منبع پایان نامه ارشد درباره ناسیونالیسم، دوره پهلوی، عقب ماندگی، باستانشناسی

دانلود پایان نامه ارشد

ساخته شده است. این طبقه با سه پلکان به طبقه دوم راه مییابد. طبقه دوم راهروی بلندی دارد که در دو سوی آن اتاقهای تو درتو جای دارد. در مرکز این طبقه تالاری بزرگ و با شکوه وجود دارد. سقف تالار چوبی است و به نقشهای گل بوته، شکارگاه و بزم شادی آراسته شده است. دورادور دیوارها گچبری و مقرنس کاری شده و درها و پنجرهها از شیشههای ساخته شدهاند. در پیشانی ساختمان نگارهای از تاجگذاری یکی از پادشاهان ساسانی با کاشی آراسته شده است. در اصلی ساختمان در سمت شمال است که از مسیر پلکان سنگی به تالار سرپوشیده میرسد. نمای شرقی عمارت در برگیرنده ایوانی بزرگ و زیباست که درتمام طول بنا کشیده شده است. نمای غربی آن بسیار ساده است. ایوان جنوبی نیز از دید آذینبندیها همانند ایوان شمالی است. در جلو ایوان بزرگ عمارت چهار ستون بلند ساخته شده است و سقف آن با قطعات چوبی پوشیده شده است. سر ستونهای ایوان با الهام از نقشهای تخت جمشید گچبری شده است. همچنین در جلوی ساختمان نیز استخر بزرگی وجود دارد که راه اصلی باغ از جلو آن آغاز می شود. معماری این باغ آمیزهای از ویژگی معماری دوران هخامنشی، ساسانی و قاجار است303.

نتیجهگیری
در سرزمینی مانند ایران که تمام تاریخش سرشار از وقایع ملی، دینی و پیوندهای ناگسستنی بین این دو بوده و در تفکر قومی این کشور کمترین تعارضی بین جنبش ملی و تفکر دینی مشاهده نشده و هر کجا اندک سستی در یکی بروز کرده دیگری تقویت کننده آن بوده است، سخن مقوله جدایی و یا تخاصم بین دیانت و ملیت و ظهور دینزدایی و ملیگرایی پدیدههای نوینی بودند که در دوره معاصر متأخر شکل گرفت. درآغاز سده چهارم هجری شمسی پدیده جهانی ناسیونالیسم معاصر در قالب یک دیدگاه سیاسی توانست تعریفی جدید از ملیگرایی در قبال ناسیونالیسم تاریخی، که جایگاهی مداوم در طول تاریخ داشت، ارائه دهد و بزرگترین ثمره آن جاگزین کردن علایق ملی و باستانی به جای آیینهای قومی و دینی بود. این پدیده در آغاز سلطنت رضا شاه همراه با نوسازی، توسعه یافت و با دستاندازی به داشتههای تاریخی، حرکت نهضت گونه را در تمام زمینهها ایجاد کرد که یکی از آثار معماری بود با باستانگرایی شدید. باستانگرایی به عنوان اصلیترین محور فکری، همزمان و همگام، دو محور دیگر با خود همراه داشت: دینزدایی و غربگرایی. آرمانگرایی دوره پهلوی اول و حرکت در این سه محور به گونهای بود که هر چه از سالهای اولیه دوره بیست ساله گذشت سیاست تضعیف دین شدیدتر و گرایش به غرب بارزتر میشد و در واقع، به نفع تقویت غربگرایی پیش رفت. در نتیجه، هنگامی که سال 1320ه.ش فرا رسید نهضت باستانگرایی که بیشتر از آنکه عقلانی باشد جنبه احساسی داشت، به خاموشی گرایید و جریان عملاً به توقف محور غربگرایی انجامید. این دوره کوتاه ولی چشمگیر باستانگرایی در ابراز اندیشهها و اهداف ناسیونالیستی خود سه دستاویز داشت:
اول: دین اسلام و خذف تدریجی آن از صحنه سیاست و کنار گذاشتن نشانههای فکری و علمی دین که، در تعبیر آن دوره، عقب ماندگی و مانع توسعه محسوب شد.
دوم: آیین زرتشت که تقویت آن نه به منظور جایگزین کردن و اشاعه دین باستانی، بلکه وجه المصالحه قرار دادن برای اقتدار بازیافته دوران پیش از اسلام بود.
سوم: شاهنامه فردوسی و دستاویز قرار دادن آن در مقام زبان و ادبیات جدید پهلوی و بهره برداری از آن در جهت احیاء دوباره تمدن باستانی.
در معماری دوره بیست ساله معاصر ایران و از میان تمام اندیشهها و یا آرمانهایی که میتوانست پدیدهای جدید و متفاوت با گذشته در معماری ایجاد کند، هیچ یک به اندازه تفکر و انگیزه باستانی برجسته نبود. از آن روکه بر پایههای تاریخی، ملی و نیز احساسی استوار شده بود توانست در زمانی کوتاه موفقیتی حاصل کند و سایه خود را بر حوزههای مختلف اجتماعی، فرهنگی، ادبی و نیز معماری بگستراند. فارغ از اینکه استفاده از این وسیله به چه میزان در طول دوره پهلوی اول دارای بار مثبت و منفی بود ولی این موفقیت بیشتر از آن زاویه قابل توجه است که شناخت، بهرهگیری و ترویج یک انگیزه چه آثار و نتایج شگفت انگیزی میتواند داشته باشد و مهمتر این موفقیت که آیا کاربرد هر انگیزه و استفاده از آن میتواند پایا، پویا و مستمر بوده و حرکتی ریشهدار و زنده به وجود آورد. این انگیزه با حضور باستانشناسان و ایران شناسان غربی نظیر هرتسفلد، پوپ و گدار پشتوانهای علمی و تاریخی به خود گرفت و با برگزاری کنگرههای متعدد ادبی، هنری ، معماری و باستانشناسی در داخل و خارج، تشکیل انجمن آثار ملی و نیز سفرهای رضاشاه به مناطق تحت حفاری از هر جهت تقویت گردید. این فعالیتها به تنهایی، علاوه بر اینکه دستاوردهای علمی و جهانی به همراه داشت و توانست با شناساندن ایران به عنوان قطب باستانی قطب وسیعی از شرق آثار ماندگار برای آینده به جا گذارد. اما زمانی که در سیر حرکت خود و تقویت انگیزه و محور باستانگرایی، به تخریب و یا تقلید بی محابا از دیگر محورهای موجود نظیر دین زدایی و یا غربزدایی و یا دستاویز قرار دادن دین و نشانههای مذهبی به عنوان مظهر عقب ماندگی و تقویت آیین زرتشت و شاهنامه فردوسی به عنوان مظاهر اقتدار باستان پرداخت عملاً نسبت به انگیزههای آن تردید به وجود آمد. به طور کلی میتوان نتیجههای زیر را بدست آورد:
1-دوره پهلوی در شکلگیری و ایجاد انگیزههای باستانی در شکل سیاسی و پی آمد آن در معماری موثر بود ولی نگهداری و استمرار آن با توجه به انگیزههای غیر ملی و ضد دینی با شکست روبرو شد.
2-علل عدم توفیق در نگرش باستانگرایی و مسکوت ماندن این شیوه معماری را بعد از سال 1320 ه.ش میتوان چنین بر شمرد:
اول- قرار دادن این انگیزه در مقابل نگرش دینی و در نتیجه ایجاد پدیدهای به نام دینزدایی. در واقع تقابل دادن و یا به زبان بهتر تخاصم بخشیدن اندیشه نو با تفکر رایج حرکت موفقیت آمیزی نمیباشد. در اینجا انگیزههای دینی و غیر دینی و یا ملی و غیر ملی مطرح نیست، چنانچه بر عکس، قرار دادن نگرش صرفاً دینی در برابر یک اندیشه ملی نیز پایا نخواهد بود.
دوم- وابستگی این پدیده به بیگانگان شکل دستورالعملی منطقهای و در شکل ناسیونالیسم معاصر و نیز عدم اصالت آن به عنوان یک پدیده داخلی و هم ریشه نبودن آن با ناسیونالیسم تاریخی. بنابراین انگیزه و حرکت باستانگرایانه سرچشمهای دولتی و غیر داخلی داشت و نه ملی.
سوم-انگیزههای باستانی همان گونه که در عالم حکومت و سیاست این دوره با جلوه سازی، شعار، پوشش سیاسی و عدم بنیانی استوار صورت گرفت و در معماری نیز تنها به ظاهر بناها و توجه به عناصر تزیینی و نمایی بسنده کرد بدون آنکه عمیقاً بتواند معماری آینده سازی را بر پا نماید.
3- لزوم ساخت و سازهای تازه و متعدد در حکومت جدید، که بیشترین سهم را از این عمران و نوسازی، نهادها و سازمانهای دولتی داشتند، زمینه بسیار مناسبی برای بیان ناسیونالیستی و باستانگرایانه در معماری به وجود آورد.
4- در احیاء و بهرهگیری آثار معماری باستانی تنها به عناصر ظاهری و نمایشی معماری توجه شد. ستونها، سرستونها، پلهها و نقوش تزیینی و نظایر آن از دوره هخامنشی و ساسانی به وام گرفته شد بدون آنکه از عملکرد، نقشه و پلان و فضای معماری آن دوره بتوان استفاده کرد. در واقع، معماری غرب و عملکردهای تازه این خلاء را پر ساخت.
5- معماران و هنرمندان در به کارگیری عناصر معماری باستان از یک طرف و بهرهگیری از دیگر عناصر معماری غرب و یا سنتی از طرف دیگر، به نوعی انتخاب اجباری دچار شدند و دست کم تا زمانی که تب باستانشناسی و باستانگرایی فروکش نکرد ناچار نبودند از این نشانههای تاریخی و معماری استفاده کنند. بعدها بناهایی ساخته شدند که هر چند نشانههای باستانی در آن مملوس بود ولی تقلید صرف نبود.
6- مجموعه بناهایی که با این نگرش در ایران ، به ویژه در تهران بنا شد در کشور نو بنیاد منطقه و منطبق بر نگرشهای باستانی سرزمین خود تکرار شدند و آشکارا آن اندیشهها استفاده از ناسیونالیسم تاریخی در ناسیونالیسم معاصر، در معماری به شکل استفاده از معماری باستانی در معماری معاصر متبلور شد.
7- سیاست تضعیف مذهبی (که در آغاز با دین دوستی شروع و سپس مراحل دینگریزی و دینزدایی در پی داشت) عیناً در معماری این دوره نمایان شد. در دهه اول دوره بیست ساله بناهایی ساخته شده که نشانههای معماری سنتی و اسلامی را در خود داشت اما این نگرش، با روندی که گفته شد، متوقف شد.
8- از سه محور باستان گرایی ، دینزدایی و غربگرایی ، آن محوری که توانست برتری خود را درسالهای 1320 ه.ش و بعد از آن نشان دهد، گرایش به غرب بود. در معماری این دوره نیز آنچه در نهایت به لحاظ سبک توقف کرد اثاری بود که با نگاه یک معماری مدرنیسم پدید آمد.

پیوست

جدولها
جدول (5-1) تأثیرگذاری نظام حکومتی در ظهور جنبش های ملی گرایانه معماری ایران 1320-1301 هجری شمسی.
رويكردهاي
روشنفكري ملي گرا
رويكرد هاي ملي گرايانه نظام حكومتي
جنبشهاي معماري
ملي گرا
خصوصيات گرايش هاي معماري ملي گرا
نمونه اثر معماري

ليبرال
(مدرن)
1. رسيدن به سطح بالايي از پيشرفت و ترقي
2. حضور مستشاران آلمان نازی در
حوزه هاي مختلف
3 .احداث مدارس،كارخانجات و … به سبك مدرن
4. تبعيت كاربرد تكنولوژي ساخت و مصالح بر اساس ويژگي هاي معماري مدرن
5. پيروي از غرب و اخذ تمدن اروپا

گرايش به معماري
مدرن غرب

1. به كار گيري الگوهاي معماري مدرن غرب در طراحي احجام
2. بهره گيري از برخي تزئينات معماري قبل از اسلام در بخش هايي محدود از نما
3. كيفيت ساخت و ساز و مصالح ، بيشتر به معماري متداول در غرب متمايل است.

1.كاخ دادگستري تهران
2. بانك ملي تبريز
3. بانك ملي بازار تهران
4. بانك ملي شيراز

مذهبي
نظام حكومتي ايران به صورت مستقيم و
مداوم از طريق عقايد مذهبي مردم قصد تاثير گذاري نداشته است و اين گرايش بر اساس آموخته هاي معماران در خارج از ايران و توجه به زمينه هاي تاريخي بعد از اسلام و احترام به عقايد مذهبي مردم صورت پذيرفته است

گرايش به معماري
پس از اسلام
1. حفظ عناصر و تزئینات معماری بعد از اسلام
2. ترکیب با عناصر و تزئینات معماری قبل از اسلام در بعضی از مواقع
3. تأمین نیاز های جدید و الگوی زندگی مدرن
1. ساختمان مركزي پست
2. بيمارستان شاه رضا
3. كالج آمريكايي ها
4. مدرسه ايرانشهر يزد

باستانگرا
1. تأكيد بر شناسايي تاريخ كهن و باستاني ايران
2. دعوت از مسشرقين و باستان شناسان
غربي
3. عظمت تاريخي ايران پيش از اسلام
4. زدودن آثار فرهنگي اعراب
5. توجه به دين زرتشت
6. شكل گيري كنگره هاي مهم با رويكرد معرفي هنر باستاني ايران

گرايش به معماري
پيش از اسلام
1. استفاده مستقيم از عناصر و تزئينات معماري قبل از اسلام
2. عدم توجه به الگوي طراحي پلان ها و فضاهاي معماري پيش از اسلام
1. مدرسه انوشيروان
2. نماي شمالي مجلس شوراي ملي
3. كاخ شهرباني
4. آرامگاه فردوسي
5. بانك ملي ايران
6.غرفه ايران در بروكسل

1. طراحي احجام بر اساس تجريد بناهاي پيش از اسلام
2. عدم تقليد مستقيم از عناصر و تزئينات معماري پيش از اسلام
3. معماری باید معرف شخصیت زمان خود باشد
1. وزارت امور خارجه
2. موزه ايران باستان
3. بانك ملي اصفهان

جدول (5-2) سیاست های حکومتی مؤثر در ظهور اولین جنبش های ملی گرای معماری ایران
دوره های تاریخی
سیاست های حکومت مؤثر در ظهور معماری ملی گرا
هجری شمسی
ایران
1310-1304
1.حضور شخصیت های علمی نظیر آرتور پوپ آمریکایی و آندره گدار فرانسوی در زمینه مطالعه و شناسایی معماری گذشته ایران
2. شکل گیری کنگره های مهم با رویکرد معرفی هنر باستانی ایران در سایر کشورها و نیز کنگره بین المللی هزاره حکیم فردوسی در ایران
3. تأسیس انجمن آثار ملی در سال 1304
4. تمجید دستاوردهای سیاسی و فرهنگی قبل از اسلام برای ایجاد ایرانیت ناب از نوع هخامنشی و

پایان نامه
Previous Entries منبع پایان نامه ارشد درباره دانشگاه تهران، تخت جمشید، الگو برداری، طراحی معماری Next Entries تحقیق با موضوع عملکرد برند، برند گرایی، تحلیل عاملی، تحلیل عامل