منبع پایان نامه ارشد درباره گفتمان دینی، رفتار انسان، سیر تکاملی

دانلود پایان نامه ارشد

ارتباط می باشند.
گفتمان دینی راهیست برای اینکه نشان دهد همه ادیان یک هدف داشته و یکی پس از دیگری سیر تکاملی را با توجه به اقتضای زمان و شرایط پیموده تا بشر به تکامل برسدو انسان خفته را بیدار کند.
هدف از این مرکز گفتمان ادیان برقراری و اشاعه عدالت میان ادیان در سراسر جهان -پیام صلح و نوعدوستی –برابری و آگاهی جوانان نسبت به دین میباشد.
بخش دوم: هنرو آموزش رابط بین فرهنگ ها
2-1 هنر و آموزش رابط بین فرهنگ ها
2-1-1 تعريف هنر
براي گشودن گره از مشكل تعريف هنر و چيستي آن به چند تعريف ارائه شده اشاره ميكنيم:
ـ هنر كوششي است براي آفرينش صور لذت بخش و يا خلق زيبايي.
ـ هنر عبارت است از انعكاس تجارب هر نسل، طبق قواعد و شرايط زمان و مكان و يا به عبارت ديگر، هنر ترجمان زندگي، يا بيان زندگي از نقطه نظري خاص است.
ـ هنر تقليد انعكاس صرف جهان و طبيعت است. يعني آيينهاي است كه به دست هنرمند پيش روي جهان ايستاده و آن را عيناً منعكس ميسازد.
ـ هنر عبارت است از ضبط يا بيان زيبايي هايي كه ضمير هنرمند از جهان دريافته و از آن لذت برده است.
مرحله خلق يا ايجاد يا ابداع، مهمترين مراحل هنر است. دنيا و اشياء جهان در برابر حواس هنرمند قرار گرفته است. حالتي خاص در برابر جهان و اشياء جهان به هنرمند دست ميدهد.
پس هنر، خلق خود را بيشتر مرهون هنرمند است كه در زمان معين در اوضاع و شرايط خاص محيط، زندگي ميكند. در مرحله خلق هنري، ديد خاص هنرمند، حتي از موضوع و «بدل» نيز مهمتر است. زيرا همين ديد خاص است كه باعث ميشود درباره موضوع واحد، از هر زباني سخني تازه و غير مكرر بشنويم. در حقيقت فرق ميان طبيعت با هنر در اين است كه طبيعت آن چه را دارد بيمحابا و به رايگان در معرض نمايش قرار ميدهد، به همه چيز نظر يكسان دارد و بياعتنا است.
در تاريخ هنر و در علم زيباشناسي، صرفاً از هنرهاي زيبا و ظريف بحث ميشود كه هدف آنها زيبايي است. اما هنرهاي مفيد كه از آنها فايدهاي و سودي منظور است و زيباييهاي آنها در درجه دوم اهميت قرار دارد چندان مورد توجه قرار نميگيرد. هنرهاي مفيد را ميتوان صنعت نام نهاد.
هنرهاي زيبا را معمولاً به دو دسته تقسيم ميكنند و اين واژه نخستين مرتبه در قرن 16 توسط فرانچسكو دوپولاندا به كار رفت و هنرهايي مانند شعر، موسيقي، نقاشي، معماري و رقص را جزء هنرهاي زيبا به شمار آورد.
1ـ هنرهاي پلاستيك كه مربوط به قوه باصرهاند، مانند نقاشي، معماري، حجاري، رقص، سينما، تئاتر؛
2ـ هنرهاي فونهتيك كه مربوط به سامعهاند و شامل شعر و موسيقي وادبيات هستند.
البته تقسيمبندي فوق قطعي نيست چون در حقيقت بيشتر هنرها، در آن واحد، مربوط به هر دو حس سامعه و باصره ميگردند.
تعريف هنر به طور كلي، بر هر يك از هنرها با جزئي تغيير قابل انطباق است. چنانكه ميتوان گفت هنر ادبيات و شعر، هنر خلق زيبايي به وسيله كلمات است. هنر موسيقي خلق زيبايي به وسيله اصوات است و شايد جزء كهنترين هنرها از ميان هنرهاي هفتگانه باشد و هنر نقاشي خلق زيبايي به مدد خطوط و رنگهاي متناسب است. حجاري و معماري و مجسمهسازي نيز هنر خلق زيبايي در احجام است. اما شرايط اين تعريف اين است كه حالت و احساس است كه هنرها را از آثار مشابه آنها ممتاز ميسازد. ساختمان معابد و كليساها و مساجد، اهرام مصر، قبر سرباز گمنام و بناهايي از اين قبيل، مبين احساساتي از قبيل عظمت، ترحم، عدالت، راز مرگ، احترام به كشته شدگان گمنام است و همين حالات خاص، معماري را جزء هنرهاي زيبا قرار ميدهد.
سرآمد همه هنرها تئاتر است كه از تلفيق و تركيب هم آهنگ هنرهاي ديگر به وجود ميآيد. يعني معماري و حجاري و نقاشي وادبيات و غالباً موسيقي را به خدمت ميگيرد. سينما و باله و اپرا نيز از هنرهاي تركيبي و پيچيدهاند. نهايت در سينما جنبه فن و صنعت (تكنيك) به همان اندازه جنبه هنري ارزش دارد مهم است.
هنر، يك فعاليت انساني و عبارت از اين است كه: انساني آگاهانه و ياري علائم مشخصه ظاهري (حركات و اشارات و خطها و رنگها و صداها و نقشها و كلمات)، احساساتي را كه خود تجربه كرده است به ديگران انتقال دهد به طوريكه اين احساسات به ايشان سرايت كند و آنها نيز آن احساسات را تجربه نمايند و از همان مراحل حسي كه او گذشته است بگذرند.
يا به طور كلي ميتوان گفت كه: فعاليت هنري عبارت است از فعاليتي كه منجر به خلق اثري شود كه افزون بر كاركردهاي نخستين و اوليه پيام يا كاركردي خاص در زمينه انتقال مفاهيم، آرمانها و خواستهها داشته باشد.
هنر چنانكه متفايزيسينها ميگويند، تجلي هيچ تصور مرموز، تجلي زيبايي يا خداوند نيست؛ هنر، چنانچه زيباييشناسان فيزيولوژيست عقيده دارند، هنر تظاهر احساسات سركش كه با علائم ظاهري جلوهگر شده باشد نيست؛ هنر توليد موضوعات دلپذير نيست؛ مهمتر از همه لذت نيست؛ بلكه وسيله ارتباط انسانهاست؛ براي حيات بشر و براي سير به سوي سعادت فرد و جامعه انساني، موضوعي ضروري و لازم است؛ زيرا افراد بشر را با احساسات يكسان، به يكديگر پيوند ميدهد.
يكي از خصوصياتي كه در مورد هنر ميتوان قائل شد اين است كه هنرمند با ارائه اثرش چشم انسانها را باز ميكند و به اين ترتيب به اولين وظيفه هنرمند دست مييابد. در اينجا به ارائه نقطه نظرات متفاوت درباره هنر ميپردازيم.
2-1-2 هنر از ديدگاه نيوتون
1ـ هنرهايي كه اشياء فيزيكي و ملموس توليد ميكند؛ معماري.
2ـهنرهايي كه طبيعت را ياري ميكنند مانند طبابت و زراعت؛
3ـ هنرهايي كه از طبيعت تقليد ميكنند مانند نقاشي و مجسمهسازي؛
4ـ هنرهايي كه فعاليت ذهني انسان را تقويت ميكنند مانند سخنوري و شعر؛
5ـ هنرهايي كه كاملاً ذهني هستند مانند هندسه.
2-1-3 هنر از ديدگاه تولستوي
رسالت هنر در زمان، عبارت است از اينكه از حوزه عقل، اين حقيقت را كه سعادت انسانها در اتحاد آنها با يكديگر است، به حوزه احساس انتقال دهد و به جاي زور و تعدي كنوني، ملكوت خدايي، يعني سلطنت محبت را مستقر سازد. همان محبتي كه در نظر همه ما عاليترين هدف حيات بشريت است. تولستوي نظريه هنر براي هنر را مردود ميداند.
2-1-4 هنر از ديدگاه كاندينسكي
كاندينسكي در كتاب معنويت هنر ميگويد: «هر اثر هنري فرزند زمان خويش است و در بسياري از موارد، زايندة احساسات ما، در نتيجه هر دوره فرهنگي، هنر ويژه خود را ميآفريند كه تكرار نشدني است. تلاش براي احياء اصول هنري گذشته در بهترين شكل خود، هنري مرده را توليد ميكند. اينگونه شبيه سازي صرفاً تقليد است».
كاندينسكي در جاي ديگر كتاب معنويت در هنر، هنرمند را كسي ميداند كه در رأس مثلثي ايستاده كه همان حيات روح است. كاندينسكي هنري را كه فقط از نظر تكنيك پيشرفت كند و چنان تخصصي شود كه فقط براي هنرمندان قابل درك باشد و تنها عدهاي منتقد و هوادار از آن تعريف و تمجيد كنند سرزنش ميكند.
هارموني هنر ساختاري ماهرانه طلب ميكند. چيزي كه كمتر براي چشم و بيشتر براي روح گيرايي داشته باشد اين ساختار نهايي ممكن است هارموني هنري آينده گردد. اثر هنري به شكلي رازآميز از هنرمند زاده ميشود. از او حيات و هستي ميگيرد و داراي نيروي هدفمند و معين است،و از اين ديدگاه دروني است كه ميتوان درباره خوبي يا بدي اثر هنري قضاوت كرد هنرمند بايد حرفي براي گفتن داشته باشد، زيرا هدف وي تسلط بر فرم نيست، بلكه تطبيق فرم با معناي دروني آن است.
هنرمند بر خلاف ديگران مسئوليت سه گانهاي بر عهده دارد:
الف ـ بايد تاوان استعدادي را كه دارد بپردازد؛
ب ـ رفتار، احساسات و افكار وي مانند هر انسان ديگري فضايي را خلق ميكند كه يا آلوده يا سمي است؛
ج ـ اين افكار و رفتار، مصالح و خلاقيت او هستند و خود بر فضاي معنوي اثر ميگذارند.
2-1-5 هنر از ديدگاه هربرت ريد
هربرت ريد نويسنده كتاب هنر و اجتماع، معتقد است كه مردم همه تا حدودي هنرمندند. او هنر را طراحي ميداند كه حساسيت، آن را شكل ميدهد واحساسي است كه شكل خوب را به وجود ميآورد و اين هر دو مفهوم هماهنگي (تناسب) را در بر دارد كه ارضاء حس زيباشناسي ما باشد.
«بايد باور داشت كه اهميت هنر از اقتصاد و فلسفه، بسي بيشتر است. هنر مقياسي است كه نسبت مستقيم با بينش روحاني آدمي دارد و حيات و حركت هنر در بيشتر ادوار تاريخي با يكي از اشكال ديانت بستگي داشته است. در طي دو سه قرن گذشته اين بستگي رفته رفته سستتر شده؛ به نظر نميرسد به زودي تماس تازهاي برقرار شود».
2-1-6 هنر از ديدگاه شريعتي
شريعتي علم را كوشش انسان براي آگاه شدن از آنچه هست ميداند. ولي هنر را كوشش انسان براي برخوردار شدن از آنچه بايد باشد، اما نيست معرفي ميكند. او ميگويد: هنر قديم در حد تقليد از طبيعت نگاهداشته شده بود. اما من درست بر عكس ميفهمم هنر درست تقليد از ماوراء محسوسات است تا طبيعت را به گونه آن تزئين كند. امروزه ساختن نوع بالاتري از انسان و از بشر است.
هنر را ميتوان مهارت در بيان و نيز استفاده از تخيل خلاقه دانست. يا به عنوان عملي كه با ايجاد كميتي مادي از زيبايي سر و كار دارد. همچنين هنر جستجوي حقيقت نيز قلمداد شده است. هنر اصيل ما را به ماهيت واقعي هر چيز، خصوصاً به روحيه و رفتار انساني نزديك ميكند ولي حيطه حقيقت و زيبايي از حيطه هنر وسيعتر است. و بالاخره هنر را نوعي وسيله ارتباط يا زبان دانستهاند كما اينكه «آي.ا.ريچاردز» هنر را شكل عالي فعاليت ارتباطي ميخواند.
آخرين تعريفي كه از هنر شده تصور امروزي ضد هنر است كه به گفته آرنولد هازر عبارت است از «نفي هنر به طور كلي». و بر طبق عقيده كمونيستها هنر وسيلهاي براي رسيدن به يك هدف است و در نظريه هنر به خاطر هنر، رابطه هنر جديد با طبيعت، رابطهاي بر اساس نقض كردن است.
باتو: هنر، تقليد زيبائي طبيعت است و هدفش لذت.
شيللر: هدف هنر، زيبائي و منشأ زيبايي نيز لذت است.
گيرشمان: فعاليت در حوزه زيبايي، هنر است.
مندلسون: هنر، زيبائي را كه با احساس مبهمي ادراك ميگردد، به مرحله تحقيقي و خوب ترفيع ميدهد.
حال به چند نظريه در رابطه با هنر و زيبائي اشاره مينمائيم، كه به روشن شدن بحث كمك بسزايي مينمايد. علينقي وزيري، در پايان كتاب خود3 چنين نتيجه گيري ميكند: هنر، كوششي است براي اينكه در مجاورت عالم واقعي، عالمي آمالي، عالمي مملو از نقشها و احساسات بيشائبه خلق گردد … هنر، شكنندة سدهايي است كه ميان آدميان و ملل به وجود آمده است، يك رابطه بينالمللي و نژادي است كه موجب نزديكي و علاقه ميان نخبگان ملل و نژادها ميگردد، قادر است روزي همه را متحد كرده و كمك مؤثري براي تشكيل يك تمدن هماهنگ باشد و وسيلهاي گردد كه نزديكي و يگانگي بيشتري ميان آدمي و طبيعت و ميان وجود انفرادي و وجود جهاني ايجاد شود.
در هر هنري نوعي تصرف به صورت بسيار كلي يا شايد تناقض آميز وجود دارد، هنري كه كاملاً تابع قواعد هندسي باشد بيروح است. ژاپنيها اعتقاد داشتند زيبايي حقيقي تا آن حد منظم نيست. هر آنچه تماماً عقلاني باشد نميتواند حس زيباشناختي را كاملاً ارضا كند. هميشه وظيفه هنر اين بوده است كه ذهن انسان را كمي آن سوي حدود فهم بكشاند نقطهاي كه از حدود امور عقلاني فراتر ميرود. بيكن ميگويد: هنر هميشه بايد چيز غريبي در تناسب خود داشته باشد.
هنر رهايي احساس است، در عين حال قوت و استوار شدن نيز هست. هنر حركتي است كه به وسيله اعداد نظم يافته باشد حجمي است كه در حدود اندازهها محدود شده باشد. هنر ماده بيسرانجام است كه وزن (ريتم) زندگي را جستجو ميكند. هنر عبارت است از بيان احساس و ايجاد تفاهم.
لئون تولستوي، نويسنده معروف روسي نظر خود را در كتاب هنر چيست؟ درباره هنر اين چنين بيان ميكند: «هنر تجلي زيبايي يا وسيله كسب لذت نيست بلكه وسيله ارتباط انسانها و يكي از شرايط حيات بشري است، هر يك از محصولات هنري اين نتيجه را دارد كه گيرنده تأثير آن محصول هنري با بوجود آورنده هنر و با تمام كساني كه در عصر او يا پيش از او يا پس از او همان تأثير هنري را گرفتهاند رابطه خاصي پيدا ميكند». هنر يك

پایان نامه
Previous Entries منبع پایان نامه ارشد درباره فرهنگ و تمدن، آداب و رسوم، سلسله مراتب Next Entries منبع پایان نامه ارشد درباره ناخودآگاه