منبع پایان نامه ارشد درباره هخامنشیان، تخت جمشید، بین النهرین، شاهنشاهی هخامنشی

دانلود پایان نامه ارشد

س قبل از حرکت به سوی جنوب دوران طولانی را در مناطق ماد میزیستند و بعدها با ضعف دولت عیلام، نفوذ طوایف پارس در جنوب خوزستان و نواحی مرکزی فلات ایران گسترش یافت. در سال 538 ق.م کوروش پادشاه ایران، بابل را نیز شکست داد و آن سرزمین را تصرف کرد و برای نخستین بار در تاریخ جهان فرمان داد که هر کس در باورهای دینی خود و اجرای مراسم مذهبی خویش آزاد است، و بدین سان کوروش بزرگ اصل سازگاری بین ادیان و باورها را پایه گذاری کرد و منشور حقوق بشر را بنیان نهاد. کوروش به یهودیان اسیر در بابل امکان داد به سرزمین یهود بازگردند که شماری از آنان به سرزمین ایران کوچ کردند. روحانیونی که از دین نبونید، شاه بابل، برمیگشتند و به دین مردم میپیوستند، از کوروش هدایایی میگرفتند. طبق کتیبه کوروش بر آجرهای معبد شهر اوروک، در زمان وی بت ها همه به محل های اصلی خود برگردانده ومعابد تعمیر شدند.7 مبانی اخلاقی این شاهنشاهی نیز به خصوص در عهد کسانی مانند کوروش و داریوش بزرگ متضمن احترام به عقاید اقوام تابع و حمایت از ضعفا در مقابل اقویا بود که از لحاظ تاریخی جالب توجه است. محققان بیانه معروف کوروش در هنگام فتح بابل را یک نمونه از مبانی حقوق بشر در عهد باستان میدانند. هخامنشیان بر بخش بزرگی از جهان شناخته شده آن زمان حکمرانی میکردند8 شاهنشاهی هخامنشی در طول حیات خود شش پایتخت داشت: اَنشان، هگمتانه، بابل، شوش، پاسارگاد و تخت جمشید. دو شهر آخر مهمترین شهرهای دوره هخامنشی ، پاسارگاد را کوروش و تخت جمشید را داریوش اول بنیاد نهاد. البته پس از کوروش، با وجود این که پاسارگاد مرکزیتش را از دست داده بود، اما مراسم مختلف چون تاج گذاری شاهان در آنجا انجام میشد. نیمه اول شاهنشاهی هخامنشی، عصری تازه و متفاوت با نمونه های پادشاهی میان رودان در بابل و آشور بود. تاریخ باستان در سالهای 1300 ق.م، شاهد حکومت هولناک آشور بر سراسر آسیای غربی و حتی مصر بود. منتقل کردن بت مردوک از بابل (نیمه دوم قرن 12 ق.م.)، محاصره اورشیلم (نیمه دوم قرن 9 ق.م) و سرانجام به اسارت رفتن یهودیان به بابل، سلطه کامل آشور بر این سرزمین ها را نشان میدهد. سرانجام با شکست نبونید از کوروش، مردم از شر حاکم ظالم رهایی یافتند. بیگمان هخامنشیان به دلیل اعتقادات مذهبی خویش راهی جز آشور و بابل در پیش گرفته بودند. ایشان، با احترام به باورهای مردم، قدرت و تحبیب را بر قدرت و نابودگری ترجیح میدادند.9 پادشاهان هخامنشی نه تنها تمدن های کهنه را دوباره جان دادند بلکه اقوام تابع ایران خود را در جهان تازهای دیدند که بارها از آنچه به یاد داشتند پهناورتر، امنتر و مترقیتر بود. پیشرفت سریع فرهنگ و هنر این گستره بزرگ، خود گواهی روشن از ممکنات این جهان تازه و بهترین محرک دگرگونی وپیشرفت تمدنهای باستانی به شمار میرود. هیچ یک از تمدن های باستانی با سرنوشت مردمی به شمار و گوناگونی مردمان تابع هخانمنشیان بستگی نداشته و به وسیله این مردمان در نسلهای پسین مؤثر واقع نشده است. همچنین هیچ یک از تمدنهای دیگر نتوانسته در پیشرفت شهر آیینی، جوانب مختلف زندگانی را به اندازه ایرانیان مراعات نماید و مشخصات اصیل آیین و فرهنگ و هنر را هماهنگ ساخته، جهانی به وجود آورد که با امید و آرامش و شکوه جهان هخامنشی برابری کند. ریچارد فرای در فتوحات ایران میآورد:
«…آنچه متفاوت بود سنت تازه آشتی دادن و همراه با آن، هدف کوروش در استقرار یک صلح هخامنشی بود. »
«ایرانیان نه فقط در جنوب روسیه و شمال قفقاز بلکه در سیبری و آلتای و ترکستان چین و ترکستان روسیه فعالیت داشتند. حتی یکی از جالب ترین کشفیات روزگار اخیر، قدیمیترین قالی دنیا با نقشهای هخامنشی است که در این ناحیه گورکان پازیریک در ناحیه گورنو آلتای در جنوب سیبری به دست آمده است، در جایی که گورهای پر ثروت یخ زده پیدا شده اند. موارد دیگر بسیاری نیز وجود دارند که از یک تجارت پررونق با ایران در روزگاری به قدمت زمان هخامنشیان حکایت میکنند. به نظر میآید که در تمام نواحی از آلتای یا بلکه از دیوار چین تا ترانسیلوانیا و مجارستان نوعی وحدت وجود داشته و ایرانیان بزرگ ترین نقش را در این سرزمین پهناور دست کم برای هزار سال، تا تسلط هونها در قرن اول تاریخ پس از میلاد مسیح ایفا نموده اند».10
دروه هخامنشی را می توان دوره طلایی ایران باستان به شمار آورد. اقدامات تاریخ سازی هچون ضرب سکه، ایجاد شهرها و آثار ارزشمند، حفر کانال میان دریای سرخ و رودخانه نیل، ایجاد راه ها، چاپارخانه ها و شبکه تأمین امنیت و …. در زمان این سلسله به ظهور رسید.
2-2-معماری و هنر دوره هخامنشی
پارسها در نیمه اول قرن ششم ق.م تا زمانی که تحت تابعیت مادها بودند، از سنت های هنری آنها پیروی میکردند که برخی از آنها نیز برگرفته از اقوام دیگر توس مادها بود. پس از استقلال هخامنشیان و به خصوص در زمان فرمانروایی کوروش دوم و جانشین او، کاخ های فرمانروایی با شیوه ای ترکیبی از سنتها و دستاوردهای هنری اقوام دیگر بنیان نهاده شد که خود نشان از پدید آمدن شیوه ای بدیع دارد. هنر هخامنشی، درباری بوده، و از طرفی هنری التقاطی است که نتیجه ترکیب هنرمندانه هنرملل مختلف به ویژه، هنر بین النهرین مصر و آسیای صغیر است. در حقیقت هخامنشیان همواره سعی داشتند که ملل تابعه خود را در خلق آثار هنری شرکت دهند تا به گونه ای، گستره وسیع قلمروشان را معرفی نمایند. هنر هخامنشی به عنوان هنر مجلل درباری، روند یک ائتلاف مبتکرانه با هنر سایر ملل را نشان میدهد. با وجود اقتباس هخامنشیان از هنر ملتهای دیگر، نه تنها آنان به تقلید کورکورانه نپرداختند، بلکه در آنچه از دیگران بر می گرفتند، دخل و تصرف نیز میکردند. از همین رو، هماهنگی و وحدتی که در سبک معماری هخامنشی به چشم میخورد، نشان دهنده موفقیت آنها در به کارگیری عناصر معماری دیگر ملتها بوده است. معماری در دوران هخامنشی، نه تنها اصلیترین هنر آن دوران به حساب میآید، بلکه دیگر هنرهای تجسمی نیز در خدمت معماری و بخشی از آن به شمار میرود. مصالح ساختمانی از تمام بخش های امپراتوری تهیه میشد، همانطور که در کتیبههای ساختمانی هخامنشی به وضوح ذکر میشود، نه تنها ویژگی چند فرهنگی بودن امپراتوری را نشان میدهد، بلکه نشان از آمیختگی عناصر و سبک های مختلف دارد که در هنر هخامنشی برای آن تلاش شده و مورد درخواست است شاهان هخامنشی نیز بوده است. معماری هخامنشیان در اوج اقتدار سیاسی، نظامی و اقتصادی، از نظر طرح و نقشه در کاخ ها بسیار شگفت انگیز بوده است. هنر معماری هخامنشیان را در سه نوع اثر میتوان جستجو کرد:
1.کاخ ها و تالارها
2.بناهای تدفینی مانند؛ آرامگاه های صخره ای نقش رستم و صفه ای مانند قبر کوروش در پاسارگاد
3.بناهای مذهبی؛
با رد نظر هرودت، مبنی بر اینکه ایرانیان هیچ گونه معبدی نداشتند، میتوان گفت؛ هرچند معابد هخامنشی هیچ گاه به عظمت معابد آشوری و بابلی نبودهاند؛ اما هنر معماری هخامنشی از پیش زمینههای کهن و سابقهداری برخوردار است11هخامنشی کردن آرایه های هنری اقوام ملل تابعه منجر به پدید آمدن سبک خاص هخامنشیان شد که ویژگیهای معماری آن بر اساس تقسیم بندی مرحوم «پیرنیا» عبارت است از2:
1. استفاده از سنگ بریده و منظم، پاکتراش و گاهی صیقلی و تهیه بهترین نوع مصالح از لحاظ مرغوبیت، رنگ و دوام.
2. آماده کردن پای بست بنا با لاشه سنگ و سنگریزه و گاو رس دست و پی ساز و پی کوبی و بنای ساختمان بر روی سکو و تختگاه.
3. نهادن حداکثری ستونها با جزئیاتی که برای بردن بار آسمانه و فرسبهای چوبی کاملاً متناسب و منطقی باشد.
4. پوشش با فرسب و تیر و تیرچه چوبی سخت و بریده و دوردگری شده (فرورفتگی پشت گاوهای سرستون چوب را تأیید میکند).
5. آرایش طارمی پلکان های کوتاه و مالرو با نقش های برجسته و کنگره های زیبا و متناسب.
6. برش دقیق و ظریف درگاهها و آرایش درها با استفاده از زُغره های مادی و پتکانه های مصری.
7. ساختن دیوارهای جدا کننده با خشت خام و آرایش داخلی و خارجی آن با رنگ و کاشی نره لعاب دار.
8. پرداختن فرش کف با بهترین مصالحی که در آن روزگار یافت می شده است.
9. آرایش پیرامون تچرها، هدش ها و اپدان ها با استخر، آب نما و پردیس.
10. ارتباط آشپزخانه و مستحدثات فرعی (با راه های پنهانی و دور از چشم) با بنای اصلی و تعبیه سایبان و آفتابگیر منطقی و ضروری برای ساختمان ها.
به طور کلی، هنر معماری هخامنشی با مهارت و استادی کامل، عناصر خارجی را جذب کرده و از آنها به خوبی بهره گرفته است. هماهنگی و وحدتی که درسبک معماری این دوره وجود دارد، نشانه توفیق هنرمندان و معماران هخامنشی در به کارگیری عناصر مذکور است. الهام گرفتن آجر لعاب دار از ایلامیان و بابلیها، گچ بری اطراف درها و طاقچه ها از مصر و بریدگی ملولی ستون های از یونانیان و سرانجام تختگاه ها و سنگ کاری آن در مسجد سلیمان، پاسارگاد و تخت جمشید و همچنین طرح کاخهای تخت جمشید از هنر اورارتویی نشان از گستره تأثیرپذیری های هنر هخامنشی دارد. اقوام دیگر جامعه بزرگ شرق در ارتباط تنگاتنگ قرار دارد، و ادامه آن محسوب می شود. پژو هشهای صورت گرفته در آثار دوره هخامنشی نشان میدهد که هنر عصر هخامنشی زاییده خود به خودی نبوغ مردم نبوده، بلکه به سفارش هنرمندانی تجلی پیدا کرد که خودشاگردان هنر مکتب آشور و مصر و حتی در دوره پیش از این تا اندازهای مقلد هنر یونانی بودند، بنابراین میبایست هنر کاملی خلق شود که درخشش شکوهی به پادشاهی نوین بخشد.
2-3-تأثیرگذاری هنر ملل تابعه بر معماری هخامنشی
هنر دوره هخامنشی، نه ابتدایی است و نه ساده. هنر این دوره بار نفوذ و تأثیرات چندی را به دوش میکشد و شاید بتوان سهم هر یک از اسلوبهای بیگانه را در آن روشن کرد. به عبارتی؛ آثار هنری پارسی چه در سبک و چه در مضمون با آثار هنری اقوام دیگر جوامع شرق در ارتباط تنگاتنگ قرار دارد و ادامه آن محسوب میشود.این تأثیرپذیری ها را میتوان به گروههایی چون: 1.ایلام و ماد 2.اورارتو 3.بین النهرین 4.مصر 5.یونان تقسیم بندی کرد که در ذیل شرح آنها خواهد آمد.
2-3-1-تأثیر هنر ایلامی و مادی بر هنر هخامنشی
پارسها، بیشتر از سایر اقوام ملل، تحت تأثیر هنر و فرهنگ ایلامیها و مادها قرار داشتند. نگارههای مسطح هخامنشی، به ویژه در تخت جمشید، ردپای نفوذ و تأثیر هنری ایلامی و مادی به دربارهای داریوش و خشایارشا، را آشکارا نشان میدهد.12 معماران ماد ممکن است خود از سبک تختگاه ها و سنگ کاری های اورارتویی اقتباس کرده باشند که در این صورت آرامگاههایی تراشیده شده در صخرههای کوه میتواند یکی از نمونههای اولیه آن باشد.13 تنها کاخ شوش، نظر به اینکه در هوای گرم جلگه قرار داشت، طبق طرح ایلامی ساخته شده است، به این صورت که در اطراف یک حیاط مرکزی اطاق هایی برای سکونت، بنا میکردند. از این رو، بنابر این فرض، هنر ساختمانی هخامنشی، دنباله رو هنر ماد و هنر آسیای غربی است. مادها در قرنهای هشتم و هفتم ق.م و قبل از پارسها، معابد، استحکامات و کاخهای خود را با خشت چین برپا میکردند، مانند قرارگاه آنها در تپه نوشیجان، گودین تپه و باباجان تپه. لازم به ذکر است که در این محوطه ها، تالارهای ستوندار نیز ساخته شده است. در واقع، ستون عنصر اصلی معماری مادها بوده که هخامنشیان بعدها از آن، تقلید نمودهاند.14 پادشاهان مادی که بعضاً با سکاها و سمیریها متحد شده بودند با بنا نمودن شهر اکباتان (هگمتانه) به طریقی ترکیب تمدن مادی، سکایی، سمیری را بر زمینه تمدن کاسی و ایلامی قرار دادند که این اتحاد بعدها مقدمات تشکیل و ایجاد پیش از موعد هنری بس عظیم و شگرف میگردید که به نام هنر هخامنشی شناخته شد.15 به قول “دیاکانوف» در کتاب “تاریخ ماد”، شاهان هخامنشی وقتی اکباتانه را به عنوان تختگاه خود انتخاب کردند، نه تنها ساختمانهای روزگار ماد را حفظ کرده، بلکه آنها را نیز توسعه دادند.16

2-3-2-تأثیر هنر اورارتویی بر هنر هخامنشی
تأثیر هنر هخامنشی از هنر اورارتویی چه از طریق مادها و چه از ارتباط دوران کوچ پارسها، غیر قابل انکار است. ردپای هنر

پایان نامه
Previous Entries منبع پایان نامه ارشد درباره دوره پهلوی، مدرنیزاسیون، هنر و معماری، وزارت امور خارجه Next Entries منبع پایان نامه ارشد درباره تخت جمشید، هخامنشیان، دیوارنگاره، نقش برجسته