منبع پایان نامه ارشد درباره معماری ایران، بهره بردار، بوم گرایی، طبیعت انسان

دانلود پایان نامه ارشد

خلق می شود. مظروف یا محوری (روح یا باطن) تکرار تکاملی مُثُل (عین ثابته یا نمونه ازلی)است. صور هنری، گوهرهائی برونی و درونی نیز دارند، از طریق شؤون و حالات متعدد هستی در ساختار گنبد مشهود است. گنبد شکل ظرف یا حاوی را دارد و بر اساس قوانین عینی ریاضیات و ایستائی ساخته شده است. کارکرد بی همتای گنبد این است که در عین راه بردن به نقطه مرکزی، یک فضای کروی را هم در برمیگیرد. این کیفیات فطری و دائمی گنبد را باید در حکم تجلی و مظهر صغیر گنبد کبیر افلاک، یعنی آسمان، دانست. کیفیاتی که دست به دست هم داده نمادی از «روح اعظم» را دلالت میکنند که در برگیرنده عالم است، همان مبدأ که همه آفرینش از آن نشأت میگیرد.256»
و در بیان مفاهیم عناصر شکلی و ساختاری معماری چنین آمده است:
«کف: ساحت عرضی، یا بعد افقی، کف در معماری نمادی از زمینی است که عالم صغیر، یا جهان کِهین، روی آن بر پاست. اینجا سلسله مراتبی از طرحها نشو و نما یافته است: از «مکانِ» افقی که به سادگی تعیین یافته باشد گرفته تا مقدسترین کاربردهای نمادین بعد افقی در مفهوم تخت.
دیوار: دیوار خود رمزی و نمادی از سومین بعد فضا به دست میدهد. ساحت اعتلائی که در آن جهت طولی با محور هستی همخوانی دارد. دیوار همسانِ خودِ انسان، مقام نفس یک فضای متعین میگردد. این مقام قوس عروجی باید رسانا ویژگیهای سطح، یعنی سبکی و تحرکات کلی، باشد که با لزوم کمی انتقال ثقلهای گرانش به زمین در تضادند. از این رو لطف مکمله مربوط به گونه عروجی طولی صورت، جهت وصول گرانش یا نیروی جاذبه نزولی، ضابطه برای طرح ریزی «دیوار» میگردد و عروج طولی نفس را به سوی روح اعظم جاودانه میسازد.»
بام: بام، یا آسمانه، نسخه صغیر از عالم افلاک، آسمان، است که مقام روح است. نقطه که قوس عروجی تحقق در آن به اوج میرسد و قوس نزولی از آنجا سیر خود را رو به ملک آغاز میکند. سطوح بامها یا سقفها، بیش از هر بعد دیگری به طرح تصوری وابستهاند. شکلها و سطحها، عناصری که از ضرورت های شبه مردمی انسان سخت برکنارند، در الگوهای بی پایانی توسعه مییابند که مبین جنبههای کیفی هستند. نیروی فطری شکلها میتوانند این تعالی کیفی محدود یا دامنه بخشد. محدودترین شکل، سطح تخت، میتواند ششمین وجه مکعبی به شمار آید که به دست آدمی نقش شده است. مکعب در حکم شکل ایستا و انبساط ناپذیر و ثابتی است قادر به خطوطی از حرکت که در جهت افقی محدود می شوند. مکعب صورتی استوار که یکسره برخود متکیست. طاق ضربی گهواره اماکن «سیر» در فضای سه بعدی به دست میدهد. در کیفیت نظیر یک فضای محوری خطی است که موجد حرکت عمودی و خطوط متقارنی از حرکت افقی در دو جهت است. حاصل کار، یک فضای وابسته با کیفیات تشدید شده ناثابت است. گنبد و صور مخروطی با حداکثر تحرک سازگاری دارند و بدینسان شکلهای انبساطی ناثابتی هستند که، در عین اینکه یگانه خویشاوند فضاهای منتسب به محور متعالیاند، قادر به تولید خطوط حرکت در بسیاری جهات هم هستند257.
کتاب حس وحدت کتاب بسیار مهمی است و نمیتوان از تأثیر آن به خصوص در محافل علمی خارج از کشور چشم پوشی کرد.
5-3-2-همایشهای بین المللی معماری
در همین دوران دو همایش مهم بین المللی معماری در ایران برگزار شد. نخستین همایش با عنوان «بررسی امکان معماری سنتی، با شیوه های نوین ساختمان»، شهریور ماه سال 1349ه.ش در شهر اصفهان، و دومین همایش با عنوان «نقش معماری و شهر سازی در کشورهای در حال صنعتی شدن»، مهرماه سال 1353ه.ش در تخت جمشید شیراز برگزار شد. همایش اول، به خاطر حضور لویی کان پربارتر از همایش دوم، برای معماران ایرانی بود. از معماران خارجی شرکت کننده در همایش اول میتوان به لویی کان (از آمریکا) پل رودلف (از آمریکا)، باک مینسترفولر (از آمریکا)، ژرژکاندیلیس (از فرانسه)، عبدالله کوران (از ترکیه) و از ایران میتوان به محسن فروغی، نادر اردلان، کامران طباطبایی دیبا و هوشنگ سیحون اشاره کرد. در همایش دوم معمارانی نظیر، جیمز استرلینگ (از آمریکا)، موشه سفدی (از کانادا)، کنزو تانگه (از ژاپن)، حسن فتحی از مصر حضور داشتند و از ایران، میتوان گفت که همه بودند، و حتی برای اولین بار به دانشجویان معماری ایران اجازه حضور در همایش داده شده بود258. جو غالب همایش اول حول کارها و اندیشههای لویی کان گدشت و بعد از همین همایش بود که یکی از مهمترین پروژه های ملی، یعنی طرح گسترش محله عباس آباد تهران، به او واگذارشد، و جو غالب سخنرانی های همایش دوم، حول محور ادای احترام به روح لویی کان (متوفی در 17 مارس 1974 میلادی /1352 ه.ش) شکل گرفت.
همایش اول نسبت به همایش دوم، برای معماران ایرانی پربارتر بود. بحثهای مهمی حول محور «تلفیق مفاهیم سنتی با تکنولوژی مدرن» مطرح شد. در این همایش لویی کان با ارائه مفاهیم فلسفی و شاعرانه خود از معماری تأثیر عجیبی بر معماران ایرانی گذاشت. ظهور لویی کان یکی از شگفت انگیز ترین پدیدهها در تاریخ معماری مدرن است. او درمیان معماران هم نسل خود این باور را زنده کرد که معماری هنر است هنری که میتوان با آن ارزشهای گهری وجود را بیان کرد. در آثار کان حضور کالبدی طرح با موضوع نور ترکیب میشود، زیرا او نور را دوباره در زمرۀ عوامل معماری بر می شمارد. او نور را «هستی بخش و عامل همه حضورها» میخواند. کان در سخنرانی خود در همایش معماری ایران چینن بیان کرد: «بزرگترین تجلی هنر معماری آنست که در ورای نیازمندی باشد259»
در جای دیگر این گونه بیان میکند:
«سنت را به راستی احساسی از نیرومندی است. این چیزی نیست که شما آن را ببینید مگر این که حس کنید. اگر شما بازتاب چیزی را حس کنید، اگر آن را گسترش دهید، اگر آن چیز با زیبایی بیان شده است. اگر چیزی بازتاب نماید و شما بخواهید شرح آن را گسترش دهید. با اینکه زمینه آن را بشناسید و آن چیز برتر از آگاهی شما درباره خود آن چیز است، شما آن را میبینید و حس میکنید که باید آن را ببینید. شما باید آن را ببینید چون آن گونه چیزی است که شما آن را بی همراهی انسان در طبیعت نخواهید دید. این تمایل مردم به تماس و جستجو درباره خود، جستجو دیگران را هم در بر دارد. این مانند آن اتاقی ست که برای خودتان پیدا کردید زیرا که آدم دیگری هم هست. پس سنت احساسی از نیرومندی است، این به شیوه طبیعت انسان را در بدترین نوع گسترش آن به شما میگوید. این بیانی از راستی است. این با عادت کاری ندارد، بلکه با بیان کار دارد. هسته زندگی، بیواسطه بودن بیان است. فرقی نمیکند، چه این کار را با سادهترین و بیجلوه ترین روش انجام بدهد یا ندهد. آنهایی که کار میکنند و دوست ندارد کار کنند درست مانند اشخاص مرده هستند. آنها از احساس طبیعی نمود خود بریده اند260.»
و در جای دیگر چنین بیان میکند:
«من حس میکنم در خود هنر معماری طرح باید درک بشود. شادی بخشترین واقعه است چون که شما دارید چیزی میسازید که به هستی در خواهد آمد ولی آمادگی که از پیش انجام میگیرد نیز به همان اندازه شادی بخش و حتی یک چیز بزرگ و غول آسا نیست. این از شگفتی و درک است و درک در واقع درک شکل است درک قوانین طبیعت درک ارزش و نیروی پیوند شما با قوانین طبیعت. نخستین چیزی که از ادراک بدست میآید شکل ساختمانی است نه شکل ظاهری. شکل ساختمانی در درک و دریافت اجزا جدایی ناپذیر یک چیز نهفته است. هنگامی که شما شکل ساختمان یک مدرسه را بررسی میکنید، جایی را بررسی کردهاید که بیشتر پیرامون فضاهایی است که کشف و شناخته نشدهاند ولی چیزی است که شما حس میکنید برای آموختن خوب است.» وقتی شما در آن هنگام ناگزیرید چیزی بسازید باید قانون طبیعت را بیاد بیاورید و آنگاه سبک آجرکاری را بدانید نه فقط توده آجرها را بلکه صرفا سبک آجرکاری را. اگر از سبک آجر کاری پیروی کنید درک خواهید کرد که اگر با آجر گفت و گو کنید اگر از آن بپرسید که یک تیر سردر می خواهد یا طاق، خواهد گفت یا طاق. اگر شما آجر بکار میبرید طاق بزنید. بنابراین اگر شما دارید سبک سردر بتنی بکار میبرید باید بگویید که من دارم یک سبک ترکیبی جور میکنم که در آن آجر یک کار میکند و بتن آرمه کار دیگر شما با آجر حرف بزنید و بگویید چقدر خوشحال هستید متوجه خواهید شد که او تا یک اندازه ناخشنود است و همین طور است سنگ، همین طور است بتن آرمه.261»
در اصل معماران ایرانی نه از طریق مباحث نظری بعد از مدرن، بلکه از طریق کارها چهار معمار معروف جهان، لویی کان، آلوار آلتو، جیمز استرلینگ و تا حدودی حسن فتحی به عمق بوم گرایی و تاریخ گرایی رسیدند. همان گونه که لویی کان و آلوار آلتو را نمیتوان در زیر چتر واژه «پست مدرن» قرار دارد. پیروان آنها در ایران را نیز باید معمارانی مدرن با دغدغههای تاریخ و بوم گرایی نامید. این معماران، اهداف و مباحث نظری معماری مدرن را به پای این حکمت نوظهور قربانی کردند. بعضی از معماران این دوره توانستند زیباترین کارهای تاریخ معماری معاصر ایران را خلق کنند.

5-4-باستانگرایی در معماری دوره پهلوی
قرن نوزدهم و بیستم میلادی را دوران تحقق عصر مليتها دانستهاند. يعني دورهاي كه در آن ناسيوناليسم ، نقشه سياسي جهان را در طي اين دو قرن شكل داد و حتي در يك دهه گذشته هم كه دوره سالهاي چرخش از قرن بیست به بیست و یک بود، ناسيوناليسم به ويژه در شكل قومي و زبانياش، نقش مهمي در جهان داشته است . لذا با توجه به اينكه در آغاز قرن بيستم ميلادي، ناسيوناليسم نوين كه تعريفي جهاني داشت وارد عرصه جهاني شده بود، در ايران نيز ناسيوناليست ايراني به خوبي از اهميت و آگاهي تاريخي اطلاع داشت و ميدانست كه اين پيشينه تاريخي چگونه ميتواند احساسات ملي گرايانه را اشاعه دهد. رضاشاه نيز در رهگذر اهداف خود از حربة وحدت ملي بهره برداري زيادي كرد كه يكي از اين حربهها سبك معماري باستانگرايانه بود در قرن گذشته باستان شناسان اروپايي، بخش عمدهاي از تاريخ ناشناخته ايران باستان را كشف كردند و اين كشفيات، بهانهاي براي برخي از متفكرين و مورخين ايراني شد تا با استناد به آنها ناسيوناليسم ايراني را تقويت كنند. ناسيوناليسم باستانگرا، دستاوردهاي فرهنگي ايران قبل از اسلام را مورد تمجيد قرار ميداد و در طلب يك ايرانيت ناب از نوع ساساني آن بود و از سوي ديگر به ماندگاري قوم ايراني و فرهنگ آن در دوران اسلامي به دليل غناي اين فرهنگ، تكيه داشت. اين ناسيوناليسم، به شكل گزاف گرايانه خود، بر گماني از ايرانيت ناب، تكيه داشت كه ناگزير با اسلام به عنوان ديني بيگانه با ايرانيت ناب، سر ستيز داشت و يا ميخواست آن را ناديده بگیرد يا اگر بشود يك دين ايراني بيافريند يا دين گذشته ايراني را دوباره زنده كند.262 در آغاز سده چهاردهم شمسي ، پديده جهاني ناسيوناليسم معاصر در قالب يك ديدگاه سياسي توانست تعريفي جديد از ملي گرايي را در قبال ناسيوناليسم تاريخي كه جايگاهي مداوم در طول تاريخ داشت ، ارائه دهد كه بزرگترين ثمرهاش جايگزين كردن علايق ملي و باستاني به جاي آئينهاي قومي و ديني بود. اين پديده در آغاز سلطنت رضاشاه همراه با نوسازي، توسعه و با دست اندازي به داشتههاي تاريخي، حركتي نهضت گونه را در تمام زمينهها ايجاد كرد كه يكي از آثارش معمارياي بود با گرايش شديد باستاني. اين دوره كوتاه ولي نمايان باستانگرايي در ابراز انديشهها و اهداف ناسيوناليستي خود سه دستاويز داشت :
اول: دين اسلام و حذف تدريجي آن از صحنه سياست و كنار گذاشتن نشانههاي فكري و عملي دين كه در تعبير آن دوره، عقب ماندگي و مانعي براي توسعه محسوب ميشد.
دوم: آئين زرتشت كه تقويت آن نه به منظور جايگزين كردن و اشاعه دين باستاني، بلكه وجه المصالحه قرار دادن براي اقتدار بازيافته دوران پيش از اسلام بود.
سوم: شاهنامه فردوسي و دستاويز قرار دادن آن در مقام زبا ن و ادبيات جديد پهلوي و بهره برداري از آن در جهت احياء دوباره تمدن باستاني263 ايران در عين اينكه به دنبال تجدد بود، هيچگاه نخواست اروپايي شود، چرا كه از لحاظ فرهنگي خود را برابر با آنها ميدانست و گمان ميبرد كه فقط از لحاظ علم و فن ،

پایان نامه
Previous Entries منبع پایان نامه ارشد درباره دوره پهلوی، معماری سنتی، پهلوی اول، معماری ایران Next Entries منبع پایان نامه ارشد درباره بیمارستان، دوره پهلوی اول، دانشگاه تهران، نیازهای فرهنگی