منبع پایان نامه ارشد درباره معماری ایران، دوره پهلوی، نام گذاری، پهلوی اول

دانلود پایان نامه ارشد

بنیتوموسولینی جذاب مینماید، ابدیت گرایی و حس سلطه طلبی، و از همه مهمتر گرایش به گذشته و باستانگرایی (ملی گرایی) و تمرکزگرایی آن است. از طرفی معماری نئوکلاسیک، ارائه یک بیان ویژه، برای اشکال موجود حکومت، به قصد قانونی جلوه دادن آنها و نیز تحکیم و تقویت انها بود. معماری در جهت نیل به هدف بود که به گذشته رجوع کرد؛ بازگشت به فرمهایی از ساختمانها که طی رژیمهای تاریخی و به ظاهر قانونی ساخته شده بودند، تا حکومتهای عصر را نیز به همان نحو توجیه کنند. با نگاه به حجم گسترده حفاریهای باستان شناسی دوران فاشیسم رم میتوان این موضوع را به خوبی برداشت نمود. البته باید این نکته را نیز متذکر شد که، در کنار موضوعهای باستان شناسی، بازگشت به معماری گذشته نیز وجود داشته به طوری که این امر تأثیرات غیر قابل انکاری در جهت گیری به سوی ملی گرایی و حس وطن پرستی به وجود آورده است. معماری فاشیسم در اروپا هرچند عمر کوتاهی داشت(1930 تا 1945 میلادی) ولی حجم ساخت و سازهای این دوره، به خصوص با تأکید دیکتاتورها به امر ساخت سریع بناها، قابل تأمل است. در نظر سران فاشیسم، معماری فاشیست در سه عامل اساسی خلاصه میشد: پایداری، عظمت گرایی و سرعت ساخت آن. آنچه پشت این فرامین بود، و پیشوایان فاشیسم به جستجوی آن میپرداختند «حقارت فرد» در برابر «عظمت ایدئولوژی» حاکم بود. از طرفی سرعت ساخت یکی از دغدغههای سران فاشیسم بود. سرعت در معماری فاشیسم پیش از آنکه گویای شتاب زدگی باشد، نمادی بود از تمایل رژیم در به نمایش گذاشتن «خلاقیتی خدای گونه». تمایل به جایگزنی خدا، پیوسته همان گرایش الحادی بود که فاشیسم در تمام انتخاب های زیبا شناسانه ی خود برجسته میساخت248. دوره پهلوی اول با تأسی به تحولات سلطه طلبانه دیکتاتوریهای فاشیسم اروپایی، به خصوص دوره آلمان هیتلری ، توجه به ملیگرایی، اسطوره پرستی و زرتشتگرایی که از کانال باستان شناسان فرانسوی و آلمانی که در ایران به کاوش در تخت جمشید و دیگر سایتهای باستانی مشغول بودند، تقویت میشد. در این دوره، با گرم شدن روابط آلمان با ایران، و حضور متخصصین آلمانی در ایران که اغلب ساختمانهای دولتی زیر نظر آنها به اجرا میرسید، شاهد شکلگیری معماری نئوکلاسیک باستان گرایی هستیم. آنچه پیشوا در آلمان به دنبال آن بود، رضاشاه در ایران میجست و ماحصل آن حضور معماران خارجی بود که از طرف حکومت دعوت شده بودند تا در ساخت و ساز ابنیه دولتی شرکت نمایند. یکی دیگر از مواردی که در دوره شکل گیری معماری رضاشاهی نباید آن را فراموش نمود، حضور گسترده و فعال شرکتهای خارجی، عمدتاً شرکتها و مهندسین آلمانی، است. این شرکتها عموماً در حیطه ساخت و سازه ابنیه دولتی فعالیت میکردند و اکثر ساختمانهای شهربانی و شهرداری شهرهای مختلف ایران، از جمله تبریز، ارومیه، قزوین، رشت، گرگان و غیره، با طراحی و نظارت این شرکتها ساخته شده است. یکی از مهمترین این ساختمانها، ساختمان شهرداری تبریز است. این ساختمان بین سال های 1314 و 1318 ه.ش در سایتی به مساحت 9600 متر مربع و با زیر بنایی در حدود 6500 متر مربع، در زمان ریاست شهرداری حاج ارفع المُلک جلیلی در مکان گورستان متروکه محله نوبر (میدان ساعت فعلی)، با طراحی و نظارت مهندسین آلمانی، احداث شد.249 ساختمان شهرداری تبریز با الگوبرداری از فرم «عقاب در حال پرواز» و به صورت ساختمانی سه طبقه با یک برجک، که اولین ساعت عمومی شهر در آن نصب شده، ساخته شده است. ساختمان تمام سنگی است و تناسب و جای گیری فضاها و از همه مهمتر تأکید بر روی ورودی اصلی ساختمان، یادآور ساختمان های نئوکلاسیک اروپایی است. یکی از مهمترین رویدادهای معماری دوره پهلوی اول، حضور گسترده شرکتها و مهندسین معمار اروپایی است که از طرف دولت ایران دعوت شده بودند تا در بزم آمرانه رضا شاه، در ساخت «ایران نوین»، همکاری نمایند. حجم انبوه کارهای عمرانی از یک طرف و ظهور عملکردهای جدید و عدم وجود متخصصین در ایران از سوی دیگر باعث شده بود که اکثریت کارهای عمرانی این دوره در دست مهندسین به ویژه اروپایی، روسی و معدودی معمار و مهندس ایرانی قرار گیرد. یکی از تأثیرات جنبی برنامه احداث ساختمانها دولتی ، افزایش چشم گیر انواع مصالح ساختمانی بود که استفاده از برخی از آنها در ایران رواج داشت و استفاده از برخی دیگر از این مصالح در همین زمان پذیرفته شد. مصالح جدید، به ویژه بتن فولاد و شیشه، و روشهای نوآورانه در اجرای سازه، جایگزین مصالح و روشهای قدیمی شد. مهمترین تغییر، استفاده از بتن بود. ابتدا از بتن فقط در ساخت بناهای دولتی استفاده میشد. پذیرش این ماده توسط معماران مدرن، به ویژه برای ساخت آپارتمانها، امکاناتی بیسابقه و از لحاظ سازه و زیبا شناسی ایجاد کرد.250 از سویی، ظهور مصالح جدید مستلزم شکلگیری مهندسی جدیدی بود که ساختمان را به عنوان پدیدهای فنی و عمرانی به همراه زیبا شناسی آن ملاحظه میکرد. لذا آنچه که باعث شکاف عظیمی بین «معمار» در معنای سنتی آن و «آرشیتکت» به معنای کسی که وارد به مهندسی ساختمان به همراه زیبا شناسی آن بود، شد را باید از همین دیدگاه جستجو کرد. و از این رو است که نخستین مجله معماری ایران در سال 1325ه.ش، با عنوان «آرشیتکت» نام گذاری میشود. ایرج مشیری سردبیر مجله آرشیتکت در مقدمه شماره اول این مجله در تبیین واژه «آرشیتکت» چنین نوشته است:
«منظور ما از انتشار این مجله بحث در فنون معماری و شهرسازی و مسائل مربوط به آنهاست. ما میخواهیم چگونگی آخرین پیشرفتهای فنون مزبور را بنظر خوانندگان عزیز خود برسانیم منظور عمده انجمن مزبور (آرشیتکتهای ایران) این است که افتخارات صنعتی ایران را تجدد و نقائص عارضه بر آن را رفع نماید. بطور خلاصه عقیده ما بر آنست که مفهوم کلمه آرشیتکت وسیعتر از آنست که از کلماتی نظیر معمار و غیره بدست میآید بعلاوه این کلمه یک جنبه بین المللی داشته و از این رو بکار بردن آن تا حدی منطقی بنظر میرسد251.»
از مهمترین دستاوردهای فنی این دوره ساختمان سازی، به کارگیری سیمان و بتن و نیز معرفی سیستمهای مدرن و سیستم حرارتی مرکزی برای ساختمانها بوده است.
5-3-معماری در دوره محمد رضا پهلوی (1357-1320ه.ش)
جو غالب معماری ایران در دوره پهلوی اول، تابع سه جریان معماری بود: معماری اواخر قاجار، مدرنیسم و سبک نئوکلاسیک باستانگرا (سبک ملی). این جریانات در دوره پهلوی دوم، به یک جریان غالب و تأثیرگذار معماری مدرن تبدیل میشود. معماری مدرن شکل گرفته در این دوره، عمدتاً از مجرای کارهای معماران و اندیشه های جریان ساز اروپا از جمله: سبک بین المللی، مدرسه ی باؤهاؤس، کارهای لوکوربوزیه، فرانک لوید رایت، ریچارد نویترا، آلوار آلتو، جیمز استرلینگ و غیره حمایت میشد. و ما حاصل آن صورت ایرانی معماری مدرن بود که با عنوان معماری «شبه مدرنسیتی» نام گذاری گردید. جریانی موازی با جو غالب معماری مدرن ایران که عمدتاً از طریق معماران تحصیلکرده ایرانی چه در خارج از کشور و چه فارغ التحصیلان دانشگاه تهران حمایت میشد، بین دهه های 1340 و 1350 ه.ش شکل گرفت، که شدیداً تحت تأثیر جو جریانات روشنفکری ایران دهههای مذکور بود. البته نباید این نکته را فراموش کرد که جریان شکل گرفته در دهههای 1340 و 1350ه.ش معماری ایران، همان معماری مدرنی بود که در بین «سبک بین المللی» و «بوم گرایی» وطنی قرار گرفته شده بود. اکثر تألیفات وطنی این جریان را تحت تأثیر اندیشهها و مباحث مطرح شده اروپایی بعد از مدرن، عمدتاً مباحث مطرح شده در «پست مدرن»، میدانند.
جو شکل گرفته در ایران دهه 50 ه.ش را نمیتوان با مباحث مطرح شده بعد از مدرن که با واژه «پست مدرن» نام گذاری میشود، یکی دانست. یکی دیگر از مهمترین تحولات برنامه های عمرانی این دوره، شکل گیری واحدها و شهرک های مسکونی است. ایجاد واحدهای مسکونی تا اواسط دهه ی1320 ه.ش در مناطق روستایی و شهری عمدتاً به صورت سنتی و با استفاده از مصالح بومی از قبیل خشت و سنگ، کاهگل و چوب و با ابتداییترین شیوه ساخته میشد، حتی به رغم تحولات اجتماعی و اقتصادی در سالهای سلطنت رضاشاه این وضع اساساً بدون تغییر باقی ماند. وجود خانههای کاهگلی بی دوام و نامناسب در روستاهای ایران و آلونکها و زاغهها در حاشیه شهرها چهره عقب مانده جامعه روستایی و شهری ایران را به نمایش میگذاشت. از پایان جنگ جهانی دوم حرکتی برای ساختمان سازی و ایجاد واحدهای مسکونی جدید به وجود آمد که در آنها از مصالحی همچون آجر، تیر آهن و بتن استفاده میشد. دولت محمدرضاشاه برای مقابله با کمبود مسکن در شهرها که ناشی از رشد جمعیت و افزایش سریع در آمدها بود اقدامات گوناگونی در زمینه فراهم آوردن امکانات سرمایه گذاری بیشتر در ساختمان سازی، جلوگیری از بورس بازی زمین و ایجاد تسهیلات اعتباری به عمل آورد. ولی به رغم این بخش مسکن در ده سال آخر عمر سیاسی دولت محمدرضاشاه 1356-1346ه.ش، تورمیترین بخش از اقتصاد کشور بود. از نمونههای ساخته شده در این دوره در تهران میتوان به مجموعههای مسکونی بهجت آباد، نارمک، دروازه دولاب و دست آخر به شهرک اکباتان اشاره نمود.252
5-3-1- اندیشه سید حسین نصر در معماری
از روشنفکران این دوره میتوان به اندیشههای عرفانی سید حسن نصر، فیلسوف سنتگرای معاصر، اشاره نمود. نصر از دو عالم سخن میگوید. یکی عالم سنت و دیگری عالم تجدد که مغایر با یکدیگرند. او به دنبال از میان بردن عالم تجدد و احیای سنت است. نصر یک متفکر دینی است که تلاش دارد تا با توجه به اعتقادات اسلامی خود یک نظام فکری دینی را جایگزین عالم تجدد سازد. هر چند گفتمان نصر در تحلیل مدرنیته بیشتر به نقاط ضعف آدم اشاره دارد، اما با توجه به تفکیک مدرنیسم از مدرنیته، تا حدودی اقتضائات دوران جدید را میپذیرد. به این معنا که جهانبینی عالم تجدد یعنی مدرنیسم را نفی میکند، اما دستاوردهای فنی و تمدنی آن را میپذیرد. او درصدد است تا با ارائه تفکر سنتی، یک معرفت قدسی و جهانبینی مبتنی بر آن را جایگزین معرفت و جهان بینی سکولار سازد253. انسان شناسی نصر، جنبه دینی و عرفانی دارد. او به عنوان یک مسلمان با توجه به آیات قرآنی و روایات اسلامی به تبیین ابعاد وجودی انسان میپردازد. از آنجا که معرفت شناسی او صبغه عرفانی دارد، آراء و اندیشههای عارفان برای او اهمیت بسزایی دارد. نصر نه تنها به عارفان مسلمان که به همه عارفان شرقی و غربی هم توجه دارد. معماری نیز از این بومگرایی عرفانی مصون نماند، و کتاب حس وحدت: سنت عرفانی در معماری ایرانی زمره این گرایشها میباشد. این کتاب شدیداً تحت تأثیر اندیشههای عرفانی سید حسن نصر، توسط نادر اردلان و لاله بختیار به زبان انگلیسی در سال 1973 میلادی به چاپ رسید254. کتاب در اصل خوانش اندیشههای نصر است که در حیطه معماری صورت گرفته است. کتاب حس وحدت اولین و آخرین کتاب «نظری معماری ایران » است که از زاویه عرفان و مباحث شهودی حکمت اشراق سهروردی نوشته شده است. بر اساس نظریههای مطرح شده در این کتاب، قوانین سنت، نیروهای خلاقه انسان را از خود ملهم میسازد و همه جامعه در قالب یک کلیت واحد انسجام مییابد. هنر و معماری در این جامعه سنتی بر اساس این قاعده شکل گرفته است. در این جامعه، معمار همان عارف و صوفی طریقت است که از سرچشمه ازلی سیراب میشود و تبلور معماری او چیزی جز انعکاس هستی نیست255. جوهره نظری کتاب، بر اساس «مفهوم وحدت» تنظیم شده و این وحدت در قالب مصادیق معماری سنتی ایران، مانند میدان نقش جهان، مسجد شیخ لطف الله و مسجد شاه و غیره، بیان شده است. در کتاب حس وحدت در مورد نمادشناسی گنبد بیان میشود:
«به یاری حقایق مابعدالطبیعی، حقایقی نهفته در آنچه جهان کهن آنرا «اسرار اکبر» میخواند، منعکس در «اسرار اصغر» علوم کیهان شناسی، انسان بر آن میشود تا نمادها را به اصل مبدأشان بازگرداند. از طریق شعائری که جزء هنر قدسی است انسان قادر است نماد را به اصل و مبدا آن رجوع دهد چرا که هنر قدسی هم به علوم کیهان شناختی وابسته است و هم به اصول و مبادی مابعدالطبیعی. صورت هنری به مثابه یک ظرف یا حاوی (جسم ظاهر) از راه قوانین عینی

پایان نامه
Previous Entries منبع پایان نامه ارشد درباره دوره پهلوی، معماری سنتی، پهلوی اول، معماری ایران Next Entries منبع پایان نامه ارشد درباره معماری سنتی، ایران باستان، وزارت خارجه، شمال ایران