منبع پایان نامه ارشد درمورد آموزش هنر، ادراک دیداری، انعطاف پذیری، تعلیم و تربیت

دانلود پایان نامه ارشد

کودکان به نمرات بالاتری در آزمون های نوشتن، درک مفهومی تر از تاریخ و نوشتن روایت دست یافتند.101
بنابراین بر اساس مرور برخی مطالعات ملاحظه می کنیم که آموزش هنر می تواند باعث تقویت رشد زیبایی شناختی، رشد اجتماعی – عاطفی، رشد اجتماعی و فرهنگی، رشد شناختی و پیشرفت تحصیلی کودکان شود. به طور کلی می توان ادعا کرد که آموزش هنر فایده هایی بدین شرح برای کودکان دارد که یادگیری آزمایشی از طریق آزمون و خطا را امکان پذیر می کند و موفقیت های بیشتری را در سایر حوزه های تحصیلی فراهم می آورد.
3-11-4-1: نوشتن: راهبرد کنونی آموزش نوشتن، دایر بر مرتبط ساختن آموزش نوشتن با آموزش خواندن است. این راهبرد بی اساس نیست؛ لیکن، به دلایل بسیار، می توان پذیرفت که نوشتن، علاوه بر مهارت های به کار گرفته در خواندن، مستلزم یادگیری چندین مهارت است. همچنین، منطقی به نظر می رسد که تشابهات بسیاری بین نوشتن در مراحل اولیه و نقاشی کودکان در همان مراحل وجود داشته باشد. هدف این دو فعالیت، بازنمایی تصویری است، و احتمال می رود که کودکان در انجام هر دو فعالیت با مسائلی نسبتاً مشابه مواجه گردند. به ویژه تحلیل های جاری در مورد نقاشی کودکان که در آنها بر مسائل برنامه ریزیف گزینش ترتیب انجام کارها و برطرف کردن موانع چندگانه توجه می شود، به نظر می رسد که از بسیاری جهات به تحلیل های معاصر درباره نوشتن توسط بزرگسالان شباهت داشته باشند.102
3-11-4-2: املاء: محققان پی برده اند که درصد بالایی از تجدیدهای خردادماه در پایه اول مربوط به درس املاء می باشد و روش جدیدی را برای یافتن راه حل این مشکل مورد بررسی قرار داده اند. در این روش با توجه به اینکه دانش آموزان در پایه اول آمادگی بیشتر با نقاشی، کار با خمیر و کاردستی سرو کار دارند، می توان نقاشی و کاردستی را در درس املاء دخیل کرد.
در تحقیقاتی که این روش را مورد بررسی قرار داده اند، نمره های دیکته دانش آموزان پیشرفت خوبی داشت و دانش آموزان نسبت به درس املاء اشتیاق نشان دادند. همچنین، میزان اضطراب دانش آموزان در حین املای کلمه های جدید کمتر شد و علاوه بر درس املاء، در درس هنر نیز پیشرفت خوبی داشتند.103
3-11-4-3: انشاء: اگر ما باور داشته باشیم که کودکان به طور ذاتی تمایل به بیان اعمال و رفتار و تجارب شخصیشان دارند، ضروری است که معلم فرصتی در اختیار آنها قرار دهد تا بتوانند درباره اعمال خود و نیز از سایر مسائلی که نسبت به آنها اطلاع و آگاهی دارند بیان و توضیح داشته باشند. آزاد گذاشتن کودک برای بیان حالات درونی خود موجب می شود که بتواند افکارش را خوب بروز دهد، خوب سخن بگوید، و نیز خوب بنویسد.
بیان به وسیله نقاشی یعنی همان چیزی که ما آن را بیان هنری می نامیم، نزد کودکان بسیار قوی تر و واضح تر از بیان به وسیله زبان است.یکی از مربیان آمریکایی به نام کوکنس تعداد 250 نقاشی خانه ای در حال سوختن را که 250 کودک پنج تا شش ساله آنها را کشیده بودند را با اظهارات 250 کودک دیگر پنج تا شش ساله درباره خانه ای در حال سوختن مقایسه کرد. نتیجه این مقایسه این بود که قدرت کودک در بیان افکار و احساسات خود به وسیله نقاشی به مراتب قوی تر از بیان به وسیله زبان است.104
3-11-4-4: آموزش فلسفه: هنر از طریق نمادها با زبان و اندیشه نسبت پیدا می کند و هر تصویر به سان هزاران کلمه از سطح اجتماع به درون روان سیر می کند. هنگامی که بحث شناخت انسان از حوزه فلسفه با طرح موضوع ادراك وارد حوزه روان شناسی می شود و هنگامی که ادراك، با توجه به عوامل محیطی، فرهنگی و تاریخی، در سیر اندیشه تبدیل به فعالیتی معنادار می شود و خلاقیت آدمی را در مسیر ارتقای اندیشه به کار می گیرد، و سپس با میانجیگري روان شناسانی مانند یونگ105 نقش هنر براي ظهور محتویات ضمیر ناخودآگاه و ضمیر جمعی مطرح می شود. دیویی106 نیز “هنر به مثابه تجربه” را مبناي تجدید نظر در زمینه آموزش همه مقاطع تحصیلی ذکر می کند و مانوئل بارکان107 هم، که از دیویی تأثیر پذیرفته است، در کتاب مبانی آموزش هنر به بیان این نکته می پردازد: «آموزش هنری کودکان، آنها را آماده زندگی در یک جامعه دموکراتیک می کند.»108
3-11-4-5: ریاضی و حساب: طبق مطالعات زایدل (2006) و آندریاس (2005)، هنر تجسمی می تواند نیمکره راست مغز را فعال و تقویت کرده و یادگیری را افزایش دهد. مطالعات نوروپسیکولوژیک حاکی از این مطلب است که آسیب وارده به لوب پس سری نیمکره راست، می تواند موجب اختلال در یادگیری به ویژه حساب نارسایی و نارساخوانی شود. این ناحیه از مغز در واقع محل پردازش و تعبیر و تفسیر و به طور فضایی و حافظه دیداری پیش نیازهای یادگیری ریاضی هستند. اگر برنامه آموزش ریاضی دانش آموزان با مشکلات حساب تا حدودی با هنرهای تجسمی تلفیق شود، کودک به خاطر انعطاف پذیری درک و فهم اعداد، عملیات اصلی، درک روابط فضایی و مفاهیم اندازه گیری و تناسب، یادگیری بهتری کسب می کند. آموزش های خشک، جدی و فاقد زیبایی شناسی، سختی درسی چون ریاضی را برای کودکان دوچندان می کند.109

3-12: نقش تربیتی هنر
بسیاری از صاحب نظران به جنبه تربیتی هنر معتقدند. به نظر آنها، در حقیقت نه تنها کار، بلکه هنر هم می تواند بهترین نمایش دهنده درون انسان باشد. نقش تربیت هنر در دیدگاه های مختلف را می توان در چند بخش خلاصه کرد:
3-12-1: ایجاد آرامش: ارسطو اعلام کرد که «همه هنرها از جمله نمایش وسیله ای است برای تسکین آشوب های روانی و شنیدن آهنگ های موسیقی یا تماشای تابلو های نقاشی یا حضور در صحنه تئاتر، سبب سبکباری و آرامش یعنی کاتارسیس می گردد.» بنابراین روح بدون دریافت زیبایی نمی تواند آرام بگیرد و دوام بیاورد.110
3-12-2: توانایی پالایش و شگفتی و هیجان: در آموزش هنر، پس از طی یک دوران طبیعی با گذر سریع فرد از بازی های بی هدف به سوی مطالعه و کار هدفمند، همراه با آموزش بنیادین، هیجانی مداوم از رشد و توسعه شکل می گیرد.111
علاوه بر این، قدرت انعطاف پذیری و تلطیف روحی افزایش می یابد. فروید112 می نویسد: «هنرمندان صاحب قوه و استعداد نیرومند تلطیف و پالایش اند و در واپس زدگی هایشان انعطاف پذیری دارند.»113
این انعطاف پذیری را که فروید از آن نام می برد شاید بتوان به نیروی شگفتی تعبیر کرد که کودکان آن را در نقطه اوج خود دارند، اما بعدها در جهان ماشینی امروزی می آموزند که بی اعتنا از کنار زیبایی ها و شگفتی های مادی و معنوی بگذرند که نتیجه آن یا خلاقیتی مخرب همراه با آشفتگی های روحی و روانی و یا رخوت و سستی است. در حالی که با آموزش هنر می توان هم نیروی شگفتی ابتدایی کودک را حفظ کرد و هم این نیروها را در جهت صحیح هدایت کرد.
3-12-3: داشتن نقش اصلاحی غیرمستقیم: از آنجا که تمرکز فکر، توجه، دقت و یادگیری، حرکت کردن بر خلاف طبیعت ضمیر آشکار است، تعلیم و تربیت در ذائقه ذهن ناگوار است و باید با ترفند آن را رام کرده، زیر یوغ کشید.114
از سوی دیگر، هر نکته مستقیم و هر سخن اندرزگونه واکنشی تدافعی در کودکان، به خصوص کودکان نااهل و بزهکار، ایجاد می کند و روش غیرمستقیم این حالت تدافعی را کاهش می دهد.
دکتر رجبعلی مظلومی می نویسد: «فرزند غیراهل را تنها از راه ورزش و هنر (نقاشی، تئاتر، کارهای دستی) می توان به اصلاح آورد، زیرا در این ها هیچ درس صریح اخلاقی و انسانی نیست و عالی ترین وسیله تعلیم و تربیت با همان دو درس به طور غیرمستقیم و غیرصریح قابل اجرا و طرح هستند.»115
3-12-4: شکوفایی ارزش های اصیل انسانی: احترام به دیگر انسان ها در وهله نخست، مستلزم داشتن بینش و گرایش مطلوبی نسبت به انسانیت و ارزش های اصیل انسانی است. ضروری است که ایجاد چنین نگرش و گرایش از سال های آغازین کودکی، از طریق آثاری در خور فهم و متناسبی با علائق کودکان دنبال گردد.116
هنر اسلامی از جمله هنرهایی است که این نقش مهم را به خوبی برعهده می گیرد. «هنر اسلامی در جهت شناختن ابعاد گوناگون انسان و جنبه های مثبت و منفی و لحظات هبوط و عروج او، بینشی همه سو نگر دارد و در عین حال که لحظه های سقوط انسان را می پذیرد، سعی در ارائه جلوه های متعالی ذات انسانی دارد». نقش هنراسلامی تعدیل غرایز و اعتلا بخشیدن به عواطف و هماهنگ ساختن این گونه شوق ها با ناموس خلقت و آهنگ هستی است نه بهای بیش از حد دادن به آنها.117
3-12-5: ایجاد خلاقیت و اعتماد به نفس: چنانچه اشاره شد، یکی از نقش های اصلی هنر ایجاد خلاقیت و تقویت نیروی شگفتی و هیجان است که اگر با تلطیف و پالایش روحی همراه گردد، منجر به ایجاد خلاقیتی مثبت و سازنده خواهد گردید و از سویی، به تأمین نیازهای اساسی و روانی کودک، مانند نیاز به ابراز خود، کمک شایانی می کند. فرد از طریق به وجود آوردن اشکال مختلف هنری، افکار و عقاید و احساسات خود را ظاهر می سازد و از این راه قوه ابتکار نیز پرورش می یابد و این اعتماد به نفس و خلاقیت در تمام سطوح یادگیری نقشی مؤثر دارند. در میان صاحب نظران تعلیم و تربیت، نظرات بلوم در مورد نقش هنر در بالا بردن توانایی ها و مهارت های ذهنی قابل تأمل است.

3-13: تأثیر هنر بر ناتوانی های یادگیری
برای حل مشکلات ادراکی دیداری – فضایی، حافظه دیداری و سایر مشکلات کودکان با اختلالات یادگیری پژوهشگران مطالعات زیادی انجام داده و برخی از آنها از هنردرمانی و آموزش هنرهای تجسمی برای حل این مسائل استفاده کرده اند در زمینه هنردرمانی می توان به مطالعات و پژوهش های اوهلین118 در سال 1979 اشاره کرد. وی یک هنردرمانگر رشدی بود که در کارهایش به نظریه های پیاژه و لوونفلد در دهه 1950 متکی بود و از آموزش هنرهای تجسمی چون نقاشی و طراحی برای تقویت رشد شناختی و نیز مهارت های ادراکی چون دقت بینایی کودکان کم توان ذهنی آموزش پذیر استفاده کرد. در سال 1979، اوهلین بر این نکته تأکید فراوان کرد که کودکان در نقاشی به تصور بدنی تأکید می کنند و نیز در بررسی های خود نشان داد که کودکان با ناتوانی های یادگیری از طریق آموزش نقاشی درک بهتری از خود پیدا می کنند. در دهه 1970، اوهلین فهرستی از شاخص های ترسیمی برای ناتوانی های مختلف چون مشکلات یادگیری، ادراکی و نیز اختلالات هیجانی – عاطفی تهیه کرده و تکنیک های هنری به ویژه نقاشی را که می تواند برای هر کدام از افراد این گروه مؤثر باشد مشخص نمود. وی اولین فردی بود که پیشنهاد کرد بهتر است در مورد کودکان با نقایص نورولوژیکی و یا مشکلات ادراک دیداری فضایی در هنگام آموزش نقاشی از رنگ های سفید یا روشن روی زمینه های سیاه یا تیره و نیز از رنگ های متضاد در نقاشی استفاده کرد، به عنوان نمونه کشیدن رنگ قرمز روی زمینه سبز و یا رنگ کردن دایره سیاه روی کارتی سفید و از این طریق نشان داد که این کودکان می توانند در زمینه تشخیص تصویر از زمینه و ادراک دیداری فضایی درک مفهوم بهتری پیدا کنند.119 آندریاس نیز هنردرمانگری است که از آموزش هنرهای تجسمی (نقاشی و سفال) برای افزایش مهارت های ادراک دیداری کودکان نارسا خوان و حساب نارسا استفاده کرده است و مطالعات و بررسی های او نشان داده که آموزش هنرهای تجسمی می تواند موجب افزایش مهارت های مرتبط با ادراک دیداری چون ادراک فضایی، حافظه دیداری و تشخیص شکل از زمینه شده و یادگیری را در این گروه از کودکان ارتقاء دهد.120
پژوهشگرانی دیگر چون زایدل و همکارانش در زمینه نقش هنر در یادگیری و نیز نوروپسیکولوژی هنر مطالعات و بررسی های گوناگونی انجام داده و یافته های آنها حاکی از این است که هنرهای تجسمی چون نقاشی با تقویت نیمکره راست و چپ مغزی می تواند موجب افزایش ادراک دیداری – فضایی شده و با تقویت لوب آهیانه ای و لوب پس سری راست و افزایش ارتباط بین آنها فرآیند یادگیری را افزایش دهد. بر اساس مطالعات دیگری که در زمینه تأثیر هنر نقاشی بر نیمکره های چپ و راست مغز صورت گرفته یافته ها حاکی از آن است که هر دو نیمکره های مغزی در درک هنر مؤثرند و آموزش نقاشی و

پایان نامه
Previous Entries منابع و ماخذ پایان نامه دانشگاه تهران، حوزه و دانشگاه، حکمت و فلسفه، دانش پژوه Next Entries منبع پایان نامه ارشد درمورد پیش دبستانی، تمایز یافتگی، زندگی روزمره، نیازهای آموزشی