منبع پایان نامه ارشد درباره کادر اداری دادگاه، جریان دادرسی، دادرسی مدنی

دانلود پایان نامه ارشد

ع اوراق مزبور به مرجع ابلاغ یا عدم اعاده به موقع آن باعث بروز مشکلات و کندی کار مراجع قضایی خواهد بود. متاسفانه امروزه مأمورین ابلاغ غالباً با مقررات راجع به ابلاغ آشنایی ندارند لذا تجدید مکرر ابلاغ اوراق دادرسی را به علت عدم ابلاغ صحیح شاهد هستیم.3 و نیز انواع ابلاغ در قانون ما همچنان نوع سنتی و دارای شرایط پیچیده و هزینه بر خود را حفظ کرده است که این امر نیز موجب کندی ابلاغ و در نتیجه کندی دادرسی شده است.
از آنجا که کادر اداری دادگاه در کنار کادر قضایی در جریان دادرسی مدنی نقش مهم و به سزایی را ایفا مینماید بهگونهای که امور قضایی را سامان میبخشد و بستر دادرسیهای قضایی را فراهم میکند و امر ابلاغ که یکی از اقسام این کادر اداری میباشد از مهمترین مباحث و مسائل رسیدگیهای قضایی اعم از مرحله تحقیق و دادرسی که نقشی اساسی را در حسن جریان دادرسیهای قضایی دارد و بیتوجهی و مسامحه در امر ابلاغ اوراق قضایی باعث اطاله دادرسی و تضییع حقوق افراد میشود و نیز با توجه به اینکه مدیران و سایر کارکنان دفاتر دادگاهها که خود جزئی از کادر اداری دادگاه میباشند از بدو تشکیل پرونده تا زمان اجرای حکم دخالت مستقیم و موثر دارند پس با توجه به اهمیت مسائل فوق ضرورت انجام پژوهشی در زمینه بررسی و تحلیل نقش این کادر اداری در جریان دادرسی دادگاهها و بیان قوانین حاکم بر اجزای این کادر و بیان نواقص و معایب آن و ارائه پیشنهادهایی برای بهبود کارایی این کادر به خوبی احساس میشود و از دیگر مواردی که ضرورت انجام پژوهشی در این زمینه را نشان میدهد میتوان نپرداختن دقیق به اجزای این کادر و نقش و وظیفه آن در هیچ کتاب یا منبعی را نام برد زیرا علیرغم اینکه در اکثر یا حتی تمامی کتب و آثاری که در رابطه با آیین دادرسی نوشته شده است به طور پراکنده به کادر اداری و کارکرد آن اشاراتی شده است اما در هیچکدام به طور دقیق و مفصل و تنها به این موضوع نپرداخته است و نیز با توجه به اینکه امروزه بر سر راه پویایی و کارآمدی کادر اداری در کشورمان موانع و مشکلاتی چند وجود دارد این پژوهش بیشتر از قبل ضرورت پیدا میکند. ما در این پژوهش به بیان اجزا و اهمیت کادر اداری دادگاه میپردازیم وظیفه هر یک از اجزا در مراحل دادرسی را بیان میکنیم موانع و مشکلات آن را بیان کرده و در آخر سعی در ارائه پیشنهادهایی برای رفع این موانع و بهبودی و پویایی این کادر اداری میپردازیم.
از رهگذر این پژوهش در پی پاسخ به سوالات زیر هستیم.
1-کادر اداری دادگاه شامل چه اجزا و تقسیماتی است و وظیفه هر کدام از این اجزا چیست؟
2-ضرورت و اهمیت کادر اداری در جریان دادرسیهای مدنی کدام است؟
3-آیا کادر اداری در مواردی میتواند نقش قضایی ایفا نماید؟
4-علل عدم کارایی و پویایی کادر اداری در دادگاههای کشور ما کدام است؟
5-آیا مواد قانونی ما توانسته تمامی تکالیف کادر اداری و ضمانت اجراهای عدم انجام آن تکالیف را بیان نماید؟
نوع پژوهش انجام شده درباره این موضوع تحلیلی- توصیفی بوده و بدین منظور از روش مطالعه منابع کتابخانهای استفاده شده است و ابزار گردآوری اطلاعات، فیش برداری و استفاده از قوانین و آرای وحدت رویه و رویههای قضایی میباشد. در انجام این پژوهش مشکلات و موانعی چند وجود داشت.
با وجود اینکه شاید در نگاه اول موضوع پژوهش موضوعی آسان و دارای منابعی فراوان به نظر میآید و با وجود اینکه در اکثر یا حتی تمامی کتب وآثار آیین دادرسی مدنی در موارد فراوان و در ضمن پرداختن به موضوعات دیگر به نقش، اهمیت و اجزای کادر اداری اشاراتی شده است اما در هیچکدام به صورت مستقل و مشروح به این موضوع نپرداخته است و مطالبی که در این زمینه به ما میدهند کوتاه بدون توضیح و گاهی در تمامی این آثار مشابه میباشند و در زمینه منابع الکترونیکی هم تقریباً موضوع به همین صورت بوده و هر کدام تنها گوشهای از نقش و اهمیت کادر اداری را بیان میکنند و منبعی که این موضوع را به روشنی، یکجا و گسترده بیان کند بهندرت یافت میشود پس به راستی که عمده کار ما در نوشتن این پژوهش یافتن و جمعآوری مواد قانونی و عمده منبع ما نیز همان قانون آیین دادرسی مدنی میباشد.
این پژوهش از چهار فصل کلی تشکیل شده است که هر کدام نقش کادر اداری را در مرحلهای از دادرسی مدنی بیان میدارد و با توجه به اجزای کادر اداری هر کدام از این فصول دارای سه مبحث میباشد.
فصل اول نقش کادر اداری از مرحله تقدیم دادخواست تا جلسه اول دادرسی را بیان میکند که دارای سه مبحث میباشد. مبحث اول نقش و تکالیف مدیران دفاتر از مرحله تقدیم دادخواست تا جلسه اول دادرسی را بیان میکند. مبحث دوم نقش مأمورین ابلاغ و مبحث سوم نقش سایر کارکنان اداری دفتر دادگاه را در این مرحله بیان میدارد.
فصل دوم به شرح و بیان نقش هر کدام از این اجزا در مرحله نخستین جلسه دادرسی تا پایان دادرسی میپردازد. فصل دوم نیز دارای سه مبحث میباشد که مبحث اول نقش و وظایف مدیران دفاتر، مبحث دوم نقش و وظایف مأمورین ابلاغ و مبحث سوم نقش و وظایف سایر اعضای کادر اداری را از مرحله نخستین جلسه دادرسی تا پایان دادرسی بیان میکند.
فصل سوم نیز در مبحث اول نقش و وظایف مدیران دفاتر از مرحله صدور رأی تا مراحل اعتراض به آن را بیان میکند مبحث دوم نقش و وظایف مأمورین ابلاغ و مبحث سوم نقش و وظایف سایر اعضای کادر اداری در این مرحله را بیان میکند.
در فصل چهارم نیز ما سه مبحث را داریم که مبحث اول به نقش و وظایف مدیران دفاتر در مرحله اعتراض به رأی تا اجرای آن و مبحث دوم به نقش و وظایف مأمورین ابلاغ و مبحث سوم به نقش و وظایف سایر اعضای کادر اداری در این مرحله میپردازد.

فصل اول
نقش و وظایف کادر اداری دادگاه از تقدیم دادخواست تا جلسه اول دادرسی

پس از صدور دستور دادگاه و تعیین وقت دادرسی ، دفتر دادگاه در اخطاری که در دو نسخه صادر می کند وقت دادرسی ، دادگاه و عندالاقتضا ، شعبه ای را که دادرسی در آن انجام می شود مشخص و نشانی کامل خواهان را در آن نوشته و برای ابلاغ ، به واحد ابلاغ رسانده و اخطاری با مشخصات مزبور نیز به نام خوانده صادر می نماید و این اخطار را به پیوست نسخه ی دوم دادخواست و ضمایم آن ، برای ابلاغ به خوانده می فرستد . مأمور ابلاغ باید برگ های مزبور را با رعایت تشریفات قانونی ابلاغ نماید . در این فصل ما ابتدا وظایف مدیران دفاتر در این مرحله از دادرسی را بیان می نماییم و سپس در مباحث بعدی به بیان وظایف مأمورین ابلاغ ، تشریفات ابلاغ و وظایف سایر کارکنان اداری دادگاه می پردازیم .
مبحث اول : نقش و وظایف مدیران دفاتر
گفتار اول : ثبت دادخواست
در این گفتار تکالیف مدیران دفاتر از ثبت دادخواست تا جلسه اول دادرسی را بررسی می کنیم.

بند اول : دادخواست و ارائه رسید
ماده 49 :
مدیر دفتر دادگاه پس از وصول دادخواست باید فوری آن را ثبت کرده ، رسیدی مشتمل بر نام خواهان ، خوانده ، تاریخ تسلیم (روز و ماه و سال ) با ذکر شماره ثبت به تقدیم کننده دادخواست بدهد و در برگ دادخواست تاریخ تسلیم را قید نماید تاریخ رسید دادخواست به دفتر ، تاریخ اقامه دعوا محسوب می شود.
نکات :
1ـ بدلالت ماده 48 ق.آ.د.م شروع رسیدگی در دادگاه مستلزم تقدیم دادخواست به دفتر دادگاه صالح است . و با وصول دادخواست مدیر دفتر دادگاه مواجه با تکالیفی است .
2ـ در این ماده مدیر دفتر به ترتیب دارای تکالیف ذیل می باشد.
1ـ 2 ثبت فوری دادخواست
2ـ2 ارائه رسید به تقدیم کننده دادخواست که مشتمل بر نام خواهان ، خوانده ، تاریخ تسلیم دادخواست با قید روز ، ماه سال با ذکر شماره ثبت .
3ـ2ـ ثبت تاریخ تسلیم دادخواست در برگ دادخواست
3ـ برا ی ثبت دادخواست نیاز به دستور رئیس دادگاه یا دادرس شعبه ندارد .
4ـ تاریخ رسید دادخواست به دفتر دادگاه که تاریخ اقامه دعوا محسوب می شود ازجهاتی منجمله صلاحیت دادگاه حائز اهمیت است . موید آن ماده 26ق.آ.د.م است که مقرر می دارد .تشخیص صلاحیت یاعدم صلاحیت هر دادگاه نسبت به دعوائی که باآن رجوع شده است با همان دادگاه است مناط صلاحیت ، تاریخ تقدیم دادخواست است مگر در موردی که خلاف آن مقرر شده باشد .
5ـ متأسفانه در حال حاضر برخی از دفاتر محاکم از ارائه رسید به تقدیم کننده دادخواست خود داری ورزیده و پس از ثبت دادخواست به متقضی می گویند ، برو برایت اخطاریه ارسال می شود و این امر موجبات سرگردانی خواهان را فراهم می سازد تصور فرمائید به هر علت اخطاریه بدست خواهان نرسد سرنوشت پرونده چه خواهد شد؟!
6ـ قانونگذار در مواد 339 و 383 ق.آ.د.م مدیر دفتر را مکلف به ثبت دادخواست تجدید نظر و فرجامی نموده است که در مبحث مربوط اشاره خواهد شد .
7ـ در این ماده آمده است که مدیر دفتر باید در برگ دادخواست تاریخ تسلیم را قید نماید، که به نظر می رسد مدیر دفتر باید تاریخ تسلیم دادخواست را در نسخه اول آن تاریخ تسلیم دادخواست در نسخه های بعدی دادخواست ندارد4.
8-امروزه عملابه گونه ای دیگری عمل می شود وهمه ی کارهادرددترکل انجام ممی شودوهرشعبه به نواقص پرونده رسیدگی می کند.
بنددوم:رساندن دادخواست به نظر رییس شعبه ی اول جهت ارجاع
ماده 50:
هر گاه دادگاه دارای شعب متعدد باشد مدیر دفتر باید فوری پس از ثبت دادخواست آن را جهت ارجاع به یکی از شعب ، به نظر رئیس شعبه اول یا معاون وی برساند
نکات :
1ـ در صورتی که دادگاه دارای شعب متعدد باشد مدیر دفتر ملکف است پس از ثبت دادخواست فوری آن را جهت ارجاع به یکی از شعب به نظر رئیس شعبه اول یا معاون وی برساند
2ـ به نظر می رسد منظور از مدیر دفتر در این ماده مستنبط از فراز اخیر ماه 48 ق.آ.د.م5 مدیر دفتر شعبه اول دادگاه باشد و بعبارتی تکلیف مقرر در ماده 50 از جمله تکالیف خاص مدیر دفتر شعبه اول است .
3ـ چنانچه دادگاه دارای شعب متعددی نباشد مدیر دفتر جهت ارجاع مواجه با تکالیفی نمی شود . مواد 48 و 49 ق.آ.د.م6

4ـ منظور از زمان فوری ، اولین زمان ممکن برای انجام این کار است . 7
5ـ رویه دادگاهها براین است که خواهان دادخواست خود را جهت ارجاع نزد معاونت ارجاع یا رئیس حوزه قضایی می برد و نامبرده دادخواست را به یکی از شعب ارجاع وخواهان پس از ارجاع پرونده آن را به ثبت کل برده و پس از ثبت کل برای ثبت به شعبه مرجوع الیه می برد .

بند سوم : پذیرش دادخواست
ماده 53:
درموارد زیر دادخواست توسط دفتر دادگاه پذیرفته می شود لکن برای به جریان افتادن آن باید به شرح مواد آتی تکمیل شود:
1ـ درصورتی که به دادخواست و پیوستهای آن برابر قانون تمبر الصاق نشده یا هزینه یاد شده تأدیه نشده باشد .
2ـ وقتی که بندهای (2،3،4،5،6)ماده (51) این قانون رعایت نشده باشد.
1ـ بدلالت این ماده در موارد ذیل باوجودی که دادخواست ناقص باشد . مدیر دفتر ملکف به پذیرش آن می باشد.
1-1 : در صورتی که هزینه دادرسی تادیه نشده باشد
ناگفته نماند هزینه دادرسی باید مطابق ماده 3 قانون وصول برخی از درآمدهای دولت و مصرف آن درموارد معین مصوب28/12/73پرداخت گردد، باعنایت به بند 12 ماده 3 قانون مذکور هزینه دادرسی به شرح زیر تعیین که براساس آن تمبر الصاق و ابطال می گردد:
الف ـ مرحله بدوی
دعاوی که خواسته آن تا مبلغ ده میلیون (000/000/10) ریال تقویم شده باشد معادل یک و نیم درصد (5/1%) ارزش خواسته و بیش از مبلغ ده میلیون (000/000/10) ريال به نسبت مازاد برآن دو درصد (2%)ارزش خواسته
ب ـ مرحله تجدید نظر و اعتراض به حکمی که بدواً و غیاباً صادر شده باشد سه درصد (3%) به نسبت ارزش محکوم به
ج ـ مرحله تجدید نظر در دیوانعالی کشور و مواد اعاده دادرسی و اعتراض ثالث برحکم :
ـ احکامی که محکوم به آنها تا مبلغ ده میلیون (000/000/10) ريال باشد سه درصد (3%) ارزش محکوم به و مازاد بر آن به نسبت اضافی چهار درصد (4%) ارزش محکوم به
ـ در دعاوی مالی غیر منقول و خلع ید از اعیان غیر منقول از نقطه نظر صلاحیت، ارزش خواسته همان است که خواهان دادخواست

پایان نامه
Previous Entries منبع پایان نامه ارشد درباره حوزه قضایی، کارکنان اداری، کادر اداری دادگاه Next Entries منبع پایان نامه ارشد درباره زبان فارسی، دادرسی مدنی، قوانین موضوعه