منبع پایان نامه ارشد درباره میراث فرهنگی، آثار تاریخی، باستان شناسی، بهره بردار

دانلود پایان نامه ارشد

ساسانیان یا آیینه عبرت را تماشا کنیم.»
وی در این بازدیدها ضمن اظهار علاقه به تمامی آثار گذشته، مشخصاً احیای دورۀ باستانی را و هر آنچه را که رجوع به اقتدار پیش از اسلام است مورد تأکید قرار میدهد. در سال 1311ه .ش یعنی پس از دو سال اکتشاف در تخت جمشید، رضا شاه برای چندمین بار فرصتی یافت که به آنجا سفر کند. در این بازدید که هر تسلفد و گدار حضور داشتند تمام اکتشافات شامل دالان معروف به سر دروازه پلکانی، حجاریهای بدیع آن، عمارت حرم از عمارت خشایار شاه، سر ستونهای بزرگ گاونر و انسان هخامنشی، تالار دوازده ستون و … بسیاری دیگر از آثار و اشیاء به دست آمده معرفی شد.
4-4-5-انجمن آثار ملی
انجمن آثار ملی در سال 1304ه.ش و تحت ریاست رضا شاه تأسیس و فعالیت خود را تا سال 1313ه.ش ادامه داد. هیئت مؤسس انجمن پانزده نفر بودند که در واقع بنیانگذاران آن محسوب میشدند. در اساسنامه اولیه انجمن آثار ملی اولین برنامههای انجمن به شرح زیر ذکر شده است.188
1. تأسیس یک موزه در تهران (که بعداً با نام موزه ایران باستان افتتاح شد.)
2. تأسیس یک کتابخانه در تهران (که بعداً با نام کتابخانه ملی و در جنب موزه بنا گردید).
3. ثبت و طبقه بندی آثاری که حفظ آنها به عنوان آثار ملی لازم است.
4. صورت برداشتن از مجموعه های نفیس مربوط به کتابخانه یا موزه که در ایران در تصرف دولت یا مؤسسات ملی است.
انجمن آثار ملی در دورۀ دوم تشکیل خود که در سال 1323ه.ش پس از دو سال وقفه عملی گردید. هدفهای جدیدی را از منظورات انجمن ذکر کرده است، در بند «هـ» آن «احیای آثار بزرگان ایران تجیل نام آنها به وسیله نشر مصنفات و مؤلفات و ساختن آرامگاه و مجسمه آنها و امثال» ذکر شده است خلاء اطلاعات کافی از گذشته باستانی و عدم آگاهی عمومی از یک طرف و هجوم اطلاعات و دستاوردهای جدید باستان شناسی در مورد ایران توسط خارجیان از طرف دیگر، به طور طبیعی شکل برخورد با آثار و بهرهگیری گوناگون از آن را به سمتی سوق داد که خود خارجیان دستورالعمل میکردند. از طرف دیگر نقش تئوریسین حکومت رضا شاه یعنی محمد علی فروغی را در این راستا نباید نادیده گرفت. علاوه بر ورود و فعالیت باستان شناسان خارجی و بازشناسی هنر و معماری پیشین ایران، نقش دیگر این تبلیغ و شناسایی به عهده فروغی بود. نوشتهها و بیانات فروغی در مورد آثار ملی ایران تأثیرات مهمی در روند و نگاه به آثار پیشینیان و سیاستهای ایجاد شده در این دوره داشت. وی در سخنرانی خود تحت عنوان «مشاهدات و تفکرات درباره آثار ملی در ضمن سفر اصفهان و فارس» پس از اعجاب خود و تقدیر از گدشتگان و بیان شگفتیهای هنری و معماری دورههای قبل بر نقش مردم در حفظ آنها میپردازد، نقشی که پیش از این سپرده نشده بود و بعد از آن هم عملاً به اجرا در نیامد:
«حفظ آثاز ملی متوقف بر این است که مردم حس و ذوق این کار را داشته باشند و پیدا کردن این حس یکی از وظایفی است که انجمن آثار ملی بر عهده دارد و از این راه امیدوار است به مقصود خود برسد همه چیز را نباید از دولت متوقع بود، مردم باید خود همت داشته باشند.»
بنابراین مجموع عوامل ذکر شده یعنی حضور خارجیان در یک نقش علمی و اکتشافی، تأثیرات و برداشتهای شخصی دولتمردان و از جمله رضا شاه از اکتشافات تازه، عدم آگاهی اجتماعی از این دستاوردها به همراه تمام عوامل پنهان سیاسی ارتباطی تنگاتنگ و هدفدار را حاصل داشت. مهدی حجت با نگرش کلیتر موضوع یعنی میراث فرهنگی این ارتباط تنگاتنگ را چنین بیان میکند189:
«حضور اروپاییان را در ایران میتوان به دلیل اصلی ظهور و پیدایش نوین آثار تاریخی قلمداد کرد. همین کافی است که به طور طبیعی این تسلط و حضور چند جاذبه خارجیان، ایرانیان را به این باور بکشاند که در مورد آثار تاریخی و عوامل و موارد جنبی آن، علاقه و دانش بیگانگان بیشتر و برتر از آنها است. اسناد و مدارک گویای این واقعیت است که حتی خارجیان عملاً پژوهشهای خود را بر روی آثار بدست آمده در ایران امتحان میکردند. نطقهای ایراد شده و کتب چاپ شده در این زمینه نشانگر کاوشهای باستانی آنهاست و در حقیقت آنها داشتند قوانین حفاظتی و مرمتی خودشان را تجربه و تکمیل میکردند. در این امور سفارتخانههای خارجی به طور مستقیم برای سی سال و در پنجاه سال بعد به گونه ای غیرمستقیم نقش و نظارت فعال داشتند. آنها همچنین متصدی بازسازی اغلب آثار تاریخی مهم و برگزار کننده کنگره هایی جهت تجلیل از هنر و باستان شناسی ایران بودند. حتی آنها قطعاتی از آثار و عتیقهها را به بهانه بررسی و آزمایشهای ضروری از کشور خارج ساختند.»
به هر حال در بعد تأثیرگذاری بر معماری این سؤال مطرح است که آیا ویرانههای باستانی بیرون آمده از دل خاک، در این دوره، به عنوان تاریخ معماری مورد مطالعه قرار گرفت یا به عنوان نظریه معماری. بین دو مقوله تاریخ معماری و نظریه معماری تفاوت زیادی است. به خوبی میتوان دریافت که این یافتهها از دیدگاه اندیشه علمی و آنچه که باستان شناسان انجام دادند، ارزشهایی تاریخی بودند که بازگو کننده تاریخ معماری بود. اما همین یافتهها در صحنهای که اندیشههای غیر علمی هم ظهور پیدا میکنند تا بهره خود را ببرند به عنوان نظریه معماری مطرح میشوند. «همچنین شکل دیگر علمی در برخورد با میراث فرهنگی ایران در این دوره و روش و نحوه بهره برداری از آن است که در این زمان شکل گرفته شد. برخلاف گذشته که مراجعه و بررسی به آثار پیشینیان به منظور یادگیری و به زبان امروزی هدفی آموزشی و دانستن ارزشهای زندگی مردم بوده است، در دوره جدید و شیوه مدرن و بهره برداریهای سیاسی معنی میراث فرهنگی را، تهیج و احساسات ملی و غرور جهانی و ضدیت با دین تعبیر کرد و توجه بیش از اندازه و بزرگنمایی دوره پیش از اسلام این حقیقت را بیان میکند که آثار به جا مانده از زمان هخامنشیان و ساسانیان که ایران بر نیمی از جهان متمدن حکمروایی میکرد علاوه بر برانگیختن احساسات و غرور ایرانیان، نوعی شخصیت بین المللی دارد. ضمن اینکه این دوران شکوفا و قدرتمند با آمدن اسلام و دین جدید از میان رفت. در دوره ی پهلوی اول که نوار اکتشافات تازه پی در پی پاره میشدند. بازیابی آثار گذشتگان از دل ویرانه ها، توجه توأم با احساساتی میهن پرستانه را زنده کرد. این توجه بیش از آنکه به لحاظ منطق معماری و یا زیباشناسی باشد، به لحاظ شکوه و عظمت عناصری در دست برخی باستان شناسان نظیر پوپ و نظریه پردازان سیاسی شد تا مفهوم جدیدی از تاریخ گذشته تدوین گردد و پی آمد آن، همان اتفاقی که در غرب نه چندان دور برای معماران رخ داد، معماران داخلی را به این راه کشاند که تنها به ویژگیهای این باستان شناسی کلاسیک حساسیت نشان دهند و آثار جدید و مورد نیاز را بر اساس این دیدگاه بنا کنند.
4-5-دستاویزهای باستانگرایی
« شاه و مشاورانش قصد داشتند ضمن نفی گذشته اخیر، نوعی میراث باستانی قبل از اسلام را با آیندهای مبتنی بر نوعی الگوی اروپایی پیوند دهند و به نظر میرسد نسلی که در دوران او پا به سن میگذاشت به این تناقض گردن نهاده بود: آیندهای از ملی گرایی کهن فرهنگی و قومی و اشتیاقی برای هر چیز تازه خارجی»190
ضمن اینکه از گزاره استنادی فوق میتوان نفی و گذشته اخیر را در دین زدایی و میراث باستانی قبل از اسلام را نمود دیگری از باستانگرایی دانست، در اینجا بر این نکته تأکید میشود که الگوی اروپایی و یا اشتیاق برای هر چیز تازه خارجی بیان کننده همان محور غربگرایی است. برای حکومت پهلوی اول دستاویزهای متعددی بود تا به وسیله آن بتواند تفکر باستانی را زنده نماید. اما حوادث تاریخی نشان میدهد که سه موضوعی که درپی میآیند قویترین اهرمهای بازسازی برای باستانگرایی بودهاند.
4-5-1- دین اسلام
ظهور اسلام مرحله نوینی در تاریخ سرزمین ایران به وجود آورد و تا سیزده قرن بعد، دین نقش غالب خود را در بیشتر زمینهها آشکار ساخت. مذهب نقش تاریخی دوگانهای در سرنوشت ایران ایفا کرد. در نقش ناسیونالیسم تاریخی به عنوان ابزاری برای وحدت ملی حضور داشت اما در نقش ناسیونالیسم نوین و اندیشههای برگرفته از رنسانس در اروپا و روش های تازه زندگی، به عنوان نیرویی مخالف این وحدت ملی قلمداد شد. در عین حال، نباید غافل بود که وحدت ملی در قبل از قاجاریه (مثلا در دوره صفویه) و وحدت ملی در دوره قاجاریه ماهیتی متفاوت بودند. پس از نهضت مشروطیت و سالهای بعد از آن، با ظهور رضا خان اندیشه و نگرش تازهای پدید آمد که دین و مذهب را مترادف عقب ماندگی، فقر، حقارت، ضد توسعه، مخالف نوسازی و … قلمداد کرد. گذشته از اهداف مترقی مشروطه خواهان، در میان آنان، منورالفکران دوره قاجار بودند که بدون نگرش صحیح و تحلیل خاص از اوضاع اجتماعی و اقتصادی ایران نیز بدون توجه به نقش دین و مذهب، از اندیشههای پدید آمده در غرب و تلاش اندیشمندان غربی برای تفکیک حوزه دنیوی و روحانی تاثیر پذیرفته بودند. این حقیقت از دید آنان پنهان مانده بود که دین و اعتقادات مذهبی در ایران نقشی کاملا مشابه با مسیحیت و کلیسا در غرب ندارد و بر اساس این مقایسه نادرست به طرح موضوعاتی پرداختند که نتیجه آن تطبیق و همسانسازی جامعه ایران با اروپا بود.191 این نگرش تجدد گرایانه به مذهب، رابطه دین و دولت را به گونه ای بیسابقه متحول ساخت. پدیده دین-دولت از دیدگاه سیاح اروپایی، مریت هاکس، در عصر رضا شاه چنین بیان شده است:
«در ایران پدیده عجیب اسلام-دولتی دیده میشود به طوری که دولت در ظاهر در فکر تعدیل و شاید اصلاح دین ولی در واقع در فکر تباه ساختن دین از درون است. شماری از تحصیلکردهها معتقدند که باید دین را دولتی نمود هر چند مورد قبول اندکی از مردم باشد192.»
رضا خان در دوره اول زمامداریاش (1304-1299 ه.ش) سیاست تظاهر به مذهب دوستی را در پیش گرفت، با روحانیت ارتباط پیدا کرد و حمایت آنها را نیز جلب نمود و هیچ سختی در اجرای مراسم دینی و مذهبی ایجاد نکرد. در دوره دوم حکومت وی (1313-1350 ه.ش) مصلحت کنار گذاشته میشود، تظاهر به اسلام دوستی رنگ می بازد مذهب و شعار مذهبی با بیمهری شدید تحت الشعاع برنامه های تجددگرایانه قرار میگیرد193 و با اتکاء به نظامیان و طبقه قدرت یافته به تدریج سیاست تضعیف مذهب به اجرا گدشته می شود.194 در این زمان قدرت افرادی نظیر تیمورتاش، نصرت الدوله و داور که از جمله افراد بی اعتقاد به دین بودند و نقش مهمی در روند امور جاری داشتند محکم شد و نقش شخصیت هایی چون مخبرالسلطنه هدایت، که دین را مانع ترقی و تجدد و تعالی نمیدانست195 و از جبهه سنتگرای حکومت بود، کم رنگ و به تدریج حذف شد. بسیاری از تحولات و تغییرات اجتماعی، فرهنگی و … این دوره در فرایند شکلگیری غربگرایی و تجدد طلبی صورت گرفت. لذا طبیعی بود که تعدادی از آنها مانعی را به نام دین در مقابل خود داشته باشند. از جمله این تغییرات، که پس از مسافرت رضا شاه به ترکیه صورت گرفت. تغییر لباس و کشف حجاب به شکل اجباری در سال 1314ه.ش بود. این حرکت با نام آزادی زنان صورت گرفت ولی زنان تا سال 1342 ه.ش از حق رأی دادن محروم بودند. همین کشف حجاب در حوزه اجتاعی تعبیر یا تطبیق برونگرایی در معماری و شهرسازی بود. مهدی قلی هدایت (مخبرالسلطه) که زمانی وزیر دربار رضا شاه بود در خاطراتش در این باره میگوید:
«بیشتر معایب که امروز گریبانگیر ملل است از طرز زندگی برخاسته … تقلید اروپایی به صورت خوش مینماید، به معنی دشوار است… چادر و مشکو رسم ایرانیان بود و از آنجا ریشه داشت؛ در شاهنامه سه جا ذکر چادر شده است: یکی در رفتن کردیه به ایوان بهرام چوبین، یکی در ملاقات شیرین و شیرویه و باز در تکلیف کاووس به سیاوش. حفاظ فخر نجبا بوده است و ما مدعی تجدید دوره پهلوانی هستیم! در تخت جمشید و با نقش های بیستون صورت زن نیست. منیژه منم دخت افراسیاب/ برهنه ندیده تنم آفتاب. لازمه امداد به زندگی اگر رفع حجاب باشد، رفع حُجب و حیا زندگانی را خراب کرد.196»
در واقع شاهنامه نماد عظمت باستانی گردید و برای فردوسی جشن هزاره برپا شد اما تا آنجایی که مانعی

پایان نامه
Previous Entries منبع پایان نامه ارشد درباره ناسیونالیسم، ایران باستان، قرن نوزدهم، ملی گرایی Next Entries منبع پایان نامه ارشد درباره آیین زرتشت، جنگ جهانی اول، بهره بردار، انقلاب مشروطیت