منبع پایان نامه ارشد درباره نهج البلاغه، امام صادق، ناخودآگاه

دانلود پایان نامه ارشد

حديث حسن خلق همسنگ و همطراز تقوا قرار داده شده و به عنوان يکى از دو عامل اصلى ورود در بهشت معرفى شده است.
4- در حديث ديگرى اميرمؤمنان على(عليه السلام) مى فرمايد: “اَکْمَلُکُمْ اِيْماناً اَحْسَنُکُمْ خُلْقاً; کسى که ايمانش از همه کاملتر باشد، حسن خلقش از همه بيشتر است”.35
آنچه در بالا آمد بخشى از رواياتى بود که از اهميّت حسن خلق سخن مى گويد و اکنون به سراغ بخش ديگرى مى رويم که از آثار و پى آمدهاى مادى و معنوى آن بحث مى کند:
1- در حديثى از رسول خدا(صلى الله عليه وآله) مى خوانيم: “اَلْخُلْقُ الْحَسَنُ يُذيبُ السَّيِّئَةَ؛ حسن خلق گناهان را ذوب مى کند”. (و آثار آن را مى شويد).36
2- در حديث ديگرى از همان حضرت مى خوانيم: “اِنَّ صاحِبَ الْخُلْقِ الْحَسَنِ لَهُ مِثْلُ اَجْرِ الصّائِمِ الْقائِمِ; دارنده حسن خلق پاداشى همچون روزه دار شب زنده دار دارد”.37
3- در حديث سوّمى از امام صادق(عليه السلام) آمده است: “اِنَّ اللّهَ تَبارَکَ وَ تَعالى لَيُعْطِى الْعَبْدَ مِنَ الثَّوابِ عَلى حُسْنِ الْخُلْقِ کَما يُعْطِى الُمجاهِدَ فِى سَبِيلِ اللّهِ; خداوند متعال به بنده اش در برابر حسن خلق همان پاداشى مى دهد که به مجاهد در راه خدا مى دهد”.38
و به اين ترتيب صاحبان حسن خلق به درجات والائى مى رسند که روزه داران و شب زنده داران به عبادت، و مجاهدان راه خدا مى رسند و در پرتو حسن خلق گناهان آنها شستشو مى شود، اين در زمينه آثار معنوى آن، و در زمينه آثار دنيوى آن نيز تعبيرات بسيار مهمى ديده مى شود، از جمله:
4- در حديثى از پيغمبر اکرم(صلى الله عليه وآله) مى خوانيم: “حُسْنُ الْخُلْقِ يُثْبِتُ الْمَوَدَّةَ; حسن خلق محبت و دوستى را تثبيت مى کند. “و دلهاى پراکنده را به هم پيوند مى دهد).39
5- در حديث ديگرى از اميرمؤمنان على(عليه السلام) مى خوانيم: “لا عَيْشَ اَهْنَأُ مِنْ حُسْنِ الْخُلْقِ; هيچ زندگى، گواراتر از زندگى آميخته با حسن خلق نيست”.40
6- در حديثى از امام صادق(عليه السلام) آمده است: “اَلْبِرُّ وَ حُسْنُ الْخُلْقِ يَعْمُرانِ الدِّيارَ وَ يَزيدانِ فِى الاَعْمارِ; نيکوکارى و حسن خلق، خانه ها را آباد مى کند و عمرها را افزايش مى دهد”.41
7- در حديث ديگرى از اميرمؤمنان على(عليه السلام) مى خوانيم: “حُسْنُ الاَخْلاقِ يُدِرُّ الاَرْزاقَ وَ يُؤْنِسُ الرِّفاقَ؛ حسن خلق روزى ها را فراوان مى کند و بر محبت دوستان مى افزايد”.42
8- در حديث ديگرى از همان حضرت آمده است: “فِى سِعَةِ الاْخْلاقِ کُنُوزُ الاْرْزاقِ; در وسعت خلق، گنج هاى روزى ها نهفته است”.43
از مجموع روايات اسلامى که در بالا گلچينى از آن ارائه شد اهميّت فوق العاده حسن خلق در زندگى مادى و معنوى انسان ها، و تأکيدى که اسلام بر اين امر دارد، به خوبى نمايان است، و در واقع همه آثار و برکات مادى و معنوى، براى آن ذکر شده است، به گونه اى که مى توان حسن خلق را يکى از اساسى ترين تعليمات اسلام شمرد.
در اينجا توجّه به نكاتى لازم است :
1- تعريف حسن خلق
حسن خلق شايد از امورى باشد كه بى نياز از تعريف است و همه مردم با آن آشنا هستند، ولى براى توضيح بيشتر مى توان گفت : حسن خلق از مجموعه اى از صفات و برخوردها تشكيل يافته است. “نرمش و مدارا، گشاده رويى، زبان خوب و اظهار محبت، رعايت ادب، چهره خندان و تحمل بردبارى در مقابل مزاحمت هاى اين و آن “. هنگامى كه اين صفات و اعمال به هم آميخته شد، به آن حسن خلق مى گويند.
در حديث جامع و جالبى از امام صادق عليه السّلام در تعريف حسن خلق چنين آمده است، يكى از ياران امام پرسيد: “ما حَدّ حُسن الخُلق ؛ تعريف حسن خلق چيست ؟” امام عليه السّلام فرمود: “تلين جانبك و تطيّب كلامك و تلقى اءخاك ببشر حَسن ؛ با نرمش و مدارا با مردم رفتار مى كنى، و سخن خويش را پاكيزه مى گردانى، و برادرت را با خوش رويى ملاقات مى نمايى “در حديث ديگرى از رسول خدا صلىّ اللّه عليه وآله و سلّم به بخشى از تفسير حسن خلق اشاره شده مى فرمايد”.
انّما تفسير حسن الخلق مااءصاب الدّنيا يرضى، و ان لم يصبه لم يسخط؛ تفسير حسن خلق اين است كه هر مقدار از دنيا به او برسد، خشنود باشد و اگر به دنيا نرسد خشمناك نشود.”
آثار و پيامدهاى حُسن خُلق
در رواياتى كه در بالا آمد نكات مهمّى درباره پيامدهاى مادّى و معنوى حُسن و خُلق آمده بود، كه نياز به تحليل دارد.
از آثار اجتماعى و دنيوى آن اين كه حُسن و خُلق مايه جلب محبّت است، اين مساءله به تجربه تقريبا براى همه كس ثابت شده است كه با حُسن و خُلق و برخوردهاى محبّت آميز و مؤ دّبانه مى توان صيد دل ها كرد، نه تنها افراد عادى مجذوب اخلاق حسنه مى شوند، بلكه به گفته حافظ:
به حُسن و خُلق توان صيد اهل نظر

به دام و دانه نگيرند مرغ دانا را
ديگر اين كه حُسن و خُلق و خوشرويى شهرها را آباد و عمرها را زياد مى كند چرا كه ويرانى آبادى ها بر اثر كشمكش ها و پرخاشگرى ها است. هرگاه پرخاشگرى جاى خود را به خوش رويى و حُسن و خُلق دهد، الفت و مودّت و اتحاد كه سرچشمه هرگونه آبادى و خير و بركتى است، حاصل مى شود.
افزون بر اين آرامش روح كه يكى از آثار مستقيم برخوردهاى محبّت آميز است سبب افزايش عمر مى شود زيرا امروز ثابت شده عامل بسيارى از مرگ و ميرها استرس ها و فشارهايى است كه بر انسان وارد مى شود كه يكى از عوامل اصلى بيماريهاى مختلف است و مسلّم است كه حُسن و خُلق و برخوردهاى محبّت آميز، از فشارهاى روحى مى كاهد و بدين سبب عامل طول عمر محسوب مى شود، ديگر اين كه حُسن و خُلق سبب فزونى روزها و درآمدها است زيرا يك تاجر و كاسب و صنعتگر و طبيب هنگامى مى تواند در كار خود موفّق باشد كه جلب اعتماد مراجعين كند، يكى از عوامل جلب اعتماد حُسن و خُلق است بسيار مى شود كه افراد ترجيح دهند خريد اجناس متوسطى را از افراد خوش برخورد و خوش اخلاق بر اجناس بهترين از افراد عبوس و ترش رو و بد برخورد ترجيح دهند، به همين دليل در مؤ سسات مهم اقتصادى خصوصى دنيا سعى دارند افرادشان را براى چگونگى برخورد با مراجعين آموزش دهند و از اين طريق اعتماد افراد را به آن مؤ سسه تجارى يا صنعتى جلب كنند.
بسيار ديده ايم كه در هواپيماها از سوى مهماندارها بازيچه هاى رايگان به تك تك كودكانى كه در هواپيما سوار مى شوند داده مى شود، ممكن است در مجموع ارزش چندانى نداشته باشد ولى اين برخورد اثر عميقى در روح افراد مى گذارد و اين برخورد به طور ناخودآگاه مشتريان را جلب مى كند.
البتّه اسلام طرفدار حُسن و خُلق به عنوان رياكارانه، آن گونه كه در دنياى مادّى امروز معلوم است، نيست، ولى در عين حال حُسن و خُلق را گنج روزى مى شمرد و روى تاءثير آن در فزونى نعمت ها انگشت مى گذارد.
در جنبه هاى معنوى ثواب حُسن و خُلق همسان ثواب مجاهد فى سبيل اللّه شمرده شده و دليل آن روشن است زيرا مجاهدان براى عظمت اسلام مى كوشند و صاحبان خُلق حُسن نيز سبب جلب قلوب به سوى اسلام و مسلمين مى شوند.
و نيز در روايات اجر صاحبان حُسن و خُلق، اجر صائم و قائم شمرده شده چرا كه صائمان و قائمان به عبادت شبانه از اين طريق خودسازى مى كنند و كسانى كه در برابر ناملائمات به خاطر خدا برخورد نيكى دارند نيز روح و جان خود را از اين طريق پرورش مى دهند.
كوتاه سخن اين كه آنها كه داراى حُسن و خُلقند هم در پيشگاه خدا محبوبند و هم نزد خُلق خدا، هم در زندگى شخصى موفقند و هم در زندگى اجتماعى .
به يقين حُسن و خُلق يكى از اركان اصلى مديريّت قوى و كارساز است، و اگر دهها شرايط مديريّت در كسى جمع باشد، امّا حُسن و خُلق در او نباشد، شكست خواهد خورد در حالى كه حُسن و خُلق او مى تواند بسيارى از ضعف هاى او را بپوشاند و يا جبران كند.

فصل سوم
اخلاق از ديدگاه حضرت علي (عليه السلام) و مولانا

اسناد و مدارك نهج البلاغه- ابتدا بايد اين نكته را ذكر كرد كه نهج البلاغه مرسل است يعنى از سند رها شده است و در علم الحديث مرسل به خبرى مى گويند كه راوى واسطه حذف شده باشد. زيرا مرحوم سيد رضى “ره” كه جامع نهج البلاغه بوده است مستقيما از حضرت امير “ع” نقل كرده است. بر خلاف خبر مسند كه سلسله ى راويان حديث ذكر شده و هيچيك از وسط حذف نگرديده است. يعنى يك راوى از راوى ديگر و او از رواى ديگر و راوى آخر از پيامبر يا امام معصوم با ذكر مشخصات همه ى راويان، حديثى را نقل كرده است. بنابراين خود نهج البلاغه مرسل و فاقد پيوستگى سند است. و چون حدود هزار سال از عمر اين كتاب مى گذرد اشخاصى به فكر افتاده اند كه اسناد آنرا پيدا كنند و نويسنده، مقاله اى تحت عنوان مدارك و اسناد نهج البلاغه نوشته و در آن مقاله كتابهايى را كه دربارهى اسناد و مدارك كتاب شريف نهج البلاغه نوشته شده با مشخصات كامل آورده است.
دربارهى خطبه هاى نهج البلاغه خبرى داريم كه حضرت امير وقتى در مجلسى خصوصى صحبت مى كردند دستور مى دادند كه مطالبشان نوشته شود و به ساير مردم و مسلمانها برسد اين خبر در كتاب سفينه البحار مرحوم آقا شيخ عباس قمى “ره” هست44 ولى مدركى كه نويسنده پيدا كرده كتاب مصادر نهج البلاغه دكتر سيد عبدالزهراء حسينى است.45
همچنين نامه هاى حضرت امير “ع” كه 79 تا است و در زمان حكومتش به استاندارانش، فرماندارانش دوستان و دشمنانش نوشته است داراى مدرك است و كتاب مصادر نهج البلاغه همه ى مدارك را نقل كرده است. قسمت سوم نهج البلاغه كلمات قصار است. يعنى جمله هاى كوتاه كه سيد رضى “ره” چهارصد و هشتاد تا از آنها جمع كرده و در نهج البلاغه آورده است. البته ديگران بيشتر از ايشان پيدا كرده اند مثلا مرحوم عبدالواحد بن محمد كه مشهور به آمدى است 11050 جمله ى كوتاه از حضرت امير “ع” را جمع آورى كرده و جمال الدين محمد خوانسارى آن را به فارسى ترجمه كرده است.
بنابراين نهج البلاغه تمام سخنان حضرت على “ع” نيست و اين نكته را خود سيد رضى “ره” در مقدمه ى كتاب شريف نهج البلاغه توضيح داده است.
او مى گويد حضرت على “ع” مناظرات و مباحثاتى با يهود و نصارى و ماديين آن زمان داشته كه من آنها را نياورده ام. من كلماتى را انتخاب كرده ام كه همانند عين است چشم است. و بقيه ى كلمات را كه به منزله ى ساير اعضاء و جوارح بدن هستند حذف كرده ام و منظور من از جمع آورى اين كتاب آوردن عيون بوده لذا در همه جا اسم مطالب را مختار گذاشته است يعنى انتخاب شده و اختيار شده. و به همين دليل بعد از سيد رضى اشخاصى پيدا شده اند و به عنوان مستدرك نهج البلاغه كتابهايى نوشته اند. مستدرك يعنى آن مطالبى كه در كتاب سابق حذف شده و در اين كتاب مستدرك آورده شده است. اين اشخاص بيست و چهار تن هستند كه بيست و چهار كتاب نوشته اند كه در مقاله ى مدارك و اسناد نهج البلاغه توضيح داده شده است.
شروح نهج البلاغه بر دو نوعند: عربي و فارسي، از ميان شروح عربي سه شرح ابن ابي الحديد، ميرزا حبيب الله خوئي و ابن ميثم هر کدام از جهتي خوبند. ابن ابي الحديد از همه جهت خوب است غير از يک جهت. از جهات تاريخي، اجتماعي، اخلاقي و ادبي خوب است. يعني هم لغت را خوب و دقيق معنا مي کند و هم از ابعاد مختلف، آن را شرح مي دهد. با اين که ايشان سني است اما از حضرت علي (ع) نيک تجليل کرده است. و علي (ع) را از ساير خلفا بهتر مي داند و مي گويد با اين که حضرت از ابوبکر بهتر بود اما چون مردم ابوبکر را انتخاب کردند بايد او را بپذيريم. البته از يک بعد، ضعيف است و آن جهت اين است که در مسائلي که سني و شيعه با يکديگر مرز دارند قدري کم لطفي کرده است، ولي بايد گفت انصافا از بقيه ي اهل سنت منصفانه تر و با تعصب کمتري برخورد کرده است.
ميرزا حبيب الله خوئي هم شرح خوبي دارد اولا ايشان شيعه است ثانيا معاصر بود و حدود يکصد سال پيش فوت کرده است و شروح نهج البلاغه پيش از خود را مطالعه کرده و مطالبي هم از خودش بر آن افزوده و شرح بسيار خوبي نوشته است ما عيب اين شحر اين است که ناقص است. شرح ايشان 21 جلدي

پایان نامه
Previous Entries منبع پایان نامه ارشد درباره ظلم و ستم، رفتار انسان، امام صادق Next Entries منبع پایان نامه ارشد درباره نهج البلاغه