منبع پایان نامه ارشد درباره نهج البلاغه، فقه و احکام، سرچشمه ها، امام صادق

دانلود پایان نامه ارشد

بر موقعيت اخلاقي و فضائل آنها مي باشد.
اما اين که “علم اخلاق” از چه زماني در اسلام پيدا شد و مشاهير اين علم چه کساني بودند داستان مفصلي دارد که در کتاب گرانبهاي “تاسيس الشيعه لعلوم الاسلام” نوشته آيت الله صدر، به گوشه اي از آن اشاره شده است.
نامبرده اين موضوع را به سه بخش تقسيم مي کند:
الف – مي گويد اولين کسي که علم اخلاق را تاسيس کرد امير مؤمنان علي عليه السلام بود که در نامه معروفش (به فرزندش امام مجتبي عليه السلام ) بعد از بازگشت از صفين، اساس و ريشه مسائل اخلاقي را تبيين فرمود؛ و ملکات فضيلت و صفات رذيلت به عاليترين وجهي در آن مورد تحليل قرار گرفته است4
اين نامه را (علاوه بر مرحوم سيد رضي در نهج البلاغه) گروهي ديگر از علماي شيعه نقل کرده اند.
بعضي از دانشمندان اهل سنت مانند ابو احمد حسن بن عبدالله عسکري نيز در کتاب الزواجر و المواعظ تمام آن را آورده و مي افزايد:
“لو کان من الحکمة ما يجب ان يکتب بالذهب لکانت هذه؛ اگر از کلمات پندآموز، چيزي باشد که با آب طلا بايد نوشته شود، همين نامه است!”
ب – نخستين کسي که کتابي به عنوان “علم اخلاق” نوشت اسماعيل بن مهران ابي نصر سکوني بود که در قرن دوم مي زيست، کتابي به نام صفة المؤمن و الفاجر تاليف کرد (که نخستين کتاب شناخته شده اخلاقي در اسلام است).
ج – نامبرده سپس گروهي از بزرگان اين علم را اسم مي برد ( هر چند صاحب کتاب و تاليفي نبوده اند، از آن جمله:
1- “سلمان فارسي” است که از علي عليه السلام درباره اش نقل شده که فرمود: “سلمان الفارسي مثل لقمان الحکيم – علم علم الاول و الاخر، بحر لاينزف، و هو منا اهل البيت؛ سلمان فارسي همانند لقمان حکيم است – دانش اولين و آخرين را داشت و او درياي بي پاياني بود و او از ما اهل بيت است. “5
2- “ابوذر غفاري” است ( که عمري را در ترويج اخلاق اسلامي گذراند و خود نمونه اتم آن بود. درگيري هاي او با خليفه سوم “عثمان” و همچنين “معاويه” در مسائل اخلاقي معروف است؛ و سرانجام جان خويش را نيز بر سر اين کار نهاد.
3- “عمار ياسر” است که سخن اميرمؤمنان علي عليه السلام درباره او و يارانش مقام اخلاقي آنها را روشن مي سازد، فرمود: “اين اخواني الذين رکبوا الطريق ومضوا علي الحق، اين عمار… ثم ضرب يده علي لحيته الشريفة الکريمة فاطال البکاء، ثم قال: اوه علي اخواني الذين تلوا القران فاحکموه، وتدبروا الفرض فاقاموه، احيوا السنة واماتوا البدعة؛ کجا هستند برادران من! همانها که سواره به راه مي افتادند و در راه حق گام بر مي داشتند، کجاست عمار ياسر! … سپس دست به محاسن شريف خود زد و مدت طولاني گريست، پس از آن فرمود: آه بر برادرانم همانها که قران را تلاوت مي کردند و به کار مي بستند، در فرائض دقت مي کردند و آن را به پا مي داشتند، سنتها را زنده کرده، و بدعتها را ميراندند6
4- “نوف بکالي” که بعد از سنه 90 هجري چشم از جهان پوشيد، و داراي مقام والايي در زهد و عبادت و علم اخلاق است.
5- “محمد بن ابي بکر” که راه و روش خود را از اميرمؤمنان علي عليه السلام مي گرفت و در زهد و عبادت گام در جاي گامهاي او مي نهاد، و در روايات به عنوان يکي از شيعيان خاص علي عليه السلام شمرده شده و در اخلاق، نمونه بود.
6- “جارود بن منذر” که از ياران امام چهارم و پنجم و ششم بود و از بزرگان علما است و در علم و عمل و جامعيت مقام والائي دارد.
7- “حذيفة بن منصور” که از ياران امام باقر و امام صادق و امام کاظم: بود و درباره او گفته شده: “او علم را از اين بزرگواران اخذ کرده و نبوغ خود را در مکارم اخلاق و تهذيب نفس نشان داد.”
8- “عثمان بن سعيد عمري” که از وکلاي چهارگانه معروف ولي عصر حضرت مهدي ارواحنافداه مي باشد، و از نواده هاي عمار ياسر بود، بعضي درباره او گفته اند: “ليس له ثان في المعارف والاخلاق والفقه والاحکام؛ او در معارف و اخلاق و فقه و احکام، دومي نداشت” و بسياري ديگر از بزرگاني که ذکر نام همه آنها به درازا مي کشد.
ضمنا در طول تاريخ اسلام کتابهاي فراواني در علم اخلاق نوشته شده است که از آن ميان، کتب زير را مي توان نام برد:
1- در قرن سوم کتاب “المانعات من دخول الجنة” را نوشته جعفر بن احمد قمي که يکي از علماي بزرگ عصر خود بود مي توان نام برد.
2- در قرن چهارم کتاب “الآداب” و کتاب “مکارم الاخلاق” را داريم که نوشته “علي بن احمد کوفي” است.
3- کتاب “طهارة النفس” يا تهذيب الاخلاق و تطهير الاعراق نوشته ابن مسکويه متوفاي قرن پنجم از کتب معروف اين فن است؛ او کتاب ديگري در علم اخلاق به نام “آداب العرب و الفرس” نيز دارد که شهرتش در حد کتاب بالا نيست.
4- کتاب “تنبيه الخاطر و نزهة الناظر” که به عنوان مجموعه ورام مشهور است يکي ديگر از کتب معروف اخلاقي است که نوشته “ورام بن ابي فوارس” يکي از علماي قرن ششم است.
5- در قرن هفتم به آثار معروف خواجه نصير طوسي، کتاب اخلاق ناصري و اوصاف الاشراف و آداب المتعلمين برخورد مي کنيم که هر کدام نمونه بارزي از کتب تصنيف شده در اين علم در آن قرن است.
6- در قرون ديگر نيز کتابهايي مانند ارشاد ديلمي، مصابيح القلوب سبزواري، مکارم الاخلاق حسن بن امين الدين، والآداب الدينيه امين الدين طبرسي، و محجة البيضاء فيض کاشاني که اثر بسيار بزرگي در اين علم است، و جامع السعادات و معراج السعاده و کتاب اخلاق شبر و کتابهاي فراوان ديگر.7
مرحوم علامه تهراني نام دهها کتاب را که در زمينه علم اخلاق نگاشته شده است در اثر معروف خود “الذريعه” بيان نموده است.8
اين نکته نيز حائز اهميت است که بسياري از کتب اخلاقي به عنوان کتب سير و سلوک، و بعضي تحت عنوان کتب عرفاني انتشار يافته است، و نيز بعضي از کتابها فصل يا فصول مهمي را به علم اخلاق تخصيص داده بي آن که منحصر به آن باشد که نمونه روشن آن کتاب بحار الانوار و اصول کافي است که بخشهاي زيادي از آن در زمينه مسائل اخلاقي مي باشد و از بهترين سرمايه ها براي اين علم محسوب مي شود.

2-2-1- علم اخلاق
علم اخلاق دانشي است که صفات نفساني خوب و بد و رفتارهاي متناسب با آنها را معرفي ميکند و شيوهي به دست آوردن صفات خوب و انجام اعمال پسنديده و دوري از صفات بد و کردار ناپسند را نشان مي دهد9.
مقصود از اخلاق، عاليترين و کاملترين علم اخلاق است که چون مستلزم آشنايي کامل به علوم ديگر است، آخرين درج? حکمت است.10

2-3- اخلاق ديني
اخلاق ديني غايت انگار است نه وظيفه گرا، در متون ديني در مقام تشويق و دعوت به انجام کارهاي خير اين نکته تأکيد شده است که اين کارها موجب سعادت، آسايش، اطمينان،رستگاري و….ميگردد. يعني اين که کارهايي که انسان بايد به انجام آنها اهتمام ورزد، آن است که موجب سعادت او ميگردد و اين عين غايت انگاري است (شيرواني، ساختار کلي اسلامي:ص40).
2-3- اخلاق از نظر يونگ
اخلاق عبارت است ازيک امر فطري و دروني واستعداد و ظرفيت اخلاقي امري است که وابسته به بافت انسان است11 (يونگ، روان شناسي و دين، ص153).
2-4- فلسف? اخلاق
در جهان و شايد بيرون از آن، هيچ چيز را نميتوان به طور مطلق نيک شمرد، مگر اراد? نيک را، بدون شک هوش، زيرکي و هر توانايي ديگر ذهن را که نام ببريم و يا جرأت، قدرت تصميم، پايداري به عنوان اوصاف مزاج از برخي نظر ها خوبند و خواستني. اما اگر اراده اي که آنها را به کار مي برد خوب نبوده، داراي (خصلت) نيکو نباشد هم? اين بخشش هاي طبيعت، مي توانند بسيار بد و زيان بار باشند و همچنين است دربار? هر گونه اسباب سعادت.12
اراد? نيک به طور مطلق وباالذات نيک است و اين نيک بودن وابسته به نتيجه هايي که از آن پديد خواهند آمد نيست. بدين معنا نيکي اراد? نيک به اعتبار امور ديگر نيست و اگر به سبب شرايط بد، اراد? نيک به نتيجههاي نيکو هم نرسد، باز هم در نيک بودن آن خللي پديد نميآيد و نيکي اراده تابع هيچ گونه سود و زيان نيست.13
2-5- اخلاق و دين
دين حقيقي: دين حقيقي از نظر کانت عبارت از اين است : در تمام تکاليف خود، خدا را به عنوان واضع کل قانون که بايد مورد احترام واقع شود بدانيم.14
2-5-1- سرچشمه هاى حُسنِ خُلق
بعضى مردم به طور طبيعى خوش اخلاق و خوش برخوردند و اين يكى از مواهب الهى است كه نصيب هر كس نشده است. بايد خدا را با تمام وجودش شُكر گويد. ولى گروهى چنين نيستند، امّا مى توانند با تمرين و ممارست و به كاربستن اصول دقيقى حُسن و خُلق را در وجود خود زنده كنند و چنان در عمق جانشان نفوذ كند كه طبيعت ثانويّه شود. بهترين راه براى رسيدن به اين كمال آن است كه در آثار معنوى و مادّى آن همه روزه بينديشند، و رواياتى كه در بالا گفته شد و تحليل هايى كه در ذيل آن آمد را به خاطر بسپارند، و به هر مناسبتى آن را تكرار كنند. از سويى ديگر بايد از نظر عملى نيز به تمرين حُسن و خُلق مشغول شوند زيرا فضائل اخلاقى مانند نيروهاى جسمانى از طريق تمرين تقويت مى شود همان گونه كه ورزش كاران پس از مدّتى تمرين، داراى اندامى نيرومند و زيبا و كارآمد مى شوند، ورزش هاى اخلاقى نيز روح انسان را قوى و زيبا و كارآمد مى كند. بزرگان اخلاق گفتهاند، اشخاص بخيل بايد دندان روى جگر بگذارند و از اموال خود به اين و آن ببخشند. در آغاز، اين كار براى آن بسيار مشكل است ولى روز به روز آسان تر مى شود و به تدريج به جايى مى رسند كه اگر روزى چيزى نبخشند ناراحتند! و نيز توصيه كردهاند افراد ترسو بايد در ميدان هاى مبارزه حضور يابند تا با گذشت زمان ترس آنها بريزد و روحيه دليرى و شجاعت در آنها زنده شود. صاحبان اخلاق سوء نيز از همين طريق تمرين مستمر و پى گير مى توانند سرمايه عظيم حُسن و خُلق را براى خود فراهم كنند و از بركات آن بهره بگيرند. افزون بر اين ها با توجّه به اين كه يكى از عوامل كج خلقى تكبّر و خودبرتربينى و نيز عصبانيّت و غلبه خشم و ستيزه جويى بر روح انسان و گاه تنگ نظرى و بخل و حسادت است اگر كسى بخواهد به تمام معنى خوش خُلق باشد بايد آن عوامل منفى را از خود دور كند:
در قواى غضبيه و شهويه به سرحدّ اعتدال برسد، داراى سعه نظر باشد، كبر و خودبينى و حسادت و بخل را از خود دور كند تا بتواند به خلق حُسن آراسته گردد و از كج خُلقى نسبت به مردم در امان بماند.
بنابراين براى به دست آوردن اين فضيلت بزرگ اخلاقى، مجموعه اى از صفات نيك را بايد در وجود خود زنده كرد. چرا كه بدون آن حُسن خلق آشكار نخواهد شد.
“غزّالى” در اينجا تعبير جالبى دارد و مىگويد: همان گونه كه صورت زيبا تنها به زيبايى چشمها بدون زيبائى بينى و دهان و گونهها حاصل نمىشود بلكه بايد تمام اعضاى صورت زيبا باشد، تا حُسن ظاهر به كمال برسد. در زيبائى باطن و حُسن خُلق تا قواى چهارگانه آگاهى و غضب و شهوت و عدالت به حدّ اعتدال و كمال نرسد اين زيبائى حاصل نمى شود.
بى شك عامل توارث نيز در اينجا مؤثّر است، امام اميرالمؤ منين على عليه السّلام مىفرمايد: “حُسن الاءخلاق برهان كَرم الاءعراق ؛ حُسن اخلاق دليل بزرگوارى ريشه هاى وراثت است.” و در جاى ديگر مى فرمايد: “اءطهر النّاس اءعراقا اءحسنهم اءخلاقا؛ آنها كه ريشه هاى پاك ترى دارند، اخلاق بهترى دارند.”
اين نكته نيز در تمام مباحث اخلاقى نيز بايد مورد توجّه باشد كه بدون امدادهاى الهى فراهم كردن فضايل اخلاقى ممكن نيست، بايد دست به دامان لطف الهى زد و با تمام وجود از پيشگاهش توفيق به دست آوردن اين فضايل را نمود.
اين بحث از مهمترين مباحث قرآني است، و از يک نظر مهمترين هدف انبياي الهي را تشکيل
ميدهد، زيرا بدون اخلاق نه دين براي مردم مفهومي دارد، و نه دنياي آنها سامان مي يابد; همان گونه که گفته اند:
2-5-2-اقوام روزگار به اخلاق زنده اند
قومي که گشت فاقد اخلاق مردني است! اصولا زماني انسان شايسته نام انسان است که داراي اخلاق انساني باشد و در غير اين صورت حيوان خطرناکي است که با استفاده از هوش سرشار انساني همه چيز را ويران مي کند، و به آتش مي کشد؛ براي رسيدن به منافع نامشروع مادي جنگ به پا ميکند، و براي فروش جنگ افزارهاي ويرانگر تخم تفرقه و نفاق ميپاشد، و بيگناهان را به خاک و خون

پایان نامه
Previous Entries منبع پایان نامه ارشد درباره ناصر خسرو، عزت نفس Next Entries منبع پایان نامه ارشد درباره سوره بقره، زبان قرآن، اسوه حسنه