منبع پایان نامه ارشد درباره پیامبر (ص)، امام علی (ع)، رسول خدا (ص)

دانلود پایان نامه ارشد

که علی (ع) در مسائل فقهی و عبادی خود از همه به پیامبر (ص) نزدیک تر بوده است .

1) مستدرک الصحیحین تألیف حافظ ابی عبدالله محمد بن عبدالله نیشابوری معروف به حاکم نیشابوری، چاپ خانه مجلس دایره المعارف نظامیه حیدرآباد دکن در سال 1324، هندوستان، جلد سوم، ص126.
2) قصص الانبیاء موسوم به (عرائس التیجان) تألیف احمد بن محمد بن ابراهیم ثعلبی، در سال 1294، ص238.
3) تهذیب التهذیب تألیف شیخ الاسلام شهاب الدین احمد بن علی بن علی بن حجر عسقلانی، چاپخانه مجلس، دایره المعارف نظامیه حیدرآباد دکن، سال 1325، ج9، ص419.

8-3-اعتراف به اعلمیت
تاریخ و صفحات آن گواهی می دهد که امام علی (ع)، اعلم تمام اصحاب- به طور علی الاطلاق- بوده است و اصحاب در مسائل سخت و دشوار، به او رجوع می کردند و هرگز کسی گزارش نکرده است که علی (ع) به یکی از اصحاب مراجعه کند ، برای تایید این سخن اعتراف اهل سنت در کتب معتبرشان بهترین سند است .
ابن عباس(ره) می گوید: «علم من و علم اصحاب محمد کجا و علم من و علم علی کجا است جز اینکه قطره ای در هفت دریا باشد».1
عمر خلیفه دوم می گوید: «اگر علی نبود، همانا عمر هلاک شده بود».2 و داستان آن به این صورت است که :
ابن ماجه در سننش و حاکم در مستدرکش و ابوداود در سننش و بیهقی در سننش و ابن حجر در فتح الباری و دیگران از ابن عباس نقل کرده اند که گفت: زن دیوانه ای که زنا کرده بود را نزد عمر آوردند. عمر در این حکم با افرادی مشورت کرد. سپس دستور داد سنگسارش کنند. علی بن ابی طالب که از آنجا می گذشت، پرسید: این زن چه مشکلی دارد؟ گفتند: دیوانه ای است از قبیله فلان، که زنا کرده است، و عمر دستور داده او را سنگسار کنند. علی گفت: او را نزد عمر بازگردانید و خودش هم نزد عمر رفت وگفت: آیا نمی دانی که دیوانه تا عاقل نشده و خواب تا بیدار نگشته و کودک تا محتلم نشده اگر گناهی کردند، بر آنها نوشته نمی شود و اشکالی ندارد. پس عمر از آن درگذشت و گفت: «اگر علی نبود هر آینه عمر هلاک می شد».3
کتمان حقیقت
ولی بخاری که از این روایت یکه می خورد و می داند ، ممکن است برای مردم سؤال انگیز باشد که چگونه عمر که به حدود الهی درکتاب خدا و سنت رسول الله (ص) علم ندارد، بر کرسی خلافت سوار شده است؟
1) استیعاب- ج 3- ص 39، مناقب خوارزمی- ص 48، الریاض النظره- ج 2- ص 194.
2) استیعاب- ج 3- ص 39، مناقب خوارزمی- ص 48، الریاض النظره- ج 2- ص 194.
3) تهذیب التهذیب تألیف شیخ الاسلام شهاب الدین احمد بن علی بن علی بن حجر عسقلانی، چاپخانه مجلس، دایره المعارف نظامیه حیدرآباد دکن، سال 1325، ج9، ص419.

به گونه ای این روایت را نقل می کند که نه فضیلتی برای علی (ع) بیان شود و نه ایرادی به عمر وارد شود
او این گونه نقل می کند :
بخاری در صحیحش، کتاب «المحاربین من اهل الکفر و الرده»، باب «لا یرجم المجنون و لا المجنونه» بدون ذکر هیچ سند و توضیحی می گوید:
علی به عمر گفت: آیا ندانستی که دیوانه تا هشیار شود وکودک تا بالغ گردد و خواب تا بیدار شود، گناهی بر آنها نوشته نمی شود.
آری! این نمونه ای بارز است برای تصرفهای ناروای بخاری در احادیث که هر جا رسوایی برای عمر باشد، آن را ناقص و ابتر می سازد.
پیامبر فرموده است :«ای علی، تو هستی که برای امتم بیان می کنی، آنچه پس از من درباره اش اختلاف کنند»(1) و این خود امام علی (ع) است که آنها از او نقل می کنند که می گوید:
«از من بپرسید پیش از آنکه مرا نیابید. به خدا قسم اگر از هر چیز که واقع می شود تا روز قیامت بپرسید، من به شما خبر خواهم داد، از کتاب خدا بپرسید که به خدا سوگند، من بیش از همه می دانم که شب نازل شده یا روز، در دشت بوده است یا در کوه».(2)
9-3-اعتراف به محبوبیت علی (ع) نزد خداوند و پیامبر(ص)
به قطع میتوان گفت که محبوبترین فرد نزد پیامبر، علی (ع) است چرا که احادیث و روایات علاقه پیامبر (ص) به خلفا فقط در منابع اهل تسنن معتبر است ولی در مقابل عشق ورزیدن پیامبر به علی(ع) هم در منابع اهل سنت و هم منابع شیعه معتبر است وما به طور اختصار به مواردی اشاره می کنیم :
1) حدیث «علیّ منّی و انا من علیّ، »:3 یعنی : علی از من هستم و من از علی است
هرچند از این حدیث وصایت به خلافت برداشت می شود اما ما در اینجا به برداشت اهل تسنن احترام گذاشته و این حدیث را به معنی محبت تفسیر می کنیم .
1) استیعاب- ج 3- ص 39، مناقب خوارزمی- ص 48، الریاض النظره- ج 2- ص 194.
2) همان.
3) سنن ابن ماجه- ج 1- ص 4، خصائص نسّائی- ص 20، صحیح ترمذی- ج 5- ص 300، جامع الاصول ابن کثیر- ج 9- ص 471، جامع الصغیر سیوطی- ج 2- ص 56، ریاض النظره- ج 2- ص 229.

2) حاکم نیشابوری از ابی هریره روایت کرده که گفت: فاطمه (ع) به رسول خدا (صَلَّی الله عَلَیه وَ آلِهِ وَ سَلَّم) عرضه داشت مرا به علی که مردی است تهی دست و فقیر تزویج کردی؟ حضرت فرمود: ای فاطمه آیا راضی نیستی؟ در حالی که خدای عزوجل بر همه اهل زمین نظر افکند و دو نفر از میانه همه خلایق برگزید یکی پدرت و یکی دیگر شوهرت را85
در همین زمینه بد نیست داستان «طیر» (پرنده) را نقل کنیم و ماجرا به این شکل بود که :
وقتی پیامبر (ص) می خواست پرندة بریان شده ای را که برایش آورده بودند، تناول فرماید، چنین دعا کرد: «پروردگارا! عزیزترین مردم نزد خودت را برسان تا با من از این پرنده بخورد. علی آمد در زد، ولی انس سه بار او را رد کرد. و اجازه نداد. پیامبر، بار چهارم دانست و به انس گفت: چرا چنین کردی؟ گفت: دوست داشتم یکی از انصار بیاید».86
این روایت از یک رو علاقه پیامبر(ص) به علی(ع) و از طرف دیگر حسادت بعضی از اصحاب نسبت به علی را نشان می دهد.
3) همچنین مسلم در صحیح در کتاب فضائل الصحابه، باب فضائل علی (علیه السلام) از ابی هریره روایت کرده که می گفت: در جنگ خیبر روزی رسول خدا (صَلَّی الله عَلَیه وَ آلِهِ وَ سَلَّم) فرمود: این پرچم را به زودی به مردی می دهم که خدا و رسول را دوست دارد، و خدا و رسول دوستش دارند، عمر بن خطاب گفت: هیچ روزی به مثل آن روز آرزوی امیر لشکر شدن نکردم، لذا همواره گردن می کشیدم ، باشد که رسول خدا مرا صدا بزند ولی علی (علیه السلام) را صدا زد، و رایت جنگ به او داد و فرمود: برو و جز پیش رفتن هدفی نداشته باش و برنگرد، تا خدا قلعه را به دستت فتح کند، علی مقداری که رفت بدون این که رو برگرداند ایستاد و صدا زد یا رسول الله بر چه چیز قتال کنم؟ فرمود: قتال کن تا شهادت دهند معبودی جز خدا نیست، و محمد رسول او است همین که این شهادت رابه زبان بگویند مال و جان شان بر تو حرام می شود، و اما باطن دل هاشان چه باشد حساب شان با خداست.

10-3-اعتراف به وصایت علی (ع)
ولایت علی (ع) بعد از پیامبر (ص) اظهر من الشمس است چرا که صریح تر از این دیگر نمی توان یافت که پیامبر (ص) فرموده است : «اِنّ هذا أخی و وصیّی و خلیفتی من بعدی، فاسمعوا له و أطیعوا».1
این علی برادر و وصی و خلیفه بعد از من است پس سخنان او را گوش کنید و از او اطاعت کنید .
از آنجا که دست شیعه و کتب اهل سنت از روایات مؤید وصایت علی (ع) پُر است به موارد زیر اشاره می کنیم :
1- «زید بن ارقم» می گوید که پیامبر (ص) فرمود:
«کسی که می خواهد همچون من زندگی کند و همچون من بمیرد و ساکن بهشت جاویدان موعود پروردگارم گردد، باید علی بن ابی طالب را «ولیّ» خود بداند؛ او هرگز شما را از هدایت خارج نخواهد ساخت و هیچ گاه داخل ضلالت نخواهد نمود.»2
2- از «عمّار ابن یاسر» نقل شده که پیامبر (ص) فرمود:
«بار پروردگارا! «شاهد باش!» کسی که به من ایمان آورده و مرا تصدیق کرده است باید از «ولایت علی بن ابی طالب» دست بر ندارد زیرا ولایت او ولایت من است و ولایت من ولایت خدا».3
3- هیثمی در کتاب خود به نام مجمع از سلمان روایت آورده که گفت، عرضه داشتم: یا رسول الله، هر پیغمبری برای خود وصیتی داشت، وصی تو کیست؟ هیچ نگفت: بعد از مدتی مرا صدا زد، به سرعت نزدش شرفیاب شدم، فرمود: بگو ببینم وصی موسی که بود؟
1) تاریخ طبری- ج 2- ص 319، تاریخ ابن اثیر- ج 2- ص 62، سیره حلبیه- ج1- ص 311، شواهد التنزیل حسکانی- ج 1- ص 371، کنزالعمال- ج 15- ص 15، تاریخ ابن عساکر- ج 1- ص 85، تفسیر خازن نوشته علاء الدین شافعی- ج 3- ص 371، حیاه محمد نوشته حسنین هیکل- چاپ اول- باب «و أنذر عشیرتک الاقربین».
2) رجوع کنید به مستدرک (حاکم) ج 3 ص 128 (با سند صحیح)، کنزالعمال (متقی هندی) ج 6 ص 155 ح 2577، منتخب کنزالعمال در حاشیه ی مسند (احمد بن حنبل) ج 5 ص 32، حلیه الاولیاء (ابونعیم) ج 4 ص 349- 350، مجمع الزوائد (هیثمی) ج 9 ص 108.
3) رجوع کنید به کنزالعمال (متقی هندی) ج 6 ص 155 ح 2576 و ترجمه الامام علی ابن ابی طالب از تاریخ دمش (ابن عساکر شافعی) ج 2 ص 91 ح 591.

عرضه داشتم، یوشع بن نون بود، فرمود: چرا؟ گفتم: چون یوشع عالم ترین بنی اسرائیل بود، فرمود: پس وصی من و بهترین بازماندگانم و آن کس که وعده هایم را وفا می کند و قرضم را می دهد علی بن ابیطالب است.
در پایان به سه روایت کامل تر می پردازیم:.
1) «عمر بن خطاب» طبق «حدیث صحیح» موافق شرط بخاری و مسلم در قبول حدیث- می گوید: «به علی بن ابی طالب سه چیز داده شد، که اگر من یکی از آنها را می داشتم، برایم از شتران سرخ مو (بهترین ثروت عرب) بهتر بود: همسرش فاطمه دختر پیامبر (ص)، مسکن او مسجد با رسول خدا (ص) بود که هر چه برای پیامبر (ص) حلال بود برای او نیز حلال بود، و پرچم داری روز خیبر1».
امام مسلم در کتاب صحیح در کتاب فضائل الصحابه قسمت (من فضائل علی بن ابیطالب) از عامر بن سعد بن ابی وقاص از پدرش روایت کرده که گفت: معاویه بن ابی سفیان به سعد بن ابی وقاص دستور داد علی را ناسزا گوید، ولی او این کار را نکرد ، معاویه دلیل او را پرسید و سعد پاسخ داد : مادام که سه چیز را از یاد نبرده ام هرگز او را ناسزا نمی گویم، و آن سه جمله ای است که رسول خدا (صَلَّی الله عَلَیه وَ آلِهِ وَ سَلَّم) درباره اش فرمود: که هر یک از آن ها به نظر من مهم تر است از آن چه آفتاب بر آن می تابد، و ارجمندتر است از هر نعمتی که مردم برایش ارج می نهند.
اول: این که شنیدم پیامبر فرمود: آیا راضی نیستی که نسبت تو به من به منزله هارون باشد نسبت به موسی جز این که بعد از من پیامبری نباشد؟
2) دوم: این که در روز خیبر شنیدم که فرمود: فردا حتماً پرچم جنگ را به دست مردی می دهم که خدا و رسولش را دوست دارد و خدا و رسولش نیز او را دوست دارند و چون فردا شد همه گردن کشیدیم شاید آن مرد ما باشیم؛ ولی شنیدیم که فرمود: علی را نزد من بخوانید، و چون او را
1) رجوع کنید به المستدرک (حاکم) ج 3 ص 125 ح 3062 (با سند صحیح) ط افست، مسند (احمد بن حنبل) ج 7 ص 21 ح 4797 (با سند صحیح) ط دارالمعارف مصر، ینابیع الموده (قندوزی حنفی) ص 210 ط اسلامبول، المناقب (خوارزمی حنفی) ص 238 ط الحیدریه، ترجمه الامام علی بن ابی طالب از تاریخ دمشق (ابن عساکر شافعی) ج 1 ص 220 ح 283، الصواعق المحرقه (ابن حجر) ص 76 ط المیمنیه، مجمع الزوائد (هیثمی) ج 9 ص 120، تاریخ الخلفاء (سیوطی) ص 172، نظم درر السمطین (زرندی حنفی) ص 129، کنزالعمال (متقی هندی) ج 15 ص 101 ح 291 ط 2، الریاض النضره (محب الدین طبری) ج 2 ص 254 ط 2 و فرائد السمطین (حموینی) ج 1 ص 345 ح 268.
آوردند درد چشم داشت، پس آب دهان در چشم او انداخت، و رایت جنگ به دست او داده، و در نتیجه خدا قلعه را برایش گشود.
سوم: این که وقتی آیه: مباهله (قل تعالوا ندع ابنائنا و ابنائکم) نازل شد رسول خدا علی و فاطمه و حسن و حسین را صدا زد و به درگاه خدای عزوجل عرضه داشت: بارالها اینان اهل بیت من هستند.
1- حدیثی که «امام احمد» در «مُسند»، «امام نسائی» در «الخصائص العلویّه»، «حاکم» در «مستدرک»، «ذهبی» در «تلخیص» و غیر از اینها از «نویسندگان سُنَن» از طرقی که اتفاق و اجماع بر «صحّت» آن است از «عمرو

پایان نامه
Previous Entries منبع پایان نامه ارشد درباره استعمال لفظ، علی بن الحسین، علامه طباطبایی، رسول خدا (ص) Next Entries منبع پایان نامه ارشد درباره پیامبر (ص)، اهل بیت (ع)، امیرالمومنین، امام حسن (ع)