منبع پایان نامه ارشد درباره گناهان کبیره، فیض کاشانی، رحمت الهی، قرآن و حدیث

دانلود پایان نامه ارشد

مى‌پوشانيم و شما را در جايگاه خوبى وارد مى‌سازيم. (النساء / 31)
و در جاى ديگر آمده است:«و وُضِعَ الكِتابُ فَتَرَى المُجرِمينَ مُشفِقينَ مِمّا فيهِ وَ يَقُولوُنَ يا وَيلَتَنا ما لِهذَا الكِتابِ لايُغادِرُ صَغيرَه وَلا كَبيرَه اِلّا اَحصاها»:‌« و كتاب (نامه اعمال) در آنجا گذارده شود، گنهكاران را مى‌بينى كه از آنچه در آن است، ترسان و هراسناكند، و مى‌گويند: اى واى بر ما، اين چه كتابى است كه هيچ عمل كوچك و بزرگى نيست، مگر اين كه آن را شماره كرده است. »
(الكهف / 49)
و در آيه‌اى ديگر مى‌خوانيم:«اَلَّذينَ يَجتَنِبوُنَ كَبائِرَ الاِثمِ وَ الفَواحِشَ اِلاّ اللَمَم اِنَّ رَبَّكَ واسِعُ المَغفِرَه»:« (نيكوكاران) كسانى هستند كه از گناهان بزرگ و زشتى‌ها، جز گناهان كوچك پرهيز مى‌كنند، بى گمان آمرزش پروردگارت وسيع است…. » (النجم / 32)
و همچنین در وصف بهشتیان است:«…. وَالَّذينَ يَجتَنِبُونَ كَبائِرَ الاِثمِ وَالفَواحِش »:‌«….. (مواهب آخرت، جاودانه است براى) آنان كه از گناهان بزرگ و كارهاى زشت پرهيز مى‌كنند. » (شورى / 37)
و درباره مغفرت الهى آمده است:«اِنَّ اللهَّ لايَغفِرُ اَن يُشرَكَ بِهِ وَ يَغفِرُ ما دوُنَ ذلِكَ لِمَن يَشاَّءُ وَ مَن يُشرِك بِاللهِ فَقد اِفتَرَى اِثماً عَظيما»:«خداوند (هرگز) شرك را نمى‌بخشد و پايين‌تر از آن را براى هر كس بخواهد (و شايستگى داشته باشد) مى‌بخشد و آن كس كه براى خدا شريكى قائل گردد، گناه بزرگى انجام داده است. » (النساء / 48)
از اين آيات استفاده مى‌شود كه گناهان، دو گونه‌اند: كبيره و صغيره که گروه اول دارای وعده عذاب سخت و حتمی می‌باشد. همچنين استفاده مى‌شود گروه اول، بدون توبه حقيقى بخشودنى نيست، ولى گروه دوم بخشودنى است. گرچه هر گناه، چون مخالفت فرمان خداى بزرگ است، سنگين و بزرگ مى‌باشد، ولى اين موضوع منافات ندارد كه بعضى از گناهان نسبت به خود و آثارى كه دارد، بزرگتر از برخى ديگر باشد، و به گناهان بزرگ و كوچك تقسيم گردد.
روايات متعددى از ائمّه (عليهم السلام) به ما رسيده كه بيانگر تقسيم گناهان به كبيره و صغيره و خصوصیات گناهان کبیره است. تنها در كتاب اصول كافى بابی تحت عنوان «باب الكبائر» به اين موضوع اختصاص يافته كه داراى 24 حديث است. بر اساس تعالیم دینی اسلامی، کسی که گناه کبیره از او سر زند و توبه ننماید فاسق است و نمی‌شود در نماز به او اقتداء کرد و شهادتش پذیرفته نیست و پس از مرگ مستحق عقوبت الهی است. مگر اینکه فضل الهی شامل حالش شود که از آنجمله شفاعت پیامبر اسلام و آل پیامبر (علیهم صلوات الله) است. (ر.ک قرائتی 1392: 28و29) از پیامبر اسلام ( درباره شفاعت نقل است که شفاعتم را برای صاحبان گناهان کبیره از امتم ذخیره کرده‌ام. شفاعت من برای صاحبان گناهان کبیره از امتم می‌باشد، اما نیکوکاران، یعنی ترک‌کنندگان کبائر، برایشان راه مؤاخذه نیست. (شیخ صدوق، 1404: 2، 125) برخی از بزرگان اخلاق با جمع بندی احادیث موجود علامتهایی در مورد این گناهان برشمرده‌اند:
1. هر گناهی که در قرآن و حدیث بر کبیره بودن آن تصریح شده باشد. (متجاوز از چهل گناه که در روایات اهل بیت پیامبر ( نام برده شده است.)
2. هر معصیتی که در قرآن مجید یا سنت معتبر وعده آتش بر ارتکاب آن رسیده باشد.
3. هر گناهی که در قرآن یا سنت معتبر از گناهی که کبیره بودنش مسلم است بزرگتر شمرده شود.
4. هر گناهی که نزد متدینین و متشرعین بزرگ شمرده شود بطوری که یقین حاصل شود که بزرگی آن منتهی بزمان معصوم می‌گردد، مانند نجس نمودن مسجد از روی علم و عمد و بقصد هتک احترام خانه خدا، پرتاب کردن و‌انداختن قرآن مجید.
5. تکرار گناه صغیره یا اصرار بر تکرار گناهان صغیره نیز خود گناهی کبیره است (ر.ک كلینی، 1365:2، 276) و (طباطبایی، 1417: 4، 326)
آنچه گناهان صغیره را کبیره می‌کند
فیض کاشانی آنها را چنین بر می‌شمرد:
1- اصرار بر صغیره و ادامه آن: به همین سبب گفته‌اند با اصرار بر صغیره‌ها گناه، کبیره و با استغفار، کبیره‌ای وجود ندارد. بهترین اعمال آنست که با دوام‌تر بوده هر چند‌اندک باشد. مورد اتفاق صحیح بخاری و صحیح مسلم حدیث از عايشه.
اشیاء با اضداد خود معلوم و شناخته می‌شوند. اگر عمل سودمند آنست که هر چند‌اندک لیکن ادامه داشته باشد، پس عمل بسیاری که ادامه نداشته باشد و متقطع شود، در نورانی کردن و پاکیزه ساختن دل سودش‌اندک خواهد بود. به همین گونه اعمال بد، هر گاه ادامه یابد، تأثیر آن در ظلمانی کردن دل بسیار خواهد بود.
2-کوچک شمردن گناه:‌ هر قدر گناه را بزرگ بداند، آن در پیشگاه حق تعالی کوچک به حساب می آید و هر چه گناه را کوچک بداند، در نزد خداوند بزرگ خواهد بود. زیرا بزرگ شمردن گناه ناشی از نفرت قلبی و بیزاری او از آن است و همین امر مانع است از این که زیاد تحت تأثیر آن واقع شود. و کوچک شمردن گناه نتیجه و حاصل انس او به آن است. «مؤمن گناهش را مانند کوه در بالای سرش می‌بیند و بیم دارد که بر او فرود آید و منافق گناهش را مانند مگس می‌بیند که بر بینی او بگذرد و او آن را بپراند» (صحیح بخاری، ج 8، ص 182).
از ابي عبدالله ( روایت شده که فرموده است: « از گناهان کوچک بپرهیزید زیرا آمرزیده نمی‌شوند. عرض کردم گناهان کوچک کدام است؟ فرمود: این که انسان گناهی مرتکب شود و بگوید خوشا به حال من كه گناهم غیر از این نبود» (کلینی، 1365: 2، 285)
روايت از امام حسن عسکری ( است که در باره گناهی که بخشوده نشود فرمود:«من الذنوب التی لا تغفر، قول الرجل:‌«لیتنی لا اؤاخذ الا بهذا»:«از جمله گناهانی که آمرزیده نشود این است که (آدمی) بگوید: ای کاش مرا به غیر از این گناه مؤاخذه نکنند. (یعنی این گناه که چیز مهمی نیست!) » (بحرانی، 1413:‌7، 639)
3- شادمان شدن به گناه صغیره و بدان مباهات کردن و این که ارتکاب آن را نعمت بشمارد و از این که آن سبب شقاوت و بدبختی اوست غافل باشد: پس هر زمان حلاوت گناه صغیره بر او غلبه کند، این صغیره کبیره می‌شود و در تیره کردن قلب او بسیار مؤثر خواهد بود. تا آن جا که برخی از گنهکاران بر گناهی که کرده‌اند خود را می ستایند، و از شدت خوشحالی در ارتکاب آن به لاف و گزاف و مباهات می پردازند.
4- اعتنا نکردن به پرده پوشی و حلم خداوند و مهلتی که به او داده است، و نداند که خداوند به سبب خشم خود بر او، به وی این مهلت را می‌دهد تا بر گناهانش بیفزاید. (همان ایمنی از مکر الهی)
5- اظهار گناهی و بازگو کردن آن، و یا آن را در حضور دیگری به جا آورد. چه آن خیانتی است که بر پرده‌ای که خداوند او را بدان پوشانیده است وارد می‌کند و موجب تحریک رغبت ودریدگی است برای کسی که آن را می‌شنود و یا آن را می‌بیند. زیرا این دو نیز گناهند و به آن می پیوندند. در نتیجه گناهش شدت و وسعت می یابد.
6- به جا آورنده گناه عالمی‌باشد که مردم به او اقتدا می‌کنند،بنا بر این اگر چنین کسی گناه را به گونه‌ای انجام دهد، که او را ببينند، گناهش کبیره می‌شود. در هر حال در حدیث است که هفتاد گناه از جاهل بخشیده می‌شود تا یک گناه از عالم بخشیده شود. بنابر این شاید بتوان گفت اصولا بسیاری از گناهان ولو این که علنی نباشند برای عالم عقوبت سختتری دارد و لذا کبیره خواهد بود. (فیض کاشانی، 1417:‌7، 58تا60)

روایت امام موسی کاظم ( از گناهان کبیره:‌
در روایتی طولانی از امام موسی بن جعفر( است که روزی عمرو بن عبید نزد پدرم جعفر صادق ( آمد و سلام کرد و نشست و این آیه را تلاوت نمود: «کسانی که اجتناب می‌کنند از گناهان کبیره و فواحش… » (شوری / ۳۵) و ساکت شد.
حضرت فرمود چرا بقیه را نخواندی و ساکت شدی؟ عرض کردم خواستم بفرمایید تا بدانم گناهان کبیره چیست؟ حضرت فرمود:
1. شرک به خدا: بزرگترین گناه کبیره شرک به خداست و مشرک محروم از بهشت است چنان که می‌فرماید: « اِنَّهُ مَن یُشرِک بِاللهِ فَقَد حَرَّمَ اللهُ عَلَیهِ الجَنَّه» :‌«هر که برای خدا شریک قائل شود خدا بهشت را بر او حرام گرداند و جایگاهش آتش دوزخ باشد» (المائده /2۶).
2. نا امیدی از رحمت خدا: بعد از شرک، ناامیدی از رحمت خداست و هر که ناامید باشد کافر است چنان که در قرآن می‌فرماید: « إِنَّهُ لاَ يَيأَسُ مِن رَّوحِ اللّهِ إِلاَّ القَومُ الكَافِرُون »:‌ «نومید مشوید از رحمت خدا همانا مایوس نمی‌شوند از رحمت خدا مگر کافران» (یوسف / ۸۷)
3. ایمنی از آزمایش: بعد از آن ایمنی از آزمایش و مجازات است و کسی از آزمایش خداوند ایمن نمی‌شود مگر زیان کاران چنان که در قرآن می‌فرماید: « فَلاَ يَأمَنُ مَكرَ اللّهِ إِلاَّ القَومُ الخَاسِرُونَ»:‌ «از مکر خدا ایمن نمی‌گردند مگر جماعت زیانکاران» (الاعراف/99). دیگری عاق پدر و مادر شدن است و خداوند عاق را “جبار شقی” نامیده‌است چنان که در آیه ۳۲ سوره مریم می‌فرماید: «و به نیکویی به مادر توصیه نمود و مرا ستمکار و شقی نگردانید»
4. قتل مومن: دیگری قتل مومن است بدون حکم شرعی و خداوند جایگاه قاتل را جهنم قرار داده چنان که می‌فرماید::‌ « فَجَزَآؤُهُ جَهَنَّمُ خَالِدًا فِيهَا» تا آخر آیه (النساء/ 93).:‌«هر کس مومنی را به عمد بکشد مجازات او آتش جهنم است که در آن همیشه معذب خواهد بود و خدا بر او خشم و لعن کند و عذابی بسیار شدید برایش مهیا سازد» (النساء / ۹۵)
5. تهمت: دیگری تهمت و نسبت زنا دادن به کسی است و هر که چنین تهمتی بزند و عده عذاب به او داده شده چنان که می‌فرماید: « لُعِنُوا فِي الدُّنيَا وَالآخِرَه وَلَهُم عَذَابٌ عَظِيمٌ»:‌«کسانی که به افراد با ایمان نسبت زنا داده‌اند در دنیا و آخرت ملعون خواهند بود و به عذاب سخت معذب خواهند شد» (النور / ۲۳)
6. خوردن مال یتیم: و دیگر خوردن اموال یتیم است که آن هم در آخرت جز عذاب ثمر دیگری ندارد چنان که خداوند می‌فرماید: « إِنَّمَا يَأكُلُونَ فِي بُطُونِهِم نَارًا وَسَيَصلَونَ سَعِيرًا»: «آنان که اموال یتیمان را به ستمگری می‌خورند در حقیقت آنها در شکم خود آتش جهنم فرو می‌برند و به زودی در آتش افروخته خواهند افتاد» (النساء / ۱۱)
7. فرار از جنگ: و دیگر فرار از جنگ است (که به دستور پیغمبر اسلام و یا امام و یا نائب خاص پیغمبر و امام واجب شده باشد) چنان که می‌فرماید: « وَمَن يُوَلِّهِم يَومَئِذٍ دُبُرَهُ إِلاَّ مُتَحَرِّفاً لِّقِتَالٍ أَو مُتَحَيِّزاً إِلَى فِئَه فَقَد بَاء بِغَضَبٍ مِّنَ اللّهِ وَمَأوَاهُ جَهَنَّمُ وَبِئسَ المَصِيرُ»: «هر که در روز جنگ فرار کرد همانا به طرف خشم و غضب خدا روی آورده و جایگاهش دوزخ که بدترین منزل است خواهد بود. » (الانفال/ 16).
8. خوردن ربا: و دیگری خوردن ربا است که خداوند در حق ربا خورندگان می‌فرماید: آن کسانی که ربا می‌خورند می‌فرماید: « الَّذِينَ يَأكُلُونَ الرِّبَا لاَ يَقُومُونَ إِلاَّ كَمَا يَقُومُ الَّذِي يَتَخَبَّطُهُ الشَّيطَانُ مِنَ المَسِّ»:‌«آن کسانی که ربا می‌خورند مبعوث نمی‌شوند در قیامت از قبرهای خود مگر مانند آن که شیطان ایشان را با مس کردن خبط کرده» (البقره/ 277).
9. جادوگری: دیگری سحر و جادو کردن و یاد گرفتن و یاد دادن آن است و خدای متعال در مذمت ساحران فرموده: « وَلَقَد عَلِمُوا لَمَنِ اشتَرَاهُ مَا لَهُ فِي الآخِرَه مِن خَلاَقٍ »:‌«و محققا می‌دانند که هر که سحر کند، در عالم آخرت هرگز بهره‌ای از بهشت نخواهد یافت». (البقره/102)
10. زنا: دیگری زنا کردن است و خدای تعالی وعده عذاب به زنا کنندگان داده چنان که می‌فرماید: « وَ مَن یَفعَل ذالِکَ يَلقَ اَثاماً يُضاعَف لَهُ العَذابُ يَومَ القِيامَه وَ يَخلُد فيهِ مُهانا»:‌«هر که زنا کند کیفرش را خواهد دید و عذابش در قیامت مضاعف و دو چندان شود و با ذلت و خواری به جهنم جاوید و ملخد گردد» (الفرقان/70-69)
11. قسم ناحق: و دیگری قسم نا حق یاد کردن است. یاد کنندگان ناحق در آخرت بهره‌ای از رحمت الهی ندارند چنان که می‌فرماید: « إِنَّ الَّذِينَ يَشتَرُونَ

پایان نامه
Previous Entries منبع پایان نامه ارشد درباره قرآن کریم، علامه طباطبائی، آیات و روایات، نهج البلاغه Next Entries منبع پایان نامه ارشد درباره امام سجاد، امام صادق، صدرالمتألهین، کمال انسانی