منبع پایان نامه ارشد درباره نهج البلاغه

دانلود پایان نامه ارشد

است که 14 جلد آن را نوشته و سپس فوت کرده و بقيه شرح را آقاي حسن زاده و آقاي کمره اي نوشته اند.
ابن ميثم فقط لغت را دقيق معنا کرده است اما از نظر تحليلهاي اجتماعي، تاريخي و اخلاقي نهج البلاغه شرح خوبي نيست و بايد به دو شرح ديگر (که ذکر آن گذشت) مراجعه کرد.
اما شروح فارسي را (که بنده کم مطالعه مي کنم) آن قدري که ديده ام شرح فيض الاسلام بهترين است. اولا شرح کاملي است و ثانيا تا توانسته، لغت را دقيق معنا کرده است. جواد فاضل قلم خوبي دارد عبارات کتابش جذاب و خواندني است، اما شرح نهج البلاغه نيست. فرازهايي از نهج البلاغه را انتخاب کرده و توضيح داده است. اما ترجمه و شرح تمام نهج البلاغه مال فيض الاسلام است. اخيرا آقاي امامي و آشتياني زير نظر آقاي ناصر مکارم شرحي مي نويسند که خطبه هايش در دو جلد چاپ شده و جلد سوم که نامه ها و کلمات قصار است هنوز ناتمام مانده است. اين هم شرح خوبي است ولي به طور کلي شروح فارسي يک سري اشتباهاتي دارند و لذا هيچ يک از آنها را صد در صد تضمين نمي کنم. و اما شخص مبتدي بايد همه ي اين شروح را نگاه کند اگر ديد همه يکسان معنا کرده اند.
مي فهمد که درست است. و در مواردي که مختلف معنا شده است، يا بايد انسان لغت شناس باشد و يا به لغت شناسان مراجعه کند و “لغت” مساله بسيار مهمي است که در جاي خودش بايد بررسي گردد.
براي حل اين مشکل از دو شرح ملا فتح الله و ملا صالح قزويني مي توان کمک گرفت. اين دو شرح دقيق و خوبند (مخصوصا شرح نهج البلاغه ملا صالح که هر چه نگاه کردم در آن غلطي نديدم ولي در شرح ملا فتح الله بعضي جاها غلط مختصري ديده مي شود) اما عيب اين دو شرح اين است که مانند کليله و دمنه شيوه نگارش قديمي دارند و با سبک ادبي 200 سال پيش نوشته شده و روان نيست، اما دقيق است. البته اگر انسان با سبک کتاب مانوس شود مي تواند از آن استفاده کند. و فيض الاسلام و ناصر مکارم از همين دو شرح گرفته و آن را به سبک امروزي در آورده اند. بنابراين از نظر دقت حق تقدم با شروح قديمي است.
برخي هم منتخبي از نهج البلاغه را ترجمه کرده اند. آقاي مصطفي زماني کلمات قصار را ترجمه کرده و برخي نامه ي امام به مالک اشتر را شرح داده اند و اگر انسان مطالعه را شروع کند و با همين روشي که گفته شد کار کند، شرح و ترجمه ي مطلوب و مفيد را پيدا مي کند.
3-1- معرفي نهج البلاغه
نهح‌البلاغه كتابي حاوي 239 خطبه (سخنراني) و 79 مكتوب (رساله، نامه) و 480 حكمت و كلمات قصار كه اميرالمؤمنين عليه‌السّلام در زمان كوتاه خلافت خود، ايراد نموده و ‹‹ محمدبن حسين موسوي›› معروف به ‹‹سيد رضي “( 359-406) كه از بزرگان علماء شيعه است در سال 400 هجري آنرا برشته تحرير درآورده است.
مؤلّف نهج‌البلاغه هدف از تأليف خود را در مقدمه كتابش بازگو نموده مي‌گويد: ‹‹ در آغاز جواني شروع به تأليف كتابي درباره خصائص ائمّه عليهم‌السّلام نمودم كه مشتمل برسخنان برگزيده و ساير خصوصيات ائمه دوازده گانه عليهم السلام بوده باشد. چون از خصائص اميرالمؤمنين علي بن ابيطالب عليه السلام فارغ شدم. و در بخش آخر تنها كلمات كوتاه آن حضرت را نوشته بودم، برخي از دوستان آن را ديدند و بسيار پسنديدند، سپس از من تقاضا كردند كه خطبه‌ها و نامه‌هاي آنحضرت را هم اضافه كنم، آنها مي‌دانستند كه چنين كتابي از لحاظ شاهكاريهاي فصاحت و بلاغت و گوهرهاي درخشان ادب عربيت بي‌مانند خواهد بود، زيرا اميرالمؤمنين عليه‌السلام سرچشمه فصاحت و زادگاه بلاغت است؛ قواعد زبان عربي را او تأسيس نموده و خطبا و گويندگان بليغ از سخن او تبعيت كرده‌اند و كمك گرفته‌اند، او پيشتاز كاروان بلاغت است و ديگران بدنبالش، اثر علم الهي ورائحه منطق نبوي در كلام او مشهود است. من هم تقاضاي ايشان را پذيرفتم. و اين كتاب رانوشتم و نامش را “نهج‌البلاغه›› گذاشتم.”
كتاب نهج‌البلاغه در مدت هزار سال، همواره در آسمان علم و ادب و معارف الهي، همچون خورشيدي فروزان، درخشيده و نورافشاني كرده است و به زبانهاي زنده دنيا، مانند انگليسي و فرانسه و آلماني و فارسي و اردو، ترجمه و منتشر شده است، دانشمندان اسلامي، صدها شرح و تعليقه و بيان لغات و كاشف الفاظ و منتخب و مختصر و سيري در نهج البلاغه و درسهائي از نهج‌البلاغه، براي اين كتاب نوشته‌اند.
ولي كتاب ‹‹خصائص الائمه›› به گفته مرحوم محدّث نوري يك نسخه خطي آن در كتابخانه شيخ‌هادي آل كاشف العظاء موجود بوده، و نسخه ديگري از آن در كتابخانه رامبور هندوستان است و درسال 1369 در نجف اشرف بطبع رسيده است.
هر كتابي كه نوشته ميشود، در سالهاي اول پس از تأليفش. ممكن است قضاوت درستي نسبت بآن نشود، زيرا حبّ و بغضهاي شخصي و قضاوتهاي عجولانه و پنهان ماندن نقطه‌هاي ضعف و قوّت، موجب پنهان ماندن حقيقت ويا دگرگون جلوه‌دادن آن ميشود، ليكن كتابي كه در مدّت يكهزار سال در معرض افكار دانشمندان و نكته سنجان‌ خبير و بصير قرار گرفت، چنان احتمالاتي نسبت به آن داده نميشود، هر قضاوت و نقدي كه نسبت به آن بشود، در حدود معلومات بشر مطابق حقيقت و واقعيت است.
3-1-1- اعتراف دانشمندان
دانشمندان اسلامي و نكته سنجان علم و ادب از مذاهب مختلف اسلام، در كتاب نهج‌البلاغه نقّادي و بررسي دقيق نموده و نتيجه تحقيق خود را براي ما بدينگونه بازگو ميكنند:
1- ابن ابي‌الحديد گويد: “يك سطر از نهج‌البلاغه، برابر با هزار سطر ابن‌نباته است، كه به اتفاق دانشمندان خطيبي فاضل و يگانه سخنوران عصر خويش بوده است.”
2- دكتر زكي مبارك گويد: “چاره‌اي نيست جز اين كه اعتراف كنيم:
نهج‌البلاغه از اصلي معتبر نقل شده است، وگرنه بايد بگوئيم: شيعه تواناترين مردم جهان در القاء كلام بليغ است.”
3- ابن ابي‌الحديد گويد: كسي كه بخواهد فصاحت و بلاغت بياموزد و امتياز سخن را دريابد، بايد در اين خطبه تأمل كند، زيرا نسبت اين سخن با هر سخني ديگرـ غير ازكلام خدا و رسول- همانا نسبت ستاره درخشان با سنگ تاريك است، سپس بيننده بايد بنگرد كه چه روشني و جلالت و درخشندگي دارد، و چه خوف و خشيتي ايجاد مي‌كند، خدا گوينده‌اش را جزاي خير دهد كه گاهي با دست و شمشيرش از اسلام دفاع كرد و گاهي بازبان و بيانش و زماني با فكر و قلبش. در جهان او سيد مجاهدين است و در موعظه بليغ‌ترين وعاظ و در فقه و تفسير رئيس فقهاء و مفسرين و در عدل و توحيد، پيشواي عادلان و موحدين.
و او در جاي ديگر گويد: ‹‹توحيد و عدل و ساير مباحث شريفه الهي، جز از سخن اين رجل‌الهي دانسته نشد، زيرا سخن ديگران از بزرگان صحابه، حاوي اين مطالب نيست، بلكه اين مطالب بفكر آنها خطور هم نمي‌كرد، اگر خطور مي‌كرد، بيان مي‌كردند، همانا اين بزرگترين فضيلت علي عليه‌السلام است.”
4- جاحظ متوفي (255) درباره يك جمله علي عليه‌السلام گويد:
خداوند جامه‌اي از جلالت و پرده‌اي از نور حكمت متناسب بانيت پاك و تقواي گويند‌ه‌اش بر اين جمله كوتاه پوشانيده است.
در ميان اصحاب پيغمبر صلوات الله عليه جمعي به نيكنامي و حيازت مقامات رفيعه معنوي والهي مشهورند، ولي از هيچيك آنها اثر زنده و سازند‌ه‌اي مانند نهج‌البلاغه اميرالمؤمنين عليه السلام ديده نميشود، بلكه اثري كه از لحاظ كميت يك دهم نهج‌البلاغه و از لحاظ كيفيت يك هزارم نهج‌البلاغه باشد هم ديده نمي‌شود، از اينرو محقق واقع‌بين نسبت به نقل آن مقامات و درجات درباره ديگران دچار شك و ترديد ميگردد و نسبت به آن منقولات احتمال دخالت تعصّب و جانبداري بيجا و جعل و تحريف اخبار مي‌دهد، ولي وجود اثر زنده و روشني مانند نهج‌البلاغه همچون دلالت نور بروجود خورشيد است؛ زيرا علم و هنر قابل جعل نيست، كسي كه معارف و علومش بدرجه علي ابن ابيطالب (ع) نرسيده باشد نميتواند، مانند نهج‌البلاغه انشاء كند، چنان كه تاكسي زيبائي خطّش بدرجه خط ابن مقله نرسيده باشد، نمي‌تواند مانند آن را جعل كند.
كسي كه در جهان نبوغ و تفوقي پيدا كند، طبعاً از بدگوئي و اتهام حسودان و كوته‌نظران مصون نمي‌ماند هيچيك از نوابغ بشر و حتّي پيغبران الهي از اين قاعده مستثني نبوده‌اند، مؤلف نهج‌البلاغه و سراينده آن هم از اين زخم زبانها بي نصيب نبوده است، ولي تا آنجا كه نويسنده تفحُّصكرده است فصاحت و بلاغت اعجاب‌انگيز نهج‌البلاغه دچار شك و انكار نگشته است و چنانكه ديديم، ادبا و بلغاي جهان، زبان به تحسين و تمجيد نهج‌البلاغه گشوده و آن را بعد از قرآن و سخنان نبي‌اكرم (ص) بي‌نظير و بيمانند دانسته‌اند، شايد علّت راه نيافتن شك و اتهام نسبت به بلاغت نهج‌البلاغه اين باشدكه ادباء و بلغاء عرب خود را از آوردن مانند آن عاجز و ناتوان يافتند، از اينرو مجبور به اعتراف درباره امتياز نهج‌البلاغه گرديدند.
چنانچه گفتيم قضاوت درباره امري بعد از هزار سال، خالي از هر گونه شائبه انحراف است. اينك براي اينكه معني اين سخن روشنتر گردد. توجه خوانندگان گرامي را به نقادي و سخن سنجي برخي از محققان- حتي غير شيعي مذهب ـ جلب مي‌كنيم.
3-1-2- گردآوري سخنان علي عليه‌السلام
در ميان اصحاب علي‌عليه‌السلام، جماعتي بودند كه علاوه بر عشق و شيفتگي، مرداني بصير و دانشمند و از نظر اصحاب رجال، صادق القول و سليم الاعتقاد، و مورد وثوق و اعتماد مي‌باشند. مانند ابن‌عباس، كميل‌بن زياد، حارث‌اعور، رشيد‌هجري، ميثم‌تمّار، حجربن‌عدي، اصبغ بن‌نباته، صعصعة‌بن صوحان، نوف‌بكالي، ضراربن‌ضمره وزيدبن وهب. كه جلالت قدر و عظمت مقامشان مشهور و معروف است.
اين مردان روشن‌دل – چنان كه مطالعه تاريخشان گواهي مي‌دهد- در همان عصر دريافته بودند كه ديگر مقام خلافت، اميري چون علي‌بخود نخواهد ديد، و گنبد آسمان سخني چون سخن علي نخواهد شنيد؛ از اينرو از صميم جان ملازم حضرتش بودند و سخنش را بگوش دل مي‌سپردند.
اين شيفتگان بي‌تاب سخناني را كه آن حضرت در روزهاي جمعه و اعياد، در مساجد و ميدانهاي جنگ، در مجالس عمومي و خصوصي القا مي‌فرمود، طبق سيره متداول عرب، به حافظه مي‌سپردند، و براي ديگران نقل مي‌كردند، تا رفته‌رفته، بصورت نوشته و مجموعه و كتاب درآمد، و حتي زيدبن‌ وهب جهني كه در جنگهاي حضرت شركت كرده و بيش از ديگران شيفته گفتارش بود، نخستين كتاب را به نام ‹‹كتاب‌الخطب›› تأليف كرد، وي به سال 96 هجري وفات كرده و كتابش تا قرن پنجم موجود بوده است، زيرا شيخ طوسي، در فهرست خويش، از آن كتاب روايت مي‌كند.
3-1-3- تأليف نهج‌البلاغه
سيد رضي از لحاظ دست رسي به كتابهاي اصيل و نفيس سعادتمند بود، زيرا در عصر او و در محل اقامتش (بغداد) دو كتابخانه بزرگ و غني موجود بود و در اختيار او قرار داشت:اول: كتابخانه برادرش سيد مرتضي كه بالغ بر 80 هزار جلد كتاب بود، و بهمين علت و علل ديگر سيد مرتضي را ثمانيني يا ابوالثمانين مي‌گفتند.
دوم: كتابخانه ‹‹بيت‌الحكمة ›› كه آن را شاپور بن‌اردشير، وزير بهاءالدولة ابن‌بويه ديلمي در سال 381 هجري شبيه )بيت‌الحكمة) مأمون الرشيد تأسيس كرده بود، شاپور در محله “بين‌السورين” كرخ بغداد، اين كتابخانه را تشكيل داد و بيش از ده هزار كتاب اصيل از ايران و عراق و نسخه‌هاي رونويس شده از هند و چين و روم در آنجا جمع ‌آوري كرده بود و اين كتابخانه به شيعيان اختصاص داشت.
ياقوت حموي مي‌گويد:”كتابخانه‌اي بهتر از آن در دنيا وجود نداشت”.
اين كتابخانه قريب 70 سال باقي بود، سپس در سال 447 يا 450بعد از حمله طغرل بيك به بغداد به آتش اشرار و بيدينان بسوخت،
سيد رضي در هر كتابي ازاين دو كتابخانه بزرگ كه قسمتي از نامه‌ها يا خطبه‌ها يا كلمات كوتاه اميرالمؤمنين علي عليه‌السلام را مي‌ديد، بخشي را كه از لحاظ فصاحت و بلاغت مي‌پسنديد انتخاب مي‌كرد و از مجموع آنها كتاب “نهج‌البلاغه” را تأليف كرد، وچون كتابش بعنوان منتخب و برگزيده است و جنبه‌ ادبي دارد غالباً سند روايت را ذكر نمي‌كند. حتي گاهي فقرات يك خطبه را از موارد متعددي گردآورده و متوالي ذكر مي‌كند، بنحوي كه ارتباط معنوي ميان آنها مشاهده نمي‌شود، مانند خطبه‌هاي 37 و 38 و 85 و 106 و 120 و مكتوب 10.
صاحب الذريعه گويد: ‹‹ سيد رضي نمي‌دانست كه حوادث

پایان نامه
Previous Entries منبع پایان نامه ارشد درباره نهج البلاغه، امام صادق، ناخودآگاه Next Entries منبع پایان نامه ارشد درباره نهج البلاغه