منبع پایان نامه ارشد درباره نرخ مالیات، نسبت بدهی، ریسک مالی، افزایش درآمد

دانلود پایان نامه ارشد

ک شرکت بیشتر باشد میزان صرفه جویی مالیاتی بیشتر و در نتیجه هزینه سرمایه آن شرکت کمتر است. با این وجود، در عمل با افزایش مبلغ بدهی، مخارج نابسامانی مالی (ریسک مالی و احتمال ورشکستگی) شرکت افزایش مییابد و به نقطه ای میرسد که بعد از آن نقطه، ریسک مالی شرکت بیشتر از صرفه جویی مالیاتی بدهی خواهد شد. در این حالت، استفاده از بدهی باعث کاهش ارزش شرکت میشود. از این رو، طبق این شکل از نظریه موازنه ایستا باید بین مزیت صرفهجویی مالیاتی بدهی و مخارج نابسامانی آن توازن برقرار شود (دی‌آنجلو و ماسولیس، 1980).
4.2 تعریف مالیات
مالیات (tax) قسمتی ازدرآمد یا دارایی افراد است که به منظور پرداخت مخارج عمومی و اجرای سیاست‌های مالی درراستای حفظ منافع اقتصادی، اجتماعی، سیاسی کشوربه موجب قوانین و به‌وسیله‌ی اهرم‌های اداری و اجرایی دولت وصول می‌شود.عده‌ای از صاحب‌نظران مالیات را مبلغی می‌دانند که دولت از اشخاص، شرکت‌ها و مؤسسات برطبق قانون برای تقویت عمومی حکومت و تأمین مخارج عامه می‌گیرد، پس مالیات برای پرداخت مخارج عمومی و اجرای سیاست‌گذاری مالی لازم است. البته قانون گذار در متن قانون مالیات‌های کشور ما اشاره ای به هدف توزیع عادلانه‌ی ثروت نکرده است(شهسواریان و شعبانی 1393)
عوامل تعیین میزان مالیات
۱) مبنای مالیات(پایه‌ی مالیاتی):
مبنای مالیات عامل متغیر یا هر مفهوم دیگری همچون درآمد یا دارایی است که طبق قانون بر آن ، مالیات وضع می‌شود.
۲) نرخ مالیات:
درصدی از مبنای مالیات یا پایه‌ی مالیاتی است که مبنای محاسبات مالیات مورد نظر قرار می‌گیرد، به عبارت دیگر نرخ مالیات در هر مبنا اندازه‌ی اخذ مالیات را با توجه به قوانین و آیین‌نامه‌های مالیاتی دولت‌ها درمبنای مورد نظر نشان می‌دهد. انواع محاسبه نرخ مالیات به شرح ذیل است:
▪ نرخ مالیات تناسبی:
نرخی که بدون توجه به تغییرات مبنای مالیات، همیشه ثابت است.
▪ نرخ مالیات تصاعدی:
برعکس نرخ تناسبی با افزایش مالیات مقدارش افزایش می‌یابد که لزوماً متناسب با افزایش مبنای مالیات نیست.
▪ نرخ مالیات تنازلی:
هرچه مبنای مالیات وسیع‌تر می‌شود، ازنرخ مالیات کاسته می‌شود.
۳) مبلغ مالیات:
مبلغی که برمبناهای مختلف تعلق می‌گیرد و از مؤدیان وصول می‌گردد. به‌طورمعمول در هر کشور تعیین میزان مالیات‌ها با توجه به نیازها و هزینه‌های بخش عمومی و فواید حاصل از اجرای برنامه‌های دولت صورت می‌گیرد.
ازعوامل دیگر تعیین میزان و حد مالیات‌ها، مقایسه هزینه‌ی آن با هزینه‌های منابع غیرمالیاتی ازقبیل وام‌ها اعم از داخلی و خارجی است. اغلب کشورهای درحال توسعه با کسری بودجه‌های سالانه و مشکلات مالی در زیر ساخت‌های اقتصادی و اجتماعی مواجهند، افزایش درآمدهای مالیاتی یکی از راه‌های طبیعی و بدیهی مقابله با این مشکل است(شهسواریان و شعبانی 1393)
هرگونه افزایش در درآمدهای مالیاتی به یکی از صور زیر قابل حصول است:
▪ افزایش نرخ مالیات‌های موجود و جاری؛
▪ افزایش مبنای مالیات‌های موجود و جاری ازطریق حذف‌ معافیت‌ها و بخشودگی‌ها
▪ برقراری مالیات جدید
5.2 درآمد مشمول مالیات PRE TAX INCOME:
جمع درآمد شرکتها و درآمد ناشی از فعالیتهای انتفاعی سایر اشخاص حقوقی که از منابع مختلف در ایران یا خارج از ایران تحصیل می شود پس از وضع زیانهای حاصل از منابع مختلف در ایران یا خارج از ایران تحصیل می شود و پس از وضع زیانهای حاصل از منابع غیر معاف و کسر معافیتهای مقرر مشمول مالیات به نرخ 25% خواهند بود. (ماده 105 و 106 قانون مالیاتهای مستقیم)
6.2 ﺗﻌﺎرﯾﻒ ﺑﺪﻫﯽ
ﺗﻌﺮﯾﻒ ﺑﺪﻫﯽ از ﺟﺎﻧﺐ ﺟﺎن ﮐﻨﯿﻨﮓ:
ﯾﮏ ﺧﺪﻣﺖ ﮐﻪ ارزش آن ﺑﺮ ﺣﺴﺐ ﭘﻮل ﺗﻌﯿﯿﻦ ﺷﻮد و ﻣﺎﻟﮏ آن ﻃﺒﻖ وﻇﯿﻔﻪ ﻗﺎﻧﻮﻧﯽ ﺑﻪ ﺷﺨﺺ ﺛﺎﻟﺚ ﯾﺎ ﻣﺠﻤﻮﻋﻪاﯾﯽ از اﺷﺨﺎص ﺑﻪ ﺻﻮرت ﯾﮑﺴﺎن اراﺋﻪ ﻧﻤﺎﯾﺪ.
ﺗﻌﺮﯾﻒ ﺑﺪﻫﯽ ﻃﺒﻖ ﺑﯿﺎﻧﯿﻪ ﺷﻤﺎره 4 ﻫﯿﺌﺖ اﺻﻮل ﺣﺴﺎﺑﺪاري:
ﺗﻌﻬﺪات اﻗﺘﺼﺎدي ﯾﮏ ﺷﺮﮐﺖ ﮐﻪ ﻃﺒﻖ اﺻﻮل ﭘﺬﯾﺮﻓﺘﻪ ﺷﺪه ﺣﺴﺎﺑﺪاري ﺷﻨﺎﺳﺎﯾﯽ و اﻧﺪاره ﮔﯿﺮي و ﻣﺤﺎﺳﺒﻪ ﺷﻮﻧﺪ.دﻟﯿﻞ اﯾﻦ ﺗﻌﺮﯾﻒ از ﺑﺪﻫﯽ ﻫﺎ ﺑﺮ اﺳﺎس دﯾﺪﮔﺎه رﻓﺘﺎري اﯾﻦ ﺑﻮد ﮐﻪ در اﻟﮕﻮي ﺳﻨﺘﯽ ﺣﺴﺎﺑﺪاري ﻣﻘﺎدﯾﺮ ﺑﺴﺘﺎﻧﮑﺎر ﭘﺲاز ﻣﻘﺎدﯾﺮ ﺑﺪﻫﮑﺎر ﺛﺒﺖ ﻣﯽ ﺷﺪﻧﺪ ﮔﺰارش ﮐﺮدن ﯾﮏ ﺑﺪﻫﯽ ﺑﻪ ﻋﻮاﻣﻞ زﯾﺮ ﺑﺴﺘﮕﯽ داﺷﺖ:
1-اﻫﻤﯿﺖ ﺷﻨﺎﺳﺎﯾﯽ ﯾﺎ ﺛﺒﺖ ﻃﺮف دﯾﮕﺮ روﯾﺪاد ﻣﺎﻟﯽ(ﻫﺰﯾﻨﻪ ﺗﻌﻠﻖ ﮔﺮﻓﺘﻪ ﮐﻪ ﻣﻬﻤﺘﺮﯾﻦ روﯾﺪاد ﺗﻠﻘﯽ ﻣﯽ ﮔﺮدد).
2-ﺷﻨﺎﺳﺎﯾﯽ ﯾﺎ ﺛﺒﺖ ﯾﮏ زﯾﺎن و ﯾﺎ درﯾﺎﻓﺖ دارﯾﯽ ﻫﺎي ﺧﺎص ﺑﻪ وﺳﯿﻠﻪ ﺷﺮﮐﺖ.
ﺗﻌﺮﯾﻒ ﺑﺪﻫﯽ از دﯾﺪﮔﺎه ﻫﯿﺌﺖ ﺗﺪوﯾﻦ اﺳﺘﺎﻧﺪاردﻫﺎي ﺣﺴﺎﺑﺪاري ﻣﺎﻟﯽ(ﺑﯿﺎﻧﯿﻪ ﺷﻤﺎره 6)
از دﺳﺖ دادن ﻣﻨﺎﻓﻊ اﻗﺘﺼﺎدي آﺗﯽ ﻧﺎﺷﯽ از ﺗﻌﻬﺪات ﻓﻌﻠﯽ ﻣﺒﻨﯽ ﺑﺮ اﻧﺘﻘﺎل داراﯾﯽ ﻫﺎ ﯾﺎ اراﺋﻪ ﺧﺪﻣﺎت ﺑﻪ ﺳﺎﯾﺮ واﺣﺪﻫﺎي ﺗﺠﺎري در آﺗﯽ ﮐﻪ در ﻧﺘﯿﺠﻪ ﻣﺒﺎدﻻت ﯾﺎ روﯾﺪاد ﻫﺎي ﮔﺬﺷﺘﻪ اﯾﺠﺎد ﺷﺪه را ﺑﺪﻫﯽ ﮔﻮﯾﻨﺪ.
در ﺟﺪﯾﺪ ﺗﺮﯾﻦ ﺗﻌﺮﯾﻒ از ﺑﺪﻫﯽ ﻫﺎ ﻫﻤﻮاره ﺑﺮ ﺗﻌﻬﺪات اﻗﺘﺼﺎدي ﺑﻪ ﺟﺎي ﺑﺪﻫﯽ ﻫﺎي ﻗﺎﻧﻮﻧﯽ ﺗﺎﮐﯿﺪ ﺷﺪه و در اﯾﻦﺗﻌﺮﯾﻒ درآﻣﺪ اﻧﺘﻘﺎﻟﯽ ﺑﻪ دوره آﺗﯽ ﺑﻪ دﻟﯿﻞ اﯾﻦ ﮐﻪ ﺑﻪ ﻋﻨﻮان ﺗﻌﻬﺪات اﻗﺘﺼﺎدي واﺣﺪ ﺗﺠﺎري ﻣﺤﺴﻮب ﻧﻤﯽ ﮔﺮددﺟﺰء ﺑﺪﻫﯽ ﻫﺎ ﻃﺒﻘﻪ ﺑﻨﺪي ﻧﻤﯽ ﺷﻮد.
ﺗﻌﺮﯾﻒ ﺑﺪﻫﯽ ﺑﺮ ﻃﺒﻖ اﺳﺘﺎﻧﺪارد اﯾﺮان(ﺑﯿﺎﻧﯿﻪ ﺷﻤﺎره 4)
ﺗﻌﻬﺪ اﻧﺘﻘﺎل ﻣﻨﺎﻓﻊ اﻗﺘﺼﺎدي ﺗﻮﺳﻂ واﺣﺪ ﺗﺠﺎري ﻧﺎﺷﯽ از ﻣﻌﺎﻣﻼت ﯾﺎ ﺳﺎﯾﺮ روﯾﺪاد ﻫﺎي ﮔﺬﺷﺘﻪ را ﺑﺪﻫﯽ ﮔﻮﯾﻨﺪ.
ﺳﺎﯾﺮ ﺗﻌﺎرﯾﻒ:
1- اﻗﻼﻣﯽ ﺑﺎ ﻣﺎﻧﺪه ﺑﺴﺘﺎﻧﮑﺎر ﮐﻪ ﻫﻨﮕﺎم ﺑﺴﺘﻦ ﺣﺴﺎب ﻫﺎ ﺑﺮ اﺳﺎس ﻗﻮاﻋﺪ ﯾﺎ اﺻﻮل ﺣﺴﺎﺑﺪاري ﺑﻪ دوره ﺑﻌﺪ اﻧﺘﻘﺎل ﻣﯽ ﯾﺎﺑﺪ ﻣﺸﺮوط ﺑﺮ اﯾﻦ ﮐﻪ ﻣﺎﻧﺪه ﺑﺴﺘﺎﻧﮑﺎر ﻣﻌﺮف ﻣﺎﻧﺪه ﻣﻨﻔﯽ ﻣﺮﺑﻮط ﺑﻪ داراﯾﯽ ﻫﺎ ﻧﺒﺎﺷﺪ. ﺑﻨﺎﺑﺮاﯾﻦ اﯾﻦ اﺻﻄﻼح ﺑﻪ ﻧﺤﻮي ﻣﻮرد اﺳﺘﻔﺎده ﻗﺮار ﻣﯽ ﮔﯿﺮد ﮐﻪ ﻧﻪ ﺗﻨﻬﺎ ﺷﺎﻣﻞ ﻗﺮوض و ﺗﻌﻬﺪات ﺑﺎﺷﺪ ﺑﻠﮑﻪ ﻣﺎﻧﺪه ﻫﺎي ﺑﺴﺘﺎﻧﮑﺎري را ﮐﻪ ﻣﺘﻀﻤﻦ ارﺗﺒﺎﻃﺎت ﻃﻠﺐ ﮐﺎر و ﺑﺪﻫﮑﺎر ﻧﯿﺴﺖ ﻧﯿﺰ در ﺑﺮ ﮔﯿﺮد.(دﯾﺪﮔﺎه ﺗﺌﻮري ﺷﺨﺼﯿﺖ ﺣﺴﺎﺑﺪاري)
2-ﺑﺪﻫﯽ ﻫﺎ ﻋﺒﺎرﺗﻨﺪ از ﻣﻨﺎﻓﻊ اﻗﺘﺼﺎدي ﮐﻪ در آﯾﻨﺪه اﺣﺘﻤﺎﻻ ﺑﻪ دﻟﯿﻞ ﺗﻌﻬﺪات ﻓﻌﻠﯽ واﺣﺪ اﻧﺘﻔﺎﻋﯽ از دﺳﺖ ﺧﻮاﻫﺪرﻓﺖ.(دﯾﺪﮔﺎه ﺗﺌﻮري ﻣﺎﻟﮑﺎﻧﻪ)
ﺳﻪ ِوﯾﮋﮔﯽ اﺻﻠﯽ ﺑﺪﻫﯽ ﻫﺎ
از دﯾﺪﮔﺎه ﻫﯿﺌﺖ اﺳﺘﺎﻧﺪارد ﻫﺎي ﺣﺴﺎﺑﺪاري ﻣﺎﻟﯽ ﯾﮏ ﺑﺪﻫﯽ داراي ﺳﻪ وﯾﮋﮔﯽ اﺻﻠﯽ ﺑﻪ ﺷﺮح زﯾﺮ اﺳﺖ:
1)آن ﻧﺸﺎن دﻫﻨﺪه ﯾﮏ ﺗﮑﻠﯿﻒ ﯾﺎ ﻣﺴﺌﻮﻟﯿﺖ اﺳﺖ ﮐﻪ در زﻣﺎن ﮐﻨﻮﻧﯽ ﻧﺴﺒﺖ ﺑﻪ ﯾﮏ ﯾﺎ ﭼﻨﺪ واﺣﺪ ﺗﺠﺎري وﺟﻮد داردﮐﻪ ﺑﺎ اﻧﺘﻘﺎل داراﯾﯽ ﻫﺎ ﯾﮏ اﺳﺘﻔﺎده از آ ن ﻫﺎ در ﺗﺎرﯾﺦ ﻣﺸﺨﺺ ﯾﺎ ﺗﺎرﯾﺨﯽ ﻗﺎﺑﻞ ﺗﻌﯿﯿﻦ ﺑﺎ ﯾﮏ روﯾﺪاد ﺧﺎص ﯾﺎ ﻃﺒﻖﺗﻘﺎﺿﺎ ﺑﺎﯾﺪ دﯾﻦ ﯾﺎ ﺗﮑﻠﯿﻒ ادا ﺷﻮد.
2)ﺗﮑﻠﯿﻒ ﯾﺎ ﻣﺴﺌﻮﻟﯿﺘﯽ ﮐﻪ ﯾﮏ واﺣﺪ ﺗﺠﺎري ﺧﺎص ﻧﺴﺒﺖ ﺑﻪ آن ﻣﺘﻌﻬﺪ ﻣﯽ ﺷﻮد و ﺑﻪ ﻫﯿﭻ وﺟﻪ ﻧﻤﯽ ﺗﻮاﻧﺪ ﻧﺴﺒﺖ ﺑﻪ اداي آ ن ﺷﺎﻧﻪ ﺧﺎﻟﯽ ﮐﻨﺪ.
3)ﯾﮏ روﯾﺪاد ﻣﺎﻟﯽ ﯾﺎ روﯾﺪاد دﯾﮕﺮي ﮐﻪ در ﮔﺬﺷﺘﻪ رخ داده و واﺣﺪ ﺗﺠﺎري را ﻣﺘﻌﻬﺪ ﮐﺮده اﺳﺖ.
ﻃﺒﻘﻪ ﺑﻨﺪيﺑﺎﯾﺪ داراﯾﯽ ﻫﺎ و ﺑﺪﻫﯽ ﻫﺎ را ﻃﺒﻘﻪ ﺑﻨﺪي ﮐﺮد ﺗﺎ ﮔﺰارش ﻣﺎﻟﯽ ﻣﻌﻨﺎداري اراﺋﻪ ﺷﻮد ﻫﺮ ﻧﻮع ﻃﺒﻘﻪ ﺑﻨﺪي ﺑﺎﻋﺚ ﺧﻮاﻫﺪ ﺷﺪ ﮐﻪ ﺑﺮﺧﯽ از رواﺑﻂ ﺗﯿﺮه و ﺗﺎر و ﺑﺮﺧﯽ دﯾﮕﺮ ﺑﺴﯿﺎر روﺷﻦ و ﭼﺸﻤﮕﯿﺮ ﺷﻮد.
ﺑﺪﻫﯽ ﻫﺎي ﺟﺎري
ﻫﺮ ﺗﻌﻬﺪ ﺑﺮاي اﯾﻨﮑﻪ ﺣﺎﺋﺰ ﻃﺒﻘﻪ ﺑﻨﺪي در ﻗﺎﻟﺐ ﺑﺪﻫﯽ ﺟﺎري ﺑﺎﺷﺪ، ﺑﺎﯾﺪ:
1)ﻇﺮف ﯾﮏ ﺳﺎل ﯾﺎ ﯾﮏ ﭼﺮﺧﻪ ﻋﻤﻠﯿﺎت ﻫﺮ ﮐﺪام ﻃﻮﻻﻧﯽ ﺗﺮ اﺳﺖ ﺑﻪ ﺳﺮرﺳﯿﺪ ﺧﻮد ﺑﺮﺳﺪ.
2)ﻣﺪﯾﺮﯾﺖ ﺑﺎﯾﺪ ﻗﺼﺪ داﺷﺘﻪ ﺑﺎﺷﺪ ﮐﻪ ﺑﺎ اﺳﺘﻔﺎده از داراﯾﯽ ﻫﺎي ﺟﺎري و ﯾﺎ اﯾﺠﺎد ﺑﺪﻫﯽ ﻫﺎي ﺟﺎري دﯾﮕﺮ آن را ﺗﺴﻮﯾﻪ ﮐﻨﺪ.
ﺑﺪﻫﯽ ﻫﺎي ﻏﯿﺮ ﺟﺎري
ﺗﻌﻬﺪاﺗﯽ ﻫﺴﺘﻨﺪ ﮐﻪ اﻧﺘﻈﺎر ﻣﯽ روﻧﺪ ﺑﻌﺪ ﭼﺮﺧﻪ ﻋﻤﻠﯿﺎت ﯾﺎ ﯾﮏ ﺳﺎل ﻫﺮ ﮐﺪام ﻃﻮﻻﻧﯽ ﺗﺮ اﺳﺖ ﺗﺴﻮﯾﻪ ﺷﻮد ﻋﻤﻮﻣﺎاﯾﻦ ﺗﻌﻬﺪات ﺑﻪ ارزش ﻓﻌﻠﯽ ﺗﻌﻬﺪات آﺗﯽ(ﻣﺒﺎﻟﻎ ﭘﺮداﺧﺘﻨﯽ ﺗﻨﺰﯾﻞ ﺷﺪه) ارزﺷﮕﺬاري و ﺛﺒﺖ ﻣﯽ ﺷﻮﻧﺪ.
2/2)وام ﺑﻠﻨﺪ ﻣﺪت ﭘﺮداﺧﺘﻨﯽ
اﺳﺘﻘﺮاض از ﻣﻨﺎﺑﻊ ﺑﺎﻧﮑﯽ ﯾﺎ ﺳﺎﯾﺮ ﻣﻨﺎﺑﻊ ﺑﺎ ﺳﺮرﺳﯿﺪي ﻓﺮاﺗﺮ از ﯾﮏ دوره ﻣﺎﻟﯽ ﺗﺤﺖ ﻋﻨﻮان وام ﺑﻠﻨﺪ ﻣﺪت ﭘﺮداﺧﺘﻨﯽﺛﺒﺖ ﻣﯽ ﺷﻮد.ﻣﺒﻠﻎ اﻗﺴﺎط وام درﯾﺎﻓﺘﯽ از ﺣﺴﺎب ﺗﺴﻬﯿﻼت ﺧﺎرج و ﺗﺤﺖ ﺳﺮﻓﺼﻞ ﺣﺼﻪ ﺟﺎري ﺑﻠﻨﺪ ﻣﺪت ﻣﻨﻈﻮرﻣﯽ ﺷﻮد اﺳﺎﺳﺎ اﯾﻦ ﮔﻮﻧﻪ ﺑﺪﻫﯽ ﻫﺎ ﺑﺮ ﻣﺒﻨﺎي ارزش ﻓﻌﻠﯽ در ﺻﻮرت ﻫﺎي ﻣﺎﻟﯽ ﮔﺰارش ﻣﯽ ﺷﻮد.

(2/3اوراق ﻗﺮﺿﻪ ﭘﺮداﺧﺘﻨﯽ
7.2 .نسبت بدهی:
نسبت بدهی که از نسبت‌های مالی است، نشان‌دهنده این است، که چه نسبتی از کل بدهی‌های شرکت (مجموع بدهی‌های جاری، بدهی‌های بلندمدت) مربوط به بدهی های بلند مدت نظیر وام می باشد.
نسبت بدهی در ترکیب با سایر روش‌ها، سلامت مالی شرکت را محاسبه می‌کند. نسبت بدهی می‌تواند به سرمایه‌گذار کمک کند تا درجه ریسک شرکت‌های مختلف را تعیین کند
اﻳﻦ ﻧﺴﺒﺖ ﺑﻪ ﺻﻮرت درﺻﺪ ﺑﻴﺎن ﻣـﻲ ﺷـﻮد. اﻳـﻦ ﻧﺴـﺒﺖ ﻧﺸـﺎن دﻫﻨـﺪه اﻫﻤﻴﺖ و ﻧﻘﺶ ﺑﺪﻫﻲ ﻫﺎي ﺟﺎري و ﺑﻠﻨﺪ ﻣﺪت در ﺗﺎﻣﻴﻦ و ﺗﺤﺼﻴﻞ ﺟﻤـﻊداراﺋﻲ ﻫﺎي ﺷﺮﻛﺖ اﺳﺖ. ﻫﺮ ﭼﻪ اﻳﻦ ﻧﺴﺒﺖ ﺑـﺎﻻﺗﺮ ﺑﺎﺷـﺪ ﻧﺸـﺎن دﻫﻨـﺪه ﮔﺮاﻳﺶ ﺷﺮﻛﺖ در ﺗﺎﻣﻴﻦ ﻣﻨﺎﺑﻊ ﻣﺎﻟﻲ آن از ﺧﺎرج از ﺷﺮﻛﺖ اﺳـﺖ. ﺑـﺎﻻﺗﺮﺑﻮدن اﻳﻦ ﻧﺴﺒﺖ ﻧﺸﺎن دﻫﻨـﺪه ﻣﺨـﺎﻃﺮه آﻣﻴـﺰ ﺑـﻮدن ﺷـﺮﻛﺖ از دﻳـﺪﮔﺎه ﺑﺴﺘﺎﻧﻜﺎران و ﺑﺎﻧﻜﻬﺎﺋﻲ اﺳﺖ ﻛﻪ ﺑﻪ ﺷﺮﻛﺖ وام ﻣﻲ دﻫﻨﺪ.
که در این پژوهش نسبت بدهی DEBTMAT)) بعنوان متغیر وابسته و برابر است با نسبت بدهی بلند مدت به کل بدهی ها

8.2 تجزيه و تحليل نسبت هاي مالي
يكي از ابزارهاي كه براي تعيين موقعييت مالي شركتها مورد استفاده قرار مي گيرد تجزيه و تحليل نسبتهاي مالي است. در واقع نسبت هاي مالي واقعيت هاي مهمي را در ارتباط با عمليات و وضعيت مالي يك شركت آشكار مي سازد. قايده محاسبه نسبتها آن است كه رابطه بين اقلام عمده صورتهاي مالي دقت پيدا مي كند .همچنين با استفاده از آن مشكلات و نقاط ضعف و قوت مالي شركتها تعيين مي گردد.
البته نسبت ها وقتي بيشتر مفهوم پيدا مي كنند كه با ساير نسبت ها در گذشته همان شركت و يا با مؤسسات مشابه و يا با استانداردهاي مطلوب صنعت مربوط مقايسه شوند.
نسبت هاي مالي
تحليل گران مالي به منظور تحليل وضعيت مالي يك شركت از نسبت هاي مالي استفاده مي كنند.
نسبتهاي مالي مي تواند برخي از واقعيتهاي مهم را درباره نتايج عمليات و وضعيت مالي يك شركت به آساني آشكار و اطلاعات مربوط به آن را ارائه كند، لذا با توجه به هدف و موارد استفاده مي توان نسبت هاي خاص را مورد تجزيه و تحليل قرارداد.
نسبت هاي مالي معمولاً در چهار گروه زير طبقه بندي شده اند:
١ – نسبت هاي نقدينگي: توانايي و قدرت پرداخت شركت را در مورد واريز بدهي هاي كوتاه مدت اندازه گيري مي كند.
٢ – نسبت هاي اهرمي : تامين نيازهاي مالي از طريق ايجاد بدهي را نشان مي دهد. در واقع اين نسبت ها تعيين مي كنند كه شركت تا چه حد نيازهاي مالي خود را از منابع ديگران تامين نموده است .
٣ – نسبت هاي فعاليت : درجه كارآيي شركت را در كاربرد منابعش اندازه گيري مي كند.
۴ – نسبت هاي سود آوري : ميزان موفقيت شركت را دركسب سود و طريق تامين آن از محل درآمد،فروش و سرمايه گذاري را مورد تجزيه و تحليل قرار مي دهد.
نسبت هاي نقدينگي
اين نسبت ها از مقايسه دارائي جاري يا اقلام تشكيل دهنده آن با بدهي جاري بدست مي آيد.مهمترين نسبت هاي نقدينگي عبارتند از نسبت جاري و نسبت آني.

نسبت جاري(Current ratio):
نسبت جاري از تقسیم مجموع دارایی هاي جاري بر مجموع بدهی هاي جاري بدست می آید.
Current Assets   
Current Liabilities
این نسبت نشان می دهد که در مقابل هر یک ریال بدهی جاري چه میزان دارایی جاري وجود دارد.اهمیت این نسبت از توجه به تعریف دارایی جاري و بدهی جاري روشن می شود.دارایی جاري آنچه راکه در مدتی کوتاه که معمولا کمتر از یک سال است به صورت نقد در اختیار واحد تجاري قرار می گیرد نشانمی دهد و بدهی جاري مبالغی را که باید از محل دارایی جاري تامین و در کوتاه مدت پرداخت گردد نشان میدهد.در گذشته عدد 2 را براي این نسبت مهم در نظر می گرفتند اما اکنون بدون توجه به ترکیب اقلام مختلف دارایی جاري و در نظر نگرفتن این نسبت در طی چند سال گذشته ، این نسبت را بی معنی می دانند.به طور کلی می توان گفت هر اندازه نسبت جاري شرکت بزرگتر باشد ، آن شرکت در پرداخت بدهیهاي جاري با مشکل کمتري مواجه خواهد بود یا به عبارت دیگر بستانکاران تامین بیشتري خواهند داشت.در تفسیر نسبت جاري باید به نوسانات آن در طول مدت ، توجه داشت. زیرا امکان دارد که شرکت ها درپایان سال مالی با حساب آرایی و واریز موقت بعضی از اقلام بدهی و برگشت این اقلام در اوایل سال بعداین حساب را بهتر جلوه دهند.
نسبت آنی(Liquidity Ratio)
مشکل بزرگی که در نسبت جاري وجود دارد این است که این نسبت از لحاظ نقدینگی همه اقلام دارایی جاري را یکسان در نظر می گیرد. در صورتی که از نظر نقدینگی دارایی جاري را به دو دسته

پایان نامه
Previous Entries منبع پایان نامه ارشد درباره نسبت بدهی، ساختار سرمایه، سررسید بدهی، صاحبان سهام Next Entries منبع پایان نامه ارشد درباره نسبت بدهی، اندازه شرکت، صاحبان سهام، کیفیت حسابرسی