منبع پایان نامه ارشد درباره نمایشنامه، ادبیات عرب، رئالیسم اجتماعی، تحلیل محتوا

دانلود پایان نامه ارشد

بخش دوم دربردارندهی پنج نمایشنامه است که به صورت «المسرحیة الشعریة» (نمایشنامه شعری) تدوین یافتهاست که عبارتند از:
1- مأساة الحلاج
2- الأمیرة تنتظر
3- مسافرلیل
4- لیلی و مجنون
5- بعد أن یموت الملک
عبدالصبور در نمایشنامههای خود تجربهی کهن شعر عربی را با تکنیکهای ادبیات نوین درهم آمیخته و آثاری بینظیر را رقم زده است. آمیزش تجربهی شاعر و اندیشههای رئالیستی به ویژه تحت تأثیر «ماکسیم گورگی» و «برشت» از سویی و تأثیرپذیری از سمبولیستهایی نظیر «مالارمه»، «ورلن» و «ماترلینگ» از سویی دیگر، باعث میشود، این فرضیه شکل یابد که نمایشنامههای صلاح عبدالصبور، نقطهی عطفی در تحول شعر عربی است.
در پایان نامهی حاضر تلاش بر این است که ضمن توجه به وجوه زیباییشناسی و هنری نمایشنامههای صلاح عبدالصبور، ابعاد معنایی آنها تبیینگردد. عوامل و زیرساختهای تولید معنا، مشخصشده و مصادیقشان در متن تمییز داده شود و پیامدهای آنها نیز در حد امکان تفسیر داده شود.
1-3-فرضیه:
1- نمایشنامههای صلاحعبدالصبور در فضای ادب عربی، دارای ویژگیهایی منحصربه فرد از لحاظ شکلی و محتوایی است.
2- مضامین نمایشنامههای عبدالصبور، در اثر ارتباط شاعر با واقعیتهای ملموس زندگی حاصل میشود. و همچنین زیرساخت های اجتماعی و فرهنگی مصر و دیگر سرزمینهای عربی، به عناصر معنایی نمایشنامهها، شکل میبخشد.
3- زبان رمز، در تبیین اهداف شاعر، از ابزارهای مهم تلقی میگردد.
4- تلاش برای ایجاد تحول در نگرشهای اجتماعی و ساختار فکری جامعهی مصر و سرزمینهای عربی از انگیزههای صلاح عبدالصبور در تولید نمایشنامههایش است.
1-4-هدف از اجرا :
واکاوی مؤلفههای ادبیات معاصر در نمایشنامههای صلاح عبدالصبور و کشف روابط پیدا و ناپیدای انسانی در شکلگیری آن ها از اهداف اصلی اجرای این پژوهش است. علاوه بر این، معرفی بخشی از ذخایر فکری و فرهنگی ادبیات عرب برای علاقه مندان و دانشپژوهان از اهداف اصلی پژوهش حاضر بهشمار میآید.
1-5- پیشینه تحقیق:
1 – مقالهای با عنوان «نگاهی به زندگی و اشعار صلاح عبدالصبور با استفاده از آثارش» اثر دکتر حمید احمدیان که در مجلهی دانشکده ادبیات و علوم انسانی دانشگاه تهران، شماره 53 از صفحه 157 تا 178 چاپ شده است. در این مقاله سعی شده زندگی، اشعار و افکار اجتماعی عبدالصبور بررسی شود. در این بررسی آثار او مرجع قرار داده شده و برای هرکدام از دیدگاههای شاعر شاهدی از شعر و آثارش به همراه نقد برخی از منتقدان اشاره شده است.
2 – مقالهای با عنوان «نمادپردازی در شعر صلاح عبدالصبور» اثر سید حسین سیدی و علی اکبر شجاعی که در مجلهی تخصصی زبان و ادبیات دانشکده ادبیات و علوم انسانی دانشگاه مشهد، دوره 37، شماره 4 در سال 1383 از صفحه 147 تا 174 چاپ شده است. در این مقاله سعی شده است به نمادهای سیاسی، اجتماعی و دینی که عبدالصبور در اشعارش استفاده نموده، اشاره شود. به همین جهت نویسنده به بررسی چند نماد عمده در دیوانهای وی که مهمترین آنها عبارتاند از: طبیعت، تاریخ، ابر، شب، حلاج، یعقوب و… پرداخته است.
3 – مقالهای با عنوان «مرگ اندیشی خیامی در آثار دو شاعر فارسی و عربی: صلاح عبدالصبور و نادر نادرپور» اثر فرامرز میرزایی که در مجلهی زبان و ادبیات تطبیقی دانشگاه تربیت مدرس تهران، شماره 2 در سال 1389 به چاپ رسیده است. هدف از این مقاله بررسی تاثیر اندیشهی خیامی و تبیین آن در اشعار صلاح عبدالصبور و نادر نادرپور است. مقایسه این دو نشان میدهد که هر دو شاعر از یک سرچشمه الهام گرفتهاند و تحت تأثیر نگاه مرگ گریزانه خیامی بودهاند و آن را با معانی کهن تصوف ایرانی و فلسفه ی هستی گرایی امروزی در آمیختهاند.
4 – مقالهای با عنوان «واقع گرایی اجتماعی در شعر صلاح عبدالصبور» اثر دکتر حسن گودرزی لمراسکی که در مجلهی انجمن ایرانی زبان و ادبیات عربی(علمی– پژوهشی)، شماره 18 بهار 1390 از صفحه 153 تا 171 چاپ شده است. در این مقاله با روش تحلیل محتوا ضمن تعریف رئالیسم اجتماعی و معرفی عبدالصبور به عنوان مصلح اجتماعی، نمودهای چشمگیرتر گرایش های رئالیسم اجتماعی وی را بررسی مینماید که عبارتاند از: شر، فقر، رنج و خستگی.
5 – مقالهای با عنوان «رنگهای نمادین در اشعار صلاح عبدالصبور» اثر محمد مهدی سمتی و نرجس طهماسبی نگهداری که در مجلهی زبان و ادبیات عربی (علمی – پژوهشی)، شماره 20 پاییز 1390 از صفحه 109 تا 132 چاپ شده است. در این مقاله به بررسی رنگها در دیوان صلاح عبدالصبور و دلالتهای نمادین آنها میپردازد. این پژوهش نشان میدهد رنگ سیاه، رنگ غالب در رنگهای نمادین شاعر است که به مدلولهایی مثل عدم سادگی و بیآلایشی مردم شهر، وجود دشمنان داخلی و خارجی اشاره دارد.
6 – مقالهای با عنوان «صلاح عبدالصبور و هنر استفاده از میراث گذشته، به ویژه تصوف» اثر دکتر علی سلیمی و میفر کرمی که در فصلنامه علمی پژوهشی زبان و ادب فارسی «ادب و عرفان» از صفحه 41 تا 61 چاپ شده است. در این نوشتار سعی شده است تا درمورد استفاده عبدالصبور از میراث گذشته صحبت شود. عبدالصبور به اقتضای نیازهای اجتماعی روز و با توجه به روحیهی درونگرای خود، از گرایش تصوف در ادب قدیم، بیشتر از دیگر ادبا الهام گرفت و با دخل و تصرفی شاعرانه، توانست پیامهای انسانی و اجتماعی خود را، از زبان میراث گذشته بیان کند.
7 – مقالهای با عنوان «قناع الحلاج فی مسرحیة مأساة الحلاج لصلاح عبدالصبور» اثر صادق فتحی دهکردی و مهدی محمدی که در مجلهی اللغة العربیة و آدابها، شماره 12 بهار 2011 از صفحه 61 تا 78 چاپ شده است. در این مقاله در خصوص اثر ادبی ارزشمند عبدالصبور که از مهمترین نمایشنامههایش است، صحبت شده است. نمایشنامه «ماساة الحلاج» به تبیین جوانب زندگی سیاسی و اجتماعی حلاج و عصری که در آن زندگی میکرده و مطابقت آن با زندگی و عصری که عبدالصبور در آن میزیسته، پرداخته است. در این مقاله سعی شده نقطه نظرات عبدالصبور درمورد اوضاع سیاسی و اجتماعی حاکم بر کشورهای عربی به ویژه مصر صحبت شود.
8 – مقالهای با عنوان «قناع الحلاج فی الشعر العربی المعاصر (صلاح عبدالصبور و عبدالوهاب بیاتی نموذجا)» اثر کبری روشنفکر و سیده اکرم رخشندهنیا که در فصلنامه العلوم الانسانیة الدولیة، شماره 3 سال 1389 از صفحه 13 تا 28چاپ شده است. در این مقاله سعی شده علاوه بر بررسی واژه قناع (نقاب) و مظاهر آن در شعر معاصر عربی، به نزدیکی و تشابه کاربرد واژه قناع حلاج در «ماساة الحلاج» عبدالصبور و «عذاب حلاج» بیاتی پرداخته شود.
9 – مقالهای با عنوان «نهج البلاغه در اندیشهی صلاح عبدالصبور با رویکرد بینامتنیت فرهنگی» اثر دکتر حسن گودرزی لمراسکی که در فصلنامه ادبیات دینی، شماره 4 از صفحه 129 تا 144 چاپ شده است. در این مقاله سعی شده تا مفاهیم موجود در نهج البلاغه از قبیل فقر، ایمان و شخصیت در شعر عبدالصبور، بررسی گردد تا نگاه جامعه شناختی او در بیان و اصلاح مسائل و مشکلات اجتماعی، تبیین گردد.
10 – مقالهای با عنوان «بررسی جایگاه زن در اشعار اجتماعی صلاح عبدالصبور» اثر رضا افخمی عقدا، محسن زمانی و نرجس طهماسبی که در دو فصلنامه علمی– پژوهشی نقد ادب معاصر عربی، دوره 4، شماره 6 سال 1393 از صفحه 130 تا 163 چاپ شده است. این مقاله بر آن است تا جایگاه زن را در اشعار صلاح عبدالصبور دریابد. با بررسی اشعار شاعر برمیآید که سرودههای او دربرگیرندهی توصیف ویژگیهی جسمانی زن نیست؛ بلکه زن معمولا نماد مضامین و مفاهیمی همچون نجات دهنده، حیات بخش، سازنده و پرورش دهنده است که به نوعی مفهوم حاصلخیزی و بالندگی را یادآوری میکند.
11 – مقالهای با عنوان «مولفههای نوگرایی در شعر صلاح عبدالصبور» اثر دکتر حسن گودرزی لمراسکی که در مجلهی ادب عربی، شماره 3 سال 1390 از صفحه 135 تا 156 چاپ شده است. این نوشتار بر آن است تا با بهرهگیری از اشعار صلاح عبدالصبور و تحلیل آنها، برخی از مهمترین مولفههای نوگرایی در اشعار او را مورد بررسی و تجزیه و تحلیل قرار دهد که عبارت است از: الگوگریزی، تصویرپردازی با نگاه اگزیستانسیالیستی و واقع گرایانه به مشکلات انسان در جامعه و میراث سنتی.
12 – مقالهای با عنوان «شخصیتپردازی در نمایشنامهی سوگنامه حلاج» اثر دکتر حسن گودرزی لمراسکی که در دو فصلنامه علمی– پژوهشی نقد ادب معاصر عربی، سال دوم، شماره دوم(1391) چاپ شده است. این جستار بر آن است تا با روش تحلیل محتوا، به شخصیت پردازی حلاج در «تراژدی حلاج»، بپردازد و جنبههای مختلف شخصیتهای آن را اعم از: ایستا، پویا، قراردادی، نوعی و همه جانبه، نقد و بررسی کند.
13 – پایان نامهای هم با عنوان «بررسی شخصیت و آثار صلاح عبدالصبور» توسط علی صابری و به راهنمایی ناهده فوزی در دانشگاه آزاد اسلامی تهران مرکزی در سال 1386 تدوین یافته که در طی آن، نویسنده به دو نمایش نامه شعری به نامههای «الأمیرة تنتظر» و «مأساة الحلاج» نیز اشارهای کرده است.
با توجه به مقالات و پایاننامههای تألیف شده در خصوص آثار صلاح عبدالصبور بیشترین توجه نسبت به اشعار وی بوده تا نمایشنامههایش و اگر هم در خصوص نمایشنامههای او نوشته شده باشد، آن نمایشنامهی «مأساة الحلاج» است و به دیگر نمایشنامههای او توجه زیادی نشده است. اما در این پایان نامه تلاش بر این بوده تا مضامین اصلی در همهی نمایشنامههای ایشان مورد بررسی قرار گیرد.
1-6- روش پژوهش و مراحل انجام پایاننامه :
روش پژوهش در این پایان نامه برمبنای تحلیل نمایشنامههای صلاح عبدالصبور، استفاده از منابع و دیدگاههای منتقدان و به شکل کتابخانهای و فیشبرداری بوده است.

فصل دوم
نمایشنامهنویسی

2-1-نمایشنامه1:
زمانی که درمورد نمایشنامه میخواهیم سخن بگوییم، ضرورتاً باید نگاهی به تعریف و مفهوم ادبیات بیافکنیم، زیرا نمایشنامه یکی از شاخههای مهم ادبیات به شمار میرود. در کتابها و فرهنگ لغات، تعاریف گوناگونی از ادبیات شده است؛ از دیدگاه لغوی دانشهای متعلق به ادب، علوم ادبی، آثار ادبی را ادبیات گویند.(دهخدا، 1370: 1553) در تعریفی دیگر ادبیات به مجموعه آثار مکتوب که نمایانگر بازتابهای عاطفی چون غم و شادی و مانند آنها بوده و به شیوهای هنری در قالب شعر، داستان، نمایشنامه، شرح حال، مقاله و جز آنها در آن آمده باشد، گفته میشود.(انوری، 1381: 43) بر اساس این تعریف میتوان بیان داشت که ادبیات و زیر شاخههای آن بیش از هر چیز با عنصر عاطفه پیوند خوردهاند. در آثار ادبی، نویسنده و شاعر تلاش میکند اندیشهها و عواطف خویش را در قالب مناسبترین و زیباترین جملات بیان نماید. دکتر زرین کوب در کتاب نقد ادبی، ادبیات را مجموعه آثار مکتوبی تعریف میکند که بلندترین و بهترین افکار و خیالها را در عالیترین و بهترین صورتها تعبیر کرده باشد، البته به اقتضای احوال و طبایع اقوام و افراد و هم به سبب مقتضیات و مناسبات سیاسی و اجتماعی، فنون و انواع مختلفی از این گونهی آثار به وجود آمده است.(زرین کوب، 1388: 21و20) بر اساس سخنان دکتر زرین کوب میتوان دریافت ادبیات رابطهی تنگاتنگی با انسان، جامعه و عنصر اندیشه در کنار دیگر عناصر دارد.
رنه ولک و آوستن وارن در کتاب «نظریهی ادبیات» خود ادبیات را جزئی از اجتماع انسانی تعریف میکنند؛ با این عبارت که ادبیات، نهادی اجتماعی است که به عنوان وسیله از زبان استفاده میکند که خود مخلوقی اجتماعی است. ادبیات نمایندهی زندگی است و به مقدار زیادی، یک حقیقت اجتماعی است و وظیفه و مصرفی اجتماعی دارد که نمیتواند تنها فردی باشد.(رنه ولک، آوستن وارن، 1382: 100)
بنابراین تأثیرات ادبیات و جامعه به صورت متقابل است و نویسنده یا شاعر در ارتباط تنگاتنگ و همیشگی با اجتماع خود است. به هر حال ادیب فردی اجتماعی است و در اجتماع زندگی میکند و هر اثر ادبی که زاییدهی ذهن اوست به صورت خودآگاه یا ناخودآگاه از محیط پیرامونش تاثیر پذیرفته و بعد از این که در دست مخاطب قرار میگیرد، بر محیط اجتماعی2 خود تأثیرگذار خواهد بود. پس هر دو هم از یکدیگر تأثیر میپذیرند و هم بر یکدیگر تأثی

پایان نامه
Previous Entries منبع پایان نامه ارشد درباره نمایشنامه، آثار ادبی، ادبیات معاصر، تحلیل محتوایی Next Entries منبع پایان نامه ارشد درباره نمایشنامه، شخصیت پردازی، انواع ادبی، نمایش نامه