منبع پایان نامه ارشد درباره موشک بالستیک، محدودیت ها، روابط بین الملل، نیروهای مسلح

دانلود پایان نامه ارشد

پیرو محدودیت مزبور می باشند به این قرارند : 1- سکوهای ثابت پرتاب موشک قاره پیما تا هنگامی که کار بر روی تبدیل آن ها به مرحله ای برسد که تغییرات زیادی روی آن ها صورت گرفته باشد؛ 2- سکوهای پرتاب موشک های بالستیک مستقر بر زیردریایی هنگامی که آن زیردریایی برای اولین بار بعد از آنکه تبدیلشان صورت گرفت به دریا انداخته شوند. ز- تبدیل بمب افکنی که در محدودیت ماده 5 قرار نگرفته اند به یک بمب افکن از نوع مجهز به موشک هوا به زمین در زمانی که بمب افکن از شرکت، کارخانه و یا هر جای دیگری که چنین تبدیلی صورت گرفته شده است، بیرون بیاید، ممنوع است.
ه- بمب افکن سنگینی که از نوع مورد محدودیت قرار گرفته شده در بند 1 ماده 5 نباشد هنگامی مورد محدودیت واقع خواهد شد که آن بمب افکن از شرکت، کارخانه و یا هر جای دیگری که تبدیل به یک بمب افکن سنگین از نوع مجهز به موشک های کروز با برد بیش از 600 کیلومتر شده باشد، بیرون آورده شود.
ی- سلاح های پیرو محدودیت مورد نظر در این معاهده به تبعیت از این محدودیت ادامه خواهند داد تا اینکه خنثی و منهدم شوند یا اینکه از طریق دیگر، تحت شیوه های مورد توافق تابع این محدودیت ها شوند.259
مبحث چهارم : نحوه اجرا و نحوه نظارت بر اجرای مفاد معاهده
جهت رسیدگی و اجرای صحیح مفاد این معاهده، طرفین از کمیسیون مشورتی دائمی که بر اساس یادداشت تفاهمی بین دولت آمریکا و دولت اتحاد شوروی مبنی بر تشکیل کمیسیون مشورتی دائمی در21 دسامبر1972 ایجاد شده است، استفاده خواهند نمود. بر طبق اصول این کمیسیون، در ارتباط با مفاد این معاهده، طرفین اقدامات ذیل را انجام خواهند داد :
الف- بررسی سؤالات و درخواست های مربوط به رعایت تعهدات پذیرفته شده در ارتباط با وضعیت هایی که امکان دارد ابهاماتی در اساس و ضوابط مندرجه در قراردادها بوجود آورده باشد ؛
ب- این کمیسیون با گذاشتن اطلاعات در اختیار هر دو طرف به طور داوطلبانه به جلب اعتماد و اطمینان طرفین نسبت به رعایت تعهدات پذیرفته شده می پردازد؛
ج- رسیدگی به مسائلی در ارتباط با مداخلات غیرعمدی در راه کاربرد وسایل تکنیکی ملی جهت کنترل که از جانب یکی از طرفین ایجاد می شود و رسیدگی به مسائلی در ارتباط با مما نعت های غیرعمدی در راه بررسی از طریق کاربرد وسایل تکنیکی ملی جهت رعایت مفاد این معاهده ؛
د- رسیدگی به تغییرات در وضعیت راهبردی که امکان دارد در رابطه با شرایط و مواد مذکور در این معاهده پیش بیاید ؛
و- موافقت نمودن با شیوه های تغییر، تبدیل، خنثی سازی یا منهدم ساختن سلاح های تهاجمی راهبردی در مواردی که در مفاد این معاهده در نظرگرفته شده و موافقت نمودن با شیوه های حذف چنین سلاح هایی که آن سلاح ها از جهات دیگر پیرو محدودیت های مورد نظر در این معاهده واقع بشوند و در جلسات رسمی کمیسیون مشورتی دائمی، طرفین یکدیگر را حداقل دو بار در سال، از اقدامات انجام شده و روند آن اقدامات، اطلاع سازند؛
ه- رسیدگی به پیشنهادات جهت امکان افزایش اعتبار این معاهده، از جمله پیشنهاداتی جهت تهیه متمم هایی در ارتباط با مفاد این معاهده ؛
ی- رسیدگی به پیشنهاداتی که در نهایت هدفش محدودیت بیشتر سلاح های تهاجمی راهبردی باشد.
طرفین درکمیسیون مشورتی دائمی به یک سری اسناد مورد توافق درباره تعداد سلاح های تهاجمی راهبردی که از طریق یادداشت تفاهمی بین آمریکا و اتحاد شوروی مبنی بر ایجاد یک لیست اطلاعاتی درباره تعداد سلاح های تهاجمی راهبردی که در تاریخ 18 ژوئن 1979 منعقد گشته، پایبند خواهند بود.260
نیز به منظور ایجاد اطمینان و رسیدگی از لحاظ رعایت مفاد این معاهده، هریک از طرفین مجاز به بکارگیری وسایل تکنیکی ملی جهت کنترل، به طوری که موافق با اصول به رسمیت شناخته شده حقوق بین الملل باشد، شده اند. همچنین هریک از طرفین متعهد شده اند که در کاربرد این وسایل جهت کنترل طرف دیگر دخالت ننماید. نیز تعهد نموده اند که اقدامات مخفیانه عمدی انجام ندهند تا در راه به کارگیری این وسایل جهت کنترل مطابق با مفاد این معاهده ایجاد مانع نماید و به هر صورت هرگونه تبدیل و تغییر تسلیحات در حال ساخت، آرایش، مونتاژ، و یا کارهای تعمیراتی بر روی آن ها مجاز نمی باشد. در این راستا، هریک از طرفین تعهد نموده اند که قبل از اجرای هریک از طرح های ساخت سکوی موشک بالستیک قاره پیما از قبل و به طور کامل و مورد به مورد که ساخت چنین سکویی صورت خواهد گرفت، به یکدیگر اطلاع دهند به جز در مورد ساختن سکوهای منفرد در میادین آزمایش یا در مناطق آرایش یافته به سکوهای پرتاب موشک بالستیک قاره پیمایی که برد آن ها بیش از سرزمین کشور خودی طراحی نشده اند.261
مبحث پنجم : نحوه و زمان نابود سازی سلاح های تهاجمی راهبردی طبق مفاد این معاهده
الف- سلاح های تهاجمی راهبردی ای که بیش از تعداد کل در نظرگرفته شده در این معاهده باشند، همچون سلاح های تهاجمی راهبردی ای که طبق این معاهده ممنوع گشته اند، تحت شرایط مورد توافق در کمیسیون مشورتی دائمی خنثی یا منهدم خواهند گشت.
ب- خنثی سازی یا منهدم ساختن سلاح های تهاجمی راهبردی که بیش از تعداد کل در نظرگرفته شده در بند 1 ماده 3 می باشند از تاریخ آغاز اجرای این معاهده شروع و ظرف این دوره های زمانی به اتمام خواهند رسید: 1- برای سکوهای پرتاب موشک بالستیک قاره پیما، چهارماه ؛ برای سکوهای پرتاب موشک بالستیک زیردریایی، شش ماه و برای بمب افکن های سنگین، سه ماه.
ج- خنثی سازی یا منهدم ساختن سلاح های تهاجمی راهبردی ای که بیش از تعداد کل مورد نظر در بند 2 ماده 3 باشند از اول ژانویه 1981 شروع شده و طی مدت 12 ماه باید به طور کلی به انجام رسیده و تا 31 دسامبر1981 به اتمام برسد.
د- خنثی سازی یا منهدم ساختن سلاح های تهاجمی راهبردی ای که به وسیله این معاهده ممنوع گشته اند، ظرف کوتاهترین فاصله زمانی ممکن مورد توافق به اتمام خواهد رسید، اما نباید شروع آن بیش از شش ماه بعد از آغاز اجرای این معاهده، طول بکشد.262
مبحث ششم : اصلاح مفاد معاهده
هریک از طرفین می توانند اصلاحیه ها یا متمم هایی برای این معاهده پیشنهاد نمایند. اصلاحیه ها یا متمم های مورد توافق در ارتباط با مقررات اجرایی حاکم بر این معاهده، به مورد اجرا در خواهند آمد.263
مبحث هفتم : تصویب، ثبت و خروج از معاهده
این معاهده تابع تصویب مجالس بر اساس قانون اساسی هر یک از طرفین خواهد بود و بر طبق ماده 102 منشور سازمان ملل ثبت خواهد شد. هریک از طرفین جهت اعمال حق حاکمیت ملی خود حق خواهند داشت که به علت پیشامد یا حوادث استثنایی و غیر مترقبه مرتبط با مفاد این معاهده به طوری که منافع عالی آن ها را به مخاطره اندازد به خروج از این معاهده مبادرت ورزند. هریک از طرفین مراتب تصمیم خود را شش ماه قبل از خروج از معاهده به طرف دیگر اعلان خواهد نمود. چنین اعلانی شامل ذکر علل انصراف ناشی از اتفاقات استثنایی و غیر مترقبه ای است که امکان دارد در نهایت منافع عالی آن طرف را به مخاطره اندازد.264
مبحث هشتم : نقایص معاهده
الف- در صورت نقض تعهد از سوی طرف ها، ضمانت اجرای موثر مقرر نشده است. ب- مفاد ماده 10 معاهده که مقرر می دارد، طبق مفاد این معاهده، مدرنیزه کردن و تبدیل نمودن سلاح های تهاجمی راهبردی انجام پذیر خواهد بود، مهمترین نقص این معاهده است. زیرا که در معاهده ای که خود به دنبال محدودیت سلاح های تهاجمی راهبردی است، درج این ماده در آن، که کاملا دست طرفین را در جهت افزایش کیفی اینگونه سلاح ها باز می گذارد، با هدف و موضوع معاهده و حتی با سایر قسمت های خود معاهده، مغایرت دارد. ج- عدم پیش بینی نظام بازرسی و راستی آزمایی مستقل بین المللی. د- عدم پیش بینی سازوکاری برای حل و فصل اختلافات ناشی از تفسیر و اجرای معاهده. و- پیش بینی قید خروج در یک معاهده خلع سلاحی. ه- تناقض مقدمه معاهده با متن آن. اینکه دول عضو در مقدمه، بر محدودیت سلاح های تهاجمی راهبردی و مهار مسابقه تسلیحاتی که در نهایت خلع سلاح را به دنبال خواهد داشت و نیز پایبندی خود را به ماده 6 معاهده منع گسترش که هدف نهایی آن خلع سلاح است، اعلام کرده اند، نکته مثبتی است.
به نظر می رسد آنچه که در مقدمه معاهده ذکر شده، نوعی تعهد دول عضو به خلع سلاح هسته ای نمی تواند محسوب شود و شایسته بود این مساله در قالب یکی از مواد معاهده گنجانده می شد تا تکلیف و تعهدی را برای اعضا در این رابطه ایجاد نماید.

مبحث نهم : نتایج معاهده
همانطور که گفتیم رضایت اتحاد شوروی و آمریکا به عقد معاهده جدید محدودیت سلاح های راهبردی، علل مختلفی می توانست داشته باشد، ولی بدون تردید، در معرض خطر موشکی شوروی قرارگرفتن خاک آمریکا و نیاز طرفین به کنترل هر چه بیشتر سلاح های جدید و ایجاد توازن وحشت حاکم بر روابط بین الملل، عامل اصلی انجام مذاکرات و عقد قرارداد بوده است. در عین حال با توجه به تفکر حاکم بر مذاکرات محدودیت سلاح های راهبردی، یعنی توازن وحشت، این معاهده همانند هر گونه معاهده دیگری جهت محدود کردن سلاح های تهاجمی، نمی توانست نتایج کاملا مثبتی را از دیدگاه سیاست خلع سلاح وکنترل تسلیحات به همراه داشته باشد. بر این اساس، به رغم اینکه موارد مورد توافق در معاهده محدودیت سلاح های تهاجمی راهبردی 2، محدودیت هایی را برای طرفین به همراه آورد، ولی راه توسعه و تکمیل جنگ افزارهای هسته ای چه از لحاظ کمی و چه از بعد کیفی، به ویژه در زمینه توسعه موشک های بالستیک قاره پیما باز گذاشته شد. طرح و تولید موشک های قاره پیمای ام- ایکس و پرشینگ 1 و2 توسط آمریکا و تولید موشک های قاره پیمای اس- اس 18 و اس- اس 19 و اس- اس 20 و اس- اس 25 و بسیاری از سلاح های همانند آن ها توسط شوروی، دقیقا گویای آشکار وضع حاکم بر روابط بین الملل و دلیلی بر نادیده گرفتن توافقات معاهده محدودیت سلاح های تهاجمی راهبردی می باشد. این معاهده همانند معاهده اول و موافقت نامه ولادی وستوک، یک معاهده جامع و کامل نبود و نتایج آن در تمامی زمینه ها، فقط امنیت و منافع دو ابر قدرت را تامین می نمود ولی برای کشورهای جهان سوم نه امنیتی به همراه آورد و نه به حل معضلات و مشکلات اقتصادی و اجتماعی این کشورها کمکی کرد.
این معاهده همانند معاهده محدودیت سلاح های راهبردی 1 تلاشی بود جهت محدود کردن مسابقه تسلیحاتی و کاهش انگیزه های ایدئولوژیک رقابت، ولی هیچ گاه مسابقه تسلیحاتی را متوقف نکرد. برای پی بردن به این واقعیت کافی است به تحولاتی که از سال 1980 میلادی، با به قدرت رسیدن ریگان در آمریکا در بخش فناوری هسته ای و مسابقه تسلیحاتی صورت گرفت، نظری بیاندازیم.
پافشاری ریگان به استقرار 108 فروند پرشینگ 2 و 464 فروند موشک کروز در اروپا، سرعت بخشیدن به تولید موشک های ام- ایکس و زیردریایی های حامل موشک های تریدنت و طرح ابتکار دفاع راهبردی یا جنگ ستارگان در مارس 1983، همچنین استقرار موشک های قاره پیمای اس- اس 24 و 600 فروند موشک میان برد اس- اس 4 و اس- اس 5 در اروپای شرقی توسط شوروی، تمامی این اقدامات به معنای عدول از تعهدات پذیرفته شده در معاهده محدودیت سلاح های تهاجمی راهبردی 2 به شمار می رود. حکومت ریگان در اوت 1981 میلادی فرمان شماره 59 ریاست جمهوری کارتر که از ژوئیه 1980 میلادی محور اصلی سیاست پدافندی آمریکا در یک جنگ هسته ای را تشکیل می داد، تایید کرد و حتی دامنه گسترده تری به آن داد. فرمان شماره 59 به نیروهای مسلح اجازه می داد که در صورت حضور نیروهای شوروی در منطقه خلیج فارس مجازند که از جنگ افزارهای تاکتیکی هسته ای استفاده کنند. به عبارت دقیقتر، فرمان شماره 59 شامل آماده شدن برای یک جنگ طولانی هسته ای شش ماهه می شد که آمریکا اکنون می پنداشت می تواند در آن پیروز شود. تاکید اصلی بر دو جنبه راهبردی قرار داشت که پیشرفت های فنی دهه 70 دسترسی به هر دو را ممکن ساخته بود : اول، بنیان کنی، یعنی نابود ساختن مراکز نظامی و فرماندهی سیاسی شوروی از راه به کارگیری

پایان نامه
Previous Entries منبع پایان نامه ارشد درباره موشک بالستیک، موشک کروز، محدودیت ها، تعهدات بین المللی Next Entries منبع پایان نامه ارشد درباره ریاست جمهوری، انقلاب اسلامی، تغییرات ساختاری، روابط بین الملل