منبع پایان نامه ارشد درباره مدیریت دانش، سازمان های دولتی، مدیریت دانش در سازمان، دانش سازمانی

دانلود پایان نامه ارشد

شناسایی قرار داده و انواع آن را شامل موارد زیر می داند ( ابطحی و صلواتی، 1385، ص 18) :
الف) دانش نهان : که خود به سه دسته تقسیم می شود:
• دانش فرهنگی : به فرآیند دستیابی به ادراکات مشترک اشاره دارد. فرآیندهایی نظیر جامعه پذیری و فرهنگ پذیری.
• دانش ذهنی : دانشی است که به مهارت های مفهومی و توانایی های شناختی وابسته است و یک دانش انتزاعی است کهدر ذهن فرد نهفته است.
• دانش مجسم : دانشی است که وابسته به عمل و اقدام فرد است. این نوع از دانش به حضور فیزیکی افراد و معاملات رودررو، متکی است.
ب) دانش آشکار، در این طبقه دو نوع دانش قرار می گیرد:
• دانش نظام مند : دانشی است که بتواند به گونه ای نظام مند در روابط تکنولوژی، نقش ها و رویه های رسمی مورد تحلیل قرار بگیرد. همچنین این نوع از دانش اشاره به دانش های جمعی و مشترک بین انسان ها دارد.
• دانش منظم : که در قالب علائم و نشانه ها است و می تواند به صورت کتاب یا اطلاعاتی که بصورت الکترونیکی ردو بدل می شود، یافت شود.

2-2-11- منابع دانش
منابع دانش در سازمان مهم ترين سرمايه شركت هاي سده21 محسوب مي شود. مديران شركت هاي موفق و بزرگ دنيا، چالش هاي مديريت بر منابع دانش سازماني را به عنوان دومين اولويت اصلي كاري خود ذكر كرده اند، تا جايي که موفقيت و شكست سازمان هاي مختلف را ناشي از تفاوت مديريت حاكم بر منابع آن سازمان ها مي دانند.
از جانب ديگر، تنوع و گستردگي سيستم هاي مرتبط با مديريت بر حاملان دانش كه هر يك با جنبه خاصي از دانش سازماني ارتباط دارند باعث آن شده است كه طي سال هاي اخير نحوه انتخاب و برنامه ريزي و بهره گيري از سيستم ها و ابزارهاي گوناگون موجود درمديريت دانش، به عنوان يكي از مسائل اصلي مديران سازمان هاي بزرگ مطرح باشد. منابع انساني متخصص به عنوان يکي از منابع دانشي سازمان بايد مورد توجه مديران قرار گيرند. پيتر دراکر در مقاله معروف خود در مجله هاروارد بيزنس ريويو به نام «در جست وجوي کمال» در مورد لزوم استفاده از دانش جديد در سازمان ها چنين مي گويد: «دانش به صورت مداوم خودش را منسوخ مي کند و دانش پيشروي امروز، جهل فردا است» و مديريت را عضو اصلي هر سازمان مي داند و در ادامه پيشنهاد مي کند که توجه به مديريت دانش و منابع دانشي بايد مرکز توجه اوليه سازمان هاي امروزي قرار گيرد.
2-2-12- تعاریف و مفاهیم مدیریت دانش
تحول از مدل کسب و کار صنعتی که در آن سرمایه های یک سازمان، سرمایه های قابل لمس نظير تجهيزات تولید، ماشین، زمین و غیره بودند به سمت سازمان هایی که دارایی اصلی آن‏ها مانند دانش و خبرگی غیرقابل لمس است.
حجم انبوه اطلاعات، ذخیره الکترونیکی آن و افزایش دسترسی به اطلاعات ارزش دانش را افزوده است؛ زیرا فقط از طریق دانش است که این اطلاعات ارزش پیدا می کند، دانش از اين منظر كه به تصميم گيري و اقدام نزدیک تر است ارزش بيشتري از اطلاعات دارد؛ زيرا اطلاعات به تنهايي منجر به تصمیم نمي شود، بلکه تبدیل اطلاعات به دانش است که به تصمیم و به دنبال آن به اقدام می انجامد.
تخصصی‏تر شدن فعالیت ها ممکن است خطر از دست رفتن دانش سازمانی و خبرگی به واسطه انتقال یا اخراج کارکنان را به همراه داشته باشد، و اين مسئله نياز به مديريت دانش را آشكار مي كند.
نویسندگان و صاحبنظران مدیریت دانش، از دیدگاه های گوناگون، به تعریف مدیریت دانش پرداخته‌اند،که در این جا برخی از تعاریف مطرح شده را می آوریم:
رابیتز24: مدیریت دانش، شامل همه‌ روش هایی است که سازمان، دارایی های دانشی خود را اداره می کند که شامل چگونگی جمع آوری، ذخیره سازی، انتقال، بکارگیری، به روز سازی و ایجاد دانش است.
لاري پروساک25: مديريت دانش، تلاشي براي آشکار کردن دارايي پنهان در ذهن اعضاء و تبديل اين دارايي به دارايي سازماني است تا همه کارکنان سازمان به آن دسترسي داشته باشند.
تام داونپورت26: مديريت دانش، عمليات کشف، سازماندهي و خلاصه کردن دارايي اطلاعات است؛ به شکلي که معلومات کارکنان را بهبود بخشد.
هوبرت سنت آنگو27 : مديريت دانش عبارت است از ايجاد ارزش از دارايي هاي پنهان شرکت. زماني اين هدف تأمين مي شود که بتوانيم توانايي هاي سازماني و فردي را به گونه اي پرورش دهيم که در ايجاد، تبادل و گردآوري دانش، توانا باشند. اين امر مستلزم آن است که براي افراد بشر، ارزشي بالا قائل شويم.
دانشكده مدیریت تگزاس، مدیریت دانش را این گونه تعریف می کند: مدیریت دانش، فرایند سیستماتیک و نظام‏مند کشف، انتخاب، سازماندهی، تلخیص و ارائه¬ اطلاعات است؛ به گونه ای که شناخت افراد را در حوزه‌ مورد علاقه اش بهبود می بخشد. مدیریت دانش به سازمان کمک می کند تا از تجارب خود، شناخت و بینش بدست آورد و فعالیت خود را بر کسب، ذخیره سازی و استفاده از دانش متمرکز کند تا بتواند در حل مشکلات، آموزش پویا، برنامه ریزی راهبردی و تصمیم گیری از این دانش بهره گیرد. مدیریت دانش نه تنها از زوال دارایی های فکری و مغزی جلوگیری می کند، بلکه به طور مداوم بر این ثروت می افزاید.
ويكي پديا: مدیریت دانش فرآیندی است که به سازمان ها کمک می کند تا اطلاعات و مهارت های مهم را که به عنوان حافظه سازمانی محسوب می شود و به طور معمول به صورت سازماندهی نشده وجود دارند، شناسایی، انتخاب، سازماندهی و منتشر نمایند. این امر مدیریت سازمان ها را برای حل مسائل یادگیری، برنامه ریزی راهبردی و تصمیم گیری های پویا به صورت کارا و موثر قادر می سازد.
2-2-13- اهداف مدیریت دانش
داونپورت چهار هدف را به عنوان اهداف مدیریت دانش بر شمرده است ( ابطحی و صلواتی، 1385، ص 103) : الف) ایجاد مخازن و منابع دانش : رادینگ ( 1998) منابع دانش را به دو دسته تقسیم کرده است:
• دانش ساختار یافته، دانش استخراج شده از داده ها و منابع اطلاعاتی ساختار یافته است.
• دانش ساختار نیافته ، دانش حاصل از منابعی همچون دانش های نهفته کارکنان و مشتریان است.
پژوهشگران دریافته اند که داده های ساختار یافته سازمان و نظام های اطلاعاتی، فقط در برگیرنده 10 تا 20 درصد کل داده های سازمانی است.
ب) تسهیل و بهبود دستیابی به دانش و توزیع آن : دستیابی آسان کارکنان به دانش مورد نیازشان و همچنین فراهم آوردن ساز و کارهای لازم برای توزیع آن، از جمله اهداف مهم مدیریت دانش به شمار می رود. ایجاد شبکه های دانش در سازمان می تواند در این راستا موثر باشد.
ج) تقویت محیط دانش : در یک محیط، منشأ اثربخشیدن ایجاد، توزیع و به کارگیری دانش عبارتند از : فرهنگ پذیرش دانش (یادگیری) ، تغییر نگرش در رفتار در قبال دانش، تلاش برای بهبود فرایندهای مدیریت دانش، افزایش آگاهی در خصوص اهمیت دانش مشتریان، فرهنگ توزیع دانش(یاددهی).
د) اداره موثر دانش به عنوان یک دارایی: بسیاری از سازمان ها معتقدند که دانش یک دارایی مهم است اما در عمل کمتر به آن توجه می کنند. یکی از اهداف مهم مدیریت دانش این است که در عمل هم با دانش به عنوان یک دارایی مهم و حتی مهمترین دارایی برخورد شود.
2-2-14- موانع مدیریت دانش
موفقیت مدیریت دانش نیازمند عزم جدی سازمانها برای بر طرف کردن موانع موجود بر سر راه مدیریت دانش است .بسیاری از سازمانها دانش را مهم می دانند ودر ظاهر برای آن ارزش واعتبار زیادی قائل هستند اما عملا برای بر طرف کردن موانع موجود بر سر راه مدیریت دانش اقدامی نمی کنند باید مدیریت دانش در سازمان باور شود وکارکنان ومدیران به اثر بخشی آن اعتقاد پیداکنند وتنها در این صورت است که برای رفع موانع اقدام خواهند کرد .موانع عمده بر سر راه مدیریت دانش را می توان به پنج دسته اصلی تحت عنوان عوامل انسانی ،عوامل سازمانی ،عوامل فرهنگی ،عوامل سیاسی ،وعوامل فنی وتکنولوژیکی تقسیم نمود:

1- عوامل انسانی
یکی از موانع عمده مدیریت دانش این است که انسانها به هردلیلی نخواهند دانش خود را تسهیم کنند واز آن منحصرا برای پیشرفت شخصی خود استفاده کنند .شاید بتوان گفت که موانع انسانی مدیریت دانش بیش از سایر موانع حائز اهمیت است .زیرا دانش ،ماهیتی انسانی واجتماعی دارد وفقط وفقط در گرو تعامل وارتباطات است که می تواند رشد کند.
2- عوامل سازمانی
عوامل سازمانی نیز از جمله موانع مهم بر سرراه مدیریت دانش در سازمان می باشند .عمده این عوامل عبارتند از:
• عوامل ساختاری : مدیریت دانش ،خواسته های جدیدی بر بخش های مختلف از جمله ساختار سازمان تحمیل می کند .ساختارهای غیر منعطف نمی تواند محمل خوبی برای مدیریت دانش باشد.ساختار سازمانی باید از انعطاف وپویائی لازم برخوردار باشد .
• عوامل مدیریتی : عدم اعتقاد وحمایت مدیریت عالی از فعالیت ها وبرنامه های مدیریت دانش ،نگرش های کوتاه مدت وجزئی نگری وسبک های نا مناسب رهبری نیز مانع اجرای موفقیت آمیز برنامه های مدیریت دانش می شوند .
• عوامل شغلی : شرح شغل های نامناسب ،مشاغل تکراری وروتین ،ابهام وتعارض در نقش نیز برای مدیریت دانش ،نامطلوب خواهند بود .
• سیستم های حقوق ودستمزد وجبران خدمت : این سیستم ها نقش بسیار مهمی را در پشتیبانی بر نامه های مدیریت دانش ایفا می کنند .افراد ،زمانی اقدام به توزیع دانش می کنند که انگیزه لازم را برای اینکار داشته باشند .
• سیستم های آموزشی: در تبدیل سیستم های سنتی به یک سازمان یاد گیرنده ،برنامه های آموزشی یک سازمان ،نقشی حساسی ایفا می کنند ،برنامه های آموزشی نا مناسب می توانند موانع عمده ای برای مدیریت دانش ایجاد کنند .
3- عوامل فرهنگی
تاثیر عوامل فرهنگی بر اثربخشی برنامه های مدیریت دانش انکار ناپذیر است .اگر در فرهنگی ،کسب وتوزیع دانش به عنوان یک ارزش تلقی می شود ومردم به اثربخشی دانش در کنار تجربه باور داشته باشند ،برای کسب دانش تلاش خواهند نمود .
4- عوامل سیاسی
موانع سیاسی در سازمانهای دولتی چشم گیر تر هستند .ثبات یا عدم ثبات فضای سیاسی کشور نیز به دلیل اثر گذاری بر فرایند خط مش گذاری وثبات مدیریت در سازمانهای دولتی ،مدیریت دانش را تحت تاثیر قرارخواهد داد .
5- عوامل فنی وتکنولوژیکی
دانش سازمانی حاصل تعامل دو نوع دانش است واین تعامل مستمر ومداوم است وزمان پایانی برای آن در نظر گرفته نشده است . دانش ایجاد شده بایستی به طریقی مناسب حفظ ونگهداری شوند واین در حالی است که بسیاری از سازمانها فاقد مراکز وماخذ مناسب برای نگهداری دانش هستند.

2-2-15- عناصر و ابعاد مدیریت دانش در سازمان های خصوصی
هدف غایی مدیریت دانش در بخشهای خصوصی و تجاری، افزایش سودآوری است. در بخش خصوصی از دستیابی به دانش درونی یا بیرونی در راستای سود آوری بیشتر استفاده می شود و به عبارتی هدف، دست یابی به منافع صاحبان سهام است اما در سازمانهای دولتی از کسب دانش در راستای دستیابی به اهداف ذی نفعان استفاده می شود ( ویگ، 2000،ص 11). به نظر میرسد که با توجه به هدف ها و مسئولیت های سنگین سازمان های دولتی، اکتفا نمودن به دانش سازمانی جواب گوی نیازهای متنوع دانشی سازمان ها نباشد. لذا چارچوب های مدیریت دانش در سازمان های دولتی باید به این موضوع دقت ویژه ای داشته باشند.
توانمندی های بخش خصوصی در عرصه های مختلف روز به روز بیشترمی شود و توانمندی آنها در بکارگیری تکنیک هایی مثل مهندسی مجدد فرآیندهای تجاری، مدیریت کیفیت جامع، مدیریت راهبردی و تکنیک های مشابه دیگر باعث شده است که فاصله موجود میان سازمان های بخش خصوصی و سازمان های دولتی رو به افزایش نهد. ( احمدی و صالحی، 1385، ص 389)
دانش یک موضوع اجتماعی و انسانی است و برخلاف اطلاعات به فناوری وابسته نیست. با خروج نیروهای تحصیل کرده و حرفه ای از سازمان های خصوصی، عملاً بخشی از دانش که سازمان خصوصی سال ها برای آن سرمایه گذاری کرده است، از نظام خارج می شود و این می طلبد که از طریق الگوهای مناسب مدیریت دانش از اتلاف این سرمایه ها که سرمایه های ملی محسوب می شوند، جلوگیری نمود. همچنین با توجه به اینکه از نظر ساختاری و همچنین تکنیکی سازمان های دولتی و خصوصی کاملاً مجزا هستند و خط مشی و راهکارهای متفاوتی از یکدیگر

پایان نامه
Previous Entries منبع پایان نامه ارشد درباره دانش ضمنی، دانش سازمانی، داده ها و اطلاعات، روش شناسی Next Entries منبع پایان نامه ارشد درباره مدیریت دانش، فرهنگ سازمانی، چرخه مدیریت دانش، انتقال دانش