منبع پایان نامه ارشد درمورد اصحاب ائمه(ع)، دانشگاه تهران، متشابه القرآن، نهج البلاغه

دانلود پایان نامه ارشد

امام عصر(ع) به ياد ايشان به شدت اشک از ديدگان جاري نموده است.951
ب- سدير صيرفي در روايتي مي‌گويد: من، مفضل بن عمر، ابوبصير و ابان بن تغلب بر امام صادق(ع) وارد شديم ديديم که ايشان بر روي خاک نشسته است و با قلبي سوزان به شدت گريه نموده و اين ذکر را زمزمه مي‌کردند: “اي آقاي من غيبت تو آرامش مرا از من ربوده و زندگي را بر من تنگ نموده و قرار دلم را از من گرفته است..”.952
ج- در روايت ديگري هنگامي که دعبل اشعارش را در محضر امام رضا(ع) مي‌خواند هنگام خواندن بيت “خروج إمام لا محالة خارج يقوم على اسم الله و البركات‏..” امام رضا(ع) پس از شنيدن اين ابيات به شدت گريه نمود و سپس پيرامون آن، به دعبل سخناني فرمود.953
د- امام جواد(ع) نيز در روايتي هنگام نام بردن امامان معصوم پيش از اينکه نام امام عصر(ع) را بيان کند به شدت گريه نمود.954 بر اين اساس ذکر و ياد امام عصر(ع) و گريه نمودن در اشتياق و فراق وي در دوران غيبت آن حضرت يکي از موارد تأسّي به معصومان(ع) و يکي از أعمال صالح به شمار مي‌آيد. به نظر مي‌رسد گريستن معصومان(ع) به ياد امام عصر(ع) و ياد نمودن وي سبب مي‌شد که مؤمنان تا حدودي به منزلت و شرافت آن امام نزد معصومان پي ببرند. در واقع اين ياد و گريه توجه مؤمنان را به آن امام غائب از نظر، جلب نموده و مقدمه‏اي مي‌شد که معصومان(ع) به معرفي وي، تبيين دوران غيبت و رسالت منتظران در آن دوران بپردازند. علاوه بر اين، گريه و ياد نمودن امام عصر(ع) موجب افزايش عشق و محبت منتظران نسبت به ايشان خواهد شد.
4-8-6- شكوه از غيبت به نزد خدا، مناجات و دعا
فراز “قالَ إِنَّما أَشْكُوا بَثِّي وَ حُزْني‏ إِلَى اللَّهِ وَ أَعْلَمُ مِنَ اللَّهِ ما لا تَعْلَمُونَ”955 نيز ناظر به اين است که يعقوب در مواجهه با فراق يوسف و برادرش شکوه‏اش را به نزد خدا مي‌برد و با زبان مناجات و دعا با خدا راز و نياز کرده و اندوه خويش را نزد وي عرضه مي‌دارد. لذا شايسته است که منتظران نيز به حضرت يعقوب تأسي نموده و در مواجهه با غيبت امام عصر(ع) شکوه خويش را به نزد خدا مطرح سازند و با تضرع و اشک و زاري با خدا مناجات نموده و در مناجات با خدا دعا و فرج را از خداوند خواستار شوند. مؤيد اين مطلب آن است که در برخي از ادعيه مأثور ناظر به غيبت چنين آمده است: “..اللَّهُمَّ إِنَّا نَشْكُو إِلَيْكَ فَقْدَ نَبِيِّنَا وَ غَيْبَةَ وَلِيِّنَا..”956 اين نوع از شکوه مخالفت با قضاء و قدر الهي نيست و با رضايت از خداوند منافاتي ندارد بلکه نوعي دعا و نيايش در درگاه الهي است و در جهت درخواست قضاء و قدر بهتر و مطلوبتر است.
اما در خصوص دعا به ويژه دعاء در تعجيل فرج مناسب است که به مطالب زير اشاره نمود. “دعاء” به گفته راغب همچون نداء مي‌باشد با اين تفاوت که نداء با يا، أيا و امثال آن صورت مي‌گيرد و گاه به معني مسألت نمودن است.957 اين واژه از ريشه “دعو” به معني خواندن و خواستني است كه مورد توجّه، ميل و قبول گردد، نه تنها خواندن كه به معنى نداء كردن است و يا چيزى را از شخصى درخواست كردن ، چنانكه در عرف چنين است.958 دعاء ارتباط بسياري با عبادت دارد زمخشري گويد: دعاء به معني عبادت در قرآن بسيار بکار رفته است به عنوان نمونه وي در آيه “وَ قالَ رَبُّكُمُ ادْعُونِي أَسْتَجِبْ لَكُمْ إِنَّ الَّذِينَ يَسْتَكْبِرُونَ عَنْ عِبادَتِي سَيَدْخُلُونَ جَهَنَّمَ داخِرِينَ”959 “ادعوني” را به استناد ذيل اين آيه به معني “اعبدوني” ذکر کرده است.960 رسول خدا(ص) نيز در روايتي دعاء را مغز و درون مايه عبادت دانسته است.961
اهميت دعاء به اندازه‏اي است که خداوند مي‌فرمايد: “قُلْ ما يَعْبَؤُا بِكُمْ رَبِّي لَوْ لا دُعاؤُكُمْ..”962 به گفته سيد بن طاووس اگر دعاء ايشان نبود خداوند هيچ شأن و مقامي براي آنها قرار نمي‌داد. به عبارت ديگر جايگاه و منزلت انسان نزد خداوند به قدر دعاي اوست و ارزش وي نزد خداوند به اندازه اهتمام او به مناجات با خدا است.963
يکي از دعاهايي که اهل بيت(ع) در دوران غيبت تأکيد بسياري نسبت به آن داشته‏اند، دعا براي تعجيل در فرج امام عصر(ع) مي‌باشد. به عنوان نمونه امام حسن عسکري(ع) در روايتي فرموده است: به خدا سوگند حضرت مهدي(ع) غيبتي مي‌کند که در دوران غيبتش کسي از هلاکت نجات نمي‌يابد مگر کسي که خداوند او را در اعتقاد به امامت وي ثابت نگه دارد و توفيق دعاء نمودن براي تعجيل در فرج آن حضرت را به او عنايت کند.964
امام زمان(ع) نيز در توقيعي فرموده است: “براي تعجيل در امر فرج بسيار دعا کنيد که اين موجب گشايش در امور شماست”965
4-8-7- اقدام عملي همراه با اميدواري به وصال
آيات “يا بَنِيَّ اذْهَبُوا فَتَحَسَّسُوا مِنْ يُوسُفَ وَ أَخيهِ وَ لا تَيْأَسُوا مِنْ رَوْحِ اللَّهِ إِنَّهُ لا يَيْأَسُ مِنْ رَوْحِ اللَّهِ إِلاَّ الْقَوْمُ الْكافِرُونَ فَلَمَّا دَخَلُوا عَلَيْهِ قالُوا يا أَيُّهَا الْعَزيزُ مَسَّنا وَ أَهْلَنَا الضُّرُّ وَ جِئْنا بِبِضاعَةٍ مُزْجاةٍ فَأَوْفِ لَنَا الْكَيْلَ وَ تَصَدَّقْ عَلَيْنا إِنَّ اللَّهَ يَجْزِي الْمُتَصَدِّقينَ”966 نيز حکايت از تلاش و اقدام عملي حضرت يعقوب(ع) در جستجوي دو فرزند خويش است البته تلاش و اقدامي که همراه با اميدواري به خداوند باشد. در اين آيات يعقوب فرزندان خويش را که مسبب غيبت يوسف شدند را به جستجوي يوسف دعوت مي‌کند و آنها را از نااميدي از رحمت خداوند باز مي‌دارد. اين سخن نتيجه داد که آيه بعدي حکايت از ديدار برادران با يوسف دارد.
نتايج و يافته‏ها‌‏
1. استنباط کلامي از قصص قرآن کريم بر دو دسته از مباني و پيش فرضهاي عمومي در استنباط از قرآن چون نص و قرائت واحد قرآن، قابل فهم بودن قرآن و جواز تفسير آن، ساختار چند معنايي قرآن كريم، انسجام و پيوستگي آيات قرآن كريم و جاودانگي قرآن کريم، و مباني و پيش فرضهاي تخصصي در استنباط کلامي از قصص قرآن از قبيل حقانيت قصص قرآن، هدفمند بودن قصص قرآن، لزوم ارتباط بين نبوت و امامت، تجلي سنت‌هاي الهي در قصص قرآن و جريان و ايستايي قصص قرآن تا روز قيامت استوار است.
2. استناد کلامي به قصص قرآن در روايات پيامبر و ائمه اطهار(ع)، استنباط کلامي از قصص قرآن توسط اصحاب ائمه(ع) و تأييد ائمه(ع)، بکارگيري اين شيوه توسط دانشمندان اماميه و اهل سنت، بيان غير مستقيم و مستقيم مباحث امامت در آيات قصص و غير قصص، جدايي ناپذيري قصص قرآن و سنتهاي الهي، ايستايي و تغييرناپذيري اصول اعتقادي اديان الهي به خوبي بيانگر کارآمدي استدلال به قصص قرآن در موضوع امامت و جايگاه اين شيوه از استدلال کلامي در نزد اهل بيت(ع) و دانشمندان امامي و اهل سنت است.
3. خداوند در قرآن کريم به گوشه‏اى از داستانهاى انبياء و امم اشاره مى‏كند تا سنت خدا را در بين بندگان خود روشن سازد و كسانى كه مشمول عنايت الهى شده و توفيق كرامت او را يافته‏اند از آن پند گيرند و براى ديگران نيز اتمام حجت شود. در واقع قصص قرآن بيانگر سنت‏هاي الهي تا روز قيامت است و از سوي ديگر امامت و قوانين و مقررات آن بخشي از مهمترين سنت‏هاي الهي است لذا استدلال به قصص در مسائل کلامي بازگو کننده سنت‏هاي تغيير ناپذير الهي مربوط به جريان امامت تا روز قيامت است.
4. با توجه به جامعيت و جاودانگي قرآن كريم و نيز با ملاحظه اين مطلب که قرآن کريم از حيث انطباق معارف و آيات آن بر مصاديق و بيان حال اين مصاديق دامنه‏اى گسترده دارد، هيچ آيه‏اى از قرآن اختصاص به مورد نزولش ندارد، بلكه با هر موردى كه با مورد نزولش تناسب داشته باشد، همان ملاك جريان مى‏يابد از يک سو، و حجم بسيار آيات قصص در قرآن، هدفمندي قرآن در بيان قصص و جدايي ناپذيري سنت‏ها‌‏ي الهي از قصص قرآن، تناسب معنايي آيات قصص و غير قصص و روايات “حذو النعل بالنعل” از سوي ديگر همگي حکايت از جريان قصص الهي تا روز قيامت دارد.
5. واکاوي آن دسته از آيات قصص که در ارتباط با مباحث امامت است چنين به دست مى‏دهد که گونه‌هاي ارتباط قصص قرآن با مباحث امامت عبارت از ارتباط تصريحي، ارتباط اشاري و ارتباط تأويلي است. اما از حيث نحوه استدلال چنين مى‏نمايد که ‏استدلال براي جواب نقضي، جواب حلي و استدلال به مفهوم اولويت از مهمترين گونه‏هاي استدلال به قصص قرآن در مباحث کلامي امامت بشمار مى‏رود.
6. ضرورت وجود خليفه و امام در زمين تا روز قيامت، شروط امامت(اعم از اختصاص تعيين امام به خداوند، وجوب نص بر امام، علم و شجاعت از شروط خلافت و امامت، عصمت، صدور معجزه، محدَّث بودن)، وجود صفات خداوند در امام، برتري انبياء، رسل و حجج الهي بر ملائکة، تقدم وجود خليفه بر ديگران، هدايت به امر از شؤون امامت، سبب موهبت امامت، امکان تصدي مقام امامت در کودکي، رجعت اهل بيت(ع)، توسل، تبرک جستن به اولياء و آثار ايشان، زيارت معصومان(ع) و شفاعت مهمترين مباحث کلامي امامت در استنباط از قصص قرآن مى‏باشد. افزون بر اينکه پنهاني بودن ماجراي ولادت امام عصر(ع)، تصدي مقام امامت در کودکي، غيبت، طول عمر، بقاء بر شباب، صدور معجزه، حکومت عدل جهاني و آداب انتظار از مهمترين مباحث کلامي مهدويت در قصص قرآن بشمار مى‏رود.

فهرست منابع
1. قرآن‏کريم، ترجمه محمد مهدى ‏فولادوند، تهران‏: دار القرآن ‏الكريم(‏دفتر مطالعات تاريخ و معارف اسلامى)، ‏1415ق. ‏
2. نهج البلاغه، اميرالمؤمنين علي بن ابي طالب(ع)، گردآوري ابو الحسن محمد بن حسين(سيد رضي)، انتشارات دار الهجره، قم، بي‌تا.
3. آشتيانى، ميرزا احمد،‏ بيست رساله،‏ به تحقيق رضا استادى، قم‏، دفتر تبليغات اسلامى، 1383ش،‏ چاپ اول‏
4. ابن‌‏ابى حاتم، عبدالرحمن بن محمد، تفسير القرآن العظيم،‏ به کوشش اسعد محمد طيب، ‏ رياض‏، مكتبة نزار مصطفي الباز، 1419ق،‏ چاپ سوم‏
5. ابن‌ابى‏‏شيبة كوفي، عبدالله بن محمد، المصنف، تحقيق‏ سعيد اللحام، بيروت، دار الفكر، 1409ق.
6. ابن‌‏‌ابى‏‏عاصم، احمد بن عمرو، كتاب السنة، به قلم‏‏ محمد ناصر الدين‏ آلباني، بيروت، المكتب الإسلامي، 1413ق، چاپ سوم.
7. ابن‌اثير جزرى، ابو السعادات مبارك بن ‌محمد، ‌النهاية في غريب الحديث و الأثر، قم، مؤسسه مطبوعاتى اسماعيليان، بي‌تا، چاپ اول.
8. ابن‌ادريس حلّى، محمد بن ‌منصور، ‌السرائر الحاوي لتحرير الفتاوى‌، قم، دفتر انتشارات اسلامى‌وابسته به جامعه مدرسين حوزه علميه قم،‌ چاپ دوم‌، 1410ق.
9. ابن‌‏جزى کلبي، محمد بن محمد بن احمد، التسهيل لعلوم التنزيل‏، تحقيق عبدالله خالدى، بيروت‏، دار الارقم بن ابي الارقم، ‏1416ق، ‏ چاپ اول‏
10. ابن‌جوزى‏، ا‏بو‏الفرج عبد‏الرحمن بن علي، المنتظم‏‏ فى تاريخ ‏‏الأمم‏‏ و الملوك؛ تحقيق ‏محمد و مصطفى عبد‏القادر عطا، بيروت: دار الكتب العلمية، 1412ق. ‏‌‏
11. ابن‌‏حبان، محمد بن حبان بستي، الثقات، هند، مجلس دائرة المعارف العثمانية بحيدر آباد الدكن الهند، مؤسسة الكتب الثقافية، 1393ق.
12. ………… ، صحيح‏ابن‌حبان، بيروت، مؤسسة الرسالة، 1414ق.
13. ابن‌‏حجر هيتمي، شهاب‌ الدين‌ ابوالعباس‌ احمد بن‌ بدرالدين‌ محمد، الصواعق المحرقة في الرد علي اهل البدع و الزندقة، استانبول، مکتبة الحقيقة، 1424ق.
14. ابن‌‏حزم اندلسى، علي بن احمد، الفصل في الملل و الأهواء و النحل،‏ تعليق احمد شمس الدين، بيروت،‏ دار الكتب العلمية، 1416ق.
15. ابن‌‏حمدون، ابوالمعالي محمد بن حسن، التذكرة الحمدونية، تحقيق احسان عبّاس و بكر عبّاس، بيروت، دار صادر للطباعة و النشر، 1996م، چاپ اول.
16. ابن‌خلدون‏، عبد الرحمن بن محمد، تاريخ ابن‌خلدون، تحقيق خليل شحادة، بيروت، دار الفكر، 1408ق.
17. ابن‌داود حلى، حسن بن ‌علي‏، الرجال، تهران، انتشارات دانشگاه تهران، ‏1383ق.
18. ابن‌‏شعبه حرانى، حسن بن على، تحف العقول، انتشارات جامعه مدرسين قم، 1404ق.‏
19. ابن‌شهرآشوب مازندراني، محمد بن ‌علي، متشابه القرآن و مختلفه‏، قم، انتشارات بيدار، ‏1410ق.
20. …………………، معالم العلماء، نجف، منشورات المطبعة الحيدرية‌، 1380ق.
21. ………………….، ‏مناقب آل أبي طالب(ع)، قم، مؤسسه انتشارات علامه، 1379ق.
22. ابن‌‏طاووس، سيد على بن

پایان نامه
Previous Entries منبع پایان نامه ارشد درمورد شباب، پي، درنگ، مي‌توان Next Entries منبع پایان نامه ارشد درمورد دانشگاه تهران، علوم قرآن، روش‏شناسى