منبع پایان نامه ارشد درباره مدیریت دانش، انتقال دانش، چرخه مدیریت دانش، ایجاد دانش

دانلود پایان نامه ارشد

را تقویت می کند و منجر به نوآوری می شود.
• اجازه دهید عقاید اصیل و شرافتمندانه ازهر جایی به ما برسند ( ریگ ودا) .
• یک چرخ به تنهایی یک ارابه را به حرکت در نمی آورد.
2-2-18-3- تئوری مدیریت دانش جامعه گرا
هویت (2004) می گوید که موضوع مدیریت دانش پیوند مردم به مردم و مردم به اطلاعات برای خلق مزیت رقابتی است. شکل زیر تئوری مدیریت جامعه گرا را نشان می دهد :

نمودار شماره (2-2) : تئوری مدیریت دانش جامعه نگر

منبع : هویت (2004)
2-2-19- مدل های مدیریت دانش
در این بخش به منظور سنجش آمادگی سازمان برای استقرار مدیریت دانش به بررسی چند مدل می پردازیم. تاکنون 28 مدل در مورد مدیریت دانش ارائه شده است. این مدل ها شامل دو تا هشت مرحله هستند و بیشتر آنها از نظر محتوایی، تقریباً مشابه یکدیگرند، اما دارای واژه ها و فازهایی با ترتیبات متفاوت می باشند. در این مدل ها، فرض بر این است که مراحل و فعالیت ها، اغلب هم زمان، گاهی اوقات پی در پی وبه ندرت در یک ترتیب خطی قرار دارند.
2-2-19-1- مدل عمومی دانش در سازمان
این مدل درسال 1999 توسط نیومن و کنراد36 ارائه گردید.
مدل عمومی دانش در سازمان شامل چهار فعالیت زیر می باشد :
الف ) ایجاد دانش : این مرحله دربرگیرنده فعالیت هایی است که مرتبط با ورود دانش جدید به سیستم است که شامل توسعه، کشف و تسخیر دانش می شود.
ب) حفظ و نگهداری دانش : که اشاره به حافظه سازمانی دارد به عبارت دیگر توانایی سازمان برای حفظ و نگهداری دانش که دینگ و کاربی (1999) به آن اشاره می کنند.
ج ) تبدیل و انتقال دانش : اشاره به فعالیت هایی دارد که در ارتباط با جریان دانش از یک بخش یا یک نفر به بخش یا نفری دیگر را شامل می شود و شامل ارتباطات ترجمه، تبدیل، تفسیر و تصفیه دانش می شود.
د ) به کارگیری دانش : شامل فعالیت هایی می شود که در ارتباط با اجرای دانش در فرآیندهای سازمانی هستند ( ابطحی و صلواتی، 1385، ص 48 ).
2-2-19-2- مدل هیسیگ
مدل هيسيگ37 (2000) از چهار فرآيند زير تشكيل شده است:
ایجاد دانش : اين امر به توانايي يادگيري و ايجاد ارتباط بر‏مي‏گردد. در اين قابليت، ايجاد ارتباط بين ايده‏ها و ساختن ارتباط هاي متقاطع با ديگر موضوعات، از اهميت كليدي برخوردار است.
ذخيره دانش : دومين عنصر مورد نياز مديريت دانش است كه از طريق آن، قابليت ذخيره سازمان يافته‏اي كه امكان جستجوي سريع اطلاعات، دسترسي به اطلاعات براي ديگر كاركنان و تسهيم موثر دانش فراهم مي شود، به وجود مي آيد. در اين سیستم بايد، دانش هاي لازم به آساني براي استفاده همگان ذخيره شود.
نشر دانش : اين فرآيند به توسعه يك همكاري جمعي كه در آن افراد به عنوان همكاران در جهت دنبال كردن اهداف مشترك، احساس پيوستگي به هم داشته و در فعاليت هايشان به يكديگر وابسته‏اند،كمك مي كند.
بكار بردن دانش : چهارمين فرآيند، از اين ايده آغاز مي شود كه ايجاد دانش، بيشتر توسط كاربرد عيني دانش جديد ميسر است، اين عنصر، دايره فرايند مركزي مديريت دانش را تكميل مي كند.
2-2-19-3- مدل نوناكا و تاكوچي
محققان ژاپني مديريت، نوناكا و تاكوچي38 تاثير بسياري بر مباني مديريت دانش داشته اند. مفهوم دانش پنهان و دانش آشكار توسط نوناكا براي طرح ريزي نظريه يادگيري سازماني معرفي شده است. در اين تقسيم بندي، با توجه به همگرايي بين شكل هاي پنهان و آشكار دانش، آنان مدلي را پايه‏گذاري كرده‏اند كه به نام خودشان معروف شده است.
اين مدل بر خلاف مدل هاي پيشين، تمركز خود را بر دو نوع دانش آشكار و نهان مبذول داشته، به نحوه تبديل آنها به يكديگر و نيز چگونگي ايجاد آن در تمامي سطوح فردي، گروهي و سازماني توجه دارد. در اين مدل پويا، نحوه استفاده و تبديل اين دو دانش و چگونگي مديريت دانش در اين زمينه، به صورت حركت مارپيچي(حلزوني) مطابق شكل شماره3-2 فرآیندی مستمر فرض شده است.

نمودار شماره 2-3. مدل حلزونی مدیریت دانش نوناکا و تاکوچی

همچنين در تفكر مذكور، فرض بر اين است كه تنها افراد، به وجود آورنده دانش هستند. بنابراين، فرآيند توليد دانش سازماني، مي بايست به عنوان فرآيندي مستمر باشد كه در آن، دانش ايجاد شده توسط افراد، به طور سازماندهي شده‏اي، تقويت و هدايت شود.
بر پايه مدل مدل نوناكا و تاكوچي مراحل زير براي انتقال (تبديل) اين دو نوع دانش، در سطوح گوناگون سازمان انجام مي‏شود:
اجتماعي نمودن )پنهان به پنهان) : انتقال دانش نامشهود يك فرد به فرد ديگر، براي انجام موثر اين فرآيند بايد ميان افراد، فرهنگ مشترك و توانايي كار گروهي ايجاد شود. كه با استفاده از نظريه هاي اجتماعي و همكاري ميسر مي شود. نشست گروهي كه تجربيات را توضيح داده، درباره آن بحث مي‏كند، فعاليتي است، كه در آن اشتراك دانش پنهان مي تواند رخ دهد.
بيروني سازي (نهان به آشكار) : تبديل دانش نامشهود به دانش مشهود. فرد مي تواند دانش خود را در قالب مطالب منظم، سمينار،كارگاه آموزشي به ديگران ارايه دهد.گفتگوهاي ميان يك گروه، در پاسخ به پرسش ها يا برداشت از رخدادها، از جمله فعاليت هایی هستند كه اين نوع از تبديل در آنها رخ مي‏دهد.
پيوند برقرار كردن)آشكار به آشكار) : در اين مرحله، حركت، از دانش آشكار فردي، به سمت دانش آشكار گروهي و ذخيره سازي آن صورت مي پذيرد و با توجه به استفاده از دانش موجود، امكان حل مسائل از طريق گروه فراهم شده، به دنبال آن دانش، توسعه مي يابد.
دروني سازي(آشكار به نهان) : در اين مرحله، دانش آشكار به دست آمده در سازمان، نهادينه مي شود. همچنين گذراندن اين مرحله براي افراد، آفرينش دانش ضمني جديد شخصي را نيز در پي دارد (كسب دانش پنهان جديد از دانش آشكار موجود(
گذراندن مراحل چهارگانه بالا، بايد به صورت پياپي و حركت حلزوني شكل، ادامه يابد، تا به اين وسيله، هر مرحله‏اي، كامل كننده مرحله پيش از خود باشد و ضمن نهادينه شدن دانش در سازمان، باعث توليد و خلق دانش هاي جديد نيز شود.
2-2-19-4- مدل پايه هاي ساختمان دانش

اين مدل توسط «پروبست، روب و رمهاردت39» (2002) به نام «مدل پايه هاي سنگ بناي ساختمان مديريت
دانش» نام‏گذاري شده است. همان گونه كه پيشتر گفته شد، با توجه به جنبه كاربردي‏تر اين مدل، آن را به
عنوان مدل نسبتاً كاملي كه نكات مثبت همه مدل ها را تقريبا در بر مي‏گيرد مورد توجه بيشتر قرار خواهيم داد.

نمودار شماره (2-4). مدل پایه های ساختمان مدیریت دانش

طراحان مدل ياد شده، مديريت دانش را به صورت سيكل پویایی مي بينند كه در چرخش دايم است. مراحل اين مدل، شامل هشت جزء، متشكل از دو سيكل؛ دروني و بيروني است.
سيكل دروني : به وسيله بلوك‏هاي كشف شناسايي، كسب، توسعه، تسهيم، كاربرد بهره برداري و نگهداري از دانش ساخته مي شود.
سيكل بيروني : شامل بلوك‏هاي اهداف دانش و ارزيابي آن است كه سيكل مديريت دانش را مشخص مي نمايد.
كامل كننده اين دو سيكل بازخور است. شكل شماره4-2 ، اجزاي مدل مذكور را نمايش مي دهد.
نحوه عملكرد پايه هاي اين مدل به شرح زير است:
تعيين هدف هاي دانش : هدف هاي مديريت دانش، بايد از هدف هاي اصلي سازمان نشأت گرفته و در دو سطح استراتژيك و عملياتي مشخص شوند.
سطح استراتژيك : تبديل و نگهداري سازمان بر مبناي مديريت دانش و همچنين ايجاد فرهنگ و سياست هاي لازم در اين زمينه انجام مي شود.
سطح عملياتي : كه در اين سطح، با توجه به هدف ها بايد نحوه شناسايي، استفاده، توزيع، كاربرد و نگهداري دانش، مشخص و برنامه هاي لازم براي دستيابي به آن‏ها درزمان معين، طراحي شود و به مرحله اجرا درآيد.
شناسايي دانش : با طرح اين پرسش كه «آيا مي دانيم كه چه مي دانيم؟» بايد انجام اين وظيفه مديريت دانش؛ يعني مرحله كشف دانش را آغاز كرد.
بسياري از سازمان ها به خاطر ناآشنا بودن با دانش خود، در تصميم گيري ها و هدف گذاري هايشان دچار مشكل مي شوند، البته ناگفته نماند كه شناسايي منابع دانش درون و بيرون سازمان، به همراه هم انجام مي شود.
كسب دانش : در اين مرحله، دانش ها بايد از بازار داخلي و خارجي نظير دانش هاي مربوط به مشتريان، توليد، همكاران، رقبا و… از منابع شناسايي شده در مرحله كشف، كسب گردد و نيز مشخص نمودن آن كه چه قابليت هايي را مي توان از خارج خريداري یا تهيه كرد و مورد استفاده قرار داد، مورد توجه قرار مي‏گيرد.
توسعه دانش : با توجه به پايه هاي موجود، بايد دانش سازمان را گسترش داد، البته اين امر، شامل توسعه قابليت، محصول، ايده هاي جديد، فرآيندها و… مسائلي از اين دست مي شود.
تسهيم دانش : مسائلي همچون چگونگي به اشتراك گذاري دانش موجود و انتقال آن به محل مناسب و مورد نياز و چگونگي انتقال دانش، به گونه اي كه در سازمان قابل دسترسي و استفاده باشد و نيز چگونگي انتقال دانش از سطح فردي به سطح دانش گروهي و سرانجام سطح دانش سازماني، از جمله مواردي است كه در دستور كار اين بخش از مديريت دانش قرار مي گيرد.
استفاده از دانش : اطمينان به استفاده مفيد از دانش در سازمان، مربوط به اين قسمت است. در اين بخش، موانعي بر سر راه استفاده مفيد از دانش جديد است كه بايد شناسايي و رفع شوند تا از آن بتوان، به طور عملي در ارايه خدمات و محصولات دانش استفاده كرد.
نگهداري دانش : ذخيره، نگهداري و روزآمد كردن دانش به اين بخش مربوط مي شود. اين روش، از نابودي دانش جلوگيري كرده به آن اجازه اين كه مورد استفاده قرار گيرد را مي دهد كه البته در اين راستا بايد ساز و كارهاي مناسبي براي به روز كردن سيستم ايجاد شود.
ارزيابي دانش : نحوه رسيدن به هدف هاي معين و استفاده از نتايج آن به عنوان بازخور، براي تعيين يا اصلاح هدف، به اين بخش مربوط است. با نگاه به نتايج بعضا كيفي اين فرآيند، ضروري است، آن‏ها را با توجه به نتايج كمي و هزينه هاي انجام شده در اين زمينه، مورد ارزيابي قرار داد.
2-2-19-5- مدل مارک
وي با همكاري ديگراعضاي كنرسيوم بين المللي مديريت دانش(2002) براي اين نوع تعريف كرده كه در آن، علاوه « دوره عمر دانش» از مديريت، چهارچوب فكري با نام بر نظريه نوناكا و ناكوچي(1995) برنكته مهم ديگري نيز تأكيد شده است:
دانش تنها پس از اينكه توليد شد، وجود دارد و بعد از آن مي توان آن را مهار، كدگذاري يا تسهيم نمود
بنابراين ،« مك الروي» فرايند ايجاد دانش را به دو فرايند بزرگ يعني، توليد دانش و پيوسته كردن دانش تقسيم مي كند:
• تولید دانش : فرآیند خلق دانش، سازمانی جدید است که بوسیله یادگیری گروهی، کسب دانش و اطلاعات و ارزیابی دانش انجام می گیرد؛ این فرآیند، مترادف یادگیری سازمانی است.
• انسجام دانش : از طریق برخی فعالیت ها که پخش و تسهیم دانش را تجویز می کنند، انجام می گیرد. این عمل کارهایی از قبیل پخش دانش ( از طریق برنامه و غیره )، مک الروی همچنین به دو موضوع «عرضه» و «تقاضا» نیز توجه دارد :
• سمت عرضه : عمل مدیریت دانشی است که در هر صورت برای افزایش عرضه دانش موجود به همکاران یک شرکت، طراحی می شود.
• سمت تقاضا : بر روی عرضه دانش موجود به عده ای از نیروی کار متمرکز شده و سعی در افزایش ظرفیت آنان جهت تولید دارد، به این ترتیب، مأموریت مدیریت دانش ، این است که ظرفیت یک سازمان را جهت تقاضا برای دانش جدید بالا ببرد.
2-2-20- چرخه مدیریت دانش
2-2-20-1- چرخه مدیریت دانش ویگ
به نظر ویگ (1993) سه شرط دستیابی به موفقیت در کسب و کار عبارتند از :
• داشتن کسب و کار ( محصولات/ خدمات ) و مشتریان
• منابع ( منابع انسانی، سرمایه، تجهیزات)
• توانایی عمل
شرط سوم بر چرخه مدیریت دانش تأکید دارد. دانش نیروی اصلی در ایجاد توانایی عمل به طور هوشمندانه است. با بهبود دانش، بهترمی دانیم که چه کاری را چگونه انجام دهیم. به عقیده ویگ هدف اصلی مدیریت دانش «تسهیل خلق، ذخیره، تسهیم و استفاده از دانش با کیفیت به منظور خلق سازمانی است که به طور هوشمندانه عمل کند». انجام کار هوشمندانه بدین معنی است که باید به وظایف خود با تخصص بیشتر نگاه

پایان نامه
Previous Entries منبع پایان نامه ارشد درباره مدیریت دانش، زیرساخت ها، کسب و کار، سلسله مراتبی Next Entries منبع پایان نامه ارشد درباره مدیریت دانش، عملکرد سازمان، عملکرد سازمانی، بهبود عملکرد