منبع پایان نامه ارشد درباره مشارکت مردم، توسعه شهر

دانلود پایان نامه ارشد

اي شهر را نيز نابود نموده ايم. در نهايت بهتر است به جاي افزايش محلات شهري، محلات موجود شهر را سامان دهيم و اگر مي خواهيم تقسيم بندي جديدي داشته باشيم، خصوصيات مربوط به محله را رعايت کنيم و آنها را از بين نبريم و به جاي تقسيم بندي شهر تهران به شهرهاي بزرگ، بهتر است بر خودگرداني مناطق شهر تهران تاکيد کنيم و شهرداري هاي مناطق را تقويت نمائيم.
3-2-10-1 مرکز مطالعات و برنامه ريزي شهر تهران در سال 1370 گزارشي با عنوان گزارش بررسي تقسيم بندي محله اي شهر تهران داشته است که در اين گزارش فلسفه تقسيم بندي شهر در فصل اول مورد مطالعه قرار گرفته است. در فصل دوم عوامل دخيل در تقسيم بندي محلات تهران در گذشته مانند عوامل سياسي، عوامل تجاري، عوامل جمعيتي، عوامل فرهنگي و عوامل طبيعي و در فصل سوم تقسيم محلات در دهه هاي اخير را مورد توجه قرار داده و عنوان مي شود که که در دوران معاصر شاهد جدايي گزيني محله اي طبقات ثروتمند و مرفه و فقير هستيم و رفته رفته محله به عنوان واحد اصلي ساخت جامعه از اعتبار افتاده است و همبستگي بين ساکنان محله رو به ضعف مي باشد و دو عامل جمعيت و مساحت عامل مهمي در تقسيم بندي محلات در دهه هاي اخير گرديده است.
و در نهايت نتيجه گيري مي شود که جمعيت و مساحت شهر تهران در دوران معاصر افزايش يافته است و مراکز شهري تجريش و ري نيز بهم متصل گرديده اند و شهر گسترش کالبدي داشته است. از سويي ديگر نحوه تقسيمات محله بسيار مهم تلقي مي گردد و متاسفانه ملاک اصل و مهم در تقسيم بندي محلات را جمعيت خلاصه شده و به ملاکهايي که در ماده 2 قانون تشکيل شوراي شهري و نحوه اداره شهر تهران براي تقسيم محلات در نظر گرفته شده، توجهي نشده است زيرا محلات تنها بر اساس عامل جمعيت شکل نگرفته اند بلکه عوامل ديگري نيز در شکل گيري آنها دخيل ميباشند و بنابراين طبق آن عوامل مساحت محلات معين شده است و ثانيا سازمانها و مراکز خدماتي که حيطه عملکرد آنها محلات است در حد اين محلات امکاناتي را برنامه ريزي کرده اند و تغيير محلات باعث سردرگمي آنها در برنامه ريزي خواهد شد.

11-1 نتيجه گيري:
با توجه به نتايج حاصل از مطالعات انجام شده، تاکنون در تقسيمات محله اي به معيارهاي و شاخص هاي کالبدي و اداري توجه شده است که امروزه باعث گسستن روابط اجتماعي بسياري از محلات گشته است. مطالعاتي هم در جهت شناخت معيارهاي تقسيم بندي محلات در دوران مختلف صورت گرفته است که به توصيف شکل و نوع محله ها در دوران مختلف پرداخته اند و عوامل ايجاد ناپايداري در اين محله ها را شناسايي کرده اند.
در اين پژوهش دانشگاهي بيشترين تاکيد بر روي شاخصهاي اجتماعي و فرهنگي مي باشد. استفاده از شاخصهاي اجتماعي _ فرهنگي در مرزبندي محله هاي منطقه 1 شهر تهران، به ويژه با تاکيد بر همبستگي اجتماعي و تعلق مکاني، کارائي بيشتري نسبت به شاخصهاي کالبدي و اقتصادي دارند.
در اين کار ميداني سعي مي شود تا با مطالعه و بررسي روند تغييرات تقسيمات محله اي در تهران، به ويژه منطقه 1 شهرداري تهران و تعيين عوامل تاثيرگذار بر آن و شاخص سازي، الگوي بهينه براي دستيابي به پايداري شهري ارائه شود.

11-1 واژگان کليدي:
مديريت شهري، توسعه پايدار شهري، مديريت محله اي، برنامه ريزي محله محور ، محله، تقسيمات محله اي (محله بندي)، منطقه يک شهرداري تهران.

فصل2: مباني نظري

1-2 مفاهيم:
1-1-2 توسعه پايدار شهري:1
واژه توسعه پايدار را اولين بار به طور رسمي برات لند در سال 1987 در گزارش (آينده ي مشترک ما) مطرح کرد. اين واژه در مفهوم گسترده آن به معني” اداره و بهره برداري صحيح و کارا از منابع پايه، طبيعي، مالي و نيروي انساني براي دستيابي به الگوي مصرف مطلوب است که با به کارگيري امکانات فني و ساختار و تشکيلات مناسب براي رفع نياز نسل امروز و اينده به طور مستمر و رضايت بخش” امکان پذير مي شود. (مکنون، 1374: 5)
جامع ترين و علمي ترين تعريف توسعه پايدار کمسيون برات لند:” توسعه اي که در جهت رفع نيازهاي نسل کنوني باشد، بدون اينکه توانايي هاي نسل آينده را در رفع نيازهايشان کاهش دهد.” توسعه پايدار بر حفاظت از محيط زيست، اقتصاد پايدار، رفاه افراد فقير، امکان بهبود استانداردهاي زندگي و استفاده درست و بهينه از منابع مي باشد(نمازي، 1374: 44).
نظريه توسعه پايدار شهري، حاصل بحثهاي طرفداران محيط زيست درباره مسائل زيست محيطي به خصوص محيط زيست شهري است که به دنبال نظريه ي توسعه پايدار براي حمايت از منابع محيطي ارائه شد. در اين نظريه موضوع نگهداري منابع براي حال و آينده از طريق استفاده بهينه از زمين و وارد کردن کمترين ضايعات به منابع تجديدپذير مطرح است(Blowers, 1994: p.6) .
در توسعه پايدار شهري مسائلي مانند: جلوگيري از آلودگي محيط شهري، کاهش ظرفيتهاي توليد محيط محلي، حمايت از بازيافتها ، عدم حمايت از توسعه هاي زيان آور و از بين بردن فقر مطرح است (Clark, 1992 :pp.140_147).

2-1-2 مديريت شهري: 2
شهر که يک زيستگاه پيچيده و متنوع است که با مديريت شهري سامان مي يابد و از اين رو نياز است تا با برنامه هايي دقيق براي رشد و توسعه ي آينده ي شهر و با طرح هايي کارا به حل مسائل و مشکلات کنوني پرداخت. ” از اين رو مديريت به معناي کار کردن با افراد و گروه ها براي رسيدن به مقاصد سازماني است که وظايف آن برنامه ريزي، سازماندهي، نظارت و انگيزش مي باشد.” (سعيدنيا، 1379: 19 _ 20).
مديريت شهري يکي از ابعاد مديريت علمي است. يعني فرآيندي که در سطح شهر کوچک و چه بزرگ فعاليت مي کند. در مديريت شهري موفق، مدير بايد بتواند با تاکيد بر منابع درآمدي پايدار شهري از عهده هزينه ها برآيد و با کارآکردن سازمان و کاستن از بار هزينه اي، ضمن اداره سازمان، خواست عمومي را نيز تامين نمايد.” (رفيعيان و ديگران، 1390: 43).
در تعريف عملياتي مديريت شهري شامل مديريت و بهبود سرمايه گذاري هاي زير بنايي، ارائه و توزيع خدمات اجتماعي، برنامه ريزي توسعه فيزيکي و استراتژيک شهر و افزايش رضايت شهروندان و افزايش مشارکت مردمي در اداره ي امور شهر مي باشد (Simpson, 2005: 34).
تعريف مديريت شهري امروز به گفتة لوئيس مامفورد3، نظارت برجان مردم شهرها به عنوان جوهرة تعريف شهر است . اگر چه برنامه هاي توسعه شهري ، ساختار آينده شهرها را ترسيم مي كند، ولي به جريان انداختن روال مناسب زندگي در شهرها بر عهدة مديريت شهري است ( شيعه ، 1382 : 47 ).
” مديريت شهري را مي توان سازماني فراگير و در برگيرنده اجزاي رسمي و غير رسمي موثر و كارامدي دانست كه در ابعاد مختلف اجتماعي ، اقتصادي و كالبدي حيات شهر تاثير دارند و با ماهيت چند عملكردي در حوزه سياستگذاري برنامه ريزي و اجرا بر آن هستند تا به اداره ، هدايت ، كنترل و توسعه همه جانبه و پايدار شهر بپردازند و افزايش كيفيت زندگي شهروندان و رفاه شهروندي را محقق گردانند.” (هاشمي، 1390 : 15).
” مديريت شهري عبارت از سازماندهي عوامل و منابع براي پاسخگويي به نيازهاي ساکنان شهر است.” (صرافي و ديگران ، 1379 : 70- 81 ).
” مديريت‌ شهري‌ به‌عنوان‌ چارچوب‌ سازماني‌ توسعه‌ شهر به‌ سياستها، برنامه‌ها و طرحها و عملياتي‌ اطلاق‌ مي‌شود که‌ در پي‌ اطمينان‌ از تطابق‌ رشد جمعيت‌ با دسترسي‌ به‌ زيرساختهاي‌ اساسي‌ مسکن‌ و اشتغال‌ هستند. ” (داداش پور ، 1380 : 2).
” مديريت شهري نوين عبارت است از اداره امور شهري به منظور رشد پايدار مناطق شهري در سطح محلي ( با در نظر داشتن و تابعيت از اهداف و سياست هاي ملي اقتصادي و اجتماعي كشور ) ” (رضويان ، 1381 : 46).
هدف سيستم مديريت شهري به مثابه جزئي از سيستم حکومتي، اداره امور شهرهاست و هدف سيستم مديريت شهري در جهت اهداف ملي بوده و با آن همسو است و از کليات آن تبعيت مي کند. به همين دليل است که برنامه هاي اين سيستم براي ساماندهي امور شهر، به طور کلي در چارچوب برنامه هاي کلان و قوانين جاري کشور تدوين مي گردد (مرکز مطالعات و برنامه ريزي شهر تهران، 1389: 70).
گونه هاي مديريت شهري يا به شکل متمرکز است يا نا متمرکز، که در سيستم متمرکز تمام تصميم گيري ها توسط حکومت مرکزي است و مردم مشارکتي ندارند و تمرکز امور در اين سيستم باعث کندي کارها و تصميم گيري ها مي شود و عدم نظارت بر عملکرد مسئولان امور ديده مي شود.
در سيستم نا متمرکز انجام امور به سازمانهاي مرکزي، منطقه اي و محلي سپرده مي شود و استقلال دارند و مشکلات با سرعت بيشتري حل مي شوند و مشارکت مردم نيز بيشتر است اما گاهي باعث استبداد و خودکامگي مقامات محلي مي شود. گونه اي از مديريت به نام مديريت مستقل در شهرهاي بزرگ دنيا ديده مي شود که اکثرا مديريتي مستقل، مقتدر و مردمي دارد. (سعيدنيا، 1379: 55 _ 60).
3-1-2 محله: 4
در لغت نامه دهخدا محله به معناي کوي، برزن، يک قسمت از قسمت شهر و يا قريه آمده است و در لغت نامه ي معماري و شهرسازي نيز به معناي کوچک ترين واحد شهري مشتمل بر چند کوچه، دکان، بازارچه و مسجد که اهالي آن به دليل اشتراک زبان، شغل، مذهب، نژاد و تاريخ با يکديگر احساس پيوستگي خاص دارند و از نظر تاريخي و اجتماعي و خدمات شهري قابل تفکيک باشد (مهندسين مشاور شاران، 1388: 49).
در تعاريف محله تنوع زيادي به چشم مي خورد. اغلب متخصصين در تعريف خود از محله يا بر عوامل کالبدي و فيزيکي تکيه نموده اند و يا بر عوامل اجتماعي و فرهنگي همچون اشتراکات فرهنگي، ديني_ مذهبي، زباني و … تاکيد کرده اند که اين موضوع ناشي از ماهيت خود محله است که ماهيت اجتماعي و کالبدي را تواما دارد (رباني، 1385: 156).
در اوايل قرن بيستم رابرت ايزرا پارك 5و برگس6 محله را يك واحد اجتماعي و اكولوژيكي قابل برنامه ريزي تعريف نمودند (Randolph, 1984, P. 5). از جانبي كلر محله را مكاني با مرزهاي فيزيكي و عادي ( (Keller, 1968, P. 89 و موريس7 و هس8 محله را از اجتماع مكان و مردم با حس مشترك در يك محدودهاي كه به سهولت براي مردم قابل تردد باشد، معرفي نمودند (Morris and Hess, 1975, P. 6) اما محله در شهرسازي امروزه بيشتر با طرح واحد همسايگي كلرنس پري9 در سال 1926 شهرت يافته است، طرحي كه بيشتر با كاربريهاي اختصاصي نظير يك مدرسه ي ابتدايي در مركز محله توأم با چند مغازه و زمين بازي و ورزشي در فاصله ي مناسب دسترسي (با پاي پياده ) براي كل محلات و يك واحد مذهبي و سالن اجتماعات و استخر شنا براي محلات پر درآمد و يك موزه و تئأتر براي محلات پرتراكم شهري سعي در ارتقاء كيفيت زندگي شهري داشت (وزين، 1378: (140- 14.
در ساده ترين تعريف، محله از خانه هاي مجاور هم در يک فضاي جغرافيايي خاص تشکيل مي شود. خانواده ها نسبت به محله مسکوني همان احساس خانه مسکوني خود را دارند و با ورود به محله، خود را در يک محيط آشنا و خودي مثل خانه روبرو مي بينند. کلاد براون10 با توجه به شرايط زندگي در هارلم نيويورک چنين مي نويسد:” من همواره هارلم11 را به مثابه خانه خودم مي پندارم و براي من خانه همان خيابانهاست.” اين بيان معرفي قوي از مفهوم محله و تعلق خاطر به فضاي محله است.
(Claude Brown, 1965, Manchild in the promised land)
محله يکي از تقسيمات کوچک شهر و به عنوان سلول زندگي حيات شهري مي باشد و جزئي از سازمان فضايي شهر است که در آن روابط افراد به شکل رو در رو مي باشد و محله ممکن است با توجه به هرکدام از جنبه ها ومعيارهاي زير تعريف گردد: 1. مناسبات اداري: بوسيله ي مرزها و محدوده ها 2.زيبايي شناختي: بوسيله ي ويژگيهاي بارز و قدمت توسعه 3. اجتماعي: از ديد و نگاه ساکنين در محله 4. عملکردي: بوسيله ي محدوده ي خدماتي 5. زيست محيطي: بوسيله ي فضاهايي با ترافيک آرام و روان و کيفيت بالاي زيست محيطي.(Borton, 2003: 16_17)
محله از تجمع، پيوستگي کم يا زياد، معاشرت نزديک، روابط محکم همسايگي و اتحاد غير رسمي ميان گروهي از مردم بوجود مي آيد و شرايط لازم براي تشکيل يک محله شهري عباتند از:
1. دارا بودن يک حوزه جغرافيايي از شهر
2.پيدايش

پایان نامه
Previous Entries منبع پایان نامه ارشد درباره مشارکت مردم، دانشگاه تهران، دوران باستان، کلانشهر تهران Next Entries منبع پایان نامه ارشد درباره مشارکت مردم، سلسله مراتب، درآمد سرانه، کانون توجه