منبع پایان نامه ارشد درباره نهج البلاغه، صائب تبریزی، قرآن کریم، حضرت محمد (ص)

دانلود پایان نامه ارشد

جهان را نوش و نیش می داند.
گرچه نوش و نیش این عالم به هم آمیخته ست روزگـــار مــاست از آغــاز تــا انجـــام تلخ
(دیوان،ص1110)
نوش این محنت سرا را نیشها در چـاشنی ست پــرده ادبــار بـــاشد سر بــــه سر اقبـــالها
(دیوان، ص398)
پشه تا بر دیده من خــواب نـــوشین تـلخ کرد گشت معلومم که نوش این جهان بی نیش نیست (دیوان، ص944)
پرده خارست اگـــر دارد گلـــی ایـــن بوستان نــوش ایـــن محنت سرا آهن ربای نشتر ست
(دیوان،ص770)
همچنین حضرت علی علیه السلام در خطبه 191 نهج البلاغه درباره دنیای آکنده از رنج و بلا چنین می فرمایند:
إنَّ الدُّنیا دارُ حَبالٍ وَ بالٍ و زوالِ وانتقالٍ… دنیا محل رنج و زحمت است و زائل شدنی و رفتنی می باشد.
همچنین در ادامه همان خطبه آن حضرت می فرمایند: إنَّ الدنیا … لا تُساوِی لَذّاتُهَا تَنّعیِصها و لا تَفِی سُعُودُها بنُحُوسِها، وَ لا یَقُومُ صُعُودُها.
خوشی و غصه های دنیا با هم مساوی نبوده و خوشبختی با شوربختی هایش و فراز و فرودهایش با هم برابری نمی کند.
دیدگاه صائب در این باره:
ماتم و سور جهان بــا یکدگـــر آمیخته ست صاف و دُرد این چمن چون لاله یک پیمانه است
(دیوان، ص721)
جنـگ دارد دولت دنیـــا و امنیت بـــه هـم جــا بـــه زیـــر تیـــغ از بـــال هما داریم ما
(دیوان، ص351)
از دنیای فانی هیچ حاصلی جز غم و ناراحتی نصیب انسان نیست حاصل عمر جز حسرت خوردن چیز دیگری نیست.
حاصل دنیای فانی جز غــم تشویش نیست مـدّ عمر جاودانش آه حسرت بیش نیست
(دیوان، ص944)
عیش غلط نمای جهـــان پــرده غمی ست شیرازه شکفتگــی اش زلــف ماتمی ست
(دیوان، ص904)
بیت فوق بیانگر دیدگاه حضرت علی علیه السلام در خطبه 226 نهج البلاغه است که می فرمایند: العَیشُ فیهَا مَذمُومٌ وَ الاَمانُ مِنهَا مَعدُوم.
زندگی در دنیا مذموم و آسایش در آن معدوم است.
دنیای مذمومی که آکنده از رنج و بلاست در اشعار صائب تبریزی به صورتهای دیگری نیز نمود می کنند:
در جایی عالم را شور می داند که نمکش زخم را می آزارد. اگرچه جهان از نظر بیدردان بی نمک است.
از دل مجروح صائب شــور عالـــم را بپرس بی نمک داند جهان را هر دلی کافگار نیست
(دیوان،ص925)
در جایی دیگر این جهان را چون نمکی می داند که شوری آن زخم دل انسان را می آزارد مرهم این زخم جهان دیگر است.
زین نمک کز شورش عالم به زخم ما رسیــد خنــده صبـــح قیـامت مرهم کافور ماست
(دیوان،ص589)
اوضاع جهان بد است و از رنجی که به صائب می رسد بی اختیار فریاد می زند و فریاد او چون فریاد سیل در کوهسار جهان بلند است.
اختیاری نیست فریاد مـــن از وضع جهــان سیل را خاموش در کهسار کردن مشکل است
(دیوان،ص569)
جهان و وضع آن فسرده کننده است
صائب ز بس فســــرده ز وضـع جهان شدم نتــوان بــه هیـــچ وجــــه برافروختن مرا
(دیوان،ص215)
اوضاع جهان چون خار مغیلان بسیار رنج آور است حتی مردم آگاه از گزش آن در امان نیستند چه رسد به کسی که در خواب غفلت است.
می گــزد اوضـــاع دنیـــا مــــردم آگاه را پــای خـواب آلود از خار مغیلان فارغ است
(دیوان،ص547)
جهان و آشفتگی اوضاع آن بسیار پریشانتر از خوابهای پریشان است.
چنان از دیدن وضع جهــــان آشفته گردیدم که جمعیّت شمارد دیده ام خواب پریشان را
(دیوان،ص243)
صائب تبریزی جهان آکنده از رنج و بلا را دریایی می داند بی کران که آسودگی در آن یافت نمی شود.
جهد پیوسته نبض موج در دریای پر شورش دل آســوده هیهــات است در دنیا شود پیدا
(دیوان،ص24)
جهان بحری است پر آشوب که تمکین لنگر آن خواهد بود.
علـــم معرکـــه فتــح بـــود پـــای ثبات لنگــر بحـــر پر آشوب جهان تمکین است
(دیوان، ص656)
نیست جز وحشت ازین عالم پرشور نصیب جـــان از غیب بــــه صحرای شهــود آمده
(دیوان، ص279)
2-3-2-1-2- دنیا کوتاه و ناپایدار است
یکی دیگر از ویژگیهای دنیای مذموم که در قرآن و روایات اسلامی بدان اشاره شده است این است که دنیا کوتاه و ناپایدار است و این کوتاهی با مثالهای مختلف بیان شده است.
حضرت علی علیه السلام درباره کوتاهی دنیا در خطبه 63 نهج البلاغه چنین می فرمایند:
إنَّ الدنیا … فَانَّها عِندَ ذَویِ العُقُولِ کَفَیءِ الظِّلِّ بَینَا تَراهُ سَابغاً حَتّی قَلَصَ، وَ زائِداً حَتَّی نَقَضَ. دنیا در نزد خردمندان، همچون سایه ای است که هنوز گسترش نیافته، کوتاه می گردد، هنوز فزونی نیافته کاهش می یابد.
همچنین آن حضرت در جایی دیگر می فرمایند: إنَّ الدّنیا ظِلُّ الخَمامِ… دنیا همچون سایه ابرهاست (آمدی، 2166).
صائب تبریزی در تحلیل دیدگاه حضرت علی علیه السلام کوتاه بودن دولت دنیا را اینگونه بیان می دارد:
مـــدار چشم اقامـت ز دولت دنیــا کــه سایــه پروبال همـا سبک سیرست
(دیوان،ص781)
مدار چشم اقـامــت ز اعتبـار جهان کــه همچـــو سایه بال هماست دولتها
(دیوان، ص392)
دولت دنیا سبک جولان تر از بـــال همـاست ساده لوح آن کس که دل بر تخت و افسر بسته است
(دیوان، ص668)
چون سایه بس که دولت دنیاست هیچ و پوچ بــا مشتــی استخـــوان ز همـــا می توان گرفت
(دیوان،ص1067)
حضرت علی علیه السلام در خطبه 191 نهج البلاغه کوتاهی دنیا را به برق آسمان مانند کرده که زودگذر است و در این باره می فرمایند:
وَ کَونُوا عَنِ الدُّنیا… فَانَّ بَرقَهَا خَالِبٌ. برق دنیای حرام بی فروغ و کوتاه است.
دیدگاه صائب تبریزی نیز همان تعبیر حضرت علی علیه السلام است.
هــر چنـــد مستــدام بود دولت جهان کــم عمــــر تر ز برق شرارست پیش ما
(دیوان، ص338)
شــادی عالـــم، نظر با محنت بسیار او خنده بـرقی نمایان از سحابی بیش نیست
(دیوان، ص945)
یا در جایی دیگر: کوتاهی و ناپایدار بودن دنیا مانند برق آسمان می داند یا همچون کوتاهی فصل گل و عمر گل می داند که مدتی کوتاه در دست مردم جلوه گری می کند:
جلـــوه بـــرق است رنــگ اعتبارات جهان یک نفس گل بیش بر دستار مردم تازه نیست
(دیوان، ص982)
حضرت علی (ع) جهان را کوتاه و آن را محلی برای برداشتن توشه برای آخرت می داند.
چنانچه در خطبه 203 از نهج البلاغه چنین می فرمایند: إِنَّما الدُّنیا دارُ مَجازٍ،… فَخُذوا مِن مَمَرَّکُم لِمَقَرِّکُم
دنیا سرای گذرا و آخرت سرای جاویدان است. پس از گذرگاه خویش برای سر منزل جاودانه توشه برگیرید.
صائب در تحلیل این سخن حضرت علی در غزلیات خود چنین سروده است:
در سرانجام اقــامت نیستــم چـــون غافلان تــوشه راهی است صـــائب چشم از دنیا مرا
(دیوان، ص159)
بیت فوق با خطبه 133 نهج البلاغه نیز برابری دارد که می فرماید: الدنیا لم تخلق لکم دار مقام بل خلقت لکم مجازاً لتزودوا منها الاعمال الی دارالقرار: دنیا برای زندگی همیشگی شما آفریده نشده، گذرگاهی است تا در آن زاد و توشه آخرت بردارید.
مهلت دور سبک سیر جهان ایــن همه نیست توشه بردار و روان شو که زمان این همه نیست (دیوان،ص985)
که یاد آور این سخن حضرت مولی الموحدین حضرت علی (ع) در خطبه 204 نهج البلاغه است که می فرمایند:
وَ أقلّوا العُرجَهَ عَلَی الدُّنیا وَ انقَلِبُوا بِصالِح ما بِحَضرَتِکُم مِنَ الزّادِ…
وابستگی به زندگی دنیا را کم کنید و با زاد و توشه نیکو به سوی آخرت بازگردید.
صائب جهان را آنقدر کوتاه می داند که فرصت جا به جا شدن در آن نیست.
فرصت نقـــل مکــان نیست برون زین عالم هــر کـه هر جا فتد از پای همان منزل اوست
(دیوان، ص799)
2-3-2-1-3- دنیا فریبنده و مکار است
خداوند در قرآن کریم در آیه 20 از سوره حدید دنیا را «متاع الغرور» می داند: وَ مَا الحَیوهُ الدُّنیا إلَّا مَتاعَ الغُرُورِ. زندگی دنیا جز متاع فریب نیست.
باغ و گلزاری که در جهان می بینیم، اصل آن در چشمه روح است و انعکاس آن بر این جهان آب و گِل افتاده است؛ پس خداوند به همین دلیل دنیا را سرای غرور خوانده است، زیرا مغروران گلزار جهان را می بینند و فریب می خورند و آن را بهشت و گلزار حقیقی تصور می کنند.
حضرت علی (ع) در خطبه 226 نهج البلاغه در باب فریبندگی دنیا می فرمایند:
دَارٌ بالبَلاءِ مَحفُوفَهٌ وَ بِالغدرِ مَعرُوفَهٌ. دنیا سرایی است پر رنج و بلا که به بی وفایی معروف است.
همچنین رسول مکرم اسلام حضرت محمد (ص) در این باره می فرمایند:
اِحذَرُوا الدُّنیا فَانَّها أسحَرُ مِن هاروتَ و ماروتَ. از دنیا حذر کنید که دنیا، ساحرتر از هاروت و ماروت است(ورّام،1378،3).
یا در جایی دیگر حضرت مولی متقیان حضرت علی (ع) در باب فریبندگی در خطبه 83 نهج البلاغه چنین می فرمایند:
فَإنَّ الدُّنیا رَنِقُ مَشرَبُهَا، رَدِعُ مَشرَعُهَا، یُونِقُ مَنظَرهَا.
آب دنیای حرام همواره تیره و گل آلود است. منظره ای دلفریب و سرانجامی خطرناک دارد.
در نظرگاه صائب فریبندگی جهان همچون فریب سراب است در دشت که تشنگان آن را آب می پندارند.
دنیا طلب محال است در خاک و خون نغلطد مــوج ســـراب این دشت شمشیر آبدارست
(دیوان،ص749)
کند مــوج ســراب دشت پیما را عنان داری هوسناکی کــه می پیچد به کف دامان دنیا را
(دیوان، ص47)
فریـــب جلــوه دنیـــا مخور چو نوسفران کــه پیش تشنه لبـان این سراب نزدیک است
(دیوان،ص553)
صائب برای فریبنده بودن دنیا آن را باغ مورد خطاب قرار می دهد باغی که دنیا خواهان فریب سرسبزی و شادابی آن را می خورند.
دل در بقــا مبنــــد کــز ایـــن باغ پر فریب بی بــال و پــر چــو قطره شبنم پریدنی ست
(دیوان، ص924)
صائب جهان را باغی می داند که مغروران گل و گلزار باغ را می بینند و فریفته آن می شوند و آن را بهشت و گلزار حقیقی تصور می کنند.
یکی دیگر از مظاهر فریبنده دنیا که در شعر فارسی به آن اشاره شده این است که جهان چون پِدر زنی عجوزه که خود را آراسته و با هیچ کس سازش نمی کند تشبیه شده است نهایت سمبل بی وفایی و فریب است و صائب تبریزی نیز در مواردی چند در اشعار خود از آن با تعبیر «زال دنیا و زال جهان» استفاده کرده است.
دیده ما چون شـــود روشن ز دیـــدار بهشت زال دنیـــا را ز مستی حــور می دانیـــم ما
(دیوان، ص360)
از جمال حور و غلمان چشم حق بین بسته اند زال دنیــا چـــون فــریبد همّت مردانه را ؟
(دیوان، ص296)
2-3-2-1-4- دنیا مایه تباهی دین می شود
دنیا چنان در چشم خواهان خود جلوه گری می کند که مایه فساد در دین عقل و خود می شود به طوری که انسان را از شنیدن حقایق دور می کند.
خداوند در قرآن کریم در آیه شریفه 70 از سوره مبارکه انعام چنین می فرماید:
وَ ذَرِ الَّذینَ اتَّخَذُوا دِینَهُم لعباً وَ لَهواً وَ غَرَّتهُم الحیوه الدُّنیا.
آنان که دین خود را بازیچه هوس رانی گرفتند و زندگانی دنیا آنها را فریب داد به حال خود واگذار
حضرت علی (ع) در خطبه 32 نهج البلاغه درباره کسانی که دنیا فریبشان داده و دین خود را تباه کردند چنین می فرمایند: وَ أوبَقَ دِینَهُ لِحُطام یَنتَهِزُهُ أَو مِقنَبٍ یَقُودُهُ. دین را برای بدست آوردن مال دنیا تباه کردند که یا رئیس و فرمانده گروهی شوند.
تحلیل صائب تبریزی در این باره:
صرف دنیا کردن اوقات عـــزیز خویش را مــاه کنعـان را به سیم قلب سودا کردن است
(دیوان، ص621)
دین به دنیای دنی دادن نه کــار عاقل است مـی دهی یوسف به سیم قلب ای نادان چرا؟
(دیوان،ص80)
2-4-راه های بیرون کردن محبت دنیا از دل
2-4-1-تأمل در آیات و روایاتی که درباره دنیا و مذمت آن نقل شده است و

پایان نامه
Previous Entries منبع پایان نامه ارشد درباره صائب تبریزی، ادب فارسی، شعر فارسی، دانشگاه آزاد اسلامی Next Entries منبع پایان نامه ارشد درباره نهج البلاغه، دیوان صائب، صائب تبریزی، دانشگاه آزاد اسلامی