منبع پایان نامه ارشد درباره گاستون باشلار، ظلم و ستم

دانلود پایان نامه ارشد

آنکه وسط ميخوابد کرايه از وي نميگيرند.
me:n xusa r? lahaf k?r?ye nam?.
? نَرَه ماهيخايه، اشپلان. ماهي نري ميخواهد ،که خاويار هم داشته باشد.
nar? m?hi xay? a?balan.

– آنچه که از زبانزدهاي مذکور مستفاد ميگردد شخصيت آدمهاي زرنگ را نشان ميدهد، آدمهايي که کوچکترين فرصت را به دست ميآورند سعي ميکنند بيشترين منفعت را ببرند. البته شخصيت اين تيپ آدمها، زرنگي آنان است که بيشتر جنبه منفيدارد، و ديگران را به عنوان ابزاري براي پيشبرد اهداف خودشان تلقي ميکنند.
– دربحث شخصيتها ميتوان آن را به دو شکل بررسي کرد:
الف- دستهاي ازشخصيتها که مورد پسند فرد و جامعه قرار ميگيرند.
ب- دستهاي ديگراز شخصيتها که مورد سرزنش و نکوهش قرار ميگيرند.
مردم جامعة ما وقتي به انتقاد از جامعة خود ميپردازند، به طور معمول به ويژگي اخلاقي و رفتاري خاصي اشاره ميکنند. که اکثراً انگشت اشاره آن به شهرنشينان و طبقات بالا دست است. آناني که با چابکي و زرنگي وحيله و نيرنگ، ثروت و مقام براي خود فراهم ميآورند، و هر روز براندوختههاي خود ميافزايند و از همين جا پايه ظلم و ستم را بنا ميگذارند.
– از آب کره ميگيرد.

4-3-5 نتيجهگيري
بسياري از زبانزدهاي مربوط به شخصيّت داراي جنبههاي اخلاقي است. اما براي آنکه اين تداخلها کمرنگ شوند، روش بخشبنديهاي اين فصل نسبت به فصل اخلاقي تغيير يافته است. و به جاي حکمت واخلاق فردي واجتماعي به شخصيّتهاي مثبت ومنفي که معمولاً تنها به اخلاق فردي نزديک ميشود، توجه شده است. دراين زبانزدها شخصيّتهاي منفي عنصرغالب به شمار ميآيند، و اين خود نشانة آدمها و يا بدبودن شخصيّت اغلب مردم است.
اين بديها بيشتر غريزي است. غريزي بودن و ناتوراليستي بودن شخصيّت بدين معناست که آدمها بر پاية نهاد وخواهشهاي مادي و نفساني خود عمل ميکنند و از طبيعت جسماني و نفساني خود خارج نميشوند، و ميدانيم که ناتوراليسم به واقعگرايي ورئاليسم نزديک ودنبالة آن است. (نک.فورست اسکرين،1375: 13) و واقعيتهاي بدبينانه رانشان ميدهد.

4-4 زبانزدهاي خرافي
4-4-1 مقدمه
زبانزدهايي که با باورهاي مردم در تماساند داراي جنبه هاي متفاوت است. اين باورها گاهي خرافي، گاه مذهبي، گاه با فايده وعلمي است. اين زبانزدهاي عاميانه، ايمان و علايق انسان را به جنبههاي متافيزيکي نشان ميدهند. آدمها نميتوانند بدون متافيزيک و ايمان مذهبي زندگي کنند از همينرو ، چه بسا سرگرم باورهايي ميشوند که بتوانند، زندگي روزمرّه و جنبههاي مبهم آن را سپري کنند. اين زبانزدها نسبت به زبانزدهاي ديگر کمتر است و شايد بتوان ميان زبانزد و باور، جدا سازي نمود اما برخي از مشخصههاي آنها به يکديگر نزديکاند.

4-4-2 بررسي و ارزيابي زبانزدهايخرافي
خرافات از جمله مباحثي است که از ديرباز ذهن بشر را به خود مشغول نموده است. تاکنون تعاريف مختلفي از خرافات شده است. خرافات در اصل نوعي از باور و اعتقاد است که هيچ گونه ريشة عقلائي ندارد، و به عبارت ديگر، سخني است بيهوده و باطل که ناشي از جهل و ترس انسان است. بشر آن زمان، به دليل عدم آگاهي و دسترسي به اطلاعات براي اين که از پسِ مشکلات زندگي برآيد، به ناچار به دنبال باورها و اعتقاداتي ميگشت تا به نوعي بتواند آلام دروني خود را تسکين بخشد. از ديدگاه روانشناسي افرادي که بدنبال خرافات هستند در واقع از حقيقت دل بريدهاند و به دستآويزي روي آوردهاند که ريشه در جهل و ناکجا آباد دارد. اين تيپ از افراد به جاي اينکه به بررسي ناکاميهايشان بپردازند، به فرافکني روي ميآوردند.
پيامد خرافات باعث ميگردد که شخص به مرور زمان اعتماد به نفس خود را از دست بدهد و متعاقب آن کم کم دچار نوعي سوظن ميگردد. سپس بدليل عدم مقابله با مشکلات اميد به زندگي در او نيز کاهش مييابد. براي مقابل با خرافات و باورهاي کج انديشانه بهترين ابزار، آگاه کردن مردمِ جامعه از بياثر بودن خرافات در زندگي ، بهره گيري از آموزههاي ديني ، بالا بردن اعتماد به نفس در مردم است.
همچنان که زمان تغيير ميکند به همان نسبت نيز باورهاي خرافي قابل تغيير هستند، و هر روز به شکلي خاص وارد زندگي بشر ميشوند، البته نبايد باورهاي عاميانه مثبت را با باورهاي خرافي به يک اندازه سنجيد. زيرا پارهاي از باورهاي عاميانه هستند که به نوعي بر سلامت روحي و رواني آدميان تأثيرگذارند. مضاميني که بر زبانزدهاي اين بخش حاکم است اغلب در حول و محور باورهاي بومي و فرهنگي منطقة لشت نشاء قرار دارد.
باورهاي عاميانه و خرافات هر ملتي با ساير ملل از جهاتي به هم نزديک و مشترک هستند. چنانچه وجه تمايزي نيز با هم داشته باشند، بيشترين انعکاس آن در جزئيات است. اقوام گذشته بيش از ملتهاي جوان، به باورهاي خرافي اعتقاد داشتند.
اقوام کهن به جاي ريشهيابي علت اصلي پديدهها و حوادث، خود را با باورهاي خرافي سرگرم ميکرد، و اين طرز تفکر و باورهاي غلط را به نسلهاي آينده نيز انتقال ميداد. باورهاي خرافي را ميتوان در موضوعهاي مختلف مانند: خانوادگي، فرهنگي، اجتماعي، اقليمي، منطقةاي، قومي و غيره، بررسيکرد.
بعضي از باورهاي خرافي به مرور زمان از اذهان محو گرديد، ولي تمثلهايي که با آن باورها ارتباط موضوعيت داشت وجود دارند و به کار برده ميشود.
بطورکليآنچه که از باورهايخرافي ميتوان دريافتکرد:
1- اين باورها هيچ گونه پايه و اساس منطقي ندارند.
2- تأثيرگذار در روح و روان آدمي نيست.
3- چنانچه تداوم داشته باشد باعث سوءظن در انسان ميگردد.
4- افرادي که پيشة رمّالي، فال بيني، پيش گوييدارند هدفشان سرکيسه کردن مردم ساده لوح است.
5- علت اساسي رويآوردن مردم به باورهاي خرافي عدم آگاهي از مسائل واقعي ديني، معتقد بودن به نيروهاي مافوق طبيعي واهي است.
6- اين باور مختص آدمهاي بي سواد نيست بلکه افراد تحصيل کرده نيز دچار چنين باورهايي هستند.
باورهاي خرافي را ميتوان به چند نوع تقسيم کرد:
1- باورهاي خرافي فايدهدار و بيفايده
2- باورهاي خرافي که جنبه علمي و غير علمي دارند.
3- باورهاي خرافي که جنبه اعتقادي دارند.
4- باورهايخرافي اعتقادي به دو بخش تقسيم ميشود: الف. باورهايديني ب. باورهايخرافي

4-4-3 زبانزدهايخرافي با رويکرد باورهاي علمي و بافايده
? اَغُوز دارَ جير ، غُوروب ايسان ، آدمَ بي وَختي آرا.
غروبايستادن زيردرخت گردوباعث ميشودکهآدم دچارنوعي بيماري(عارضه پوستي)گردد.
aquz d?ra jir , qurub is?n , ?dama bi vxti ara .
– آنچة که اين زبانزد بيان ميکند تبيين باورهاي بومي منطقة لشت نشاء است، چرا که باورها يک قوم ريشه در فرهنگ آن قوم يا ملت دارد. وقتي که از واژگان بومي در زبانزدها استفاده ميشود خود نشانگر اين واقعيت است که به نوعي فرهنگ آن قوم پررنگترجلوه مييابد. اصولاً باورها، خرافات و اعتقادات هر قومي با اقوام ديگر از جهتي مشترک و نزديک به هم هستند، چنانچه اگر با هم فرقي نيز داشته باشند، اختلاف در جزئيات و چگونگي انعکاس آنها است. باورها را ميتوان در موضوعهاي مختلف خانوادگي، اجتماعي، فرهنگي، اقليمي، علمي، منطقة وغيره بررسيکرد. به عنوان مثال، باورهاي منطقة لشت نشاء در واقع خود نِمودي از چگونگي ، بينش و طرز تفکر و جهان بيني و انديشگاني مردم اين منطقه در برهة خاصياست که تا به امروز با وجود تکنولوژي و دستاوردهاي علمي به زندگي و حيات خود ادامه داده است.
باورها را از نظر ساختار ميتوان به دو دسته تقسيم بندي کرد: 1- اعتقادي 2- فايدةدار
باورها را از نظر فايده نيز ميتوان به دو بخش تقسيم کرد: 1- بافايده 2- بيفايده
بعضي از زبانزدها بيفايده هستند، صرفاً خاصيت سرگرم کنندگي دارند و نوعي تفنّن محسوب ميگردند و يا جنبة خرافاتي دارند، و به اين صورت است که شخص فقط قصد دارد سخني را گفته باشد.
بعضي از زبانزدها توجيه علمي دارند، مثل همين زبانزد که در ابتداي بحث بدان پرداختيم. در باور عوام اين طور نقش بسته است که فکر ميکنند وقتي هوا تاريک شد نبايد زير درخت گردو رفت، چون که جن و پري دارد و موجب ميگردد که شخص دچار مريضيشود.
چنانچه بخواهيم اين زبانزد را از نظر علمي بررسيکنيم، ميبينيم که درختان مخصوصاً درخت گردو شبها از خودشان دي اکسيدکربن متصاعد ميکنند که باعث خفگي، تنگي نفس ميگردد.

? بُوخُوردَه اُويَهَ بُو خوري ، گَدَه دس ريشه زَنَايَا.
آب خورده ديگري را بخوري ، ميگويند دست آدمي ريشه زگيل ميزند.
poxurda owya buxori g?da d?s ri?? zanaya.

– در بحث تقسيم بندي زبانزدها، گفتيم که زبانزدها به دو قسم ، بافايدة و بدون فايدة تقسيم ميشوند. اين زبانزد جزو زبانزدهاي بافايده محسوب ميگردد، به اين دليل که به مسائل بهداشتي اشاره ميکند، از آنجايي که بهداشت فردي و اجتماعي از شاخصهاي بسيار مهم يک جامعه محسوب ميگردد، لذا شاخص امتياز بندي يک کشور مترقي داشتن محيط پاکيزه و رعايت بهداشت توسط مردمان آن کشور است. در آموزههاي دينيمان نيز بسيار بدان اهميت دادهاند تا جايي که از معصومين ما نقل شده است. النظافت مِن الايمان، رعايت نظافت نشانة ايمان و پاکي است.

– اين زبانزد ميگويد، استفاده از پس مانده آب ديگري ميتواند براي هم نوع غيربهداشتي باشد و نوعي هشدار نيز به همراه دارد که از پس مانده آب ديگري استفاده نکنيم، و از نظر علمي به دليل سرايت ميکروبها و نفوذ آن در بدن ديگري، موجبات بيماري ديگري را فراهم ميآورد.

4-4-4 زبانزدهاي خرافي با رويکرد باورهاي مقدس بيفايده
? آسَمُون سَر ، رنگين کمُون بَزني ، گدَه فاطمَه زهرا شُورَا خُو مارَ خُونَه.
ميگويند وقتي در آسمون رنگين کمان پديدارگردد، فاطمه زهرا(س) به خانه مادرش ميرود.
?samon? s?r rangin komun b?zeni gada f?tema zar? ?ura xu m?r xon?.

اين زبانزد بيانگر يک نوع باور است. از آنجائيکه زبان گفتاري زبانزدها بسيار ساده و عاميانه است، بنابراين اين گونه باورها و آداب را ميتوان در قالب يک جملة موجز بيان کرد، چرا که اغلب زبانزدها خرافي نيز ميتواند بازمانده يک داستان ، يا يک روايت تاريخي يا اجتماعي باشد.
“باورها بازمانده عقايد مبتني بر نحوة انديشه و جريانهاي فکري و مذاهب ادوار کهن هستند که خود را با شرايط زمانهاي بعدي تطبيقداده و باتلطيف و تغيير و تحول، به زمان حال رسيدهاند. باورها در واقع مبتني بر شناخت و بينش انسان از مجموعه جهان و آفرينش و ماوراء طبيعت هستند و به تناسب اين شناخت و بينش و به عبارت ديگر، به تناسب جهان بيني انسان در هر مکان و زمان تفاوتهاييدارد.
در سرزمين گيلان هم، باورها که هنوز رگ و ريشههاي کهن دارند، در کنار اعتقادات دورههاي بعد تا امروز استمرار يافتهاند و در موارد بسيار اين تلقين کهنه و نو بسي جاندار شده است. کهنههاييکه خود را با نو هم ساز و هماهنگ کردهاند و تا امروز به حياتشان ادامه دادهاند، جلوههاي زيبايي از جريان انديشه گرديدهاند، به تار و پود فرهنگ مردم جان بخشيده، شيريني و لطفي دلچسب دادهاند. در جهان باورها رابطة انسان با محيط خود شکلي خاص پيدا ميکند، سنگ ، کوه، آب، گياه، زمين، آسمان و هر آنچه در پهنه هستي است جان ميگيرد و با انسان به سخن در ميآيد انسان و همه اين پديدهها به هم خشم ميگيرند نفرين ميکنند شادکامي ميبخشند و در واقع با هم زندگي ميکنند”(اصلاح عرباني،1380: 425)
“درنظر بعضي جهان طبيعت به ويژه عناصر اربعه (آب، باد، خاک وآتش) به باور و خيال پردازيهاي آدمي بال و پر ميدهند. در واقع انسان براي همة عناصر و مواد نوعي ارزش و اعتبار کاملاً ذهني قايل است. ارزش و اعتباري که آدمهاي عادي و گاه دانشمند يا فيلسوف بي گفتگو آنها را مي پذيرند بدينگونه گاه پايه و اساس فرضيات مربوط به اين پديدهها ، معتقدات و باورهايي است که غالباً بسيار ساده لوحانه است. از نظر گاستون باشلار همة مواد و عناصر دوگانهاند، يعني آميختهاي هستند از دو ارزش ذهني و عيني (نک.باشلار،1378: 6-10)
بشر

پایان نامه
Previous Entries منبع پایان نامه ارشد درباره ظاهر و باطن، فرهنگ عامه، ناخودآگاه Next Entries منبع پایان نامه ارشد درباره ناخودآگاه، قضا و قدر