منبع پایان نامه ارشد درباره نهج البلاغه، صائب تبریزی، قرآن کریم، امیرالمومنین

دانلود پایان نامه ارشد

را در پی دارد.
با بررسی و مطالعه آثار تمامی حکیمان و خردمندان و پیشوایان و رهبران الهی و انبیاء متوجه می شویم که همگی بر گریز از دنیا و عدم وابستگی به آن تأکید کرده اند.
دنیای حضرت علی (ع) کدام است؟
برای فهم و درک منطق حضرت علی (ع) نسبت به نظام هستی و نظام آفرینش کافی است به جهان بینی و مکتب آن حضرت را بشناسیم.
حضرت علی (ع) در نهج البلاغه دنیا و جهان زیبای طبیعت را آفریده. خدا می داند که هیچ کارش خالی از حکمت و زیبایی نیست. یکی از موضوعات اصلی و محوری نهج البلاغه دنیاست و علی (ع) دنیاشناسی است که کسی بر او در این فن برتری ندارد، همانطور که در مباحث دیگر از او آگاه تر نداریم، که اگر او امام و جلودار است به آنچه نیاز آدمی است باید آگاه تر باشد.
حضرت علی (ع) در هر مناسبتی از دنیا می گوید و آن را می شناساند تا انسانها به دنیا غره نشوند و آن را مقصد خود نخوانند و آن را در برابر قدرت و عظمت خود، متاعی به حساب نیاورند تنها ان را منزلی بدانند و مزرعه ای که از آن خوشه چینند و توشه بردارند، نه به آن مشغول شوند و نه به جمع آن بپردازند.
پس برای دانستن و شناختن موضوع و منش حضرت علی (ع) نسبت به دنیا کافی است سری به «نهج البلاغه» آن حضرت و این منشور انسان سازی است و تفسیری کامل از این جهان و آن جهان به ما می دهد بزنیم.
نهج البلاغه و ترک دنیا
از جمله از مباحث «نهج البلاغه» منع از دنیاپرستی است که گاه به صورت خاص مردم عصر خود را مورد خطاب قرار می دهد و گاه به صورت عام نیز به این موضوع می پردازد که اختصاص به آن عصر ندارد و شامل همه عصرها است و ما در بحث خود بیشتر به جنبه عام سخن حضرت علی (ع) پرداخته ایم که مختص همه مردم در همه زمانهاست.

نهج البلاغه و مذمت دنیا
در دیدگاه حضرت علی (ع) که تربیت شده در مکتب پیامبر بزرگ اسلام و منطق او که از «قرآن» سرچشمه گرفته دنیا و جاه و مقام دنیا لغزاننده و مایه لغزش انسان است و با این بینش که مرتبط با عالم ملکوت است دنیا را سخت مورد مذمت قرار می دهد و خطاب به آن می گوید:
«ای دنیا ای دنیا، از من دور شو! مثل اینکه شیفته ام شده ای! هرگز در دل من جای نمی گیری، برو و جز من را بفریب. مرا به تو حاجتی نیست و من تو را سه طلاقه کردم که راه بازگشتی نسبت به تو نیست.
و نیز «ای مردم! دنیا چیزی نیست مگر منزل گذر، و منزل واقعی خانه آخرت است، پس چیزی از گذرگاه خود برای قرارگاه خود ذخیره کنید و با اصرار بر گناه پرده های خود را در مقابل کسی که اسرار شما را می داند پاره نکنید و دلهای خود را از دنیا خارج کنید، پیش از آنکه تن های شما از آن خارج شود. چون در آن آزمایش شده و برای غیر آفریده شده اید(نهج البلاغه، خطبه 194).
قرآن کریم و مذمت دنیا
خداوند در قرآن کریم نیز درباره رابطه دنیا با انسان آیاتی را نازل کرده است که دسته ای از این آیات تکیه بر ناپایداری دنیا و عدم ثبات این جهان دارد و در این گونه آیات واقعیت دنیای مادی و متغیر و گذران بودن آن ارائه می شود و در کنار این آیات این نکته را گوشزد می کند که ای انسان جهانی دیگر پایدار و دائم هست و مپندارید که آنچه هست همین امور گذراست.
و دسته ای دیگر از آیات ارتباط انسان با این دنیای گذران و رضایت دادن و قناعت کردن به این امور گذرا و ناپدار است.
«ثروت و فرزندان، آرایش زندگی دنیاست»(سوره کهف، آیه 18).
و نیز «آنان که امید ملاقات ما را ندارند و رضایت و قناعت کرده اند به زندگی دنیا و بدان دل بسته و آرام گرفته اند و آنان که از آیات و نشانه های ما غافلند»(سوره یونس، آیه 10).
از تعمق در «قرآن» و «نهج البلاغه» و سخن سایر پیشوایان این روشن می شود که اسلام ارزش جهان را پایین نیاورده است؛ ارزش انسان را بالا برده دنیا را برای انسان می خواهد نه انسان را برای دنیا. دنیا در نزد عارفان و صوفیان راستین عبارت از هر چیزی است که انسان را از خدا و کمال نفس دور سازد و مشغول دارد(مطهری، 1354، 282).
دنیای صائب کدام است؟
با همه دعوی شیدایی و ستایش بی خودی و پشت پا زدن به راه و رسم خردمندی، صائب را می توان فرزانه و در زندگی مرد متعادلی گفت، با آنکه صوفی نیست تمایل محسوسی به مفاهیم عالی تصوف و عرفان دارد. غالب مضامین صائب بازتاب اندیشه و سایه تأملات روحی اوست. از میان آثار و افکار این شاعر بزرگ و پر آوازه ایران زمین می توان دریافت که این اندیشه و افکار برگرفته از آیات قرآن و بهره گیری از شخصیت های بزرگ اسلام به ویژه پیامبر بزرگ اسلام و حضرت علی (ع) است که با زبانی ساده و سخنی جذاب و بیانی شیوا هیچ یک از مسائلی که زندگی انسان با آن درگیر است را فراموش نکرده است. گاهی با زبان تمثیل که نمود بیشتری در اثر او دارد و گاهی به صورت تلمیح و اشاره به داستان و اشاره به قصه و حکایت.
از مواردی که شأن صائب را در میان دیگر هم عصرانش بالا می برد ابیات بی شماری است که درباره جهان هستی در دیوان وی پراکنده است و دریافت او را از زندگی نشان می دهد:
مردم روی زمین، بـــــی ســـر و ســـامانی چند در ره سیـــل حـــوادث ده ویـــــرانی چند
خروش سیل حــــوادث بلنـــد می گــــویـــد کــه خـــواب امن در این خاکدان نمی باشد
مــن آن وحشی غــــزالم دامـــن صحرای امکان کـه می لرزم، ز هر جانب غباری می شود پیدا
وقت آن کس خوش که چون برق از گریبان وجود سر برون آورد و بر وضع جهان خندید و رفت
هر که آمد در غم آباد جهان، چون گــــرد بــــاد روزگاری خاک خورد آخر بخود پیچید و رفت

لاله ای جــز داغ در صحـــــرای امکـــان نیست سنبـل این باغ جز خواب پریشان نیست نیست
از هستــــی دوبـــــاره بـــه تنگند عـــارفـــان تـــو ســـاده لـــــوح طالب عمر دوباره ای
عالم بـــــی خبــــری طـــرفه بهشتی بوده است حیــف و صد حیف که ما دیر خبردار شدیم
4-2-دنیا در آینة شعر صائب
4-2-1-جهان چون آب است
هجوم کاروان به آب، آن را تیره می سازد در اصلاح عارفان این کاروان همان کثرت جهان است که باعث تیرگی آن می شود.
می کند کثرت جهان در چشم روشندل سیاه تیـــره می ســـــازد هجـــوم کاروانی آب را
(دیوان، ص98)
جهان آب است و انسانهای با بصیرت سگ گزیده اند.
صائب تبریزی در تمثیلی زیبا دنیا را آب می داند و کسی که از مردم آن آسیب دیده را سگ گزیده می داند و کسی را که سگ گزیده باشد از آب وحشت دارد. پس انسانهای با بصیرت از آب وحشت دارند.
چون سگ گزیده از آب وحشت کند ز دنیا آینـــه بصیــــرت آن را کــــه بی غبار است
(دیوان، ص 748)
صائب کسی را که محو جلوه رخسار عالم شده است به تشنه ای تشبیه می کند که آب را از سراب تشخیص نمی دهد:
لب تشنــــه کــــاب نمـی داند از سراب بیچـــاره ای کـــــه والــه رخسار عالم است
(دیوان،ص593)
***
4-2-2-جهان سراب است
صائب عالم سراب می داند و به انسان سفارش می کند که در بند این جهان مباش و ضریب جلوه آن را نخور مانند خضر که حیات جاویدان را جستجو کرد و جاویدان شده باش.
مشو صفیـــــر مـــوج سراب ایــن عالم کــــه خضـر دامن آب بقا گرفت گذاشت
(دیوان ،ص 1021)
تناسب (خضر-آب بقا) و نیز تلمیح به داستان خضر و اسکندر و جستجوی آب حیات
صائب در ابیاتی دیگر به این نکته که اشاره دارد که دنیا سراب است زیرا که همه نمود است و بود نیست همچون تجلی سراب است نه آب که پیش تشنگان آن نزدیک جلوه می کند.
فریب جلـــوه دنیـــا مخور چو نو سفران که پیش تشنه لبان این سراب نزدیک است
(دیوان، ص553)
صائب تبریزی از دنیای فریب کار انتظار آسایش وفا ندارد زیرا این سراب دنیا دلهای بسیاری را شیفته خود کرده است.
صائـــب تـــوقع آســـایش از جهــــان دلهــــای آب کــرده بود موج این سراب
(دیوان، ص431)
پس:جناب صائب با دیدی که نوعی انزار در آن است مخاطب خود را از گرفتاری در سراب دنیا بر حذر می دارد.زیرا این سراب با نزدیک نمایی خود خواهان خود را در کام خود فرو می برد.
***
4-2-3-دنیا چون آتش است
دنیا همچون آتش است و اهل دنیا چون آتش پرستان هستند و آتش آنها را خواهد سوزاند.

دنیا با اهـــل خـــویش تـرحــم نمی کند آتش امـــــان نمـــی دهـد آتش پرست را
(دیوان، ص 66)
که این بیت از صائب تبریزی ناضر براین سخن حضرت امیرالمومنین علی (ع) در خطبه 103 نهج البلاغه است که می فرمایند: وَ اَللَّهِ عَمَّا قَلِيلٍ تُزِيلُ اَلثَّاوِيَ اَلسَّاكِنَ….. دنیا به زودی ساکنان خود را از میان برخی دارد.
جهان در چشم بینایان همچون آتش می نماید یا جهان چون گلی است که در نظر شبنم بی تاب (انسان) چون آتش می نماید . به عبارت دیگر جهان که محل دگرگونی است جای آسایش نیست.
آتش زیر پا داشتن: کنایه از بی تاب بودن
جان روشن را جهان در چشم بینا آتش است شبنم بــی تـاب را گل در ته پا آتش است
(دیوان، ص 535)
دنیا مانند اتش نمرود است و بنده تسلیم از دنیا دلگیر نمی شود آنگونه که ابراهیم آتش را گلزار می بیند صائب دنیا را (آتش) و بنده تسلیم را (ابراهیم) می داند.
نیست دلگیـــری ز دنـــیا بنــده تسلیـم را آتش نمـــرود گلـــزار است ابـــراهیم را
(دیوان، ص232)
دولت دنیا چون آتش شمع است که همچون تاج زرین بر سر شمع است اما رگ و جان شمع را می سوزد و آب می کند.
می گــــدازد دولت دنیـــا دل آگــــاه را در رگ جان شمع را آتش ز تاج زر گرفت
(دیوان، ص 1061)
***

4-2-4-جهان استخوان بی مغز است
صائب در مورد بی ارزش بودن دنیا و اینکه هیچ اعتباری ندارد ابیات زیبایی را سروده است که این بیت یاد آور سخن حضرت علی (ع) در حکمت 236 نهج البلاغه که می فرمایند:
وَ اللَّهِ لَدُنْيَاكُمْ هَذِهِ أَهْوَنُ فِى عَيْنِى مِنْ عِرَاقِ خِنْزِيرٍ فِى يَدِ مَجْذُومٍ .
دنياى شما در ديدة من از استخوان خوكى كه در دست بيمارى جذامى باشد، پست تر است!.
جهان استخوانی ست بـــی مغـــز صائب بـــــه پیش ســـگ انـداز این استخوان را
(دیوان، ص 252)
در نظر صائب قناعت سختیهای جهان را لذت بخش می کند، قانعان را «هما» و سختیهای عالم را به«استخوان» تشبیه می کند، استخوان برای هما بهترین غذا است.
ز سختیهای عالــــم قانعان را هست لذتها همــا را استخوان در لقمه باشد مغز نعمتها
(دیوان، ص393)
***
4-2-5-جهان در چشم عارفان ابر رحمت است
جهان در چشم عارفان ابــــر رحمتی است ایــــن غفلتـــی که پرده زنگار عالم است
(دیوان،ص593)
***
4-2-6-جهان چون بار سنگین است
جهان به بار سنگینی تشبیه شده است که باید خود را از ان رها سازی تا سبک بار شوی
منــــــه بـــــر دل زار بــــار جهـــان را سبـــک ســاز بـــر شــــاخ گل آشیان را
(دیوان، ص252)
سنگینی بار دنیا در فکر هم نمی گنجد، سنگینی ان چه بسا قارونها را در خود فرو برده است.
چــــه ضرورست بـــه میزان خـود سنجیدن ثقـــل دنیــــا ز فــرو رفتن قارون پیداست
(دیوان، ص507)
صائب تبریزی در تلمیحی زیبا با داستان حضرت سلیمان معتقد است تنها سلیمانی باید باشد که این سنگینی را بر دوش بکشد وگرنه بر دوش کشیدن بار عالم مشکل است.
چــون سلیمان را نباشد رشک بر احوال مور؟ بار عالم را به دوش خود کشیدن مشکل است
(دیوان، ص572)
***
4-2-7-جهان چون بهشت است
صائب دنیای ممدوح خود را اینگونه معرفی می کند.
بهشتی که انسانها آن را در عالمی دیگر به دنبال آن می گردند همین دنیای مادی است که در آن زندگی می کنیم منتها در دیده ما فرق می کند. روشن دلان و حق پرستان آن را بهشت می بینند و سیه دلان آن را دوزخ.
باطل حجاب دیده حـــق بین نمی شود دنیـــا بهشت در نظر حق پرست ماست
(دیوان،ص581)
از درون سیه توست جهــان چون دوزخ دل اگر تیــره نباشد همه دنیاست بهشت
(دیوان،ص1037)
که صائب در اصطلاح بدیع از صنعت طباق استفاده کرده است بهشت، دوزخ صائب ترک خلق و مشاهده حق را راز جهان می

پایان نامه
Previous Entries منبع پایان نامه ارشد درباره مذهب شیعه، دولت صفوی، تاریخ اسلام، صائب تبریزی Next Entries منبع پایان نامه ارشد درباره ایهام تناسب