منبع پایان نامه ارشد درباره مذهب شیعه، دولت صفوی، تاریخ اسلام، صائب تبریزی

دانلود پایان نامه ارشد

صرف اشاعه آیین تشیع و تشویق روحانیانی که از اصول و قوانین آن مطلع بودند می گردند».
در ایران امروز رابطه نزدیک میان شعر و ادبیات از یک سو و عرفان از سوی دیگر چنان مشهود است که نابودی یکی باعث انقراض آن دیگری می شود. به همین دلیل در دوران صفویه دانش و فرهنگ، شعر و عرفان کاملاً در ایران محو شد و رواق ها، خانقاها، عزلتگاها و خانه های درویشان چنان منهدم شد که امروزه در سراسر ایران نامی از این بناهای خیریه به گوش نمی خورد. یکی دیگر از علل کمبود شاعران در عهد صفویه ـ شاهان صفویه برای شاعران مدیحه سرا ارزش کمی قائل بودند(براون، 1369، 2-41).
3-6-3-سبک هندی
با دگرگونی اجتماعی و سیاسی که در جامعه ایرانی روی داد و سلسله صوفیان صفوی روی کار آمد و با این انقلاب، انقلاب دیگری نیز در حوزه فرهنگ و ادب ایران رخ داد. حکومت صفوی که با ایدئولوژی مذهبی روی کار آمده بود باعث تغییر تفکر و بیان یعنی تغییر سبک گردید که بعدها به سبک هندی مشهور شد.
سبک هندی از اوایل سدۀ یازدهم متداول شده و تا دوره ای که به بازگشت ادبی شهرت یافته، رواج داشته است. خاستگاه این شیوه که به غلط «سبک هندی» خوانده شده، ایران بوده است. دلیل این نامگذاری جعلی را شاید بتوان چنین توجیه کرد که پیشگامان سبک مزبور، یعنی نوعی خبوشانی، نظیری نیشابوری، ظهوری ترشیزی، ملک قمی، سنجر کاشانی، طالب آملی و تعدادی دیگر به هند کوچیده و در همان سرزمین دیده از جهان پوشیده اند. گذشته از اینان کسانی بوده اند که میان دو کشور رفت و آمد می کرده اند، مانند حکیم رکنا و شاپور طهرانی، یا شعرایی چون صائب که چند سال در آن دیار گذرانده و به وطن بازگشته اند.
نوآوری سخنسرایان ایرانی چون جایی برای خود باز کرد و مورد توجه سلاطین و امرای هند قرار گرفت. شعرای هندی تبار نیز به پیروی از آنان به همان طرز سخن گفتند.
در سال 1034 که صائب به کابل و سپس به هندوستان رفته و ظاهراً تا چند سال بعد این شیوه هنوز قبول عام نیافته بود:
چون به هندوستان گوارا نیست صائب! طرز تو بـه کــه بفـــرستی به ایران، نسخه اشعار را
می بری صائب! ز هندوستان به اصفاهان سخن گــوهر خـود را ز بیقدری به معدن می کشی
استاد احمد گلچین معانی در آخرین تألیف خود به نام تحفه گلچین درباره منشاء اصطلاح سبک هندی چنین نوشته اند: «اصطلاح ناخوش سبک هندی را نخستین بار استاد حیدرعلی کمالی _م. 1325 شمسی) در منتخبات اشعار صائب، چاپ تهران، 1305 صفحه 10عنوان کرده است(قهرمان، 1387، 1).
پس از کمالی مرحوم ملک الشعرای بهار در سال 1310 ضمن خطابۀ مفصلی که ماحصل آن در مجلۀ ارمغان چاپ شد، اصطلاح سبک هندی را به زبان آورد و سپس در کتاب سبک شناسی (ج3، ص318) اشاراتی بدان کرد و یادآور شد که «مؤلفان تاریخ ادبی، خلاصه آن خطابه را بدون ذکر نام او در کتب خود شکسته و بسته درج نمودند».
بر اساس آنچه گذشت اصطلاح سبک هندی جز آنکه ناخوشایند است، با واقعیت هم سازگار نیست(قهرمان، 1387، 2).
3-6-4-عوامل پیدایش سبک هندی یا طرز نو
نخست باید گفت که این شیوه سخنسرایی نامی خاص نداشته است و گویندگان آن از آن به عنوان طرز یا طرز نو نام برده اند:
میــان اهـــل سخن، امتیازِ من صائب! همیــن بس است که با طرز آشنا شده ام
به طرز تازه قسم یاد می کنــم صائب! کـه جای طالب آمل در اصفهان پیدایست
(قهرمان، 1387، 2)
3-6-4-1- مذهب
گفتیم که سلسله صفوی با رواج مذهب شیعه در ایران دیگر به شعر مدحی توجهی نداشتند لذا شاعران به دنبال قصیده و شعر مدحی نرفتند. از این رو توجه شاعران به امور جزئی و پند و اندرز و توصیف و بیان امور طبیعی و تبدیل موضوعات کهن به مضامین تازه معطوف شد و شعر از دربار بیرون آمد.
3-6-4-2- سفر به هند
گرایش شاعران به هندوستان ـ هندوستان به خاطر حمایت و تشویق سخاوتمندانه، اکبر، همایون و جانشینانش تا عهد اورنگ زیب و نجبا و بزرگانی که در قسمت اعظم قرون شانزدهم و هفدهم میلادی عده ای از باذوق ترین شاعران ایرانی را به خود جلب کرد که در آنجا تحسین می شدند. و در کشور خود از آن محروم بودند تا جایی که شبلی پنجاه و یک نفر را نام می برد که در زمان اکبرشاه از ایران به هندوستان آمدند و در دربار راه یافتند. شبلی اشعار بی شماری را نقل می کند که طی آن نشان داده می شود چقدر آرزوی هندوستان رفتن و در آنجا به خوشبختی رسیدن در میان شعرای ایران رواج داشته است.که آن را در شعر خود نیز عنوان کرده اند.
صائب:
همچو عزم سفر هند که در هــــر دل هست رقص سودای تو در هیچ سری نیست که نیست
ابوطالب کلیم:
اسیــــــر هنــــدم و زیـــن بیجـــا پشیمانم کجـــا خواهد رساند برفشانی مرغ بسمل را
بایران می رود نالان کلیم از شوق همــــراهان بپای دیگران همچون جرس طی کرد منزل را
ز شوق هند زان سان چشم حسرت بر قفا دارم کـــه روهم گــر براه آرم نمی بینم مقابل را
و همچنین علی قلی سلیم می گوید:
نیست در ایـــــــران تحصیـــــــل کمـــال تــا نیامد سوی هندوستان حنا رنگین نشد
(براون، 1369، 6-174)
از این رو دربار دهلی جایی شد که زبان فارسی رایجتر از دربار اصفهان بود. تا جایی که حتی شاه دهلی و درباریان نیز به فارسی صحبت می کردند و شاعران پس از کسب شهرت و ثروت و آشنایی با تفکرات هندوان به ایران باز می گشتند.
3-6-4-3-توسعه اصفهان
با روی کار آمدن شاه عباس صفوی و انتقال پایتخت از قزوین به اصفهان و ساخت بناهای متعدد فرهنگی در اوایل قرن یازدهم هجری اصفهان را به صورت یکی از پایتخت های زیبای دنیای آن روز درآورده بود.
شاه عباس گروهی از ارامنه را به مرکز ایران کوچانید و آنها را در جلفای اصفهان مسکن داد. ارامنه در امر تجارت و آبادانی کوشیدند و به رونق اصفهان کمک شایان توجهی کردند.
3-6-4-4-رفاه اقتصادی
شاه عباس به راه ها اهمیت فراوانی می داد به تجارت و آبادانی می رسید، و چون خود به سیاحت می پرداخت خود او بهترین نگهبان راهها بود، ایجاد کاروانسراهای شاه عباسی، مخصوصاً در راههای کوهستانی و کم آب، تأثیر فراوانی در بهبود تجارت داشت.
3-6-4-5-علاقه شاهان صفوی به فرهنگ
نیمه اول عصر صفوی یکی از بارورترین اعصار هنر ایرانی است، شاخه های گوناگون هنر، از قبیل نقاشی، معماری، منبت کاری، خوشنویسی و … همه در این دوره از کمال لطافت برخوردار است. نقاشی عصر صفوی اوج نقاشی در تاریخ اسلامی است و نقاشان بنامی چون بهزاد قاسم علی چهره گشا و … در این دوره می زیسته اند.
3-6-5-زندگی صائب
میرزا محمد علی صائب تبریزی، سرشناس ترین غزلسرای قرن یازدهم هجری و یکی از بزرگترین شاعران ایران، در حدود سال 1000 هجری در تبریز زاده شد. پدر او، میرزا عبدالرحیم، از بازرگانان معتبر بود. خانواده صائب جزو هزار خانواری بود که به فرمان شاه عباس اول پس از فتح تبریز به سال 1012 به اصفهان کوچیده اند و در محله عباس آباد سکنی گزدیدند. محمد علی در این شهر پرورش یافت و بزرگ شد و در پایتخت به تحصیل علوم متداول عصر خود پرداخت. (قهرمان، 1387، 12) در آغاز جوانی احرام سفر حج در میان بست و پس از زیارت خانه خدا به آستان بوسی حضرت رضا (ع) که سالهای قبل یک بار آن را بوسیده بود مشرف گشت:
شکر لله کـــه بعـــد از سفر حج صائب عهد خود تازه به سلطان خراسان کردم
(فیروزکوهی، 1379، 8)
در اینکه صائب زاده تبریز است شکی نیست خود او نیز می فرماید:
صائـــب از خـــاک پــاک تبـــریز است هست سعـــدی گـــراز گــــل شیـــراز
(فیروزکوهی، 1379، 7)
در بهار سرخرویی همچـو جنت غوطه داد
فکـر رنگیــن تـــو صائب! خطه تبریز را
تا قیامت گر به من صائب بنازد، دور نیست
کی چو من آتش زبانی کشور تبریز داشت؟
ز حسن طبع تو صائب ـ که در ترقی باد ـ
بلنــد نـــام شــد از جملـه شهرها، تبریز
ز خاک پاک تبریز است صائب! مولد پاکم
ازان بــا عشقباز شمس تبریزی سخن دارم
(قهرمان، 1387، 12)
صائب چون به اصفهان برگشت و چندی در آنجا اقامت کرد و در سال 1534 قمری از اصفهان عازم هندوستان شد، در آن روزگار سفر به هند در میان طبقه جوان اعم از شاعر و هنرمند و تاجر و سیاح رسمی دایر و جاری بود.
در سال 1034 از اصفهان بیرون رفت. آنچه با خود از وطن می برد دفتر شعری بود در کابل طفرخان والی آنجا به تکریم او پرداخت و در سایه دوستی و اعزاز او به مرتب کردن آن پرداخت و اولین دیوان اشعار خود را سامان داد:
چون زلف سنبل اوراق من پریشان بود نـــداشت طـــــره شیرازه روی دیوانم
تو غنچه ساختی اوراق بـــاد برده من وگــــرنــــه خار نمی ماند از گلستانم
(فیروزکوهی، 1387، 8)
صائب در معیت احسن الله تربتی ملقب به طفرخان به اگراه و لاهور و برهانپور و کشمیر سفر کرد. در برهانپور به او بسیار بد گذشت زیرا در این شهر که هوای پر گرد و غباری داشت رنج بسیار دید:
توتیــــا ســـازد غبار اگـــراه و لاهور را چشم من تا خاکمال گرد برهانپور خورد
نوشته اند وقتی که صائب در برهانپور بود به او خبر دادند که پدرش از اصفهان به دنبال او به اگره آمده است. وی قصیده ای به مدح طفرخان می سراید و از او اجازه بازگشت به وطن می خواهد:
شش سال بیش رفت که از اصفهان به هند افتـــاده است تـــوسن عــزم مرا گذار
هفتاد ساله والد پیــــری است بنـــده را کـــز تـــربیت بود به منش حق بیشمار
آورده است جــز بــــه گستاخ شوخ من از اصفهــان به اگره و لاهوررش اشکبار
دارم امیــــد رخصتی از آستـــان تــــو ای آستـــانت کعبـــه امیـــــد روزگار
صائب پس از مدتی اقامت در کشمیر به همراه پدرش عازم ایران شدند.
مجموع سالهای اقامت او در هند حدود نه سال بود(فیروزکوهی، 1387، 9).
صائب مدتی در مشهد، قم، قزوین، اردبیل، یزد و تبریز نیز بسر برده است و قبل از سفر به هند مدتی در افغانستان سکنی گزیده، کابل و هرات را نیز سیاحت نموده است. در هند نیز از ایکر آباد و دکن و کشمیر و برهانپور می توان نام برد که صائب آنجا بوده است(حسینی اشکوری، 1385، 3).
3-6-5-1-نگرش کلی به عصر صائب
صائب که بین سالهای 1081-1010 هجری می زیسته است که از نظر تاریخی بخش مهمی از دوره صفوی و از زمان سلطنت شاه عباس کبیر تا سلطنت شاه سلیمان را در بر می گیرد ،دوره ای که شاه عباس کبیر نظام درباری و اجتماعی والایی را در آن به وجود آورده بود و یکی از دوره های باشکوه تاریخ ایران شمرده می شود و در عین حال با بی نظمی ها و کشتارهایی که پادشاهانی چون شاه صفی و شاه سلیمان در آن انجام دادند یکی از دوره های سیاه این تاریخ است .دولت صفوی و استقرار مذهب شیعه که به نوبه خود تاثیرات فراوانی در رویدادهای مهم این دوره تا پایان دولت صفوی بر جای گذاشت زیرا ترویج تشیع ،اختلافات جهان اسلام را دامن زد و خط مشی و مسیر سیاست دولت عثمانی را تغییر داد و ترکان عثمانی به منظور پیشگیری از تجاوز صفویان بر ایالت های عرب زبان اسلامی ،یعنی سرزمینهای عراق و شام و حجاز و مصر بسیاری از نیروهای خود را در گرفتن آن ایالات و انضمام آن به قلمرو خویش به کار بردند(طاهری،1354،173).
3-6-5-2-اوضاع سیاسی عصر صائب
عصری که صائب در آن زندگی می کرد در واقع نوعی از آرامش نسبی بر جامعه آن زمان که ناشی از همان نظم اداری و سیاسی که شاه عباس مجری و طراح آن بود بهرمند بود که دوران کودکی و جوانی صائب معاصر با حکومت همین شاه عباسی کبیر است «او جوانی جسور و باهوش و در عین حال بی رحم بود که در مدتی کوتاه همه مدعیان را از میان برداشت و استقلال سیاسی و وحدت ملی ایران پس از انقراض ساسانی به همت این پادشاه تجدید شد و دولت ایران به راهنمایی عقل و تدبیر او در سیاست داخلی و خارجی راه تازه ای را در پیش گرفت که مایه قدرت و شهرت آن در

پایان نامه
Previous Entries منبع پایان نامه ارشد درباره نهج البلاغه، دیوان صائب، صائب تبریزی، دانشگاه آزاد اسلامی Next Entries منبع پایان نامه ارشد درباره اسلوب معادله، شعر فارسی، دیوان صائب، شفیعی کدکنی