منبع پایان نامه ارشد درباره کیفیت زندگی، رضایتمندی، عینی و ذهنی

دانلود پایان نامه ارشد

بعدی است و باید از زوایا و ابعاد مختلف سنجیده شود. این ابعاد، اجزاء اصلی تحقیقات مربوط به کیفیت زندگی را تشکیل می دهند (کیبرت32، 1997).

لوکارین کیفیت زندگی را بر اساس مطالعات خود و یافته های سایرین به عنوان نیاز بیان شده و رضایت عملی در یک تعداد از ابعاد اصلی زندگی با تمرکز خاص بر احساس خوب بودن تعریف مینماید (لوکارین، 1998).
ویسبنگ (1998) و وان دان (1994) به نقل از زنجانی طبسی (1383) کیفیت زندگی را یک سازه بهزیستی روانشناختی کلی معرفی کردند که به وسیله احساس انسجام و پیوستگی در زندگی، تعادل عاطفی و رضایت کلی از زندگی، مشخص و اندازه گیری می شود. آنان تأکید کردند که بهزیستی روانی، سازه ای چند بعدی است و به صورت:
1. عاطفه: احساسات مثبت
2. شناخت: زندگی قابل درک و کنترل
3. رفتار: علاقه به کار و فعالیت
4. خود پنداره: توانایی اثبات خویشتن
5. روابط بین فردی: در تعامل اجتماعی بروز می کند.
ریف33 (1995) کیفیت زندگی را شامل شش مؤلفه پذیرش خود، هدف داشتن در زندگی، رشد شخصی، تسلط بر محیط، خود مختاری و روابط مثبت با دیگران می داند.
1. پذیرش خود: به معنای احترام به نفس بر اساس آگاهی از نقاط قوت و ضعف خود است.
2. هدف داشتن در زندگی: با استفاده از هدف در زندگی، افراد می توانند در مقابل سختی ها و رنج ها پایداری و مقاومت کنند.
3. رشد شخصی: به صورت شکوفا ساختن کلیه نیروها و استعدادهای خود، به دست آوردن توانایی های جدید که مستلزم روبرو شدن با شرایط سخت و مشکلات است حاصل می شود.
4. تسلط بر محیط: فرد محیط را مطابق خصوصیات و نیازهای فردی خود شکل دهد و بتواند آن را به همان شکل نگه دارد. کنترل در زندگی چالشی است که انسان تا آخر عمر با آن روبرو است. این جنبه از کیفیت زندگی بر این نکته تأکید دارد که، برای ایجاد و حفظ محیط کار و خانوادگی مطلوب هر شخصی، همواره به نیروی خلاقه ای احتیاج است.
5. خود مختاری: به این معنا که فرد بتواند بر اساس معیارها و عقاید خویش عمل و زندگی کند، حتی اگر بر خلاف عقاید و رسوم پذیرفته شده در جامعه باشد.
6. روابط مثبت با دیگران: عبارت است از توانایی برقراری روابط نزدیک و صمیمی با دیگران و اشتیاق برای برقرای چنین رابطه ای و نیز عشق ورزیدن به دیگران. این جنبه اجتماعی- ارتباطی، در بر گیرنده بالا و پایین شدن های روابط و تعاملات اجتماعی و بین فردی است. به این معنا که روابط می تواند از یک رابطه ی شدیداً عاشقانه و صمیمی تا روابطی پر از مشکل و ناراحتی در نواسان باشد. تجزیه و تحلیل عمیق تر روابط انسان ها، فرد را به آنجایی می رساند که روابط صمیمانه، در حقیقت آمیخته ای از احساسات مثبت و منفی نسبت به دیگری است (ریف و کیاس، 1995).
از نظر ویویر34 در تعریفی که در سال 1994 ارائه داد و مورد قبول بسیاری از پژوهشگران قرار گرفت. کیفیت زندگی عبارت است از برداشت هر شخصی از وضعیت سلامت خود و میزان رضایت او از این وضع (به نقل از نبئی و همکاران، 1383).

ابعاد کیفیت زندگی
با وجود این که تحقیقات بسیار گسترده ای در زمینه کیفیت زندگی انجام گرفته، اما هنوز در مورد تعریف دقیق آن توافق وجود ندارد. تحقیقات گذشته عمدتاً در تعاریف خود دچار دوگانگی در مورد عینی یا ذهنی بودن شده اند. رویکرد عینی کیفیت زندگی را به عنوان مواردی آشکار و مرتبط با استانداردهای زندگی می داند. این موارد شامل سلامت جسمی، شرایط شخصی (ثروت، شرایط زندگی و . . .)، ارتباطات اجتماعی، اقدامات شغلی و یا دیگر عوامل اجتماعی و اقتصادی می باشد (لیو35، 2006).
در مقابل، رویکرد ذهنی کیفیت زندگی را مترادف شادی یا رضایت فرد در نظر می گیرد و بر عوامل شناختی در ارزیابی کیفیت زندگی تأکید دارد. در نوسان بین دو رویکرد عینی و ذهنی، یک دیدگاه کل نگر وجود دارد که این دیدگاه کیفیت زندگی را یک پدیده چند بعدی می بیند و هر دو مؤلفه عینی و ذهنی را در نظر می گیرد (همان منبع).
بنابراین، کیفیت زندگی مفهوم چند بُعدی و پیچیده دارد و در بر گیرنده عوامل عینی و ذهنی است و ارزیابی فرد در مورد رفاه و آسایش (رضایت یا نارضایتی) در جنبه های مهم زندگی را مورد توجه قرار می دهد. کیفیت زندگی اغلب به عنوان درک شخصی از رضایت، امیدواری، آداب معاشرت، سلامت جسمی و سلامت روانی است. همچنین کیفیت زندگی شامل ارزیابی فرد از خودش، جهان اجتماعی و مادی اطرافش است. بنابراین در صورتی که در کیفیت زندگی تغییر قابل توجهی ایجاد می شود در حوزه های مختلف مانند بهبودی، خواب، افزایش تحریک پذیری، ارتباطات، مدیریت استرس و مقابله با استرس تغییر به وجود می آید (کیمبرلی36، 2003).
تستا و سیمونسون (1996) کیفیت زندگی را شامل 5 بُعد سلامت ذهنی و عاطفی، درک کلی سلامت، نشاط در فعالیت های روزمره، عملکرد جسمی، علایم و نشانه های جسمی، می داند. آنان کیفیت زندگی را ترکیبی از رضایت زندگی، نشاط جسمی و ذهنی، ارتباطات مناسب با دیگران، توانایی انجام فعالیت ها، تکامل فردی، شکوفایی و خلاقیت می دانند (تستا و سیمونسون، 1996).
کامینز (1997) کیفیت زندگی را شامل هر دو بُعد عینی و ذهنی در شش سطح: بهزیستی مادی، بهره وری، صمیمیت، امنیت، بهزیستی عاطفی و اجتماعی مطرح می کند.
فریش (2006) کیفیت زندگی را شامل سه جزء مرتبط با توانایی اجرای فعالیت های روزانه، وضعیت عاطفی و همچنین وضعیت هوشی و اجتماعی می داند.
اسکالاک (2000) کیفیت زندگی را به عنوان مفهومی که شرایط مطلوب فرد را در ارتباط با هفت بُعد اصلی زندگی قرار می دهد: بهزیستی عاطفی (هیجانی)، روابط بین فردی، سلامت کلی، سلامت جسمی، تداخل اجتماعی، تصمیم گیری شخصی و حقوق بشر تعریف کرده است.
به عقیده الیور (1997) کیفیت زندگی دارای ابعاد 5 گانه زیر است:
1. قلمرو فیزیکی شامل: سلامت بدن و فشار ناشی از بیماری های خاص.
2. قلمرو روانی عاطفی شامل: احساس رضایت از زندگی یا احساس خوب بودن.
3. قلمرو اجتماعی شامل: تماس اجتماعی و ارتباط مناسب با دیگران به طور عموم و یا خانواده و همسر به طور ویژه.
4. قلمرو رفتاری فعالیتی شامل: ظرفیت و پذیرش مراقبت از خود و انجام کار و فعالیت و حرکت.
5. قلمرو مادی شامل: وضعیت اقتصادی و مالی فرد.
تمامی این ابعاد به یکدیگر مرتبط هستند و بروز اختلال در هر یک بر سایر جنبه ها اثر می گذارد مثلاً کاهش توانایی انجام کار با اضطراب و افسردگی همراه است و این بر وضعیت اجتماعی و معنوی تأثیر می گذارد.
عوامل مؤثر بر کیفیت زندگی
از دید الیور37 (1997) عوامل تعیین کننده کیفیت زندگی در سه طبقه قرار دارند:
1. مشخصات فردی شامل متغیرهای دموگرافیک
2. شاخص های عینی کیفیت زندگی که شرایط محیطی هستند و شامل متغیرهای مربوط به رفاه عمومی، بهداشت محیط اجتماعی، تحریک، فرهنگ و مذهب، محیط طبیعی و سیاست ها می باشند.
3. شاخص های ذهنی کیفیت زندگی که با مفاهیمی همچون احساس رضایتمندی از زندگی، رفاه و آسایش جسمی و روانی و شادکامی توصیف می شود.
فرانس38 (به نقل از اسلامی، 1384) ارتباط عوامل مرتبط با کیفیت زندگی را به صورت دیاگرام زیر نشان داده است: خانواده وضعیت اقتصادی و اجتماعی

کیفیت زندگی
وضعیت جسمانی وضعیت روحی و روانی
شکل2-2عوامل مرتبط با کیفیت زندگی
همان طوری که دیاگرام بالا نشان می دهد، این چهار متغیر می توانند مستقلاً توأم با یکدیگر بر روی کیفیت زندگی تأثیر گذار باشند. درک فرد از کیفیت زندگیش نیز می تواند به هر کدام از متغیرهای نام برده تأثیر بگذارد.
مرکز مطالعات کیفیت زندگی، از مدل ها و تکنیک هایی استفاده می کند که ادعا می شود هم وجه عینی و هم وجه ذهنی کیفیت زندگی را می سنجد و بر تعریفی از کیفیت زندگی مبتنی است که هم سطح و هم عمق زندگی را در بر دارد و ضمن توجه به وضعیت فرد، از نظر ثروت مادی و پایگاه اجتماعی و سلامتی، معنایی که این شرایط بر فرد دارد و احساس خوب و رضایت از زندگی را نیز در بر می گیرد.
نمونه ای از یافته های این مرکز به این شرح است:
1. در ارتباط با کیفیت زندگی، مهم نیست که از نظر عینی فرد چه شرایطی داشته باشد (جنسیت، قد، تحصیلات، شغل و . . .) کیفیت زندگی او به مقدار زیادی بستگی دارد به این که چه احساسی درباره خودش دارد.
2. میزان درآمد سالانه، همبستگی چندانی با کیفیت زندگی فرد ندارد.
3. نوع شغل فرد رابطه مستقیمی با کیفیت زندگی او ندارد. مسئله اساسی این است که فرد از کارش راضی باشد و با همکاران خود رابطه خوبی داشته باشد.
4. در رابطه با سلامتی، کیفیت زندگی اغلب با این تشخیص که فرد بیمار است، آسیب می بیند ولی بیشتر به این دلیل که، بیماری مشکلات و دردسرهایی برای فرد می آفریند و روال عادی زندگی را بر هم می زند.
5. کیفیت زندگی تقریباً هیچ ارتباطی با مصرف الکل و سیگار و عادت غذا خوردن و ورزش ندارد (خوارزمی، 1382).

مدل های کیفیت زندگی
مدل فلس و پری39
فلس و پری (1995) بعد از بررسی 15 مدل مفهومی از کیفیت زندگی (اندورز و وایتی40، 1976، بیکر و اینتگلیتاريال 1982؛ بیگلو و دیگران، 1991، بلاندن41، 1988، بورتویک دافی، 1992، براون و بیر42، 1992، کمپبل و دیگران، 1976؛ کامینز، 1992؛ فلنگان43، 1978؛ فرانگلین، سیمونز، سلوویتزف سلمونز و میلر، 1986؛ هیل و چدسی- راش، 1985، ابرین، 1987، پارمنتر، 1988، اسکالوک و دیگران، 1990، استارک و گلدسبری، 1990، به نقل از رحیمی، 1386) یک مدل کلی طراحی کردند، در این مدل کلی پنج طبقه اصلی وجود دارد:
بهکامی جسمی44 که شامل سلامت45 و زیبندگی46، تحرک و ایمنی شخص است.
بهکامی مادی47 که شامل درآمد، کیفیت محل زندگی، حریم شخصی، ثروت، وضعیت تغذیه، حمل و نقل، همسایگی، ایمنی و سکونت دائم یا اجاره نشینی می باشد.
بهکامی اجتماعی48 که در بر گیرنده ارتباطات درون خانواده و ارتباط با اقوام و خانواده هایی گسترده تر و یا با دوستان، فعالیت های ارتباطی و سطح حمایت اجتماعی است.
رشد و فعالیت49 که به مهارت های مربوط به خود تعیینی- شایستگی یا استقلال، جبر یا اختیاز اشتغال، اوقات فراغت، کارهای خانه، تحصیلات، تولید یا مشارکت است.
بهکامی هیجانی50 در بر گیرنده عاطفه یا خلق و خو، رضایتمندی، تکامل، عزت نفس، شأن، احترام و اعتقادات مذهبی می باشد.
در این مدل کیفیت زندگی به عنوان نوعی بهکامی کلی تعریف می شود که توصیف های عینی و ارزیابی های ذهنی از بهکامی فیزیکی، مادی، اجتماعی، و هیجانی همراه با میزانی از رشد و اقدامات هدف گرایانه فرد در جهت ارزش های شخص ترکیب شده باشند، هر سه مؤلفه شرایط عینی زندگی، احساس ذهنی رضایتمندی و ارزش ها و آرزوهای شخصی با هم در تعاملند. بدین صورت که تغییر در بعضی از زمینه های عینی، ممکن است تغییراتی در رضایتمندی و شرایط عینی را موجب شود و تغییر در حس رضایتمندی نیز می تواند سبب تغییراتی در ارزش ها یا سبک زندگی شود.
البته در عین تعامل این سه مؤلفه با یکدیگر، همگی تحت تأثیرات بیرونی نیز قرار دارند این تأثیرات می تواند پیامد ژنتیک، اجتماع، ارثیه های مادی، سن، رسش، تاریخچه، تکاملی، اشتغال و دیگر متغیرهای اجتماعی، اقتصادی یا سیاسی باشد (رحیمی، 1386).
مدل لی و همکاران
لی، یانگ51، وی، ژانگ52، ژنگ، اکسیو53 و وانگ چن (1998، به نقل از رحیمی، 1386) با توجه بیشتر به عوالم شخصیتی و فرهنگی مدلی در ارتباط با کیفیت زندگی ارائه دادند، آنها معتقدر بودند که ساختار مفهومی کیفیت زندگی باید حداقل شامل چهار بُعد یا زمینه گسترده زندگی و دو محور عینی و ذهنی باشد. رضایت ذهنی زندگی فرد توسط شرایط زندگی عینی، نظام سلسله مراتبی نیازهای زندگی و استانداردهای مقایسه شده با زندگی حاضر فرد تعیین می شود. این ارزیابی ها نیز بر اساس شخصیت تجربه های زندگی و منافع شخصی در بافت های فرهنگی، اجتماعی و محیطی می باشد.

پایان نامه
Previous Entries منبع پایان نامه ارشد درباره کیفیت زندگی، رضایت از زندگی، فرزند پروری Next Entries منبع پایان نامه ارشد درباره کیفیت زندگی، بهبود کیفیت، صفات شخصیت