منبع پایان نامه ارشد درباره مشارکت مردم، حل اختلاف، سلسله مراتب، برنامه چهارم توسعه

دانلود پایان نامه ارشد

تعيين استانداردها و سرانه هاي شهري بر پايه ي تقسيمات فضايي كالبدي شهر استوار است (پورمحمدي، 1388: 53 ).
بررسي و تشخيص تقسيمات درون شهرها علاوه بر تبيين شفاف تر ساختار کالبدي شهر مي تواند به بهبود و سازماندهي نظام تقسيمات در جهت کارآيي مديريت شهري، ارتقاء و تقويت حس همبستگي شهروندي، پايداري شهري، تقويت حس مکان و انطباق با نيازها و تغييرات جديد در زندگي شهر منجر شود (معاونت شهرسازي و معماري شهرداري تهران، 1382: 29).
بررسي و مطالعه عوامل اثرگذار در شکل گيري محله هاي شهري( ملاکها و معيارهاي تعيين محدوده محله ها) از اين حيث داراي اهميت است که آنچه باعث شکل گيري، قوام و يکپارچگي و انسجام محله ها در گذشته مي شده، وجود نوعي همبستگي و اتحاد (هرچند غير رسمي) در ميان افراد محله بوده است که اين اتحاد و همبستگي نقش مهمي در حمايت هم محله اي ها از همديگر، تعاون و همکاري و مشارکت بين آنها در امور محله داشته است. و بر خلاف گذشته آنچه که امروز در محله هاي شهري شاهديم نوعي واگرايي و احساس بيگانگي افراد محله نسبت به همديگر است (ايماني جاجرمي، 1385: 12_11).
با مطالعه چگونگي تقسيمات محله اي در ادوار مختلف و ارائه شاخصهاي مناسب جهت محله بندي، در مسير افزايش هويت محله ها و در نتيجه افزايش مشارکت مردم محله و سرمايه ي اجتماعي بيشترين گام را خواهيم برداشت. بنابراين با توجه به دلايل و موارد زير، تهيه ساختار يكپارچه و هماهنگ تقسيمات شهري بدليل مشكلات مديريتي فوق الذكر در همه كلان شهرهاي ايران و به خصوص شهرهاي بزرگي نظير تهران، مشهد، اصفهان، تبريز و شيراز وجود دارد.
1. نظام متمركز اداري و بخشي كشور كه سيستم برنامه ريزي و مديريت سلسله مراتبي بالا به پايين را بوجود آورده و هريك از بخشهاي اداري كشور به صورت مجزا هدف گذاري و اقدام به برنامه ريزي و اجرا آنها مي نمايند
2. نامشخص بودن مرجع هماهنگي و يكپارچگي در حوزه سياست گذاري و اجرا قانوني در سطوح منطقه اي و محلي به ويژه در شهرها
3. عدم تعهد قانوني (رهنما، 1384)
4. تعدد و تنوع وظايف شهري واجباري براي هماهنگي بين دستگاهاي اجرائي ناكامي تلاشهاي انجام يافته
6. تغيير ماده 136 برنامه سوم توسعه در قالب برنامه چهارم توسعه و تغيير محتواي آن از جهت مديريت يكپارچه شهري به جهات ديگر
7. عدم تشكيل مديريت يكپارچه كلان شهري
8. عدم استفاده از تكنولوژي برتر در زمينه برنامه ريزي فضايي و تشكيل پايگاه اطلاعات شهري.
9. عدم توجه به تقسيمات كالبدي در جهت مديريت يكپارچه شهري موجب ناهماهنگي در اداره وكنترل ساختار وكالبد شهري و موازي كاري وسرگرداني شهروندان، تخريب سرمايه هاي عمومي و بسياري از مشكلات ناهماهنگي در ساختار كالبدي شهرها شده است (صمدي، 1372: 39_ 147).
3-3 اهداف تقسيمات محله اي:
تقسيمات كالبدي و ايجاد سلسله مراتب فضايي شهر در جهت اهداف و مقاصدي از جمله اهداف اقتصادي، اجتماعي ، سياسي و جزو آن صورت مي گيرد كه در ذيل بر نمونه هايي از آنها اشاره ميشود: (اهداف تقسيم بندي محلات در گذشته)
? گاهي براي سهولت اداره ي شهرها آنها را به محلاتي تقسيم كرده اند؛
? در بعضي مواقع براي جدا كردن گروههاي مختلف ديني و مذهبي از يكديگر اين امر صورت گرفته است. مثل محله ي يهوديها زرتشتي؛
? در بسياري از شهرها جدايي طبقاتي جدايي محله را در برداشته است نظير محله ي اغنيا و فقرا؛
? گاهي مسايل نظامي سياسي به علت تقسيم بندي شهر مثل ارك و محله ي حاكم نشين كه خود محلهاي را تشكيل مي داده است؛
? جدايي شغلي نظير محله ي مسگرها؛
? گاهي عوامل طبيعي مانند وجود رودخانه، تپه و جزو آن باعث جدايي محلات يك شهر از محله -ديگر شده است. (پاپلي يزدي، 1366 ، (37- 98
اهداف تقسيم بندي محلات امروزه:
سازماندهي نظام تقسيمات در جهت کارآيي مديريت شهري، اداره بهتر امور محلي، فراهم کردن زمينه براي عرضه ي خدمات و تامين بهتر نيازهاي اساسي مردم و توسعه رفاه اجتماعي و اقتصادي، نظارت سياسي و جلوگيري از ناهنجاري ها، فراهم کردن زمينه مساعد براي مشارکت مردم مي باشد (حافظ نيا، 1379: 195).
4-3 مزاياي تقسيمات محله اي:
بسياري از مسايل و مشكلات شهرهاي كشور با مشكلات تقسيمات شهري آن ارتباط دارد آن چنانكه مديريت شهري امروزه از آن رنج مي برد. بنابراين براي تأمين محيط زيست مطلوب شهري نياز به تقسيمات كالبدي فضايي مناسبي است كه محله در آن ركن اصلي و اساسي و محله بندي بر اساس معيارهاي شهرسازي، مهمترين اقدام آن به شمار آيد تا از اين طريق معيارهاي قابل انطباق محله بندي شهرمعين و بستر لازم براي توسعه ي مديريت شهري فراهم شود (پورمحمدي، 1388: 1).
هدف دولتها از تقسيمات کشوري، عبارتند از اداره بهتر امور منطقه اي و محلي، نظارت سياسي و اعمال سياستهاي دولت مرکزي، ايجاد وحدت و امنيت ملي، توسعه هماهنگ و پايدار، فراهم کردن زمينه براي عرضه ي خدمات و تامين بهتر نيازهاي اساسي مردم و توسعه رفاه اجتماعي و اقتصادي، نظارت سياسي براي رسيدن به هدف هاي ملي و جلوگيري از ناهنجاري ها، ناراحتي ها، تجزيه طلبي ها ، فراهم کردن زمينه مساعد براي مشارکت مردم در سرنوشت خود. (حافظ نيا، 1379: 195)
اگر محله بندي شهر متناسب با معيارهاي واقعي شهرسازي (كمي و كيفي) صورت گيرد ميتواند زمينه هايي براي شكل گيري شورا و مديريت محله هاي كه از آن طريق ميتوان به مزاياي زير دست يافت: افزايش مشاركت شهروندان در مديريت شهري، انتخاب واقعي شوراي شهر و شهردار، كاهش هزينه هاي سنگين شهرداري در جهت كنترل توسعه ي فيزيكي شهر با انتخاب نگهبان و پليس محله، سهولت ارايه ي خدمات شهري و شكل گيري شوراي حل اختلاف (قضايي) محله باشد (پورمحمدي، 1388: نتيجه گيري).
5-3 مشکلات تقسيمات محله اي:
با توجه به اينکه اعمال تقسيمات شهري براي شهرها بدون مطالعه و بکارگيري اصول علمي، مشکلاتي را از جنبه هاي کالبدي، مديريتي و اجتماعي به بار خواهد آورد، لذا بررسي و ارزيابي معيارهاي مرزبندي کنوني اين تقسيمات نيز از اهميت فراواني برخورداراست تا ضمن ارزيابي ميزان کارايي معيارهاي قبلي به روش هاي صحيح تر و مناسب تر براي رسيدن به وضعيت مطلوب پيشنهاد گردد.
از زماني که شاخصهاي سياسي _ ادراي و شبکه هاي ارتباطي در مرزبندي محله ها به جاي شاخصهاي اجتماعي و فرهنگي به کار گرفته شد، مشکلات ظهور پيدا کرد.
با ورود اتومبيل به زندگي شهري (دوره معاصر) ، نظام محله بندي به ميزان زيادي بهم ريخته است. انسجام بسياري از محلات با احداث خيابان هاي عريض يا بزرگراه ها از بين رفته است. محلاتي كه تا چندي پيش اهالي آن براي انجام فرائض ديني خود در مسجد محله اجتماع مي كردند و حتي در خصوص حل مشكلات محله ي زندگي خود نيز به بحث و تبادل نظر مي پرداختند ، با عبور بزرگراه ها و خيابان ها از محله خود ، ناخواسته از هم تفكيك گرديده و بافت منسجم محله و ارتباطات بين هم محله اي ها از بين رفته است. اساساً با تضعيف مفاهيم محله و هم محله اي ، افراد ساكن در يك محل احساس تعلق چنداني به محله خود ننموده و طبيعتاً احساس مسئوليتي نيز در قبال مسائل محله خود نمي نمايند (دفتر برنامه ريزي عمران ي وزارت كشور، 1381). در کل ساختار محلات و نظام محله اي با احداث خيابانهاي چليپايي بر هم خورد و در محلات تازه تاسيس شده شهري، واحدهاي خدماتي در لبه محله و کنار خيابانهاي تازه احداث استقرار يافتند و در نتيجه خدمات به جاي درون محله، در حاشيه محله ارائه شدند (حبيبي، 1383: 162).
به طور کلي عناصر و ارزشهاي دگرگون شده در محلات جديد به علت تقسيمات جديد:
1. دگرگون بنيادي در شکل بافت محله 2.تغيير شکل شبکه ارتباطي در نتيجه استفاده از اتومبيل 3. کم شدن فضاي باز و سبز 4. کم شدن فضاي مفيد سکونتي 5. کم شدن اهميت مقياس پياده (مقياس انساني) 6. تغغير شکل و گسترش فعاليتهاي محله 7. ازبين رفتن حجاب سکونتي 8. کم رنگ شدن ارزشهاي فرهنگي (صمدي، 1372: 66).
طرح هاي توسعه و عمران شهرهاي جديد نيز به بحراني جديد در ارتباط با مفهوم محله مبتلا هستند و بي توجهي به پيشينه و ماهيت محلات سنتي ايراني و غلبه عوامل مادي بر عوامل معنوي طراحي و همچنين غلبه ماشين بر انسان در طراحي ها و تقسيمات شهري سبب شده است تا در فرآيند برنامه ريزي، طراحي و توسعه اين شهرها، مفهوم محله، مفهومي کاملا غريب و بي معنا باشد و تنها در حد يک واحد تقسيمات شهري به کار گرفته شود. بديهي است که نبود حداقل حيات محله اي، خود مي تواند عاملي محدوديت زا در ايجاد هويتي مستقل براي اين شهر باشد (سبحاني، 1385: 28 _29).
روشهاي محله بندي از سوي مشاوران در طرح تفصيلي نيز با مرزبندي اجتماعي هيچگونه تطابقي ندارد، از جانبي برنامه ريزي هاي بخشي و محدوده بندي نهادهاي مختلف جهت سهولت خدمات رساني هر يك از ضوابط خاصي تبعيت ميكند. بنابراين جهت محله بندي مناسب شهرها و به ويژه كلانشهرهاي كشور پيشنهادات زير ارايه مي شود:
1. براي نيل به محله بندي مطلوب شهري رعايت معيارهاي كمي شهرسازي لازم است اما كافي نيست چرا كه كيفيت زندگي بيشتر با معيارهاي ذهني) كيفي( مورد ارزيابي قرار ميگيرد فلذا رعايت نظر مردم نسبت به محله خود و مرزهاي محله از اهميت خاصي بهره مند ميباشد. بنابراين تركيب و تلفيق معيارهاي كمي و كيفي در تقسيم بندي شهر بسيار ضروري به نظر ميرسد.
2. قبل از هر گونه تقسيم بندي شهر (به ويژه شهرهايي مانند تبريز) بايستي شهر به بافتهاي فيزيكي نظير بافت تاريخي، قديمي و جزو آن و يا طبقات اجتماعي متمايز از هم تفكيك تا بر اين اساس نوع محله و كاربريهاي خاص آن معين شود.
3. به واسطه ي فقدان مطالعات محله و محله بندي پيشنهاد مي شود در دانشگاه هاي كشور در رشته ي شهرسازي و رشته هاي مرتبط به آن نظير جغرافيا و علوم اجتماعي و جزو آن واحد يا واحدهايي جهت تدريس و يا پژوهش به اين امر اختصاص يابد.
4. بكارگيري مدل در تقسيمات كالبدي شهر از طريق نرم افزارهاي رايانهاي نظير ميتواند از تشتت محله بندي (مانند طرح تفصيلي شهر تبريز) تا حد لزوم G.I.S كاسته و محاسبات گسترده معيارها را امكان پذير سازد.
5. براي تشويق مديريت شهري كشور به محله بندي پيشنهاد مي شود محله بندي شهر به عنوان يك ضريب ويژه در امتيازبندي درجات شهرداري شهرها و ساير امتيازات تأثيرگذار در استفاده از تسهيلات و امكانات دولتي لحاظ شود.
6. يكي از مهمترين عوامل تأثيرگذار در معيار شعاع دسترسي محله بررسي ساختار جمعيتي محله و الگوهاي سكونتي آن است كه در مطالعات بايستي به آن توجه شود.
7. با تضعيف نقش مدرسه به عنوان يك عامل انسجام بخش به نظر ميرسد عوامل ديگري نظير مسجد و مراكز چند نقشي نظير مجتمع هاي ورزشي و فرهنگي ميتواند جايگزين آن شود.
8. از آنجايي كه بر اساس قانون تقسيمات كشوري وزارت كشور و مركز آمار ايران و شهرداري مسئوليت محله بندي شهرها را بر عهده دارند پيشنهاد ميشود در تقسيمات كالبدي شهر از سوي مهندسان مشاور تهيه كننده، نظر همگي آنها در محله بندي لحاظ تا از اين طريق مرزهاي محله به كاربردي ترين سطح خود تقليل دهند.
9. اگر محله بندي شهر متناسب با معيارهاي واقعي شهرسازي (كمي و كيفي) صورت گيرد ميتواند زمينهاي باشد براي شكل گيري شورا و مديريت محله هاي كه از آن طريق ميتوان به مزاياي زير دست يافت: افزايش مشاركت شهروندان در مديريت شهري، انتخاب واقعي شوراي شهر و شهردار، كاهش هزينه هاي سنگين شهرداري در جهت كنترل توسعه ي فيزيكي شهر با انتخاب نگهبان و پليس محله، سهولت ارايه ي خدمات شهري و شكل گيري شوراي حل اختلاف (قضايي) محله(پورمحمدي، 1388: نتيجه گيري).
6-3 اسناد بالادست و قوانين مربوطه
مطابق آخرين اسناد توسعه شهري کلان شهر تهران، تغيير در تقسيمات شهري ضرورتي اجتناب ناپذير تلقي شده است. در اين اسناد تلاش گرديده متناسب با مقياس ها و دامنه مسئوليت ها تقسيمات شهري با نيازهاي مقتضي سازگار شود. معيارها و راهکارها اصلاح تقسيمات شهري به تفکيک مقياس بيشتر در اسناد سند راهبردي_ ساختاري توسعه و عمران شهر تهران و الگوي توسعه مناطق و طرح تفضيلي مناطق 22 گانه

پایان نامه
Previous Entries منبع پایان نامه ارشد درباره دوران باستان، سلسله مراتب، شهر اصفهان، شبکه معابر Next Entries منبع پایان نامه ارشد درباره برنامه چهارم توسعه، برنامه پنجم توسعه، عدم تمرکز، شاخص توسعه