منبع پایان نامه ارشد درباره کارآفرینی، کارآفرینی شرکتی، ویژگی های فردی، کارآفرینی سازمانی

دانلود پایان نامه ارشد

است. این نوآوری ها اغلب نشان دهنده ترکیبات جدیدی نظیر کیفیت بالا، هزینه پایین، سرعت و کارایی می باشد. این دو محقق پنج ویژگی را در سازمان ها بررسی نموده اند که در هر مرحله از استراتژی های کارآفرینانه در سازمان به نوعی وجود داشته و برای نیل به مرحله بعد نیاز به تغییر و سرمایه گذاری دارند: اولین ویژگی «پیشگامی» است. پیشگامی ضرورتاً به معنای طلایه دار بودن در انجام کاری در یک صنعت نیست، بلکه هرگاه شرکت ها تفکر دیگران را به عنوان ابزاری برای جدا شدن از رفتارهای گذشته اقتباس کنند، می توانند پیشگام باشند.
دومین ویژگی «داشتن روحیه فراتر از توانایی بالفعل» می باشد که با هدف یافتن ترکیبات بهتر منابع، پیشرفت و دست یافتن به بهبود پایدار شکل می گیرد. تک تک کارآفرینان دارای آرزوهای بزرگی در خصوص بازسازی سازمان ها هستند. سومین خصوصیت، گروه گرایی است که بر نقش مهم گروه های مدیران عالی رتبه و میانی در ایجاد همبستگی برای حمایت از تفکرهای نوآورانه و افراد خلاق تاکید می کند. خصوصیات چهارم، «توانایی حل مشکلات» است. سازمان ها برای ایجاد تغییر، چالش هایی را که قبلاً غیر ممکن به نظر می رسید از میان برمی دارند. آخرین خصوصیت، «توانایی یادگیری» است که در مطالعات کارآفرینی تا اندازه زیادی به فراموشی سپرده شده، اما در ادبیات تغییر و نوآوری، مهم پنداشته می شود. یادگیری گروهی برای بازسازی یا تغییر مبتنی بر چارچوب شکنی ضروری است، چرا که مدیران را قادر می سازد تا احتمالات جدید را مجسم کنند و گزینه های جدید را بدون منجمد شدن در الگوهای ثابت تفکر که پیشرفت را محدود می نماید، بوجود آورند. می توان انتظار داشت که سازمان هایی که برای توسعه کارآفرینی در کل شرکت بسیار تلاش می کنند، سرمایه گذاری های پایداری برای تسهیل کردن محیط یادگیری انجام دهند. در جدول 2-9 وضعیت و ارتباط تنگاتنگ ویژگی های مشترک در هر یک از مراحل، جمع بندی گردیده است (بادن فولر و استاپ فورد، 1994 به نقل از حسینی فر و آهنگرپور، 1387).

جدول 2-4: ویژگی های مشهود اعمال کارآفرینی در سازمان
مراحل
ویژگیها
مرحله 1
کارآفرینی سازمانی
مرحله 2
بازسازی: تحریک شده در سطح بالا
مرحله 3
چارچوب شکنی: «تعمق و درک»
گروه گرایی
محدود
گروه عالی رتبه: ارجاع برطبق وظیفه
گروه های جانبی و عمودی
روحیه فراتر از توانایی بالفعل
در سطح فرد عالی رتبه
گروه و افراد عالی رتبه
بینش جامع در کل سازمان، درک روبه رشد
پیشگامی
افراد و گروه های مجزا
به طور جمعی، ساختار وظیفه
ابتکارات چندگانه و متداول در شرکتا
توانایی یادگیری
درک مستقیم، غیر رسمی
سرمایه گذاری در سیستم های اطلاعاتی
فرایندهای رسمی و غیر رسمی
توانایی حل مشکلات
راه حل غیر صریح
راه حل بر طبق وظایف
راه حل متداول در شرکت

مدل های ارائه شده برای ایجاد کارآفرینی در سازمان
دو نوع استراتژی اصلی برای کارآفرینی در سازمان ها وجود دارد که در استراتژی اول یا کارآفرین سازمانی، یک فرد سرمنشاء نوآوری و تحول در سازمان می باشد و در استراتژی دوم یا کارآفرینی سازمانی، کل اعضای شرکت دارای روحیه کارآفرینی می باشند(مشایخ، 1388).
در ادامه مدل های ارائه شده در این زمینه ها بررسی می شوند.
مدل کارآفرین سازمانی
«کوراتکو» و دستیارانش با مطالعه ادبیات مدل های کارآفرینی هشت دسته از عوامل را در اجرای یک تفکر در سازمان ها موثر می دانند که تعامل آنها سبب شکل گیری فرایند کارآفرینی در شرکت می گردد. مدل تعاملی آنها در شکل 2-1 آمده است. (کوراتکو و دیگران، 1993، به نقل از کرمی و گودرزی، 1392). در ادامه ابتدا این عوامل به طور مختصر اشاره می شوند.

1- ویژگی های سازمانی: ویژگی های سازمانی- عبارتند از:
حمایت مدیر
اختیار در زمینه آزادی عمل- کار
پاداش- انگیزش
اختصاص زمان
حد و مرزهای سازمانی
2- ویژگی های فردی: این ویژگی های فردی شامل مواردی همچون تمایل به مخاطره پذیری، تمایل به آزادی عمل، نیاز به توفیق، هدفگرایی و مرکز کنترل درونی می باشد.
3- حادثه ناگهانی- تغییر محیطی: تصمیم به انجام فعالیت کارآفرینانه در سازمان، در نتیجه تعامل بین ویژگی های سازمانی، ویژگی های فردی و نوعی حادثه ناگهانی صورت می گیرد. حادثه ناگهانی، انگیزه رفتار کارآفرینانه سازمانی را هنگامی ایجاد می کند که شرایط دیگر نیز موجب چنین رفتاری شوند. از جمله این عوامل می توان به عوامل محیطی نظیر خصومت (تهدید ماموریت یک شرکت از طریق رقابت)، پویایی (بی ثباتی بازار یک شرکت به واسطه تغییرات) ناهمگونی (توسعه بازارها که موجب تقاضاهای جدید برای کالاهای یک شرکت می شود) و برخی عامل سازمانی نظیر ساختار و ارزش های مدیرانه اشاره نمود.
4- تصمیم به انجام فعالیت کارآفرینامه سازمانی: تصمیم به انجام فعالیت کارآفرینانه سازمانی، درواقع اوج تعامل بین سه عامل (ویژگی های سازمانی، ویژگی های فردی و حادثه ناگهانی) است.
5- برنامه ریزی کاری- امکان سنجی: گام مهم بعدی پس از تصمیم به انجام فعالیت کارآفرینانه سازمانی، ایجاد یک برنامه کاری اثربخش است. کل این برنامه دربر گیرنده تمام مراحل تحقیق اولیه مورد نیاز برای روشن ساختن عملیات مربوط به یک شرکت نوپا خواهد بود.
6- قابلیت دسترسی منابع: قابلیت دسترسی منابع، یک ویژگی سازمانی اساسی برای اجرای یک تفکر کارآفرینانه سازمانی است. توانایی یک سازمان در سرمایه گذاری و حمایت راه اندازی واحدهای جدید، برای اجرای موفقیت آمیز برنامه کاری، «قابلیت دسترسی منابع» نامیده می شود.
7- توانایی غلبه بر موانع: توانایی غلبه بر موانع، یک عامل اساسی در فرایند کارآفرینی سازمانی است. این موانع عبارتند از: رویه های اجرایی سازمان برای ارتکاب اشتباه، فعالیت های برنامه ریزی بلند مدت، ساختارهای وظیفه ای مدیریت، خط مشی های مربوط به حقوق و پرداخت یکنواخت و ارتقاء افراد سازگار.
8- اجرای تفکر: اجرای تفکر کارآفرینی سازمانی نتیجه تعامل عواملی است که تاکنون شرح داده شده اند. کارآفرینی، امروزه با ارائه تحصیل امکان سنجی، جذب منابع ضروری و غلبه بر موانع موجود سازمانی، صورت می گیرد(کرمی و گودرزی، 1392)

شکل (2-1) مدل تعاملی کارآفرینِ سازمانی: منبع: کوراتکو و دیگران (1993)

مدل های ایجاد کارآفرینی شرکتی43
هدف از اتخاذ این استراتژی تعمیم روحیه کارآفرینانه در سطح کل کارکنان شرکت می باشد. از میان مدل های ارائه شده، دو مدل از همه فراگیرترند که در اینجا به آنها پرداخته می شود:
الف) مدل ترغیب کارآفرینی شرکتی «کوراتکو و هاجتس»: چهار گام مهم در استراتژی کارآفرینانه شرکتی در این مدل شرح داده شده است که عبارتند از: توسعه بینش44: اولین قدم در طراحی یک استراتژی کارآفرینانه شرکتی، مشارکت در دیدگاه نوآوری است. از آنجا که تصور می شود کارآفرینی شرکتی ناشی از هوشیاری خلاق افراد داخل سازمان می باشد، کارکنان باید این چشم انداز را شناخته و آن را درک کنند. با ایجاد بینش مشترک، اهداف مدیران از اتخاذ استراتژی کارآفرینی شرکتی، مورد شناسایی کارکنان
قرار می گیرد. در شکل 2-2 چگونگی دستیابی به دستاوردهای موفقیت آمیز که از ایجاد بینش مشترک آغاز می گردد، نشان داده شده است(سیمونز،ترجمه کیانی،1386).

شکل (2-2) تاثیر دیدگاه مشترک در موفقیت: منبع: کوراتکو و هاجتس (1989)

تشویق و نوآوری: نوآوری ابزار لازم برای کارآفرین است. از این رو شرکت ها باید نوآوری را به عنوان عامل کلیدی در استراتژی هایشان درک کرده و به توسعه آن بپردازند.
برخی نوآوری را پدیده ای بی نظم و بی برنامه معرفی می کنند در حالیکه دیگر محققین بر منظم بودن آن اصرار دارند. با توجه به ماهیت نوآوری می توان هر دو تعریف را قبول داشت. یکی از راه هایی که می توان از آن در درک این مفهوم استفاده کرد توجه بر دو نوع نوآوری یعنی نوآوری رادیکال و بنیادی و نوآوری تدریجی می باشد(سیمونز،ترجمه کیانی، 1386).
ایجاد جو کارآفرینانه در سازمان: برای اینکه مجدداً انگیزه ای برای نوآوری در شرکت های امروزی ایجاد گردد، مهمترین قدم و قدم نهایی، سرمایه گذاری سنگین در فعالیت های کارآفرینانه ای است که موجب تجلی تفکرات جدید در یک محیط نوآور می شود. اگر این منطق با دیگر عناصر یک استراتژی نوآور تلفیق گردد، نیروی بالقوه نوآوری، رشد می کند. به عبارتی برای پیشرفت کارکنان به عنوان یک منبع نوآور در شرکتها، نیاز به فعالیت های توسعه ای و تبادل اطلاعات است. علاوه بر ایجاد روش های کارآفرینانه و پرورش کارآفرینان در شرکت، لازم است جوی ایجاد گردد تا افکار نوآورانه کارکنان شکوفا گردد(سیمونز،ترجمه کیانی، 1386)..
توسعه تیم های کارآفرینی: در شرکت هایی که نسبت به تشکیل تیم های کارآفرینی احساس تعهد می شود، نشانی از تغییر وجود دارد. در واقع آنها «دگرگونی» یا «انقلابی» را در پیش گرفته اند. چنین اقدامات مخاطره آمیزی، استراتژی جدیدی برای بسیاری از شرکتها می باشد. توصیفی که از این تیم ها ارائه می شود این است که آنها مدیر و رهبر خود بوده و عملکردی عالی دارند(سیمونز،ترجمه کیانی، 1386).
ب) مدل کارآفرینی شرکتی از دیدگاه فرای: حرکت به سوی ایجاد کارآفرینی در کل سازمان، فرایندی است که نیاز به برنامه ریزی دارد. این برنامه ریزی شامل پنج مرحله می باشد که ارتباط تنگاتنگی با یکدیگر داشته و به قدری این رابطه ظریف و حساس می باشد که عدم برنامه ریزی صحیح هر یک از مراحل سبب شکست این استراتژی می شود. این مراحل عبارتند از (نوروزی، 1389):
متعهد نمودن سازمان: نوآوری در سازمان ها لزوماً یک فرایند پایین به بالا است. کارآفرینی شرکتی زمانی صورت می گیرد که نوآوری از سطوح پایین تر سازمان آغاز شود. اما بقاء‌و استمرار آن تنها به قدردانی و تشویق کارکنان نیاز دارد.
در مقابل تعهد به کارآفرینی در سازمان فقط می تواند یک فرایند بالا به پایین باشد. تشویق کارآفرینی می توند از داخل یا خارج سازمان صورت گیرد، اما به دنبال تشویق، نیاز به قدرت و اختیاراتی است که تنها از سوی رده های بالای سازمان می تواند اعمال شود.
تعیین مدل کارآفرینی شرکتی: پس از آنکه بالاترین مقام اجرایی نسبت به مفهوم کارآفرینی شرکتی متعهد گردید، قدم بعدی تعین شکل کارآفرینی در سازمان است. کارآفرینی شرکتی اشکال مختلف دارد و شکلی که مناسب یک سازمان باشد، ممکن است برای سازمان دیگر نامناسب باشد. در جدول 2-10 برخی توصیه ها جهت تغییر ساختار به سمت کارآفرینی آمده است.
توسعه فرهنگ کارآفرینانه: اگر شرکتی واقعاً کارآفرین است، کل فرهنگ شرکت بایستی به گونه ای ارزیابی گردد تا با روش های کارآفرینانه سازمان هماهنگ شود. این کار به فوریت صورت نمی گیرد، در عوض برای این کار تعهد کامل از سوی مدیریت عالی لازم است تا پیشرفت در تمامی لحظات انجام گیرد. فرهنگ کارآفرینانه سازمان اجازه می دهد تا کارآفرینی در مرزهای سازمان تجلی یابد(نوروزی، 1389)

جدول 4-5: ساختار کارآفرینی شرکتی
کل سازمان، کارآفرینی را می پذیرد. یک ساختار زنده و پویا در سازمان توسعه داده می شود.
«بخش محصولات جدید» به طور رسمی در سطح معاونین ایجاد می شود تا تولیدات جدید را رهبری کرده و به تشویق دیگران در سازمان بپردازد.
تشکیلات فرعی برای محصولات جدید، به طور مستقل ایجاد می شود. این واحد پیشنهادها را از افراد پذیرفته و آنها را برای سرمایه گذاری ارزیابی می کند.
یک شرکت سرمایه گذاری، به طور مستقل تشکیل می شود تا پیشنهادهای داخلی یا خارجی را که مطابق با معیارهای مرسوم سرمایه گذاری مخاطره آمیز می باشد بررسی و حمایت نماید.
بخشی در منابع انسانی ایجاد می شود تا به آموزش مدیران پرداخته و آنها را به همایش های کارآفرینی سازمان اعزام کند.
(منبع: فراتی (1993) به نقل از نوروزی، 1389)
شناسایی استعدادهای کارآفرینانه: در یک شرکت کارآفرینانه، تعیین کارآفرینان ضروری است و لازم است افرادی که به روش های کارآفرینانه گرایش نشان می دهند، شناسایی گردند. در این راستا دو گروه باید

پایان نامه
Previous Entries منبع پایان نامه ارشد درباره کارآفرینی، استراتژی ها، کارآفرینی سازمانی، کارآفرینی شرکتی Next Entries منبع پایان نامه ارشد درباره رهبری کارآفرینانه، سازمان کارآفرین، پردازش اطلاعات، اعتماد متقابل