منبع پایان نامه ارشد درباره نهج البلاغه، عالم برزخ

دانلود پایان نامه ارشد

به شيطان تا روز قيامت و هم به انسان که در عالم عدم در برابر وجود به سوي اصل خود که همان وجود است باز گردند. پس در جهان بدمطلق نيست، بد نسبت به خوب، بد است البته “وجود” قطع نظر از نسبت ها و اعتبارات، خير محض است. چگونه ميتوان تصور کرد که خداوند در وجود انسان ها شر قرار داده است. درحاليکه ميفرمايد وَ نَفَختُ فيه من روحي: از روح خود بر آنها دميدهام پس همه چيز در وجود آدمي خيراست و فقط ما نبايد از برخي از آنها استفاده کنيم چون به مانند خوردن آن ميوه ممنوعه خواهد شد و اين نتيجه اختيار انسان است. آنچه او فرمود بايد انجام دهيم و آنچه او نهي کرده ما نيز تسليم شده وانجام ندهيم تا دوباره به جايگاه خود بازگرديم، البته حوزه اختيارات ما در اعمال و رفتار ماست نه در امور آفرينش.

فصل چهارم
بررسي تطبيقي نهج البلاغه و مثنوي

4-1- فضايل اخلاقي
4-1-1- توبه
بسياري از علماي اخلاق نخستين گام براي تهذيب اخلاق و سير الي الله را “توبه ” شمرده اند، توبه اي که صفحه قلب را از آلودگيها پاک کند و تيرگيها را مبدل به روشنايي سازد و پشت انسان را از بار سنگين گناه سبک کند، تا براحتي بتواند طريق به سوي خدا را بپيمايد.
مرحوم “فيض کاشاني” در آغاز جلد هفتم “المحجه البيضاء” که در واقع آغاز گر بحثهاي اخلاقي است چنين مي گويد:
“توبه از گناه و بازگشت به سوي ستار العيوب و علام الغيوب آغاز راه سالکين و سرمايه پيروزمندان و نخستين گام مريدان و کليد علاقه مندان و مطلع برگزيدگان و برگزيده مقربان است “!
سپس اشاره به اين حقيقت مي کند که غالبا انسانها گرفتار لغزشهايي مي شوند و با اشاره به لغزش آدم (که در واقع ترک اولي بود نه گناه) مي گويد: چه اشکالي دارد که همه فرزندان آدم به هنگام ارتکاب خطاها به او اقتدا کنند، چرا که خير محض، کار فرشتگان است، و آمادگي براي شر بدون جبران، خوي شياطين است،و باز گشت به خير بعد از شر، طبيعت آدميان است; آن کس که به هنگام ارتکاب گناه و انجام شر به خير باز گردد، حقيقتا انسان است!
در واقع توبه اساس دين را تشکيل مي دهد، چرا که دين و مذهب انسان را به جدا شدن از بديها و بازگشت به خيرات دعوت مي کند; و با توجه به اين حقيقت،لازم است توبه در صدر مباحث مربوط به اعمال و صفات نجاتبخش قرار گيرد.” (1)
به تعبير ديگر، بسيار مي شود که از انسان – مخصوصا در آغاز تربيت و سير و سلوک الي الله لغزشهايي سر مي زند،اگر درهاي بازگشت به روي او بسته شود بکلي مايوس مي گردد و براي هميشه از پيمودن اين راه باز مي ماند; به همين دليل، در مکتب تربيتي اسلام، “توبه ” به عنوان يک اصل مهم مطرح است و از تمام آلودگان به گناه دعوت مي کند که براي اصلاح خويش و جبران گذشته از اين باب رحمت الهي وارد شوند.
اين حقيقت در سخنان امام علي بن الحسين عليهما السلام در مناجات تابئين با زيباترين صورتي بيان شده، ” الهي انت الذي فتحت لعبدک بابا الي عفوک سميته التوبة فقلت توبوا الي الله توبة نصوحا، فما عذر من اغفل دخول الباب بعد فتحه; معبود من! تو کسي هستي که به روي بندگانت دري به سوي عفوت گشوده اي و نامش را توبه نهاده اي، و فرموده اي باز گرديد به سوي خدا و توبه کنيد، توبه خالص! حال که اين در رحمت باز است، عذر کساني که از آن غافل شوند چيست “؟ (2)
جالب اين که خداوند علاقه فوق العاده اي به توبه بندگان دارد، چرا که آغاز تمام خوشبختيهاي انسان است. در حديثي از امام باقر عليه السلام مي خوانيم: “ان الله تعالي اشد فرحا بتوبة عبده من رجل اضل راحلته و زاده في ليلة ظلماء فوجدها; خداوند از توبه بنده اش بسيار شاد مي شود، بيش از کسي که مرکب و توشه خود را در بيابان (خطرناکي) در يک شب تاريک گم کرده و سپس آن را بيابد.” (3)
اين تعبير که با کنايات و لطف خاصي آميخته است، نشان مي دهد که در واقع توبه، هم مرکب است و هم توشه راه، تا انسان وادي ظلماني عصيان را پشت سر بگذارد و به سر منزل نور و رحمت و صفات والاي انسانيت برسد.
به هر حال، در بحث “توبه ” مسائل زيادي مطرح است که اهم آنها،امور زير است:
1- حقيقت توبه
2- وجوب توبه
3- عموميت توبه
4- ارکان توبه
5- قبولي توبه عقلي است يا نقلي
6- تبعيض در توبه
7- دوام توبه
8- مراتب توبه
9- آثار و برکات توبه
4-1-1-1-حقيقت توبه
“توبه ” در اصل به معني بازگشت از گناه است (اين در صورتي است که به شخص گنهکاري نسبت داده شود) ولي در قرآن و روايات اسلامي بارها به خدا نسبت داده شده است در اين صورت به معني بازگشت به رحمت است، همان رحمتي که به خاطر ارتکاب گناه از گنهکار سلب شده بود، پس از بازگشت او به خط عبادت و بندگي خدا، رحمت الهي به او باز مي گردد و به همين دليل يکي از نامهاي خدا، “تواب ” (يعني بسيار بازگشت کننده به رحمت يا بسيار توبه پذير) است.
در واقع واژه “توبه ” مشترک لفظي يا معنوي است ميان “خدا” و “بندگان ” (ولي هنگامي که به بنده نسبت داده شود با کلمه “الي ” متعدي مي شود و هنگامي به خدا نسبت داده شود با کلمه “علي ” (4)
در “المحجة البيضاء” درباره حقيقت توبه چنين آمده است که توبه سه رکن دارد، نخست “علم ” و دوم “حال ” و سوم “فعل ” که هر کدام علت ديگري محسوب مي شود.
منظور از “علم ” شناخت اهميت ضرر و زيانهاي گناهان است، و اين که حجاب ميان بندگان و ذات پاک محبوب واقعي مي شود. هنگامي که انسان اين معني را بخوبي درک کند، قلب او به خاطر از دست دادن محبوب ناراحت مي شود و چون مي داند عمل او سبب اين امر شده، نادم و پشيمان مي گردد; و اين ندامت سبب ايجاد اراده و تصميم نسبت به گذشته و حال و آينده مي شود.
درزمان حال آن عمل را ترک مي گويد،ونسبت به آينده تصميم بر ترک گناهي که سبب از دست دادن محبوب مي گردد مي گيرد، و نسبت به گذشته درصدد جبران برمي آيد.
در واقع نور علم و يقين سبب آن حالت قلبي مي شود که سرچشمه ندامت است، و آن دامت سبب موضعيگريهاي سه گانه نسبت به گذشته و حال و آينده مي گردد. (5)
اين همان چيزي است که بعضي از آن به عنوان انقلاب روحي تعبير کرده اند، و مي گويند توبه نوعي انقلاب در روح و جان آدمي است که او را وادار به تجديد نظر در برنامه هاي خود مي کند.
4-1-1-2- وجوب توبه
تمام علماي اسلام در وجوب توبه اتفاق نظر دارند، و در متن آيات قرآن مجيد کرارا به آن امر شده است; در آيه 8 سوره تحريم مي خوانيم: “يا ايها الذين آمنوا توبوا الي الله توبة نصوحا عسي ربکم ان يکفر عنکم سيئاتکم و يدخلکم جنات تجري من تحتها الانهار; اي کساني که ايمان آورده ايد به سوي خدا باز گرديد توبه کنيد، توبه اي خالص و بي شائبه، اميد است (با اين کار) پروردگارتان گناهانتان را ببخشد و شما را در باغهايي از بهشت که نهرها از زير درختانش جاري است داخل کند.”
همه انبياي الهي هنگامي که براي هدايت امتهاي منحرف ماموريت مي يافتند، يکي از نخستين گامهايشان دعوت به توبه بود; چرا که بدون توبه و شستن لوح دل از نقش گناه، جايي براي نقش توحيد و فضائل نيست.
پيغمبر بزرگ خداوند هود عليه السلام از نخستين سخنانش اين بود: “و يا قوم استغفروا ربکم ثم توبوا اليه; اي قوم من از پروردگارتان طلب آمرزش کنيد، سپس به سوي او باز گرديد و توبه نماييد!” (سوره هود، آيه 52)
پيامبر بزرگ ديگر صالح عليه السلام نيز همين سخن را پايه کار خود قرار مي دهد و مي گويد: “فاستغفروه ثم توبوا اليه; از او طلب آمرزش کنيد و به سوي او باز گرديد و توبه کنيد!” (سوره هود، آيه 61)
حضرت شعيب عليه السلام نيز با همين منطق به دعوت قومش پرداخت، و گفت: “واستغفروا ربکم ثم توبوا اليه ان ربي رحيم ودود; از پروردگار خود آمرزش بطلبيد و به سوي او باز گرديد و توبه کنيد که پروردگارم مهربان و دوستدار (توبه کاران) است!” (سوره هود، آيه 90)
در روايات اسلامي نيز بر مساله وجوب فوري توبه تاکيد شده است، از جمله:
1- در وصيت اميرمؤمنان علي عليه السلام به فرزندش امام مجتبي عليه السلام مي خوانيم:
“وان قارفت سيئة فعجل محوها بالتوبة؛ اگر مرتکب گناهي شدي، آن را به وسيله توبه هرچه زودتر محو کن!”
البته با توجه به اين که امام مرتکب گناهي نمي شود، منظور در اينجا تشويق ديگران به توبه است.
2- در حديث ديگري از پيغمبر اکرم صلي الله عليه و آله مي خوانيم که به ابن مسعود فرمود: “يابن مسعود لاتقدم الذنب و لا تؤخر التوبة، ولکن قدم التوبة و اخر الذنب; اي ابن مسعود! گناه را مقدم مشمار، و توبه را تاخير مينداز، بلکه توبه را مقدم کن و گناه را به عقب بينداز (و ترک کن)
3- در حديث ديگري از اميرمؤمنان علي عليه السلام مي خوانيم: “مسوف نفسه بالتوبة من هجوم الاجل علي اعظم الخطر; کسي که توبه را در برابر هجوم اجل به تاخير بيندازد، در برابر بزرگترين خطر قرار مي گيرد، (که عمرش پايان گيرد در حالي که توبه نکرده باشد).
4- در حديثي از امام علي بن موسي الرضا عليهما السلام مي خوانيم که از جدش رسول خدا صلي الله عليه و آله چنين نقل مي کند: “ليس شي ء احب الي الله من مؤمن تائب او مؤمنة تائبة; چيزي در نزد خدا محبوبتر از مرد يا زن با ايماني که توبه کند نيست!” (9)
اين تعبير مي تواند دليلي به وجوب توبه باشد به خاطر اين که توبه محبوبترين امور در نزد خدا شمرده شده است.
علاوه بر اين، دليل عقلي روشني بر وجوب توبه داريم و آن اين که عقل حاکم بر اين است که در برابر عذاب الهي- خواه يقين باشد يا احتمالي- بايد وسيله نجاتي فراهم ساخت، و با توجه به اين که توبه بهترين وسيله نجات است، عقل آن را واجب مي شمرد; چگونه افراد گناهکار خود را از عذاب الهي در دنيا و آخرت مي توانند محفوظ بشمرند در حالي که توبه نکرده باشند.
آري! توبه واجب است، هم به دليل صراحت آيات قرآن مجيد و هم روايات اسلامي و هم دليل عقل، و از اين گذشته وجوب توبه در ميان تمام علماي اسلام مسلم و قطعي است.
بنابراين، ادله اربعه بر وجوب توبه دلالت مي کند، و اين وجوب فوري است زيرا مقتضاي ادله چهارگانه اي که به آن اشاره شد، وجوب فوري مي باشد، و در علم اصول اين مساله بيان شده که تمام اوامر ظاهر در فوريت است، مگر اين که دليل بر خلاف آن قائم شود.
4-1-1-3- عموميت توبه
“توبه ” مخصوص به گناه يا گناهان خاصي نيست، و شخص و اشخاص معيني را شامل نمي شود، و زمان محدودي ندارد، و سن و سال و عصر و زمان خاصي در آن مطرح نيست.
بنابراين، توبه از تمام گناهان است و نسبت به همه اشخاص و در هر زمان و هر مکان مي باشد، همان گونه که اگر شرايط در آن جمع باشد بقبول درگاه الهي خواهد بود.
تنها استثنايي که در قبول توبه وجود دارد و در قرآن مجيد به آن اشاره شده اين است که اگر انسان زماني به سراغ توبه رود که در آستانه برزخ قرار گرفته و مقدمات انتقال او از دنيا فراهم شده است و يا عذاب الهي فرا رسد (مانند توبه فرعون هنگامي که عذاب الهي فرا رسيد و در ميان امواج نيل در حال غرق شدن بود) پذيرفته نمي شود، و در آن زمان درهاي توبه بسته خواهد شد، زيرا اگر کسي در آن حال توبه کند، توبه او اضطراري است نه اختياري و توام با ميل و رغبت; قرآن مي گويد:
“و ليست التوبة للذين يعملون السيئات حتي اذا حضر احدهم الموت قال اني تبت الآن و لا الذين يموتون و هم کفار اولئک اعتدنا لهم عذابا اليما; توبه کساني که کارهاي بدي انجام مي دهند و هنگامي که مرگ يکي از آنها فرا رسد مي گويد: الآن توبه کردم، پذيرفته نيست و نه توبه کساني که در حال کفر از دنيا مي روند ( و در عالم برزخ توبه مي کنند) اينها کساني هستند که عذاب دردناکي برايشان فراهم شده است”
در داستان فرعون مي خوانيم: هنگامي که فرعون و لشکريانش وارد مسير خشکي داخل دريا شدند و ناگهان آبها فرو ريختند و فرعون در حال غرق شدن بود گفت: “امنت انه لااله الا الذي امنت به بنواسرائيل و انا من المسلمين; من ايمان آوردم که هيچ معبودي جز آن کسي که بني اسرائيل به او ايمان آورده اند نيست، و من از مسلمين هستم”
ولي بلافاصله جواب شنيد: “آلئن و قد عصيت قبل و کنت من المفسدين; الان ايمان مي

پایان نامه
Previous Entries منبع پایان نامه ارشد درباره اشعار مولانا، عالم ماده Next Entries منبع پایان نامه ارشد درباره ظلم و ستم