منبع پایان نامه ارشد درمورد آموزش هنر، فضاهای آموزشی، هویت مکانی

دانلود پایان نامه ارشد

سازه، اقلیم، محیط، کارکردها، عناصر زیبایی شناختی و …
درواقع عدم توجه به هویت مکانی مهمترین علت میباشد. در این باره، نازلترین مرتبه توجه به مختصات طبیعی و مرحله بعد ، توجه به مختصات اجتماعی و سپس دقت به مختصات فرهنگی (فرهنگ به معنای تفاوتهایی که موجب تمایز مثلاً یزدیها با گیلانیها می شود)
دلیل دیگر این بیهویتی طراحی و ساخت مدارس غیربومی در جای جای کشور است. عدم توجه به مختصات اقلیمی منطقه، مصالح موجود جهت ساخت و ساز ، تناسبات و حتی تزئینات معماری یک منطقه راهی جز رسیدن به آنچه امروز شاهد آن هستیم ندارد.
در حقیقت در معماری بسیاری از فضاهای آموزشی همانند بسیاری از بناهای مسکونی و اداری نه از زیبایی اثری هست ، نه کارایی لازم در آنها مشاهده میشود و نه حتی این بناها از پایداری مورد انتظار برخوردارند. طبیعی است که در غیاب این سه ویژگی نمیتوان سخنی از ماندگاری به میان آورد و انتظار داشت این بناها ، ظرفیت خدمات رسانی را طی چند دهه داشته باشند و بتوانند پس از پایان عمر ، به میراث فرهنگی و فضاهای تمثیلی تبدیل شوند .
درواقع زمانی که اصول با بوم یک ناحیه عجین میشود ، نتیجه منطقی این برخورد ، گونههای متفاوتی از معماری است : مانند مدسه ایرانشهر که توسط معماری فرانسوی و به سبک مدرن طراحی شده و بدون شک سرشار از فضاهای ایرانی است و روحی متعلق به یزد و فرهنگ آن دارد و این در حالی است که ساخت و سازهای زمان ما خالی از تعلق به فرهنگ و بوم منطقه ای است که در آن بنا میشود.
ج)عدم رابطه با طبیعت :
رابطه کمرنگ معماری مدارس با طبیعت ، نکته قابل توجه دیگر است. در گذشته در حیاط مدارس دینی ، حوض آب قرار داشت و حجرهها رو به حوض قرار داشتند ؛ محصلان از کنار آن عبور میکردند تا وارد کلاس شوند. اگر مدرسه در کویر هم بنا میشد ، حوض آب و حداقل تک درختی در میان حیاط دیده میشد . حرکت خورشید و حرکت سایه و آفتاب رواقها را همه میتوانستند دنبال کنند و هیچگاه پنجرههای بلند و کشیده ، مانع مشاهده منظره حیاط نمیشدند.
د) وابستگی به تکنولوژی
به علت وابستگی به تأسیسات الکتریکی و مکانیکی به ندرت معماری مدارس ، معماری کاملی است و حتی گاهی در طول روز هم لازم است از روشنایی مصنوعی بهره برد و همین بیتوجهی طبیعت و اقلیم سبب اتکای شدید ساختمان مدارس به تأسیسات الکتریکی و مکانیکی گشته است.
اتکای انسان به تکنولوژی باعث شد که معماری هویت مکانیاش را تغییر بدهد. تکنولوژی فرهنگ ساز است . همواره فرهنگش را با خودش هرکجا که وارد میشود میبرد .تکنولوژی ما را ملزم به توجه به مسائل اقلیمی نمیکند.

1-4 هدف پروژه:
از آنجایی که در حال حاضر یک فضای طراحی شده برای دختران به عنوان هنرستان هنرهای تجسمی در شهر یزد وجود ندارد و با توجه به تاثیری که فضا و طراحی آن بر فرد دارد، ضرورت طراحی یک مرکز آموزشی در زمینه هنرهای تجسمی حس میگردد. هدف ، طراحی یک فضای آموزشی با کیفیت فضایی مناسب برای آموزش هنرجویان در یک شهر تاریخی و هنری است که بتواند احساس تعلق به مکان آموزش را برای آنها ایجاد کرده و خاطراتی فراموش نشدنی به جای گذارد به گونه ای که تصاویری از فضا که در ذهنشان باقی میماند همواره گوشهای باشد از فضا با تمام ویژگیها و مختصات آن از جمله رنگ ، بافت ، مصالح و … )

1-5 روش تحقیق :
با توجه به موضوع رساله ، از روش تحقیق کیفی استفاده می شود و جمع آوری اطلاعات از طریق مطالعات کتابخانه ای و میدانی خواهد بود. در این بخش با مراجعه به منابع مکتوب شامل اینترنت ،کتب ،مجلات، مقالات و پایان نامه های مرتبط با موضوع به زمینه های اصلی تحقیق پرداخته شده و برداشت های میدانی با استفاده از روشهایی چون تهیه عکس، مصاحبه و پرسشنامه از فارغ التحصیلان سابق و هنرجویان هنرستان صورت میگیرد و در پایان کار نیز به کمک روش تحلیل داده ها ، اصول و احکام لازم استخراج گردیده تا راهکارهایی جهت طراحی به دست آید.
1-6 فرضیات (یا سئوالات پژوهشی):
1-عوامل موثر در ارتقاء دلبستگی به مکان چیست؟
2- چه عواملی بر ایجاد حس تعلق افراد به مدرسه مؤثر می باشند؟
3-تعلق به مکان تحصیل چه اثرات و نتایجی در زندگی هنرآموزان خواهد داشت؟
4-چه راهکار هایی برای بهبود طراحی فضای آموزشی می توان اندیشید به طوری که احساس تعلق هنرجویان افزایش یابد؟

1-7: ساختار رساله:
– فصل اول : مقدمه اي جهت ورود به بحث است كه به مسأله اصلي، اهداف، سوالات و روش تحقيق پرداخته و موضوع اصلي رساله را بيان مي كند.
– فصل دوم : اين گفتار به بحث شناخت اختصاص داشته و به تعريف هنر، هنرستان، هنر هاي تجسمي، آموزش هنر ، اولين هنرستان ها و غيره اشاره دارد .
– فصل سوم : در اين بخش رويكرد طراحي معرفي شده و حس تعلق به مكان، ابعاد مختلف آن، اثرات و نتايج، عوامل مؤثر در شكل گيري دلبستگي و مدل هاي مطرح در اين زمينه شرح داده میشود.
– فصل چهارم: در این فصل مصادیق معماری که از نگاه نگارنده رویکرد پروژه را پاسخگو بوده است جهت کمک به طراحی معماری به طور مختصر بررسی می گردد و در ادامه طرح پژوهشی بیان میگردد.
– فصل پنجم : برنامه ريزي معماري صورت مي گيرد، به نحوي كه ابعاد مختلف طراحي فضاي آموزشي بررسي شده و پس از تدوين برنامه فيزيكي، ضوابط و نكات طراحي هنرستان ، بستر پروژه مورد شناسايي و آناليز قرار گرفته و شرايط اثر گذار بر آن بررسي مي شود و ضمن جمع بندي مباني نظري طراحي با توجه به فصول قبل به ارائه فرآيند طراحي پرداخته شده و در انتها مدارك طراحي ارائه مي گردد.

فصل دوم: موضوع طراحی

2-1 مقدمه:
فضاهای آموزشی از جمله فضاهایی هستند که در چگونگی پیشرفت و شکل گیری یک جامعه تأثیرگذارند . نقش آموزش در توسعه هر جامعهای قابل توجه میباشد و آموزش هنر به دلیل اینکه ابزاری قوی در برقراری ارتباط بین هنرمندان ایجاد می کند از اهمیت خاصی برخوردار است.
هنر زبانی است که اغلب انسان ها به سبب ویژگی های فطری خود به صورت طبیعی و بلاواسطه درک می نمایند (یزدانی،1384،ص4)
با توجه به هدف این رساله در نخستین گام از مسیر گزارش به بررسی اهمیت آموزش ، تلفیق آن با هنر،پیدایش اولین هنرستان ها و اصول و اهداف آموزش در هنرستان ها پرداخته می شود و پس از آشنایی کلی با هنر و انواع آن مقوله هنرهای تجسمی مورد مطالعه قرار میگیرد.

2-2 اهداف آموزش و پرورش در ايران
در برنامه ريزي آموزشي، اهداف زير مد نظر مي‌باشد:
– اعتلاي سطح فرهنگ و دانش عمومي و پرورش فضايل اخلاقي و ايجاد بينش سياسي و اجتماعي
– شناخت بهتر استعدادها و علاقه دانش‌آموزان و ايجاد زمينه مناسب و مساعد، جهت هدايت آنان به مسيرهاي تحصيلي مناسب و زمينه‌هاي اشتغال در آينده متناسب با توان، استعداد و علايق آنان و نيازهاي كشور
– ايجاد روحيه احترام به قانون
– آموزش مفاهيم اوليه علوم
– آموزش عملي بهداشت فردي و جمعي
– آموزش و ارائه شناخت اجمالي در رابطه با مسايل سياسي و اجتماعي كشور
– قرار دادن فرد در اجتماع، از طريق رشد دادن حس مسئوليت شخصي
– افزايش تجارب و معلومات عمومي دانش‌آموزان براي بهتر زيستن در اجتماع
– كمك به ايجاد نظم و تربيت و پرورش عادت تفكر علمي(محمودی،1390،ص18)
2-3 تلفيق آموزش با هنر و علمي شدن هنرها:
در گذشته هنر، مقلواي كاملاً جدا از بحث آموزش تئوري بوده و به صورت تجربي و به روش عملي توسط استادكار به شاگرد آموزش داده مي‌شده است.
به تدريج و با پيشرفت جوامع و تكنولوژي و تخصصي شدن تمام حرف و هنرها، آموزش آنها نيز از شكل تجربي به صورت علمي و آكادميك در آمد و افراد نياز پيدا كردند تا علاوه بر داشتن مهارت و تجربه عملي در يك هنر با معاني، اصول و تاريخچه آن به شكل تئوري نيز آگاهي داشته باشند.
هنرستان ها كه با تحقق و برآورد اين هدف طراحي و تشكيل شدند تا به عنوان يك پل ارتباطي بين سطوح مختلف آموزش (مرحله قبل از دانشگاه و دانشگاه (تحصيلات عالي)) عمل كنند و مهارت‌هاي حرفه‌اي را به صورت پايه‌اي و در سطح ابتدايي در اختيار دانش آموختگان اين دوره قرار دهند. (محمودی،1390،ص19)

2-4 اصول آموزش وپرورش در هنرستان‌ها:
در آموزش هنر، دريافت مقدم بر درك عقلي است، لذا روش آموزش چه در محدوده عمومي دوره و چه در زمينه موارد خاص، حركت از محسوس به سوي معقول مي‌باشد. در‌اين روش با طرح مصاديق و ايجاد فرصت تجربه و برخورد مستقيم، پرسش‌ها و انگيزه‌ها و جهت‌هاي لازم براي درك مطلب فراهم گشته و سپس مفاهيم و اصول و قانونمندي‌ها آموزش داده مي‌شود.
در آموزش هنر، بايد جنبه‌هاي القايي را تا حد امكان، كاهش داد و به زمينه‌هاي استنتاجي افزود و در نهايت به ارائه بينش و روشهاي مناسب سير از سوال به جواب، پرداخت. در آموزش مي‌توان، از روش‌هاي تعليم و تحقيق و تجربه استفاده نمود. (همان،ص19)

2-5 تعريف و منشا هنر
دو منشا هنر يكي منشا غرايز و ديگري رشد نيازها و احتياجات جامعه كه تلاش مي‌كند ماهيت هنر را بر اساس نيازهاي موجود در جامعه بررسي و توجيه كند، در حالي كه در دنياي كنوني به علت فقر و بيسوادي و عدم توزيع عادلانه فرهنگ هنوز هنر به نسبت مساوي بين مردم تقسيم نشده است. علاوه بر اين تمام افرادي كه امكان استفاده از هنر را هم دارند به دليل ماهيت خاص هنر نمي‌توانند از آن استفاده كنند. ما در وهله اول احساس نياز به وسيله مي‌كنيم مثل تلفن، ماشين و هر اختراع ديگري كه نياز جامعه سبب اختراع آن مي‌گردد) بعد به طرف اختراع كشيده مي‌شويم. در حالي كه بعد از خواندن آثار تولستوي احساس مي‌كنيم به وجود آن نياز داشته ايم نه قبل از آن. اين وجه مخفي در هنر همان وجه مخفي شده نيازهاي روحي انسان امروزه است كه به دنبال مقام و جايگاهي براي عرضه است و با تحريك و بسامان كردن آن مي‌توان بسياري از نابساماني‌هاي روحي را از بين برد و در اين راستا ارتباطات هنري و تحريك شده خودشناسي در افراد مي‌تواند در جهت رسيدن هر فرد به اين نياز دروني مفيد واقع شود.
براي بيان اين ارتباط اگر روند تكاملي انسان را مد نظر قرار دهيم خواهيم يافت كه از ابتداي آفرينش انسان هرچه بر عمق و سابقه زندگي انسان افزوده شده يافته‌هاي عقلي و حسي او به صورت گنجينه‌اي در اختيار او قرار گرفته است كه بر اساس آن رفتارهايش متكامل‌تر شده است.
بر اساس ديدگاه عامي در مورد هنر و جايگاه اجتماعيش انگيزه انسان از پرداختن به هنر عبارت است از:
1- تفنن و سرگرمي 2- اقتصاد و اشتغال زايي
بخش اقتصادي انگيزه بسيار خوبي براي بسط هنر در سطح جامعه دارد اما بايد توجه داشت كه اين نوع هنر(هنر مصرفي)، اولاً به خاطر مطرح بودن انگيزه‌هاي اقتصادي كه سعي بر ارتقاء كميت دارد تا كيفيت و از سوي ديگر شكل آموزش اين نوع هنر و نحوه آموزش نسل به نسل آن از مطلوبيتش خواهد كاست كه در اين رابطه بحث آموزش جايگاه خاصي مي‌تواند پيدا كند.
اما جايگاه تفنني هنر كه بيشتربا مسائل رواني فرد همراه است اگر به گونه‌اي باشد كه با تربيت و آموزش سنخيت بيشتري داشته باشد، مي‌توان ارتقا كيفي را بر ارتقا كمي غلبه داد.
اين گروه از افراد جامعه بخشي از مردم هستند كه در حدود ارتقا توانمنديهاي هنري به تخليه رواني و پر كردن اوقات فراغت خواهند پرداخت و در راستاي مباحث تكنيكي سطح دانش فرد و در نتيجه غناي فرهنگي آنها نيز تحت تاثير قرار خواهد گرفت و در همين گروه مي‌توان رشد فكري و تكامل مباحث هنري را نيز يافت.
با توجه به واژه هنر و تعاريف فوق سه ويژگي عمده هنر، اتحاد بين جوامع انساني و ارتباط آنها با هم- ارتباط انسان امروزي با طبيعت كه خاستگاه بشرمي باشد و در انتها احساسهاي خاص برداشت شده از طبيعت توسط انسانها ب

پایان نامه
Previous Entries منبع پایان نامه ارشد درمورد دلبستگی به مکان، هنرهای زیبا، آموزش و یادگیری Next Entries منبع پایان نامه ارشد درمورد فلسفه هنر، زیبایی شناسی، جهان خارج