منبع پایان نامه ارشد درباره نوعي، کاري، کسي

دانلود پایان نامه ارشد

است که در هر کاري فرد بايد جنبه هاي مختلف آن کاملاً بررسي نموده و پس از اطمينان از عدم خطرات ناشياز آن کار، به آن اقدام نمايد.
– احتياط شرط عقل است. – حرف را بايد مزمزه کرد و سپس بيان کرد.
– به کارگيري حواس پنجگانه(چشايي) در عين سادگي، براي بيان مفاهيم و انتقال آن به شنونده استفاده شده است.

? تي چُوم وُزي ، تي نَام نُزي . چشمت کور شود اما آبرويت نرود.
ti ?um vozi ti nam nozi.

– در اين زبانزد دو چيز ارزشمند که همه انسان ها از آن بهره مند هستند. يکي چشم که عضو بسيار مهم از اعضاي بدن است که با آن انسان همه مخلوقات آفريدگار را ميبيند و ديگري نام، آبرو عزّت است که جايگاه فردي و اجتماعي دارد. در دين مبين اسلام ارزش آبرو بدان حّد است که حتي از کعبه که خانه خدا باشد بيشتر است. آنچه را که ميتوان از اين زبانزد دريافت رعايت ، حفظ آبرو و عزت يک شخص است.
– اين زبانزد نوعي کلمات قصار گونه و حکيمانه را به خواننده القاء ميکند و همچنين به نوعي بينش ناتوراليستي ، بکارگيري واژه چوم(چشم)را که يکي از مهمترين اعضاي طبيعي انسان محسوب است نيز بيان ميکند.

? آدم خُو دَسَا، شئالَ کُنَ وَرچَه، گرمَ نُکُونه . آدم دست خودش را کنار مقعد شغال گرم نميکند.
?d?m xu dase ?a?l? kon? var ?? garm? nokun?.

– اين زبانزد به نوعي پند حکيمانه را بيان ميکند وآن اين که شغال حيواني زيرک و حيلهگر است ومجازاً به انسان زيرک وحيلهگراطلاق ميشود، از اين رو مجالست با اين نوع آدم جز خسران و بلا، چيزي به دنبال ندارد، چنانچه شخص از انسانهاي دون صفت و مکار تقاضايي داشته باشد به دليل خصلت نابکارشان پاسخ منفيميدهند.
– در شناخت افراد بايد هم? جنب?ها را بررسي کرد.

? بَرف تا نَايي ، پانَچَه ي . تا برفي نبارد پايي يخ زده نميزند.
b?rf ta nayi p? n??ya .

– در اين زبانزد نوعي رابطة، علّي و معلولي وجود دارد. در فلسفه در بارة اين مقوله بحثهاي زيادي شده است. هر علّتي معلولي دارد ، تا واقعهاي رخ ندهد کاري انجام نميگيرد.
– تا نگريد ابر، کي خندد چمن تا نگريد طفل، کي نوشد لبن
– رابطة علت و معلول
– تا نباشد چيزکي، مردم نگويند چيزها.
– دراين زبانزد از نظر صنايع بديعي، نوعي تناسب وجود دارد. برف با يخ زدن پا.

? آدمه پيرَان تن ، آدمه دوشمنده. پيرهن تن آدمي دشمن آدم است.
?dam? pirane tan ?dam? du?mand?.

– آنچه که اين زبانزد به طور تلويحي بيان ميکند اين است که آدمي در شناخت افراد بايد دقت و وسواس زيادي داشته باشد چراکه گاهي اوقات به دليل عدم شناخت کافي فاميل يا نزديکترين کس آدمي به انسان خيانت ميکند، اين زبانزد ميخواهد به ما يادآوري کند که نسبت به هر چيز و کس محتاط باشيم و کليه شرايط را ببينيم سپس دست به آن عمل بزنيم.
– دشمن ميتواند به مانند پيراهن نزديک به آدم باشد، بايد مواظب بود.
– در اين زبانزد نوعي هشدار نيز نهفته است.
– من از بيگانگان هرگز ننالم که بامن هرچهکردآن آشنا کرد

? خاک اّرشين ، خاکَ اُرشينَه، خُو سَر، فوکُونَه.
کسي که خاک را به هم ميزند، خاک را بر سر خود ميريزد.
x?k or?in x?k? or?in? xu s?r fukun?

– اين زبانزد به نوعي متضمن پند حکيمانه است که انسان هر عملي را انجام دهد، چه بد و چه خوب باشد به خودش بر ميگردد.
– انسان پاسخگوي اعمالي است که خود انجام داده است. – از مکافات عمل غافل نباش.
– فمن يعمل مثقال ذَرّه خيراً يَرَهَ ، فمن يَعمَل مثقال ذرّه شرَّ اً يَرَهَ13.(زلزال/7و8)

? اي خر نباشد خَرَ ديگر ، پالُون کنم با رنگ ديگر.
اين خر نشد خر ديگر ، پالان ميکنم با رنگ ديگر.
i xar neb??d xar? digar p?lon konam b? rang? digar.

– اين زبانزد در جايي کاربرد دارد، که کسي کاري شروع کرده باشد ولي از عهده آن بر نميآيد. بدين خاطر خودش را سرزنش کند، طرف مقابل براي اين که دوستش را از آن گرفتاري برهاند، براي تسلي خاطر و آرام کردن وي اين زبانزد را به او گوشزد ميکند.
– دنيا به آخر نرسيده است، باز هم تلاش و همّت کن، تا به مقصودت برسي.
– خواستن ، توانستن است.
– اين زبانزد ، به نوعي قصه وارة فشرده تبيين ميکند و اشاره به قصة عاميانه متداول بين مردم دارد. در قديم براي اين که خر را با قيمت بالا و بهتر بفروشند، قبل از فروش، اسباب و وسايل جانبي خر را که شامل، افسار، پالان، نعل بود تزئين ميکردند تا در چشم خريدار بهتر جلوه کند. کما اين که امروزه نيز اين امر در جامعه ما کاربرد دارد مثل فروختن ماشين، خانه، ….
– يعني توانايي مالي دارم و ميتوانم هرچه شد بخرم.

? عاشق خودش تورَه، خيال کوُنه خو همسايه کوره.
عاشق خودش ديوانه است، فکر ميکند که همسايهاش نيز کور است.
??eq xod?? tur? xiy?l kona xu hams?y? kwr?.

– اين زبانزد در جايي کاربرد دارد که شخصي دست به کاري ميزند که آن کار در نظر عامه مردم ناپسند است، در حالي که مردم عمل ناشايست وي را ميبينند، شخص به گمان اين که کسي او را نميبيند به کار خودش مشغول است.
– به مانند کبک سر را زير برف بردن.

? زَن طلاقه رَدَه کُن، زن بَموردَه زَن بِدَه .
به کسي که زنش را طلاق داده جواب منفي بده، اما به کسي که زنش مرده است به او زن بده .
zan tal?q? rada kun zan bamurd? zan b?d?.

– اين زبانزد به نقش خانواده اشاره ميکند. يکي از مفترعات بحث آن طلاق است که، در جامعة ما به عنوان منفورترين کلمه است. وقتي که کانون گرم خانواده به دليل اختلاف و عدم سازگاري زوجين از هم پاشيده ميشود از نظر اخلاقي امري مذموم تلقي ميگردد. لذا توصيه ميکنند افرادي که زندگيشان منجر به طلاق گرديده است، با آنان وصلت نکنند، چون لايق يک زندگي خوب و آرام نيستند، ولي در مقابل فردي که زنش را به هر دليل از دست داده است، چنان چه درخواست ازدواج داشته باشد، با او وصلت کنيد.
– اين زبانزد به نوعي به توانمندي شخص و از عهدة کاري برآمدن نيز اشاره ميکند چنانچه شخص توانايي انجام عمل را داشته باشد و آن را نيز به اثبات رسانده باشد شايسته است انسان به او اعتماد و محبت کند.
– زن طلاق، مردي که زنِ خودرا طلاق داده باشد.
– زن مرده، مردي که زنش از دنيا رفته باشد.
– از نخورده بگير بده به خورده.
– در اين دو گزينه ميتوان چنين نتيجه گرفت که به هر حال مرد همدم خود را به نوعي از دست داده است، براي اينکه مجدداً کانون گرم خانواده را مهيا سازد، بايد اصوليترين روشرا انتخاب نمايد.

? امروز بيدِه کَساَ فردا نشه دَين. امروز ديده را فردا نميتوان ديد.
emruz? bid? kasa f?rd? n??a den.

– پيامي که اين زبانزد تلويحاً بيان ميکند، عبرت و پند گرفتن است. خطاب به نفس انسان است. اي انسان که به خودت مغرور شدي، بدان و آگاه باش تو چند روزي در اين سراي باقي خواهي ماند، پس از چند صباحي کاروان کوچ رحيل سر خواهد داد و تو نيز مثل گذشتگان از اين دارفاني به دار باقي خواهي شتافت.
– اين گرگ اجل يک يک از اين گله ميبرد وين گله را بين که چه آسوده ميچرد
– ِانّا لِله و ِانّا اليِه راجعون14.
– اي انسان تو که ميداني روزي از اين ديار فاني ميروي، پس تا ميتواني به هم نوع خود کمک کن، تا آسوده خاطر از اين دنيا رخت بربندي.
– نوعي پند حکيمانه در خود نهفته دارد.

? اي شُوتُوري ايسَه ،تيخونه دَرهَ سَرَم خُسَه. اين شتر در سراي تو نيز ميخوابد.
i ?uturi is? ti xon? dar? saram xosa.

– گاهي زبانزدها جنبههاي انکاري دارند، به ديگر سخن اين که نميتوان آن را ناديده گرفت. اين که انسان منکر مرگ گردد. منکر بديهيات گردد، اين زبانزد نشان ميدهد که چنان چه تو روزي منکر واقعيتي گردي ، بدان که روزي به سراغ تو نيز مي آيد و تو را از آن گريزي نيست.
– گاهي پذيرش واقعيات براي آدمي بسيار دشوار است لذا آدمي هميشه سعي دارد که از آن فرار کند. (فرار از واقعيت)
– ميتوان اين زبانزد را از جنبة روانشناختي نيز مورد بررسي قرار داد اين که، چرا انسانها نميخواهند واقعيتها موجود را آن چنان که هست بپذيرند؟
– آيا عدم پذيرش اين واقعيت ناشي از غرور و نخوت انسان نيست؟ چه بسا اين که انسان چيزي را در درون خودت قبول داشتهباشد، وليغرور و تجاهل باعث گردد که از مسيراصليخود منحرف شود.

? لابدان و زيبيل بافي؟ عنکبوت و زنبيل بافي؟
l?bd?n o zibil b?fi?

– اين زبانزد در جايي کاربرد دارد که به شخصي کاري واگذار نمايند که در تخصص آن نباشد و سرانجام کار را خرابکند.
– کساني که تخصصي ندارند، ولي در کارها دخالت ميکنند.
– تخصص در کار داشتن.
-کار را به کاردان سپردن.
– کار هرخر نيست خرمن کوفتن گاو نر ميخواهد و مرد کهن
– هرکسي را بهرکاري ساختن.
– اين زبانزد به نوعي نيز ميخواهد بگويد، گول ظاهر آدمها نخوريد و به ظاهر افراد بسنده نکنيد. به صرف اين که فلان کاره است، بدان اکتفا نکنيم بلکه تحقيق و تفحّص نيز لازم است.
– نوعي طنز در خود نهفته دارد از زبانزدهاي بيقصه ولي موجز است.

? کوره اسبه ، شيشه بار؟ اسب کور و بار شيشه.
kur? ?sb? ?i?? b?r.

– پيام نهفته اين زبانزد آن است که در هنگام تعيين جايگاهها، مقام، گماردن شخص به کاري، لازم است صلاحيت شخص، تخصص و توانايي او نيز مورد ارزيابي قرار گيرد. سپس مسئوليت آن کار به وي تفويضگردد.
– همچنين نوعي احتياط ويژه و جوانب کار را در نظرگرفتن در خود نهفته دارد.
– نوعي تمسخر نيز دارد.
– اين زبانزد نيز از مثلهاي بيقصه، ولي موجزند که نوعي طنز در خود نهفته دارد که، نتيجه تضادآميز و غير منتظره نسبت به شروع خود دارد.

? آزِه دارَه15 سَرادا، بيگيتهِ، شُوندَه16 ريشَه يَا. درخت آزاد را رها کرده است به ريشة اقطيچسبيدهاست.
aze d?r? s?r?d?, bigit? ?und? ri?y?.

– اين زبانزد اشاره دارد بعضي از آدمها در شناخت فرد و يا انتخاب چيز دقت کافي و وافي را ندارند، لذا وقتي که آن را به دست مي آورند، پي به ماهيت آن ميبرند.
– زبانزد مذکور اين معنا را ايفاد ميکند که در انتخاب و گزينش نهايت دقت را به کار ببريم، تا از پيامدهاي آن مصون بمانيم.
– از اصل غافل شدن به فرع اکتفا نمودن.

4-1-4 زبانزدهاياخلاقيبا رويکرد اخلاق فردي
? اوُسي ، کَار دَارَه ، بِنَن ، کنار. هوو بازي را کنار بگذار.
owsi k?rd?r? benan k?nar.

– از زمانهاي گذشته پديدة چند همسري در مناطق گيلان رواج داشته است و واژة avisti (هَوو) نسبت خويشاوندي دو يا چند همسر را مشخص ميسازد. براي تمايز چند avisti از ترکيبات pilez?n (زنِ بزرگ) ku?iz?n (زن کوچک) و v?s?t?z?n(زنِ مياني) استفاده ميشود. در گذشتههاي نه چندان دور، بنابر شرايط اقتصادي ، فرهنگي و اجتماعي ، معمولاً خانوادههاي گيلاني ساختار هستهاي و متمرکز داشتند. طبيعتاً در چنين موقعيتي ، هووها در زير يک سقف و اغلب در يک اتاق زندگي ميکردند و براي به دست آوردن موقعيت برتر با هم رقابت ميکردند. بنابراين حسادت، دشمني و دسيسه چيني ويژگي نهاني و حتي بارز هوُوها در چنين خانوادههايي بوده است.
اين خصوصيت از

پایان نامه
Previous Entries منبع پایان نامه ارشد درباره امر به معروف، امثال و حکم Next Entries منبع پایان نامه ارشد درباره آزمون و خطا، ناخودآگاه