منبع پایان نامه ارشد درباره نوعي، داراي، ميکند،

دانلود پایان نامه ارشد

يک تخم مرغ گنديده بشکند تا هفت محل بوي گندش ميرسد.
it? po? morq?n? b?tarki , hafta mahal bu dakaf? .

– پيام پنهاني که اين زبانزد در خود دارد، بيان وضعيت جامعه يا منطقةاي که عدهاي از مردم در کنار يکديگر زندگي آرام و بدون دغدغهاي دارند، به يکباره فردي مفسده جو به محله آنان ورود ميکند پس از چندي کُل آن محله آلودة مفسدة وي ميشوند. درجامعة احساساتيگيلاني، حتي يک مورد زشت کاري هم قابل قبول نيست و همگان به آن پي ميبرند.
– يک گوسفند گَر، گلهاي را مبتلا ميکند.
– کمال همنشين درمن اثر کرد وگرنه من همان خاکم که هستم.
? اينه تومان، اينه چکره دَرهَ. شلوارش افتاده تا پايين زانو آمده.
. in? tom?n in? ?akr? dar?

– انسان موجود اجتماعي است ، داراي خواستههاي گوناگون براي اينکه به خواستههاي خود جامع عمل بپوشاند، به ناچار با ديگران بايد ارتباط برقرار کند، براي برقراري ارتباط با ديگران گاهي موانعي بر سر راه آدمي قرار ميگيرد و انسان را وا ميدارد، تا جهت رفع آن مشکل چارهاي بيانديشد، کاربرد اين زبانزد زماني است که شخص دچار دردسر شده باشد.

? داره بي ميوه، خوشکه هيمه ره خوبه. درخت بي ميوه براي هيزم خشک خوب است.
d?r? bi miv? xu?k? him? r? xub?.

– پيام تلويحي که اين زبانزد دارد آن است که، روحية تعاون و همکاري بايد در وجود شخص باشد، تا بتواند به مردم کمک کند.
– هرچيزي که خداوند به وجود آورده است، از بهرِ حکمتي است، نبات و انسان و حيوان وغيره، تا ديگران از ثمراتشان استفاده نمايند. مثلاً ثمرة انسان خوب، فرزند صالح است و بالعکس ثمرة انسان بد، وجودش منشاء شّر و بدي است.
– آدمهاي به درد نخور.
– آدمهاي با صفات منفي.

4-2-6 زبانزدهاي فرهنگي اجتماعي بارويکرد فرهنگي
? تي شُو نَشينَه سَر هم، نشيني مي . به مجلس شب نشيني تو نيز ميآييم.
ti ?u n??in? s?ram n??inimi.

– اين زبانزد اشاره به آيين کهن ايرانيان از جمله منطقة لشت نشاء دارد. در زمانهاي قديم به دليل نبود وسايل صوتي و تصويري و ارتباط جمعي، مردم براي اين که از حال يکديگر با خبر شوند گاهي اوقات مسافت زيادي را طي ميکردند. در فصل زمستان به دليل درازي شب، خانة يکديگر به شب نشيني ميرفتند. افراد چند خانوار دور هم جمع ميشدند و پدربزرگ يا مادر بزرگ يا يکي از اقوام که از نظر سن و سال بزرگتر از همه بود، قصه، يا رويداد تلخ يا شيريني براي آنان تعريف ميکرد و گاهي نيز کتاب شاهنامه و پهلوانيها، رستم و سهراب، اسفنديار وکتاب حافظ و مولانا برايشان ميخواندند. از مزاياي اين شب نشيني اين بود که از حال يکديگر با خبر ميشدند و هم، نکتههايي را ميآموختند. اين زبانزد ميخواهد بگويد که نوبت تو هم ميرسد، زمان امتحان تو نيز فرا خواهد رسيد.
– خواهيم ديد که تو چند مَرده حلاّجي.
– امروز مَرا فردا تَرَه. – موقع تو نيز فرا ميرسد.
– تغيير و تحولات زمانه و فراز و فرود زندگي نيز ميتواند اشاره داشته باشد.
– خوش بود گرمحک تجربه آيد به ميان تا سيه روي شود هر که در او غش باشد.
(ديوان حافظ)
? خَاخُورَه يَ ، مرد وَاستي ، بَرارَکَـ گُوتي: زن نبري؟
خواهره ، دوست داشت شوهر بکند ، به برادر خود مي گفت، نميخواهي زن بگيري؟
x?xur?y? mard v?sti b?r?r?k? goti zan n?b?ri .

آنچه که اين زبانزد بيان ميکند ميل و تمايلات و آرزوي باواسطه است. به بيان ديگر چنان چه شخصي تمايل به چيزي پيدا کرده باشد و قدرت بيان آن را نداشته باشد، و آن را با زبان ديگري بازگو نمايد اين زبانزد مصداقش است.
– بيان غيرمستقيم به خاطر رعايت ادب و احترام.
– به دَر ميگويد که ديوار بشنود.

? بينشته کُورَه، مانه. شبيه دختر ترشيده است.
bini?ta kor? mana !

– اين زبانزد اشاره به القابي است که به زن نسبت داده ميشود و نوعي خدشه دارکردن شخصيت و منزلت اجتماعي اوست، بينشته : به معني ترشيده، تاريخ مصرف تمام شده تلقي ميگردد. در جامعة سنتي همه نگاهها به گونهاي متغير از ديگر نگاههاست که متوجه زن ميگردد و در باور جامعة سنتي ترشيدگي دختران از ناگوارترين نگونبختي تلقي ميشود.
انديشة اينگونه جوامع در مورد زن، اين است که هرچه بيشتر زاد و ولد کند، تا با توليد نسل او قدرت کار زيادتر شود، کشاورزي وي رونق بيشتري پيدا کند. چرا که اين انديشه و طرز تفکر در اکثر مذاهب هم وجود دارد، فرزند بيشتر را برکت تلقي ميکنند و حتماً در برخي از بوميان سرزمينهاي دور از جمله هندوستان با زني که باردار يا بچه داراست، بهتر ازدواج ميکردند.
– نوعي مانند کردن شخص به صفتي.
? عَلف بَداشتي ، بُوزيه، تي، دُمبال سر آيه. علف داشته باشي ، بز به دنبال تو ميآيد.
alaf bed??ti buz?y ti domb?l s?r aya .

– آنچه که اين زبانزد اشاره دارد، اين است که اغلب مردم به مال ثروت بيشتر اهميت ميدهند، و چه بسا بعضي از اشخاص به دليل اين که فلاني ثروت زيادي دارد، به او احترام ميگذارند.
– اين زبانزد به نوعي هم به مردم جامعهاي که داراي ثروت و مقام هستند نظرميکند. تصويري که جامعه روستايي ازمردم در ذهن خود دارد، آن را به دو گروه ثروتمند(ارباب)، فقير(رعيت) تقسيم ميکند، و دو نوع شخصيت براي آنان متصّور است، شخصيتي با سازة تخريب: شامل آدمهايي، مرفه، اعياننشين، بدون درد، بيوجدان، تنبل، شخصيتي با سازة تثبيت شده، بساز، قانع، چپرنشين، فقير، که شخصيتهاي نوع اول، ويژة طبقات بالادست جامعه، شخصيتهاي نوع دوم ويژة طبقات پايين دست جامعهاست.
اين طور ميتوان نتيجهگرفت که، مردم جامعه روستايي ازکساني که داراي ثروت ومقام هستند، انتظار رفتار دلخواه را ندارند، درتصويري که ازصاحبان اين ويژگي ترسيم ميکنند، اشخاص فرصت طلب، دورو، متظاهر، چرب زبان، درنظر گرفته ميشوند.
– عقل بعضي از مردم در چشم شان است.
– “پول بداري فلک تي فرمان بَرَه تي اعتبار کدخدا جي بيشتَرَه26.”

? عروسي بُو کودَه پس ، انگوشتر ، بَنشانِه . پس از ازدواج به فکر نامزد کردن افتاده.
arosi bukod? p?s ?ngo?t?r ben?ane

– يکياز فرهنگ عاميانه منطقة لشتنشاء انگشتردستمال نائناست.angu?tar dasm?l n?an (انگشتري ودستمال خريدن) به اين صورت است که دختر و پسر جواني که قصد ازدواج دارند، چنانچه شرايط براي عروسي مهيا نباشد، خانواده داماد يک حلقه روسري براي دختر ميخرند و بدين ترتيب آن دختر را براي ازدواج نشان ميکردند. اين زبانزد بيانگر اين نکته است کاري که اول مي بايد انجام ميگرفت، در مرحله آخر انجام گيرد. يا نوعي انجام غيرمرسوم است.
– شخصيت آدم هايي که قدرت تفکر به موقع ندارند و هميشه دير اقدام ميکنند.

? زن ، ئيتَا بَله گَه ، چهل سال خُو مَرد اَمرَه ايسَا ، نامرد چهل تا قول دَهَه ، ئيتَه سَر نِئسَا .
زن يک بله ميگويد چهلسال با شوهرش زندگي ميکند، نامرد چهلبار قول ميدهد يکبارعملنميکند.
zan it? b?l?g? ??h?l s?l xu m?rd? amr? is? , n?mard ??h?l t? qol d?h? ita s?r n?ys?.
– در نگاه اول، بحث خانواده اخلاق و پايبندي به ارزشهاست.
– در اين زبانزد نشان ميدهد که تا چه حد اندازه زن وفادارتر از مرد است.
– قَول: از نظر لغوي به معني گفتار است. آيا هر گفتاري تعهدآور است؟ زماني که پيوند زناشوئي منعقد ميگردد زن با يک کلمه (بله) خودش را ملزم به تعهدات ميکند، و تمام وجودش را صرف همان پيمان و مصداقي ميکند که بدان اعتقاد دارد، در مقابل ما عدم تعهد و التزام را داريم، که براي نامرد هيچگونهاعتباري ندارد، ازاين رو نقض اين قول بين طرفينخود شکستن تعهد را به دنبال دارد.
در تعريف عامه از آنجا که زن عنصري ظريف و باريکبين و نازک خيال، لطيفالطبع است، پايبند به اصول ميگردد، انتظار ميرود که مرد بيش از حد معقول باشد، در نتيجه چون قول با عمل مطابقت نميکند، مرد به نامرد تغيير ماهيت ميدهد.
خانواده نهادي اجتماعي است که از زن و مرد و فرزندان تشکيل ميگردد. مرد به عنوان شخصي که اقتدار او بر خانواده و اجتماع در طول دوران تاريخ به تصوير کشيده شده است. در مقابل زن، نماد و سنبل نجابت، سخت کوشي، وفاداري ، فداکاري، صبر، متانت است.
زمانيکه به تاريخ مينگريم نقشزن را در قالب نيرويخستگي ناپذير، پرتلاش در تمامي عرصههاي زندگيميبينيم که اين بالندگي ريشه در دل زمانهاي چند دهه هزار ساله داشته است و همواره او را بر بلنداي رفع ترين کنگره ها مي توان بازشناخت. اين که چرا در طول تاريخ زنان ما کم تحرک تر از مردان بودند، دليل آن به دوش کشيدن تعهدات و مسئووليتهاي خانواده بوده است، وازسويي نيز آداب و سنن دست و پاگير باعث گرديد که زنان فرصتهاي شغلي خودشان را از دست بدهند.
– دو صد گفته را نيم کردار نيست.

4-2-7 زبانزدهاي فرهنگي و اجتماعي بارويکرد انتقادي- اجتماعي
? دَارَه سايه ، همسايَه شينَهَ ، آبدَن اَمي شينه.
سايه درخت براي همسايه است، آب دادن آن درخت به عهده ماست.
d?r? s?y? , hams?ye ?in? ?bdan ?mi ?in?.

– اين زبانزد را ميتوان ازنظر صنايع لفظي در محورجانشيني کلمات، ارتباط و تقابل کلمه با کلمات نيز مورد بررسي قرار داد به اين صورت که، بين دو کلمه سايه وهمسايه جناس زايد است . هم چنين نوعي تکرار واژه سين وشين آواي موسيقايي را بوجود آورده است.
– اين زبانزد مصداق کسي است که عمري مرارت، زحمت و مشکلات را تحمل ميکند ولي استفاده آن عايد ديگري ميگردد. همچنين نوعي فرصت طلبي در بطن دارد.
– زحمت بلبل کشيد فيض گل را باد برد.

? کَفشَ مِن بداشتم، کفشداري يَا، تُو فَاگيتي؟ کفش من نگهداشتم، پول کفشداري تو گرفتي.
kaf?h man beda?tam kaf?hdar? y? tu fagiti.

– اين زبانزد براي وقتي کاربرد دارد که شخصي هيچگونه سختي را تحمل نکرده باشد، ولي به ثروت کلاني رسيده باشد.
– فرصت طلبي موضوع اصلي اين زبانزد است.

? کُو به کُو بر نُخُوره ، اَدَم به اَدَم بَر خُورُه . کوه به کوه نميرسه اما آدم به آدم ميرسد.
kubeku b?r noxur? ?d?m be ?d?m b?r xora.

– انسان موجودي اجتماعي است در خانواده شکل ميگيرد و سپس در محيط بزرگتري به نام مدرسه رشد ميکند، بعد هم اجتماع پذيراي او ميشود. دراين سلسه مراتبي که به رشد و نمّو ميرسد، هميشه با انسان سر کار داشته است، از آنجايي که خوي نياز در وجود آدمي نهفته است، لذا انسانها دست نياز به سوي هم ديگر دراز ميکنند، آنچه که اين زبانزد ميخواهد بازگو نمايد، اين است که انسانها به يکديگر نيازمند و محتاج هستند و لازم است در وقت نياز به يکديگر کمک کنند وگرنه آسيب ميبينند.
– بني آدم اعضاي يکديگرند که در آفرينش ز يک گوهرند.
– “تَعاوَنُوا عَلي البِّر والتّقَوا 27″(مائده/2)
– دَس،دَسَه شُوره، دَسهم ورگرده روُيَا شورَهَ. دست، دست را ميشويد، سپس دست صورت را ميشويد.

4 -2-8 نتيجهگيري
زبانزدهاي اجتماعي و فرهنگي حقايق فرهنگي پنهان وآشکار يک جامعه را بازتاب ميدهند. بيشترين زبانزدهاي اين بخشخانوادگي است وحتي زيرمجموعهها وعنوانهاي ديگر نيز به گونهاي داراي جنبههاي خانوادگياست، براي نمونه درمردسالاري به ارزش مردان در برابر زنان روبرو ميشويم.
اما درمسائلخانوادگيمعمولاً فرزندان در برابر پدران گمراه و بيرحمند. همچنين دراين زبانزدها خانوادههاي نسبي داراي ارزش بيشتري نسبت به خانوادههاي سببي چون فاميل همسر بويژه

پایان نامه
Previous Entries منبع پایان نامه ارشد درباره بقاع متبرکه، ازدواج مجدد Next Entries منبع پایان نامه ارشد درباره ناخودآگاه، شناخت انسان، ضرب المثل