منبع پایان نامه ارشد درباره کانون توجه، پرتاب دارت، گروه کنترل، سطح مهارت

دانلود پایان نامه ارشد

مربوط به بررسي اثرات تمركز دروني و بيروني توجه بر عملكرد و يادگيري مهارتها، پركينز و همکاران (2003) به مطالعه اثرات تمركز توجه بر عملكرد و يادگيري بازيكنان گلف پرداختند. تعداد 20 شركت‌كننده ماهر و مبتدي در يكي از دو گروه تمركز بيروني و دروني قرار گرفتند. تكليف شامل ضربه به توپ گلف به سمت هدف معيني بود كه در فواصل 10، 15، 20، 25 متري قرار داشتند. گروه تمركز دروني بر نحوه تاب خوردن چوب گلف و تنظيم نيروي دستها براي ضربه به توپ توجه كردند و گروه توجه بيروني ميبايست تا حد امكان به اهدافي كه در فواصل مختلف قرار داشت، توجه کنند. مشابه يافتههاي ولف و همكاران او نتايج تحقيق نشان داد كه درآزمودنيهاي ماهر تمركز بيروني توجه به عملكرد و يادگيري بهتري منجر شد. اما بر خلاف پيشنهاد سينگر (سينگر 1993 پيشنهاد ميكند كه آموزش تمركز بيروني توجه به افراد مبتدي در مقايسه با افراد ماهر، عملكرد يادگيري بهتري را به دنبال دارد)، تمركز دروني توجه در مقايسه با تمركز بيروني توجه در افراد مبتدي به عملكرد و يادگيري بهتر منجر شد.
اکثر مطالعاتي جلب توجه، آزمون‌هاي يادداري تاخيري بدون دستورالعمل را براي ارزيابي يادگيري بکار بردند. يک اشکال عمده اين روش اين بود که ممکن بود افراد در طول آزمون يادداري همان توجهي را اتخاذ کنند که در طول تمرين به آنها آموزش داده شده بود؛ يعني عملکرد در آزمون‌هاي يادداري ضرورتاً نمي‌توانست به‌عنوان اين سند قطعي در نظر گرفته شود که تفاوت‌هاي گروهي مشاهده شده، موجب بوجود آمدن اثرات يادگيري شده اند. لذا توتسيکا و ولف (2003) در پژوهش خود آزمون انتقال را بکار بردندکه در آن آزمودنيها از بکار بردن نوع توجهي که در طول تمرين اتخاذ کرده بودند، منع ميشدند. تکليف آزمودنيها در اين پژوهش اين بود که دستگاه پدالو را طي يک مسافت هفت متري به جلو برانند. پدالو بوسيله فشار دادن بالاي صفحه به پايين حرکت مي‌کند (مانند پدال هاي دوچرخه). استفاده از پدالو در برگيرنده تطبيق وضعيت درست بدن و بطور کلي، نگه داشتن تعادل بدن بود. آزمودني‌ها در مرحله اکتساب 20 دور را از خط شروع تا پايان طي کردند. به گروه توجه دروني گفته شده بود که براي راندن پدالو به جلو بر فشار پا بهسمت جلو متمرکز شوند در حالي که به گروه توجه بيروني آموزش داده شده بود که براي راندن پدالو، تخته‌اي را که در زير دو پاي آنها قرار داشت را به جلو فشار دهند. تذکرات کوتاه و مختصري درباره جلب توجه قبل از هر دوره به شرکت‌کنندگان داده مي‌شد. بين دورههاي رانش متوالي، سي ثانيه استراحت در نظر گرفته شده بود. آزمون انتقال يک روز بعد از تمرين گرفته شد و هيچ گونه دستورالعمل يا راهنمايي ارائه نشده بود. نتايج نشان داد که سرعت حرکت براي گروهي که در تمرين، توجه بيروني اتخاذ کرده بودند، بيشتر بودند. اين يافتهها مطرح مي سازد که تاثير نوع توجهي که در طول تمرين اتخاذ ميشود‌ ماهيت نسبتاً پايداري دارد. توتسيکا و ولف مزيتهاي مشابهي را در هنگامي که اجراکنندگان نوع تازه‌اي از تکليف را اجرا مي‌کردند، يافتند. بنابراين به نظر مي‌رسد که مزاياي توجه بيروني به تکليف خاصي محدود نمي‌شود بلکه به تکاليف جديد و تازه نيز تعميمپذير است.
در تحقيقات قبلي مربوط به اثرات کانون توجه دروني در مقابل کانون توجه بيروني، محققين براي ارزيابي اجرا و يادگيري تنها از مقياس هاي نتيجه مثل دامنه حرکات در شبيه ساز اسکي (ولف و همکاران،1999)، انحرافات صفحه تعادل سنج از وضعيت افقي (ولف 1998، ولف 2001 و مک نوين 2003)، دقت حرکت در ضربه توپهاي گلف (ولف 1999)، سرويس واليبال و يا پاس در فوتبال (ولف 2002) و نيز سرعت راندن پدالو (توتسيکا و ولف 2003) استفاده کردند. در اولين مطالعه‌اي که به بررسي مقياس‌هاي توليد اجرا پرداخته شد، ونس و همکاران (2004) به بررسي دو نوع کانون توجه با استفاده از الکتروميوگرافي پرداختند، تا تفاوت دو نوع کانون توجه را در سطح عصبي عضلاني بررسي کنند. آزمودنيها در دو گروه توجه دروني و بيروني حرکت خم کردن و باز کردن آرنج را در دو ست 10 تايي انجام دادند. در گروه کانون توجه دروني افراد بر عضلات بازوها متمرکز شدند و در گروه کانون توجه بيروني بر روي ميله هالتر تمرکز کردند. زمان حرکت نيز با يک مترونوم کنترل مي‌شد. نتايج نشان داد همانطور که انتظار ميرفت، از آنجايي حرکت تحت شرايط کانون توجه بيروني نسبت به کانون توجه دروني خودکارتر کنترل مي شود، بطور معني داري فعاليت الکتريکي عضله در شرايط کانون توجه بيروني نسبت به کانون توجه دروني کمتر بود.
همچنين زاچري، ولف، مرکر و بزودیس92 (2005) تحقيقي را انجام دادند، با اين هدف که نشان دهند آيا تفاوتي در اجراي شوت آزاد بسکتبال (دقت اجرا)، تحت تاثير کانون توجه دروني و بيروني وجود دارد يا نه؟ همچنين براي تعيين سطح فعاليت عضلاني، تحقيقي را با تکليف شوت آزاد بسکتبال روي شرکت‌کنندگاني که هيچ آشنايي با رشته ورزشي بسکتبال نداشند، انجام دادند. آنان پس از تقسيم شرکت‌کنندگان در دو گروه تصادفي از آنان خواستند هر يک 10 کوشش انجام دهند، به‌طوري‌که گروه توجه دروني به حرکت مچ دست (شکستن مچ دست) دقت کند و گروه توجه بيروني به پشت حلقه بسکتبال تمرکز نمايند. محققن تغييرات الکتريکي عضلات درگير را با استفاده از EMG ثبت کردند. نتايج نشان داد در هر دو گروه با افزايش دقت شوت آزاد بسکتبال، فعاليت EMGدر عضلات درگير کاهش مييابد، منتهی، اين کاهش در گروه توجه بيروني بطور معناداري پايين‌تر از گروه توجه دروني بود. به اين معني که، وقتي از کانون توجه بيروني استفاده شده بود، در مقايسه يا زماني که کانون توجه دروني بکار برده شده بود، دقت بطورمعناداري افزايش يافت.
گري و کاستندا93 (2007) در تحقيقي به بررسي اثرات توجه در اجراي ضربه بيسبال در بازيکنان با سطوح مختلف مهارت پرداختند. اين تحقيق به اين سوال پاسخ مي‌دهد که بازيکنان بيسبال چطور بايد توجه‌شان را در زمان ضربه کانوني کنند؟ به اين منظور بازيکنان با سطح مهارتي پايين و سطح مهارتي بالا، در شرايط 4 تکليف دو گانه در يک ضربه بيسبال قرار گرفتند. دو بار توجه‌شان به اجراي مهارت جهت داده شد (مهارت / دروني«حرکت دستها») و (مهارت / بيروني«حرکت چوب چوب») و دوبار توجه‌شان به سمت محيط جهت داده شد. (محيط / نامرتبط«تن صدا») و محيط / بيروني«جداشدن توپ از چوب»). نتايج نشان داد که بهترين اجراي مهارت در بازيکنان ماهر، در شرايط محيط / بيروني و کمترين اجراي مهارت در شرايط محيط / دروني بود. همچنين اجراي مهارت در بازيکنان مبتدي به‌طور ويژه در دو شرايط مهارتي نسبت به دو شرايط محيطي بهتر بود.
امانوئل، یاروس و بار94 (2008) در تحقيقي تحت عنوان «اثرات کانون توجه و سن روي اکتساب، يادداري و انتقال»، به بررسي اثرات کانون توجه روي بزرگسالان و کودکان پرداختند. 34 کودک و 32 بزرگسال به طور تصادفي در دو گروه تمرکز دروني توجه و تمرکز بيروني توجه قرار گرفتند. تکليف شامل پرتاب دارت به يک هدف ثابت بود، که شرکتکنندکان 50 کوشش اکتساب، 20 کوشش يادداري و 20 کوشش انتقال را انجام دادند. نتايج نشان داد که کانون توجه در کودکان و بزرگسالان در دقت و تغييرپذيري در مرحله اکتساب معنيدار بود، به اين معني که عملکرد بزرگسالان که در گروه کانون توجه بيروني تمرين کردند با پيشرفت تمرين همسانتر و با دقتتر مي‌شد. در مرحله انتقال بين کودکان و بزرگسالان تفاوت معنيداري وجود داشت، طوري که کودکان در گروه تمرکز دروني دقت بيشتري در پرتاب دارت داشتند. در مرحله يادداري هيچ تفاوت معنيداري بين گروهها يافت نشد. آنها نتيجهگيري کردند که بزرگسالان از توجه بيروني نسبت به توجه دروني در يادگيري يک مهارت جديد سود ميبرند، چون يادگيرندهها در سنين مختلف از استراتژيهاي يادگيري مختلف استفاده ميکنند.
ولف (2008) در تحقيقي به بررسي اثرات کانون کردن توجه در بالانس روي دست آکروبات بازها پرداخت. در اين تحقيق شرکت‌کنندگان تکليف بالانس را تحت شرايط توجهي روي صفحه لاستيکي پر از هوا اجرا کردند: توجه بيروني (حرکت جزئي صفحه لاستيکي)، توجه دروني (حرکت جزئي پاها) و شرايط کنترل (بدون دستورالعمل توجهي). در شرايط کنترل زماني که هيچ تفاوتي بين شرايط در ميزان نوسان وجود نداشت، تنظيمات دقيق حرکت، بالاتر بود، که اين هم با شرايط توجه دروني و بيروني ارتباط داشت. نتايج نشان داد زماني که در بالانس ميزان معطوف شدن به کانون توجه به صورت نرمال باشد، خودکاري حرکت و استواري قامت بيشترين مقدار را خواهد داشت. اين به اين معني است، که امکان دارد يک محدوديت در افزايش اثرات دستورالعمل توجه بيروني در اجراي اجراکنندگان سطح بالا وجود داشته باشد (ممکن است تغييرات در کانون توجه بهينه، با سطح خبرگي اجرا‌کننده متناسب باشد).
پيشنهاد عمومي بر اين است که داشتن کانون توجه دروني براي افراد ماهر زيان آور است ولي براي افراد مبتدي چنين نيست. دليل اين خسارت توجه هوشيارانه به حرکت است که عموماً با نمره اجرا مثل نمره دقت يا زمان عکس‌العمل سنجيده ميشود. اما آنچه که روشن نيست اينست که چطور دستورالعمل کانون توجه بيروني و دروني روي کينيماتيک حرکات وقتي مهارت جديدي فرا مي‌گيريم تاثير مي‌گذارد؟ زنتگراف و منزرت95 (2009) براي پرکردن اين شکاف به بررسي اثر کانون توجه روي سطوح بيومکانيکي حرکات پرداختند. آنها يک نوار ويديوئي از اجراي تردستي با دو توپ توسط فردي ماهر را براي افراد مبتدي نمايش دادند. شرکت‌کنندگان در دو گروه تجربي بيروني و دروني و گروه کنترل به تمرين پرداختند. در مرحله يادداري بدون راهنماييهاي مربوط به حرکات بدن و پرواز توپ تمرکز روي دستورالعمل‌هاي شفاهي بود که درباره آناليز بيومکانيکي داده مي‌شد. نتايج نشان داد اجراي تردستي بطور مساوي در هر سه گروه بهبود پيدا ميکند. به هر حال گروه دروني و بيروني در مرحله اکتساب در کينيماتيک اندام بالايي مثل مسير توپ متفاوت بودند. مسير توپ در گروه کنترل که هيچ دستورالعملي را دريافت نکردند مانند گروه بيروني بود. آنها پيشنهاد مي‌کنند اگر چه تحقيقات انجام شده پيرامون بررسي اثرات متفاوت تمرکز بيروني و دروني توجه بر عملکرد و يادگيري مهارتها، نقش تمرکز بيروني توجه را مؤثرتر ميدانند اما در اين ميان نبايد از ساير متغيرهاي اثر گذار بر عملکرد و يادگيري افراد چشمپوشي کرد. براي مثال احتمالاً تأثيرات منفي دستورالعمل‌هاي دروني بستگي به اندازه تضاد با جنبههاي مربوط به تکليف دارد. بنابراين تأثيرات دستورالعملهاي کانون توجه عموماً در همه انواع مهارت و محيطهاي آموزشي اتفاق نميافتد.
لوهس، شروود و هیالی96 (2010) در تحقيقشان از ترکيب سطوح EMG با آناليز حرکت و نتيجه حرکت در پرتاب دارت استفاده کردند. نتايج تحقيق آنان نشان داد کانون توجه بيروني منجر به اجراي بهتر (خطاي مطلق کمتر) و کاهش زمان آمادهسازي بين پرتاب و کاهش فعاليت در عضله مي‌شود. همچنين شواهدي در افزايش متغيرهاي کنيماتيکي در مفصل شانه تحت کانون توجه بيروني به نسبت دروني وجود داشت. بنابراين آنان پيشنهاد کردند اقتصاد حرکت با داشتن کانون توجه بيروني بهبود مي‌يابد.
ولف، دافک، لوزانو و پتیگرو97 (2010) مطالعهای را با هدف ارزیابی مکانیسمهای الکترومیوگرافی در پرش جفت تحت شرایط کانون های توجهی متفاوت انجام دادند. شرکت‌کنندگان در این تحقیق تحت دو شرایط مساوی توجهی تکلیف پرش جفت را انجام دادند. در شرایط توجه بیرونی (شرکت‌کنندگان باید روی درجات موجود دستگاه تمرکز می‌کردند) و در شرایط تمرکز درونی (شرکت‌کنندگان روی انگشتان خود هنگام لمس کردن درجات وسیله تمرکز کردند). ابزار اندازه‌گیری در این تست به نحوی است که فرد باید تا جای ممکن پرش کند و آخرین درجه را که میتواند حرکت دهد. فعالیت الکتریکی در عضلات گوناگون (ساقی- قدامی، دو سر رانی، پهن جانبی، راست رانی و دوقلو) در هنگام پرش ثبت شد. نتایج این مطالعه نشان داد ارتفاع پرش در شرایط تمرکز بیرونی بیشتر از شرایط تمرکز درونی است. این در حالی بود که در شرایط تمرکزی

پایان نامه
Previous Entries منبع پایان نامه ارشد درباره کانون توجه، تحلیل واریانس، پیش آزمون، اکتساب و یادداری Next Entries منبع پایان نامه ارشد درباره کانون توجه، کانون توجه بیرونی، اکتساب و یادداری، همبستگی پیرسون