منبع پایان نامه ارشد درباره ناسیونالیسم، روشنفکران، روزنامه نگاران، ایدئولوژی

دانلود پایان نامه ارشد

این گرایش را داشتند و بعدها شماری از این روشنفکران و نظامیان برجسته چون سلمان میرزا اسکندری، علی اکبر داور و زرتشتیان چون اردشیر جی به این ناسیونالیست های باستان گرا اضافه شدند و در رساندن رضاشاه به پادشاهی نقش بسیار مهمی را ایفا کردند. ادیبان این گروه به نگارش و انتشار کتاب و روزنامه پرداختند که در آن از شکوه و جلال گذشته حکایت میکردند آنان داستانهایی از پیروزیهای هخامنش و ساسانیان از لحاظ نظامی و فرهنگی را طوری مینوشتند که وقتی توده مردم عامه نیز آن را قبول کرده و بیان میکردند، و در این روایات علت عقب ماندگی ایران در حمله اعراب و تاریک اندیشی های مذهبی جستجو میشد. عارف قزوینی چنین میسرود:
تا که شد پای عرب باز در ایران ز آن روز خبر خوبی از کشور ساسان نرسیده
میرزاده عشقی اپرایی درباره رستاخیز شاهنشاهی ایران نوشت و باشعری که زرتشت در آن ترک است نه ایرانی و گویا برخی از روزنامه نگاران ترک آن را عنوان کرده بودند و به تندی برخورد کرد. او چنان در تب ناسیونالیستی سوخت که در ژرفای احساسات میهن پرستانهاش نوشت:
من عاشق و گواه من این قلب چاک چاک در دست من جز این سند پاره پاره نیست
زمانیکه شاعران و دیگر اهل قلم این چنین به توصیف ایران باستان پرداختند، سیاستمداران و نظامیان نیز دخیل شدند و در عین آنکه طبعاً از محدودیتهای علمی احیای شکوه و جلال گذشته آگاهی بیشتری داشتند اما چنین آرمانهایی که آنها را به کمال مطلوبی که میبایست در راهش مبارزه میکردند و شیوههای که میباید بر اصلاح امور به کار میگرفتند مجهز میکرد. کاربرد این مسائل با آزادیهای منفی که نویسندگان ناسیونالیست بدیهی میپنداشتند مغایر و گاهی متضاد است. شگفت اینکه بیشتر صحنهگردانهای روشنفکری ان دوره از این چنین قضاوتهایی بیخبر بودند. بدین سان به تدریج شکافی در میان واقع گرایی پراگماتیک سیاستمداران و ایده آلیسم انتزاعی روشنفکران پدید آمد. این گرایش به دست یک فرمانده نظامی افتاد و در یک رشته عملیات نظامی شایستگی خود را نشان داد و مشخص شد که از لحاظ عاطفی ناسیونالیست است که در هر صورت شاعران و نویسندگان و روزنامه نگاران که از گذشته با تعریفاتی که بیان می کردند باعث شدند که همه این عوامل دست به دست هم دهد تا رضاشاه به عنوان یک فرد ناسیونالیست روی کار آید.226جنگ جهانی اول را میتوان واپسین سفر به امیدها و آمال ایرانیان دانست. رشد احساسات ضد روس و ضد انگلیسی ایران را در کنار دیگر قدرتها قرار داد تا جائیکه آلمان و عثمانی نیز در پیشبرد اهداف خود در غارت ثروت و اموال ایرانیان دخالت داشتند فرقه دموکرات با همراهی آلمانها یک دولت ملی تشکیل داده بودند و با پیشروی به سمت کرمانشاه و متحد شدن با عثمانی میخواستند که مخالف خود را با روس و انگلیس نشان دهند و به جنگ علیه آنان بپردازد. هرچند که از نابودی کامل استقلال ایران جلوگیری کرد اما به دلیل نداشتن یک دولت مقتدر مرکزی و از هم پاشیدگی ساختارهای حکومت و دولت زمینه نفوذ انگلیسی را بیشتر کرد در پایان جنگ جنبشهای اصلاح طلب و مخالف وضع موجود نیز ظهور کردند که حتی این جنبشها باعث توسعه اندیشه نوسازی در ایران شدند. البته تمام ناسیونالیست های باستانگرا راه پیشرفت و تجدد را نه در نهادهای مردم سالارانه و دموکراتیک بلکه در ناسیونالیست های اقتدار گرایانه متمرکز میدانست که بتوانند زودتر مشکل جامعه و مردم را حل نمایند و تجدد را به کشور انتقال دهند.227

4-7-اهداف رضاشاه از باستانگرایی
اصلاحاتی که رضاشاه به آنها دست زد سه جهت عمده داشت، اول مدرنسازی که شاید بتوان نام آن را تجدد خواهی به رهبری دولت گذاشت.228 دو جهت دیگر اصلاحات رضاشاه لائیسیته و ملی گرایی بود. بسیاری از اقدامات رضاشاه این اهداف را در خود جمع داشت ولی لائیسیته (غیر مذهبی کردن) و ملی گرایی ارتباط نزدیکتر و بیشتری با همدیگر داشتند. هدف بلند مدت رضاشاه بازسازی ایران طبق تصویر غرب و یا به هر حال تصویر خود وی از غرب بود و وسیله وی برای میل به این هدف نهایی، مذهبزدایی با دنیانگری، برانداختن قبیلهگرایی، ناسیونالیسم و توسعه آموزش و سرمایهداری دولتی بود. رضاشاه برای رسیدن به جامعهای مدرن همانند جوامع اروپایی باید موانع این مقصد را که مذهب و سنت بود از سر راه بر میداشت و از راه تضعیف فرهنگ و مذهب معاصر میتوانست به چنان هدفی دست پیدا کند.229 در همین راستا بسیاری از اقدامات رضاشاه به طور مستقیم با مذهب و دین برخورد میکرد که از آن جملهاند کشف حجاب، خارج ساختن سیستم قضایی از اداره و نظارت روحانیون و محدود کردن اسم مذهبی عزاداریها و غیره.230 اهداف مهم عمده رضا شاه از تبلیغ ناسیونالیسم باستانگرا را در چندین مورد میتوان برشمرد. از دوران رضاشاه و با آغاز نوسازی حکومت بود که حکومت هر چه بیشتر به تاریخ پرافتخاری نیازمند شد که گذشته افتخار آمیز ایران باستان را به دوران پهلوی با نمودهای زندگی مدرن، تأسیس کارخانهها، دانشگاهها و نهادهای اداری پیوند زند. در دوران رضا شاه با شکلگیری دولت و ملت در ایران گفتمان تازهای شکل گرفت که هدف آن اصالت بخشیدن به هویت ملی ایرانیان بود. این گفتمان سیاسی و فرهنگی پایه ایدئولوژی رسمی دولت را تشکیل میداد و در امر ملت سازی از بالا و استوار کردن قدرت مطلقه رضاشاه موثر افتاد و تاریخ باستان را به تاریخ پهلوی پیوند میزند. ملی گرایی رضاشاه یک ملیگرایی واپسگرا بود که خود این اصطلاح دوگانگی و متضاد بودن سرشت حکوت او را نشان میدهد. در حالی که از یک طرف سیاست بسط نیروهای مولد و متجدد را در پرده شعارهای شوونیستی راجع به غطمت ایران دنبال میکرد، از طرف دیگر در جهت متضاد آن تأکید بر فرهمندی و فر دیرینه شاهنشاهی باستان را داشت که به استبداد مطلقه میانجامید.231 از اهداف عمده تبلیغ باستانگرایی رضاشاه یکی مبارزه غیر مستقیم با مذهب بود که با تبلیغات همه جانبه و گسترده بر علیه اعراب و اسلام همراه بود که دین بیگانه و عامل عقب ماندگی و انحطاط جامعه ایرانی و مسئول تمام بدبختیهای بعدی تاریخ ایران شناخته میشد و راه نجات جامعه کنار گذاشتن اسلام و تعالیم آن دانسته میشد. همگان با این تبلیغات به شدت در جهت احیاء و زنده کردن آداب و رسوم ایرانی و دین زرتشتی به عنوان دینی ایرانی و سازگار با روح ایرانی سعی میشد. از اهداف دیگر رضاشاه و حکومتش در تبلیغ باستانگرایی میتوان به فضای اختناق و استبدادی که رضاشاه به وجود آورده بود اشاره داشت. در سالهای 1320- 1304ه.ش قدرت مطلقه رضاشاه هیچگونه امکانی را به پیدایش جامعه مدنی، آزادی با امنیت مالی و جانی افراد عادی و روشنفکران، احزاب و سیاستمداران اصلاح طلب نمیداد و تمام ویژگی های حکومت سلطانی از قبیل حکومت شخصی، رسمی نبودن سیاست، انحصار سیاسی و ناتوانی نهادهای مردمی و فساد سیاسی و ادارای در حکومت رضاشاه نمود یافت. وی هرچند چهارچوب تشریفاتی حکومت مشروطه و قلب آن مجلس را از بین نبرد ولی با سبک حکومت اقتدار گرایانه و قانون اساسی را نادیده گرفت و مجلس را به صورت تشکیلات فرمایشی برای تصویب تصمیمات خود مبدل ساخت. و از مجلس در این دوره جزء نمایشی سمبلیک انتظار دیگری نبود232. رضا شاه در جهت استحکام قدرت دیکتاتوری خویش مطبوعات را که یکی از ارکان مهم جامعه آزاد و مدنی محسوب میگردید زیر تیغ سانسور خویش درآورده و روزنامه نگارانی چون میرزاده عشقی و فرخی یزدی در مبارزه با قدرت وی جان خویش را از دست دادند. احزاب از جمله حزب کمونیست و اتحادیههای کارگری غیر قانونی اعلام شد و تقتیش عقاید و سلب امنیت مردم به وضوح دیده میشد. اما از آنجا که رضاشاه نیز به یک ایدئولوژیک برای جلب حمایت و طرفداری مردم و به وجودآوردن پایگاه اجتماعی ویژه در میان مردم نیاز داشت به تبلیغات باستانگرایانه روی آورد. حکومت شاه برای اینکه جانشینی برای آزادیهای سیاسی و مدنی و حق تعیین سرنوشت مردم و فعالیت احزاب بیابد سعی در ایجاد شورو شوق و اشتیاق به گرایش باستان و زرتشت و اداب و رسوم ایرانی را در میان مردم داشت. و در پس پرده شعارهای شوونیستی راجع به عظمت ایران یکی از سیاستهای اساسی اش این بود که این شعارها پارسنگ و جانشین هرگونه لیبرالیسم یا دموکراتیسم و رادیکالیسم بود و برای خنثی کردن این روشها به کار میرفت. با این تبلیغات باستان گرایانه رضاشاه و اطرافیانش سعی داشتند که جانشینی برای آزادیهای مردمی و احزاب سیاسی مطبوعات آزاد بیابند و حتی جالی خالی روشنفکران را در دوران دیکتاتوری بیست ساله پر نماید و به همین خاطر بود که سعی در ایجاد شور و شوق به گذشته قبل از اسلام ایران داشتند و به شدت آن را تشویق مودند233. اما سومین هدف حکوت رضاشاه عبارت بود از توجیه ایدئولوژیکی و ساختن پشتوانه فرهنگی برای حکومت دیکتاتوری رضاشاهی، اعمال حکومت با تبلیغ و توجیه یکی از مرتجعترین و مستبدترین رژیم های سیاسی میخواستند برای آن مشروعیت و محبوبیت مردمی ایجاد نمایند. تلاش در جهت توجیه یکی از مرتجعترین رژیمهای سیاسی که اقدامات آن در جهت هرچه غربی تر شدن و هماهنگ کردن ایران با کشورهای اروپایی همراه با تضاد و تناقض بود و به نظر میرسید که شاه و مشاورانش سعی داشتند ضمن نفی گذشته اخیر ایران، دوره اسلامی و قاجاریه به نوعی میراث باستانی قبل از اسلام را با آمیزهای مبتنی بر الگوی اروپایی پیوند دهند و به نظر میرسید نسلی که در دوران او پا به سن میگذاشت به این تناقض گردن نهاده بود.234 تلاش در جهت ساختن پشتوانه ایدئولوؤیکی با خدمت گرفتن مورخین، ادبا، سازمانهای آموزشی و فرهنگی انجام میشد. در این اندیشه پادشاه از مقام خاصی برخوردار بود و سعی میگردید که سلطنت و ناسیونالیسم را دقیقاً برای تقویت متقابل به کار گیرند، و تم دائمی تبلیغات، آن بود که ایران فقط هنگامی نیرومند است که شاه نیرومندی داشته باشد، و وجود ایران و امنیت و وحدت آن قائم به وجود شاه باشد235. با تمام تلاشهایی که رضاشاه در جهت ساختن پشتوانه برای حکومت خویش با استفاده از انگیزههای ناسیونالیستی و سنن باستانی داشت، نتیجهای که در عمل عاید سلسله پهلوی گردید تضعیف مشروعیت و مقبولیت آن بود، زیرا رضاشاه از آداب و سننی استفاده میکرد که ناقض مکانیزمهای مذهبی برای ایجاد مشروعیت بود. این امر ویژگیهایی را که معمولاً به درجات مختلف با سلطنت در ایران همراه بوده و به آن حالت این جایی میداد تقویت کرد، در حالی که همزمان موجبات درون زائی قدرت و در عین حال ضعف آن را نیز فراهم میساخت.236 زیرا مشروعیت و مقبولیت شاه هم در بین عامه مردم و هم در قانون اساسی مشروط به آن بود که حامی مذهب و تشیع دوازده امامی باشد و در ترویج آن بکوشد در حالی که پهلوی ها عملاً سعی در تضعیف مذهب و حرکت به سوی جامعه غیر مذهبی کردند.

فصل پنجم:
جلوههای باستانگرایی در بناهای دوره پهلوی

5-1- معماری در دوره پهلوی اول (1320-1304ه.ش)
درک تحولات هنر و به خصوص معماری دوره رضاشاه، بدون پرداختن به تحولات فرهنگی و اجتماعی، عملاً راه به جایی نمیبرد. زیر شاخصههای همه این اصلاحات شکلگیری شبه مدرنیسمی بود که از طرف دولت به صورت آمرانه به اجرا گذاشته شده بود و جوهره این شبه مدرنیسم در چهار شاخص اصلی، «لائیسیته» «ناسیونالیسم باستان گرا»، «مدرنیزاسیون» و «عقده ی حقارت ملّی»، که در اکثریت موارد ارتباط تنگاتنگی با هم داشتند، نمود پیدا کرد. هدف بلند مدت رضاشاه، بازسازی ایران طبق الگوی غربی بود. او برای رسیدن به جامعهای مدرن همانند جوامع اروپایی باید موانع این مقصد را که مذهب و سنت بود، از سر راه بر میداشت و از راه تضعیف فرهنگ و مذهب معاصر میتوانست به چنان هدفی دست پیدا کند. در همین راستا بسیاری از اقدامات رضاشاه به طور مستقیم با مذهب و دین برخورد میکرد که از جملهاند کشف حجاب، خارج ساختن سیستم قضایی از اداره و نظارت روحانیون و محدود کردن مراسم مذهبی و عزاداری ها و غیره. اهداف مهم و عمدۀ رضاشاه از تبلیغ ناسیونالیسم باستانگرا را در چندین مورد میتوان برشمرد. از دوران رضاشاه و با

پایان نامه
Previous Entries منبع پایان نامه ارشد درباره آیین زرتشت، پارسیان هند، معماری ایران، عقب ماندگی Next Entries منبع پایان نامه ارشد درباره دوره پهلوی، معماری سنتی، پهلوی اول، معماری ایران