منبع پایان نامه ارشد درباره ناخودآگاه، شناخت انسان، ضرب المثل

دانلود پایان نامه ارشد

نامادري، ناپدرياست. در اين زبانزدها بدي و شّر از جانب آن‏ها و بيگانگان است، که گاهي به زبانزدهاي انتقادي، اجتماعي ميانجامد وانتقادها گاهي ويرانگرانه وانتقام جويانه است. بيشترين زبانزدهاي اين فصل پساز زبانزدهاي خانوادگيعبارتند از:
نشانههاي فرهنگي، مردسالاري و سنت، ارزشهاي اجتماعي و انتقادي- اجتماعي.

4-3 زبانزدهاي شخصيت
4-3-1 مقدمه
شخصّيتهايي که درلابه‏لاي زبانزدها بازتاب مييابند، معمولاً منفيهستند.اين زبانزدها نشان ميدهند که مردم به صفات بد بيشترتوجه ميکنند. شخصّيتهاي منفي بيشترغريزي وداراي جنبههاي بي قيدي، خسّت، عجول، خشونت ودريک کلام پيرو خواهشهاي مادي ونفسانياند. علاوه برشخصّيتهاي منفي گاهي فرصتطلب، زرنگ ومفتخور به شمارميروند.
بيتفاوتي، بيرحمي ووراجي ازويژگيهاي ديگرشخصّيتهاي منفياند. اما شخصّيتهاي مثبت در اين زبانزدها چندان چشمگير نيست و بيشترميتوان گفت که شخصّيتهاي ميانهاند، يعنيگاهي مثبت وگاه منفي و گاه خنثياند. وبيشترين جنبههاي اين شخصّيت زيرکي و زرنگياست که گاهي مفيد به نظر ميرسد.

4-3-2 بررسي و ارزيابي زبانزدهاي شخصّيت
در اين فصل ما با زبانزدهايي روبرو ميشويم که کارکردهاي آن لايههاي زيرين عوامل باطني يک شخص را نشان ميدهد. همان طوري که ميدانيم مجموعه نفسانيات اعم از احساسات، عواطف و افکار، سازه‏هاي کلي شخصيتي فرد را تشکيل ميدهند. واژهي شخصيت برگرفته از دو بخش “شخص” و “يت” است. مفهوم شخص در زبان فارسي به معني کالبد يا تن آدمي معني شده است که او را جدا از ديگران تشخيص داده و ميشناسيم و معادل آن در زبان انگليسي “personality” است. انجمن روان پزشکي آمريکا شخصيت را چنين تعريف کرده است،”راه و روش ويژهاي از تفکر، احساس، رفتار شخصي و طرح رفتاري ريشه داري که هر شخصي، چه به صورت خودآگاه و چه به صورت ناخودآگاه، به عنوان سبک زندگي يا روش کنار آمدن با محيط از خود نشان ميدهد”. (کلارنس، 1375: 199)
از آنجائي که عوامل متعددي در رفتارهاي فردي و طبقاتي دخيل است، به تناسب آن نيز شخصيت در بين افراد و طبقات نيز متفاوت و مختلف است.
شخصيت هر فرد نوع بينش، انديشه و احساس و طرز تفکر او را نشان ميدهد. و عواملي مانند تربيت خانوادگي، اوضاع اجتماعي و اقتصادي، سياسي، فرهنگي، عقيدتي، در شکل گيري شخصيت فرد دخيل ميباشند. هرچند که شخصيت هر انساني منحصر به او ميباشد، اما چنانچه در شرايط خاص اقليمي و فرهنگي رشد نمايد، رنگ و لعاب آن محيط را به خود ميگيرد و همانند شخصيت ديگر افراد آن جامعه ميگردد.
از عوامل مؤثري که منجر به بروز رفتارهاي فردي و طبقاتي ميگردد، وراثت و محيط است، که بر رفتار و کردار آدمها تأثير مستقيم ميگذارد. همچنين عواملي مانند “خود” يا ارادة انساني “وجدان” در تکوين رفتارهاي فردي و اجتماعي مؤثر ميباشند.
بنابراين تأثيراتي که شخص از جامعه دريافت ميکند نميتوان ناديده گرفت. به ديگر سخن اين که “فرد و شخصيت، ارتباطي دو جانبه دارند که در اين ارتباط عواملي ديگر نيز وجود دارند، که از تأثيرشان بر شخصيت، نميتوان غافل بود. اين عوامل عبارتند از: شناخت انسان از رابطة خود با طبيعت، ارزشهاي رايج در جامعه، فقر و … ” (ثريا، 1384: 53)
در اين فصل سعي شده است که شخصيت آدمها را از زاويه ديد زبانزدهاي منطقة لشت نشاء جست وجوي کنيم و نشان دهيم که تا چه اندازه با شناخت اين زبانزدها مي‏توانيم به شخصيت آدمها پي ببريم. در مبحث شخصيت‏ها ما با فراواني کارکترهاي مختلف که هرکدام زير ساختهاي مخصوص خودشان را دارند مواجه هستيم. آنچه که بيش از همه در اين فصل خودنمايي ميکند و از کثرت خاصي نيز برخوردار است، شخصيت آدمهاي تخريبگر و خسيس، سست عنصر، چاپلوس و زرنگ، دورو و منافق صفت و فرصت طلب، دست پاچه و عجول، خالي بند، بيمصرف و بيخاصيت است، که کنکاش در هر کدام از شخصيتهاي عنوان شده، خود بيان کننده عمق اطلاعات عامة مردم اين منطقة است. به طورتفصيلي زبانزدهاي اين بخش را ميتوان به چندين گروه تقسيم کرد:
1- زبانزدهاي مثبت و منفي .
2- زبانزدهاي موجز اما به ظاهر بي‏قصه، داراي قصّ? فشرده و قص? قديمي و تاريخي، داراي حادث? تاريخي .
3- زبانزدهاي مورد پسند فرد و جامعه، مورد نکوهش فرد و جامعه .
4- زبانزدهاي فرادستي، فرودستي .
5- زبانزدهايي با ساختار دستوري، آمرانه، ناهيانه، اسمي و فعلي.
6- زبانزدهايي با ساختار علم بديعي، طرد و عکس ، طباق و تضاد .
7- زبانزدهايي معقول و غيرمعقول.
8- زبانزدهايي با ساختار صنايع بديعي، موزون، غيرموزون، مسجع و منثور .
9- زبانزدهاي تابع اصول و عقايد و خارج از اصول .
10- زبانزدهاي با نزاکت و بدون نزاکت .
11- زبانزدهاي مخرّب و غير مخرّب .
12- زبانزدهاي مذموم و غير مذموم.
13- زبانزدهاي قهرماني و پخمه.
14- زبانزدهاي تنبل و زرنگ.
15- زبانزدهاي کثيرالرماد، خسيس
16- زبانزدهاي غني و فقير.
17- زبانزدهاي کارچاق کن، خالي بند (خودشيفته) .
18- زبانزدهاي منصف، غيرمنصف.
19- زبانزدهاي نمايشي و هيستريک.

4-3-3 زبانزدهاي شخصّيتي با رويکرد منفي
4-3-3-1 شخصّيت منفي(بيتفاوت، بيخاصيت، وتنبل )
? اينَه پَلايَ آفتو پَچَه، اينَه قاتُوقَه مَهتُو. پلواش را آفتاب ميپزد، خورشتش را مهتاب.
in? p?l?ya ?ftow pa?a, ina q?tuqa m?htow.

– در بعضي از زبانزدها فرم و شکل آن طوري است که ماهيت و سازه خاصش را بيان ميکند.اين زبانزد از آدمهاي مرفّه و بيدغدغه سخن ميگويد. در جوامع مختلف چنين شخصيتهايي وجود داشته و دارد، شخصيت آدمهاي بيخيال که مشکلات و گرفتاري جامعه را ميبينند بدون اين که حتي نسبت به آن فکر کنند به راحتي از کنار ميگذرانند.
– ازنظرصنايع بديعي نوعي حذف فعل به قرينه لفظي نيز مشاهده ميگردد.

? ساز زَن چُول تَرکسَرَه ، عروس دُوّنهِ ، دُوّنه را اَمارهَ.
گونههاي زننده ساز در حال پاره شدن، در حاليکه عروس آرام، آرام در حال آمدن است.
s?z zan? ?ul t?rk?s?r? aros donn? donn? r? am?r?

اين زبانزد به سنت قديمي و اجراي نواختن ساز در منطقة لشت نشاء اشاره دارد. در زمان قديم بعد از مراسم بله و برون تاريخ عروسي و جشن مشخص ميگرديد. در عروسيها علاوه بر اجراي مراسمي مانند لافندبازي(طناب بازي) آتش بازي ، ساز و نقاره مينواختند. از نوازندههاي چيره دست آن زمان جهانشاه خان ميتوانيم نام ببريم که فريدون پوررضا(خوانندة معروف و نامي لشت نشاء) در دست نوشتهها خودش به نام “عادلشاه” بدان اشاره کرده است.
زماني که عروس به طرف خانه داماد در حرکت بود با شيريني و نُقل، دود اسپند آنان را بدرقه ميکردند. گاهي اوقات به دليل بُعد مسافت از اين محّله به آن محلّه به ناچار عروس را برروي اسب مينشاندند و يا عروس را با پاي پياده به خانه داماد ميبردند. اما آنچه که موجب ميگرديد عروس آرام ، آرام حرکت کند عوامل مختلفي وجود داشت که، به اهّم موارد آن اکتفا ميکنيم. تعلّق خاطر به خانواده داشتن، دل شوره و اضطراب، دل مشغولي به خاطر عدم شناخت کافي از خانواده داماد، پوشيدن لباسهاي بلند و دست و پاگير، کفش بلند، نامساعد بودن و ناهمواري کوچهها، دغدغههاي گذراندن شب عروسي، چگونگي رتق و فتق امور مربوط به عروسي، همة اينها ناخودآگاه به نوعي ذهن عروس را به خود مشغول ميکرد اما آنچه که اين زبانزد تلويحاً بيان ميکند اين است که شخص شرايط و موقعيت ديگران را درک نکند.
– نوعي بيتوجه بودن و بي مبالاتي بازگو ميکند.
? ازين آبي گرمَه نَبه. آبي از اين گرم نميشود.
a?zin ?bi garm? n?ba.
? اَگه خير بَداشتَه بي اينَه نوم خيرُالله بو. اگر خير ميداشت اسمش خيرالله بود.
?ge xayr b?da?t? bi , in? num xayroll? bu.
? بکته گوئه ونير سانه. گاو افتاده را بلند نميکند.
bak?t? goa venirsan?.
? نَه چا سَره کَردَ خاليه، نه مُوال ره چارچوب.
نه براي چاه آب چوب آبکشي است نه براي مستراح چارچوب.
na ??h sar? k?rd? xal?y? na mov?l?r? ??r?ob.
? نه شَلَه شَفا دَهَه ، نه کورَ عَصا. نه آدم چلاق را شفا ميدهد ، نه کور را عصا.
na ?al? ?af? dah? na kora ?s?.
? واگُودَه ، کولوش، دسَتّه مانه. شبيه دسته کاه باز شده را ميماند.
vagud? kolo? dass? man?.
? از تَنبَلي، خَرسَ دُوخَانَا آق دَايي. از تنبلي خرس را آقا دايي صدا ميزند.
az tanbali xars? doxan? ?qd?yi.
? وختي گب زنه ،خيال کوني ، کورريف را شوره .
زماني که حرف ميزند فکر ميکني که مار خانگي درحال راه رفتن است .
vxti g?b z?na x?y?l koni korif r? ?ora .
? اَفتُو به اَفتو، چل قَدم راه شَه. آفتاب به آفتاب چهل قدم راه مي رود.
aftow be aftow ?el q?d?m r??a.
– زبانزدهاي مذکور بيانگر شخصيت آدمهاي بيخاصيت که از خودشان چيزي ندارند و قادر به حل مشکل خود و ديگران نيستند، و بود و نبودشان فرقي به حال جامعه ندارد. آدمهاي بيخير و بيعاطفه، که حاضر نيستند کار و تلاشي را انجام دهند، هميشه منتظرند ديگران براي آنها کاري انجام دهند.

4-3-3-2 شخصّيت منفي(سمج، زرنگ)
? فلان کَسَه، اُوردِيکَا مَانَه. فلاني شبيه به اُردک است.
fal?n kasay urdika man?.

– بعضي از زيانزدهاي منطقة گيلان نسبت به ساير نقاط ديگر ايران، از نظر تخريب شخصيت قابل قياس نيست. به گونهاي که بيشتر اين شخصيتها مضحک و بي ارزش جلوه ميکنند و حتي گاهي نيز اين گونه شخصيتها را به حيوان و يا اشياء به صورت هجوآميز، مانند ميکنند. اين زبانزد، شخصيت آدمها پوست کلفت و بي تفاوت را نشان ميدهند و زبانزدهاي زيررا نيز شامل ميگردد.

? ديچيک زُوليهَ مانه. زالوي چسبيده را ميماند.
di?ik? zuley? man?.

– مانند کردن شخصيت آدمي به حيوان، و از آن ارادة انسان پُررو، وسمج
– در اين زبانزدها نوعي خشونت ديده ميشود زيرا مردم عامي به راحتي حرف خود را ميزنند و از لفّافه و پنهان کاري دور هستند.

? اَز اوشُونَه ، نُو، دوُ لَبهَ پا بَنَه از آنهاست که به هر دو طرف کنارة قايق پا گذاشته است.
?z u?on? now du l?ba p? ban?.

– در خصوص معرفي شخصيتها و شناساندن آن به مخاطب زبانزدهاي مختلفي وجود دارد که لازم است بعضي اوقات هر زبانزد را به مقتضاي حال آن بررسي کرد، بعضي از زبانزدها منطقة گيلان از جمله منطقة لشت نشاء از اين قاعده مستثني نيست، به گونهاي که زبانزدهاي اين منطقة با مانند کردن آدمها به موجودات زشت و بد ترکيب، اهريمني از ضرب المثلهاي ديگر اقوام قابل تشخيص است.
در بسياري از زبانزدها اين منطقة شخصيت آدمها را به چند گونه بيان ميکنند، مثلاً شخصيت زيرک، حُقهباز، هُرهُري مذهبي، خبيث، باد به پرچم، عجول، حريص، قدرناشناس، پرحرف، کينه توز، لااُبالي، کلاه بردار، دم دمي مزاج، گاهي اين زبانزدها به صورت ناخودآگاه در بعضي موارد به نوعي زيرکي و ترفندسازي مثبت شخص را بيان ميکند که اين زبانزد از جملة اين موارد است. اين زبانزد در خود نوعي مصلحتانديشي را نيز به دنبال دارد.
هوش، زيرکي، خرد، هميشه ماية تحول و افتخار يک جامعه محسوب ميگردد، و واقعيت جديد اجتماعي ايجاب مينمايد که جامعه به سمت آن در حرکت باشد. در بحث جامعه شناختي، با طرح اين گفتمان که آيا جامعه پذيراي خدعه و نيرنگ است؟ آيا زيرکي و ذکاوت نوعي نيرنگ تلقي ميگردد؟ چنانچه بخواهيم پاسخ آن را از ديدگاه سنت بيان کنيم، ميتوانيم بگوييم که سنّت قاطعانه با هر آنچه که ضد اخلاق باشد به ستيزه بر ميخيزد،

پایان نامه
Previous Entries منبع پایان نامه ارشد درباره نوعي، داراي، ميکند، Next Entries منبع پایان نامه ارشد درباره امثال و حکم، ساختار زبان، ناخودآگاه