آيه گويد: “هم أصحاب محمد(ص)” که اين روايت نيز به فرض صحت، جري و تطبيقي از ناحيه ابن‌‏عباس است.347

فصل دوم: کارآمدي استنباط کلامي از قصص قرآن در باب امامت

يکي از نکات اساسي که بايد در حوزه استنباط از قرآن کريم مورد عنايت ويژه قرار گيرد اين است که نحوه استنباط از قرآن کريم و استدلال به آن کارآمد، منطقي و ضابطه مند باشد در غير اين صورت به دستاوردها و برداشت‏هايي که از شيوه‏اي نامطلوب و ناکارآمد حاصل آيد نمى‏توان اعتماد کرد. اين امر در همه حوزه‏هاي استنباط از قرآن کريم جاري است. بنابراين در حوزه استنباط کلامي از قصص قرآن نيز پيش از هر امر ديگري بايد کارآمدي و درستي اين نحوه از استدلال به قرآن کريم ثابت شود. لذا در اين فصل ابتدا به “ادله کارآمدي استنباط کلامي از قصص قرآن در باب امامت” مى‏پردازيم و در ادامه از آنجا که استنباط کلامي از قصص قرآن مشروط به ارتباط مباحث کلامي با آيات قصص مى‏باشد، “گونه‌هاي ارتباط قصص قرآن با مباحث کلامي امامت” را به عنوان محور دوم اين فصل مورد بررسي و تحليل قرار مى‏دهيم.

2-1- ادله کارآمدي استدلال به قصص قرآن در موضوع امامت
مقصود از کارآمدي استدلال به قصص قرآن در حوزه مباحث امامت، صحت و منطقي بودن اين شيوه از استدلال و تناسب آن با مباني و پيش فرضهاي استنباط کلامي از قصص قرآن است. بررسي در ميراث علمي فريقين نشان مي‌دهد که استدلال کلامي قصص قرآن در روايات پيامبر و ائمه اطهار(ع)، استنباط کلامي از قصص قرآن توسط اصحاب ائمه(ع) و تأييد ايشان، بکارگيري اين شيوه توسط دانشمندان اماميه و اهل سنت، بيان غير مستقيم و مستقيم مباحث امامت در آيات قصص و غير قصص، جدايي ناپذيري قصص قرآن و سنتهاي الهي، ايستايي و تغييرناپذيري اصول اعتقادي اديان الهي به خوبي بيانگر کارآمدي استدلال به قصص قرآن در موضوع امامت و جايگاه اين شيوه از استدلال کلامي در نزد اهل بيت(ع) و دانشمندان امامي و اهل سنت است که ذيلا مورد بررسي قرار مي‌گيرد.
2-1-1- استناد کلامي به قصص قرآن در روايات پيامبر و ائمه اطهار(ع)
در ميراث روايي اسلامي روايات متعددي مي‌توان يافت که پيامبر اکرم(ص) و نيز ائمه اطهار(ع) در تبيين مباحث کلامي امامت از اين شيوه استدلال بهره برده‏اند:
2-1-1-1- استناد کلامي به قصص قرآن در احاديث پيامبر اکرم(ص)
أ- حديث منزلت يکي از احاديث نبوي است که در کتب کلامي اماميه در راستاي اثبات برخي مباحث امامت به آن استناد شده است.348 پيوند قصص قرآن با مباحث امامت در اين روايت نمايان است. در يکي از گونه‏هاي نقل اين روايت پيامبر اکرم(ص) به اميرالمؤمنين(ع) فرمود: “أَنْتَ مِنِّي بِمَنْزِلَةِ هَارُونَ مِنْ مُوسَى إِلَّا أَنَّهُ لَا نَبِيَّ بَعْدِي”349
گفتني است که شيخ مفيد با استناد به حديث منزلت جميع منازل هارون نسبت به موسي به جز نبوت را درباره اميرالمؤمنين(ع) ثابت مى‏داند به عنوان نمونه خداوند اطاعت از اميرالمؤمنين(ع) را بر امت پيامبر(ص) واجب نمود همانگونه اطاعت از هارون را بر امت موسي(ع) واجب نمود و اميرالمؤمنين(ع) را امام امت قرار داد همانگونه که هارون را امام قوم موسي(ع) قرار داد. اين منزلت پس از وفات پيامبر(ص) بر اميرالمؤمنين(ع) واجب و لازم است همانگونه که امامت هارون لازم بود اگر پس از برادرش موسي(ع) زنده مى‏بود و در اين مطلب امامت اميرالمؤمنين(ع) ثابت مى‏شود و امامت نيز دلالت بر عصمت صاحب آن مى‏کند.350
توضيح اينکه وي با توجه به حديث منزلت “أَنْتَ مِنِّي بِمَنْزِلَةِ هَارُونَ مِنْ مُوسَى إِلَّا أَنَّهُ لَا نَبِيَّ بَعْدِي”351 به عنوان نصي روشن بر امامت از يکسو و توجه به آياتي که گوياي منزلت هارون نسبت به موسي(ع) است مانند آيات “وَ اجْعَلْ لِي وَزِيراً مِنْ أَهْلِي هارُونَ أَخِي اشْدُدْ بِهِ أَزْرِي وَ أَشْرِكْهُ فِي أَمْرِي…إِنَّكَ كُنْتَ بِنا بَصِيراً قالَ قَدْ أُوتِيتَ سُؤْلَكَ يا مُوسى‏”352 “..وَ قالَ مُوسى‏ لِأَخيهِ هارُونَ اخْلُفْني‏ في‏ قَوْمي‏ وَ أَصْلِحْ وَ لا تَتَّبِعْ سَبيلَ الْمُفْسِدينَ”353 از سوي ديگر خلافت و امامت اميرالمؤمنين(ع) و لزوم اطاعت مردم از ايشان را استنباط مى‏کند البته در حديث منزلت، عرف اخوت و لفظ حديث نبوت را خارج مى‏کند.354
گفتني است حديث منزلت هميشه در کتب کلامي شيعه در خصوص امامت مورد استناد قرار گرفته است.355 اما مطلب قابل ذکري که در اين فراز مى‏توان به آن توجه نمود اين است که رسول خدا(ص) با حديث منزلت، پيوندي ميان اميرالمؤمنين(ع) و هارون(ع) برقرار نموده است. گويا پيامبر اکرم(ص) به دنبال اين مطلب بوده که از ماجراي هارون(ع) و جايگاه وي نسبت به موسي(ع) که در قصص قرآن بيان شده و براي مردم بسيار روشن بوده با تشبيه زيبايي امت را به امامت امام علي(ع) رهنمون سازد.
ب- حديث سفينه نيز روايتي است که در مصادر اهل سنت و اماميه نقل شده است. در يکي از گونه‏هاي نقل اين حديث پيامبر اکرم(ص) مي‌فرمايد: “مَثَلُ أَهْلِ بَيْتِي فِيكُم كَسَفِينَةِ نُوحٍ فِي قَومِ نُوحٍ، مَنْ رَكِبَهَا نَجَا، وَ مَنْ تَخَلَّفَ عَنْهَا غَرِقَ”356
اين روايت نيز به خوبي بيانگر اين است که رسول خدا(ص) راه نجات را همراهي و ملازمت با اهل بيت(ع) و اطاعت از ايشان دانسته است. لذا حضرت بر پايه قصه حضرت نوح و با استفاده از تمثيلي زيبا به محوريت و امامت و حجت الهي بودن و تنها راه نجات بودن اهل بيت(ع) اشاره کرده است.
2-1-1-2- استناد کلامي به قصص قرآن در روايات ائمه اطهار(ع)
اينک به نمونه‏هايي از استناد کلامي ائمه اطهار(ع) به قصص قرآن اشاره مي‌کنيم:
أ- ابن ‌‏رسول الله بودن ائمه اطهار(ع) يکي از مسائلي است که از ديرباز برخي از مخالفان آن را نپذيرفته‏ا‏ند‏؛ به نظر مي‌رسد نفي اين مطلب، ريشه در افکار جاهليت داشته که نوه دختري را فرزند خويش نمى‏خواندند همانگونه که در بيت زير نمايان است:
“بنونا بنو ابنائنا و بناتنا بنوهنّ ابناء الرجال الأباعد”357
افزون بر اينکه توطئه دشمنان بر جدايي ائمه اطهار(ع) از رسول خدا(ص) بر کسي پوشيده نيست. لذا حضرت موسي بن جعفر(ع) در روايتي در پاسخ به شبهه مذکور به هارون عباسي به آيات “وَ مِنْ ذُرِّيَّتِهِ داوُدَ وَ سُلَيْمانَ وَ أَيُّوبَ وَ يُوسُفَ وَ مُوسى‏ وَ هارُونَ وَ كَذلِكَ نَجْزِي الْمُحْسِنِينَ وَ زَكَرِيَّا وَ يَحْيى‏ وَ عِيسى..” استناد نمود که حضرت عيسي(ع) که پدر نداشت از طريق مادر ملحق به ذريه انبياء مي‌باشد ما اهل بيت نيز از طريق مادرمان حضرت فاطمه(ع) در شمار ذريه پيامبر(ص) هستيم. حضرت در ادامه به آيه مباهله نيز استناد مي‌کند که در آن مراد از “أَبْناءَنا” امام حسن(ع) و امام حسين(ع) هستند که خداوند تعبير ابن‌‏رسول الله را براي آنها بکار برده است.358
ب- مسأله قبول ولايت از ظالمان که در زمان مأمون عباسي مطرح شد يکي از مباحثي بود که براي برخي از شيعيان امري ناگوار بود لکن امام رضا(ع) در رواياتي به آيه “قالَ اجْعَلْني‏ عَلى‏ خَزائِنِ الْأَرْضِ إِنِّي حَفيظٌ عَليمٌ”359 استناد نمودند که چگونه بر امام بر قبول ولايت از مأمون خرده گرفته شود و حال آنکه پيامبر خدا حضرت يوسف(ع) از فرعون زمان خويش عهده داري خزائن زمين را پذيرفت. دو نمونه از اين روايات از اين قرار است:
شيخ صدوق به اسناد خويش از ريان بن صلت نقل کرده که گويد: “بر امام رضا(ع) وارد شدم، عرضه داشتم: اى فرزند رسول خدا، مردم مى‏گويند: شما ولايت عهدى مأمون را پذيرفته‏ايد با اين كه در دنيا اظهار زهد و بى‏رغبتى مى‏نماييد؟! حضرت فرمودند: خدا مى‏داند من از پذيرفتن آن كراهت داشتم ولى وقتى مخيّر شدم بين قبول آن و كشته شدن پذيرفتن آن را اختيار كردم، واى بر اين مردم آيا نمى‏دانند يوسف(ع) نبىّ و رسول بود ولى وقتى ضرورت او را وادار كرد كه ولايت خزائن عزيز مصر را بپذيرد به او گفت: “..اجْعَلْنِي عَلى‏ خَزائِنِ الْأَرْضِ إِنِّي حَفِيظٌ عَلِيمٌ”. و ضرورت نيز مرا وادار كرد كه اين امر را قبول كرده در حالى كه از آن كراهت داشته و مرا بر آن اجبار نمودند بعد از آن كه مشرف بر مرگ شدم..”‏.360
شيخ صدوق به اسناد عياشي از يکي اصحاب امام رضا(ع) نقل کرده که گويد: “شخصى به امام رضا(ع) عرض كرد: خدا نيكو بدارد شما را چگونه قبول كرديد آنچه را كه مأمون به شما پيشنهاد نمود؟ حضرت به او فرمود: اى مرد، نبىّ افضل است يا وصىّ نبىّ؟ آن مرد گفت: نبىّ افضل است. حضرت فرمود: مسلمان افضل است يا مشرك؟ آن مرد عرض كرد: مسلمان افضل است. حضرت فرمود: عزيز مصر مشرك بود و يوسف(ع) پيامبر، مأمون مسلمان است و من وصىّ پيامبر هستم يوسف از عزيز مصر درخواست كرد او را والى قرار دهد و اين درخواست هنگامى بود كه جناب يوسف به عزيز فرمود: “..اجْعَلْنِي عَلى‏ خَزائِنِ الْأَرْضِ إِنِّي حَفِيظٌ عَلِيمٌ” در حالى كه مأمون مرا مجبور بر آنچه قبول كردم نمود..”.361
ج- يکي ديگر از مباحث کلامي امامت مسأله سلاح رسول خدا(ص) است که در رواياتي از اهل بيت(ع) اين سلاح را به منزله تابوت در بني اسرائيل دانسته‏اند که ان تابوت در نزد هرکه بود نشانه نبوت او بود و سلاح رسول خدا(ص) نزد هرکه باشد نشانه امامت اوست برخي از اين روايات از اين قرار است:
کليني به اسناد خويش از امام صادق(ع) نقل کرده که حضرت فرمود: همانا مثل‏ سلاح‏ در ما مثل تابوت است در بنى اسرائيل، شيوه بنى اسرائيل اين بود كه تابوت بر در هر خاندانى يافت مى‏شد به آنها نبوت عطا مى‏شد، سلاح به دست هر كدام ما برسد به او امامت داده شود.362
کليني به اسناد خويش از امام صادق(ع) نقل کرده که حضرت فرمود: “مثل سلاح در ميان ما چون تابوت است در بنى اسرائيل، هر كجا تابوت دور مى‏زد سلطنت در آنجا بود، هر كجا سلاح بچرخد(نزد هر که از ما قرار گيرد) در ميان ما علم امامت آنجا است”363
کليني به اسناد خويش از امام رضا(ع) از امام باقر(ع) نقل کرده که حضرت فرمود: “همانا سلاح در ميان ما چون تابوت است در بنى اسرائيل، در هر جا تابوت بود نبوت مى‏آمد و در هر جا ميان ما خاندان سلاح بچرخد امر امامت آنجا است، گفتم: ممكن است سلاح از علم جدا شود؟ فرمود: نه”364
2-1-2- استنباط کلامي از قصص قرآن توسط اصحاب ائمه(ع) و تأييد ائمه(ع)
استنباط کلامي از قصص قرآن کريم توسط برخي از اصحاب ائمه(ع) و تأييد ايشان نيز دليل ديگري بر بر کارآمدي و درستي اين نحوه از استدلال است که ذيلاً به دو نمونه اشاره مي‌کنيم:
أ- شيخ صدوق به اسناد خويش از ربيع بن عبدالله روايت کرده که گويد: “ميان من و عبد اللَّه بن حسن درباره امامت گفتگويي واقع شد، عبد اللَّه بن حسن گفت: امامت در فرزندان امام حسن(ع) و امام حسين(ع) هر دو مى‏باشد. من گفتم: تا روز قيامت امامت فقط در اولاد امام حسين(ع) است. عبد اللَّه گفت: چگونه امامت فقط در فرزندان امام حسين(ع) باشد نه اولاد امام حسن(ع) با اين كه هر دو آقا و سروران اهل بهشت هستند و هر دو در فضل با هم مساوى هستند منتهى امام حسن(ع) به دليل بزرگتر بودن افضل است و واجب است كه امامت در افضل باشد نه در غير آن. به او گفتم: موسى و هارون هر دو نبىّ بودند و موسى افضل از هارون بود ولى با اين حال خداوند نبوّت و خلافت را در فرزند هارون قرار داد نه اولاد موسى و همچنين خداوند امامت را در فرزندان امام حسين(ع) قرار

پایان نامه
Previous Entries منبع پایان نامه ارشد درمورد امام صادق Next Entries منبع پایان نامه ارشد درمورد امام صادق