منبع پایان نامه ارشد درباره گروههای اجتماعی، نظام سیاسی، نیروهای مسلح، مدرنیزاسیون

دانلود پایان نامه ارشد

کشش بازار جهانی بود که این امر سرمایهگذاران را به سوی فعالیتهای زود بازده و صنایع سبک هدایت میکرد. حتی کشورهای چند ملیتی وسرمایهگذاران خارجی نیز به سمت تولید کالاهای مصرفی با عمق و سرعت انتقال تکنولوژی پایین گرایش داشتند.156 به این ترتیب هرچند در این دوران سرمایهگذاری در بخش صنعت از رشد بالایی برخوردار بود اما به دلیل آنکه صنایع ایران به سوی وابستگی کشیده میشد، نه تنها بین صنایع سنتی و صنایع جدید، و بین صنایع کشاورزی وبین صنایع و معادن ایران پیوندی به وجود نیامد و ارتباط متقابل بخشهای صنایع سنگین و مصرفی نیز مورد توجه قرار نگرفت بلکه عدم رشد صادرات غیر نفتی به خوبی نشان دهنده ضعف کشور میباشد. از سوی دیگر در این مقطع به دلیل کاهش تولید محصولات کشاورزی و تحول در الگوی مصرف، شاهد افزایش واردات میباشیم، به این ترتیب در این دوره از یک سو به تدریج نیازهایی در اثر توسعه در ایران به وجود آمد که حتما لازم بود از خارج برطرف میشد و از سوی دیگر اقتصاد کشور برای تولید و صادرات مناسب در قبال این واردات نتوانست از توان لازم برخوردار شود. واردات کاملا متکی به درآمد نفتی بود که با کاهش یا افزایش آن درآمد، شاهد کاهش یا افزایش واردات بودیم که این امر پیامدهای مهمی را در ساختار اقتصادی کشور و گسترش بخش خدمات بر جای گذارد. در این دوره همچنین افزایش بیکاری یکی از شاخصهای اقتصاد است. با وجود سرمایهگذاری های هنگفت زیر بنایی، رشد نیروهای مسلح، ایجاد صنایع جدید و رشد ساختمانسازی، در این دوران بیکاری گسترش یافت: زیرا به دلیل وارداتی بودن و سرمایه بر بودن این فعالیتها، عمده آثار اشتغالزایی به خارج منتقل شد و در نتیجه با وجود هزینههای بسیار، بیکاری گسترده شد.157سرمایهگذاری بخش خصوصی در بخش خدمات و برونزایی الگوی از جمله عوامل این عدم اشتغال محسوب میشد. اکثر این بیکاران را مهاجران روستایی به شهرها تشکیل میدادند و این بیکاری در کنار بیکاری پنهان یکی ازویژگیهای مهم این دوره بود. تورم وگرانی مخصوصا از اوایل دهه پنجاه یکی از ویژگیهای دیگر این دوره است. از مهمترین دلایل گرانی مزبور در این سالها میتوان به رشد شتابان هزینههای غیر تولیدی بودجه سالانه یاد کرد که رشد آن نسبت به درآمدهای مالیاتی تناسبی نداشت. درحالی که در این سالها هزینهها به شدت افزایش یافت. به این ترتیب در مجموع مهمترین پیامد مدرنیزاسیون را در حوزه اقتصاد میتوان افزایش میزان نرخ رشد تولید ملی در این دوره ذکر کرد ودر کنار آن بر کاهش تولید و اشتغال در بخش کشاورزی، گسترش صنایع سبک و افزایش سهم بخش خدمات در تولید ناخالص ملی اشاره کرد که این امر در کنار افزایش واردات با اتکای شدید به درآمدهای نفتی به کاهش اشتغال و کاهش صادرات غیر نفتی، تورم و مشکلات دیگر اقتصادی منجر شد. در فاصله سالهای56-1353میزان سرمایه گذاری خارجی در ایران روز به روز در حال افزایش بوده است و بیشترین سرمایهگذاری مربوط به آمریکاییان میباشد. رشد اقتصادی عمدتا در این دوره ناشی از رشد صنعت می باشد اما ویژگیهای این سرمایهگذاریها و نحوه تامین مالی آن از طریق بخشها و برونزایی اقتصاد، یعنی درآمدهای نفتی و وام خارجی، میباشد. این امر ادغام اقتصاد ایران را در بازار جهانی تشدید و ایران را به کارگزار چند ملیتی تبدیل کرد158. برنامه پنجم عمرانی 56-1352 در آغاز برای پیگیری همان استراتژی کلی توسعه در برنامههای گذشته به اجرا در آمد. اما افزایش قیمت نفت طی این سالها حادثه مهمی بود که پیامدهای سرنوشت سازی را در تحولات اقتصادی ایران موجب شد.
3-3-3-مدرنیزاسیون نظام سیاسی
بعد از کودتای 28 مرداد 1332ه .ش و با سرکوبی نیروهای سیاسی (ملی، مذهبی و چپ گرا) دولت با حمایتهای مالی آمریکا به تدریج به سوی گسترش ارتش و سازمانهای امنیتی به عنوان مهمترین پایگاههای قدرت خود حرکت کرد و با افزایش درآمد نفت، استقلال عمل خود را از گروههای اجتماعی افزایش داد و شاه را قادر ساخت که کنترل خود را بر حکومت تحکیم بخشد. نهادها و رویههای دموکراتیک در ظاهر و به صورت قانونی همچون انتخابات، مجلس، قوه قضاییه هنوز پابرجا بود ولی عدم وجود یک جبهه مخالف سبب شد که شاه بتواند نهادها و رویههای قانونی مذکور را که از راه آنها جامعه میتوانست حکومت را محدود سازد، بر اندازد. سیاستگذاری حکومت به گونهای روز افزون به سمت متمرکز و شخصی شدن پیش رفت و راه های قانونی تاثیرگذاری گروههای اجتماعی بر حکومت به تدریج از بین رفت. شاه در ان سالها به جای نوسازی نظام سیاسی عمدتاً قدرتش را بر سه پایه اصلی یعنی: نیروهای مسلح و امنیتی، شبکه حمایتی دربار و دیوان سالار گسترده دولتی مستقر کرد و به این وسیله فاصله و استقلال خود را از گروههای اجتماعی افزایش داد. به این منظور افزایش تعداد نیروهای مسلح و نیروهای امنیتی همچون ساواک، سازمان بازرسی شاهنشاهی و رکن دو راتش به عنوان مهم ترین پشتوانه حفظ نظام سیاسی در اولویت قرار گرفت. شاه در این راه از کمکهای آمریکا نیز به شدت برخوردار بود و به وسیله این نیروها به آزار گروههای سیاسی و سرکوب در خواستهای گروههای اجتماعی پرداخت. در این دوران تصمیمات عموماً به وسیله شخص شاه و با مشورت گروه محدودی از مشاوران قابل اعتماد، که نمیتوان آنها را نماینده منافع گروههای اجتماعی معینی دانست، اخذ میشد که علم، اقبال، شریف امامی، هویدا، آموزگار، فردوست، نصیری، اویسی و طوفانیان از جمله آنان بودند. به علت نقش بی چون و چرا شاه در تصمیمگیری، سازمانهای حکومتی اختیارات مستقلی نداشتند یا از اندک اختیاری برخوردار بودند. نخست وزیر صرفاً از سوی شاه برگزیده میشد و کابینه های سایهای که مشاوران نزدیک شاه را شامل میشدند و تابع محض اراده او بودند به تدریج شکل گرفتند. این اقدامات سبب کنترل گسترده شخص شاه بر مقامهای حکومتی شد و بیش از پیش توان استقلال عمل فردی آنان را تحت الشعاع قرار داد. همچنین اختیارات استانها کاهش یافت و تمرکزگرایی افزایش پیدا کرد. دو مجلس قانونگذاری (سنا و شورا) به آلت دست حکومت تبدیل شدند. از آنجا که نیمی از سناتورها انتصابی بودند، این مجلس به عنوان ابزاری در دست شاه به شمار میرفت و هیچ گاه مشروعیت لازم را پیدا نکرد. مجلس شورا نیز، که قبل از کودتا از اهمیت خاصی برخوردار بود، بعد از کودتا زیر سلطه نیروهای امنیتی قرار گرفت و به جز شمار اندکی از کاندیداهای محبوب مردم و مجلس راه نیافتند و در سالهای بعد حتی این تعداد اندک با فشار شدید حکومت مواجه شدند و از راه مجلس بازماندند و مجلس مخصوصاً بعد از مجلس بیست و یکم چیزی جز یک مهره لاستیکی برای تأیید تصمیمات شاه نبود.159 احزاب سیاسی بعد از کودتا ممنوع شدند اما شاه در سال 1336ه.ش تصمیم به ایجاد دو حزب رسمی ملیون و مردم را گرفت تا به ظاهر یک سیستم سیاسی رقابت آمیز را پدید آورد و نیروهای اجتماعی طبقه متوسط نوین را در آنها سازمان دهد. رهبری این احزاب با دوتن از مشاوران وی یعنی منوچهر اقبال و اسدالله علم بود و به دلیل اینکه نیروهای امنیتی مانع تأسیس احزاب سیاسی دیگر بودند این دو حزب به صورت تنها مکانیسمهای قانونی برای مشارکت در امور سیاسی در آمدند اما به دلیل فقدان مشروعیت مردمی، این دو حزب نتوانستند بیش از چند هزار عضو را به خود جلب کنند. تقلبهای انتخاباتی مجلس بیستم نقطه عطفی در بی اعتبار کردن این احزاب گردید و علت تغییر در آنها شد. روی کار آمدن دموکراتها و کندی 1339ه.ش در امریکا و برنامه های اصلاحی کندی، فشارهای بیشتری را بر رژیم شاه برای ایجاد فضای سیاسی نسبی با سرکوب قیام مردم، که در 15 خرداد سال 1342ه.ش انجام شد، دوباره محدود شد و دوره جدیدی از تمرکز و استبداد را، که برخی محققین از آن به استبداد نفتی تعبیر میکنند، فراهم آورد. در سال 1342ه.ش حزب ایران نوین جایگزین حزب ملیون شد. این حزب از سوی گروه کوچکی از تکنوکراتهای جوان به رهبری حسنعلی منصور تأسیس شد. این حزب خود را طرفدار اصلاحات انقلاب سفید معرفی میکرد و حزبی حکومتی بود که از سوی ساواک و دفتر نخست وزیری کمک مالی دریافت میکرد. این حزب تا سال 1353ه.ش به صورت یک شبکه پیشرفته برای دربرگیری نهادها درآمد و تقریباً 90درصد اتحادیههای کارگری و تعاونیهای روستایی را کنترل میکرد و با بسیاری از صنفهای بازاری و سازمانهای بهداشتی، سوادآموزی و توسعه، که در اثر انقلاب سفید به وجود آمده بودند، پیوند و ارتباط داشت. این حزب 67 روزنامه و مجله منتشر میکرد و شبکهای از کانونهای جوانان را در سراسر کشور به گردش درمیآورد و حتی اقدام به تأسیس یک دانشکده برای آموزش مدیران سیاسی کرد اما علیرغم این اقدامات از هیچ گونه مشروعیت همگانی برخوردار نبود و نهادی مردمی به شمار نمیرفت. در سال 1353ه.ش شاه از شکست حزب ایران نوین و خفتگی تقریبی حزب مردم، برای جلب پشتیانی از سیاست خود، دچار سرخوردگی خود شده بود و حتی نمیخواست انتقاد محدودی را، که خواه ناخواه در سیستم دو حزبی پدید می آید، تحمل کند. ناگهان هر دو حزب را از میان برداشت و به جای آن سیستم تک حزبی و حزب رستاخیز را به دبیرکلی امیر عباس هویدا (یک تکنوکرات بهایی مسلک) پدید آورد. به این امید که این حزب به صورت نیروی محرکهای برای بسیج کنترل شده تودهها در آید. اما با وجود تهدیدات شاه مبنی بر اینکه هر کس عضو حزب نشود باید از ایران بیرون برود، این حزب نتوانست از مشروعیت همگانی اندکی برخوردار شود160. هدف حزب رستاخیز در اصل هدایت درخواست مشارکت سیاسی نیروهای جدید اجتماعی بود. مشارکت شعار حزب بود. در واقع هدف پاسخگویی هدایت شده به درخواست نیروهای تحصیل کرده جدید و طبقه متوسط نوینی که خواستار شرکت در تصمیمگیری بودند. تئوریسینهای حزب را عمدتاً کارشناسان جوان علوم سیاسی تشکیل میداد که تحصیلکرده دانشگاههای آمریکا بودند. اینان متأثر از آثار ساموئل هانتینگتون استاد علوم سیاسی بودند و اعتقاد داشتند که تنها راه نیل به ثبات سیاسی در کشورهای در حال توسعه ایجاد حزب دولتی منضبط است. به نظر آنان چنین جزبی به حلقه پیوند دهنده سازمان میان دولت و جامعه تبدیل خواهد شد و دولت را به بسیج مردم توانا خواهد ساخت و بنابراین خطرهای ناشی از عناصر اجتماعی مخرب را از میان خواهد برد. البته گروه نامبرده، این نطریه هانیتینگتون را نادیده میگرفتند که در عصر مدرن جایی برای پادشاهی وجود ندارد و همچنین از این هشدار وی غافل بودند که حزت تنها ابزاری حکومتی برای نظارت بر تودهها نیست بلکه باید رابطی باشد که فشارهای جامعه را به دولت و دستورات دولت را به جامعه انتقال دهد. براین اساس، حزب اهداف سیاسی بسیار روشنی داشت و آن تبدیل دیکتاتوری نظامی از مد افتاده به یک دولت فراگیر تک حزبی بود. این حزب توانست با تشکیلات خود بر طبقه متوسط حقوق بگیر، طبقه کارگر شهری و تودههای روستایی و تا اندازه محدودی هم بر طبقه متوسط مرفه بویژه بازار تسلط و نفوذ دولت را فراهم آورد.161 این حزب در نهایت در سال 1356ه.ش و به دنبال تشدید مبارزات سیاسی مردم منحل گردید. در همین حال اعمال خشونت و سرکوبی مهمترین ابزاری بود که علیه دیگر مخالفان سیاسی اعمال میشد و رهبران سیاسی گروههای ملی و چپ به شدت سرکوب شدند و رهبران مذهبی نیز در تبعید و زندان به انزوا رفتند. فضای باز سیاسی ناشی از فشارهای کارتر، که با روی کار آمدن دموکراتها در 1356ه.ش در آمریکا به وجود آمد، زمینه را برای فعالیت برخی گروههای سیاسی در کشور فراهم آورد و در نهایت موجب انفجار گروههای سیاسی در انقلاب 1357ه.ش ایران گردید. در مجموع سطح پایین نهادمندی سیاسی و ماهیت شدیداً شخصی قدرت سیاسی و انحصار سیاسی، یعنی فضای بسته سیاسی و گسترش روابط غیر رسمی در صحنه سیاسی کشور، از جمله ویژگیهای اصلی حوزه سیاسی در این دوره بود که با شبکه خاصی بخشی و گسترش فساد در این حوزه تکمیل میشد که همگی از استثنا شدن حوزه سیاسی از روند مدرنیزاسیون توسط دست اندرکاران توسعه در این مقطع خبر میدهد که این اقدام آسیب پذیری رژیم و فرایند گذار سیاسی را تسریع کرد.

فصل چهارم:
تاثیرات و دستاویزهای

پایان نامه
Previous Entries منبع پایان نامه ارشد درباره اصلاحات ارضی، ایدئولوژی، مدرنیزاسیون، رشد اقتصادی Next Entries منبع پایان نامه ارشد درباره میراث فرهنگی، آثار تاریخی، باستان شناسی، بهره بردار