منبع پایان نامه ارشد درباره مخارج دولت، اقتصاد باز، نرخ بهره، بهداشت و سلامت

دانلود پایان نامه ارشد

نوسانات ساعات کار و چسبندگي ميزان توليد در طي دوره زماني مورد مطالعه بود. اما، الگوي آنها ويژگيهاي بسيار مهمي داشت. زيرا، در رابطه با ادوار تجاري، نياز به اطلاعات کمي داشت. ويژگيهاي اقتصاد را دربر داشت. همچنين، در پيشبيني، کاربرد و قابليت مناسبي داشت. بههمين علت، از مقبوليت گستردهاي برخوردار شد. از سوي ديگر، اگرچه الگوي کيدلند و پرسکات اطلاعات کمي درباره منبع ادوار تجاري – مانند پول، چسبندگيهاي اسمي، يا عدم تعادل بازار- ارايه ميکرد، اما با دنياي واقعي تطبيق زيادي داشت.
از انتقادهاي وارده بر الگوي کيدلند و پرسکات مربوط به تکانه تکنولوژي بود. بهبيان ديگر، مطرح ميشد که آيا تکانههاي تکنولوژي، بخش قابل توجهي از نوسانات توليد را توضيح ميدهند، يا خير. زيرا، بهنظر ميرسيد در کنار تکانههاي تکنولوژي، متغيرهاي ديگري نيز وجود دارند که در بروز ادوار توليد سهم غير قابل انکاري دارند.
با گذشت زمان و تلاش اقتصاددانان در پاسخ به سوال فوق، باعث شد تا در عمل، الگوهاي تعادل عمومي تصادفي پويا با هدف توصيف رفتار کل اقتصاد و تبيين نوسانات گسترش و بسط پيدا کنند. اين الگوها، هم رفتار کارگزاران و تصميمات آنها را در مواجهه با اهداف و محدوديتهاي اقتصاد، بهتصوير ميکشيدند، و هم، ارتباط بين رفتار بهينه اقتصاد خرد و تغييرات متغيرهاي کلان اقتصادي، نظير، توليد ناخالص داخلي، مصرف، سرمايهگذاري و مالیاتها را تبيين ميکردند.
در ابتدا، الگوهاي تعادل عمومي تصافي پويا بهمنظور توضيح نامانايي و رفتار روندي متغيرهاي مصرف، توليد و سرمايهگذاري بکار گرفته شدند. وجود روند تصادفي27 يا معين28 بودن اين متغيرها، مهمترين ويژگي الگوهاي تعادل عمومي تصافي پويا را تشکيل ميدادند. پس از آن الگوهاي آيرلند(a2004)، آيرلند(b2004)، آلتيگ و همکاران (2005)، نگرو و همکاران(2005)، آن (2005)، اشميت و يوريب (2006) بسط و توسعه يافتند.
مکتب کينزي جديد بههمراه فرض رقابت ناقص و چسبندگيهاي اسمي، نخست بهمنظور تبيين سياست پولي در اقتصاد باز مرسوم شد. مهمترين محور اين رويکرد تبيين نقش بانک مرکزي و چگونگي واکنش آن به ادوار تجاري بود. در اين راستا هدف، توضيح منبع نوسانات و تعيين سهم متغيرهاي مورد نظر در ميزان ادوار تجاري اقتصاد بود. از اين ديدگاه، کريستيانو و همکاران(2005) و اسمتز و ووترز(2004)، استدلال کردند بهمنظور تبيين صحيحتر توليد و تورم در اقتصاد لازم است خصوصياتي نظير شکلگيري عادات و سلايق خانوارها و شاخص قيمتها وارد سيستم معادلات کينزي جديد شوند.
امروزه، ادبيات اقتصاد مدرن شاهد برآورد الگوهاي پيچيده اقتصادي است که در آنها، علاوه بر انتظارات عقلايي، مفاهيم ديگري چون نااطميناني، ريسک ، قيمتگذاري دارايي و بحران ورود پيدا ميکنند. از جملهی این مطالعات میتوان به موارد زیر اشاره کرد:
راتو و همکاران29 (2008)، تاثير تکانههاي پولي، مالي و بهرهوري را بر متغيرهاي کلان در حوزه اروپا بررسي کردند. آنها، مخارج مصرفي دولت، مخارج سرمايهگذاري دولت و پرداختهاي انتقالي را بهعنوان نماينده سياست مالي و نرخ بهره را بهعنوان مهمترين متغير بخش پولي در نظرگرفتند.
ماچيکودو و همکاران30 (2008)، تاثير مخارج عمومي دولت را بر متغيرهاي کلان اقتصاد از جمله سطح رشد اقتصادي و رفاه اقتصادي در کشور بوليوي بررسي کردند. آنها، متغيرهاي هزينه آموزش، مخارج بهداشت و سلامت و هزينه دولت براي سرمايهگذاري در زيرساختهاي کشور را بهعنوان اجزاي مخارج عمومي دولت در نظر گرفتند.
کالدارا و کمپز31 (2008)، با استفاده از دادههاي دوره زماني 2006-1955 براي ايالات متحده، تاثير تکانههاي مالي بر متغيرهاي کلان اقتصادي را بررسي کردند. دراين مطالعه، تکانه ماليات و مخارج دولت بهعنوان تکانههاي مالي اقتصاد درنظر گرفته شدهاند. نتايج نشان دادند با بروز تکانه مخارج دولت، توليد ناخالص داخلي حقيقي، مصرف خصوصي حقيقي و دستمزد حقيقي بهصورت معنيدار و بر اساس الگوي کوهاني شکل درحال افزايش بودهاند. ولي، اشتغال بخش خصوصي به اين تکانه واکنشي نشان ندادهاست. همچنين، با بروز تکانه ماليات، متغيرهاي موردنظر مسير واگرايي را در طول زمان طي کردهاند. هنگاميکه در الگو تکانه ماليات درنظر گرفته شده، نتايج متفاوتي بهدست آمده که يا به واکنش خودکار درآمد مالياتي اقتصاد به ادوار تجاري و يا به مقادير مختلف پارامترها در زمان کاليبره کردن مربوط میشوند. بنابراين، در حالت کلي نسبت به سياست مالياتي، نااطميناني وجود دارد. دراين مطالعه، نااطميناني در تکانه ماليات، به نااطميناني اقتصاد از اثرات ناشي از نتايج تجربي سياستگذاري مالياتي تعبير شدهاست.
اونالميس و همکاران32 (2008)، با بهرهگيري از الگوي تعادل عمومي تصادفي پويا، در قالب اقتصاد باز و رهيافت کينزي جديد، تاثير تکانه قيمت نفت و تغییر سطح قیمت نفت را بر تورم کشور ترکيه بررسي کردند. نتايج اين پژوهش نشان دادند اثر افزايش قيمت نفت از ابتداي دهه 2000 بر تورم، کمتر از تاثير تکانه نفتي بر تورم بوده که در دهه 1970 اتفاق افتادهاست. از سوي ديگر، ميزان اثرگذاري افزايش قيمت نفت بر تورم و بيکاري، بسته بهاينکه از تکانه تقاضا يا تکانه عرضه نشات گرفته باشد، بر اقتصاد اثر متفاوتی خواهد گذاشت.
باريل و همکاران33 (2010)، بر پايه الگوي تعادل عمومي تصادفي پويا و رويکرد کينزي جديد، تاثير شوکهاي سياست پولي و مالي را بر متغيرهاي کلان اقتصادي در کشور اسپانيا بررسي کردند. در اين پژوهش، تاثيرشوکهاي تکنولوژي، شوک عرضه نيروي کار و سرمايهگذاري نيز بر بخش کلان جامعه، مورد مطالعه قرار گرفتند.
ترافيکانته34 (2012)، با استفاده از دادههاي اقتصاد ايتاليا و بهکارگيري الگوي تعادل عمومي تصادفي پويا، منبع نااطميناني سياست پولي که اغلب سياستگذاران اقتصادي از آن غافل هستند را بررسي کرد. براي اين منظور، وي الگوي خود را براساس آموزه کينزي جديد، اقتصاد باز و اطلاعات ناقص طراحي کرد. دراين الگو، روش قيمتگذاري کالوو و رقابت ناقص بهعنوان دو عامل چسبندگي اسمي اقتصاد مطرح شدهاند. الگو، جهت درنظرگرفتن سياست پولي از قاعده تيلور استفاده کرده و نرخ ارز را بهعنوان متغير تاثيرگذار بر متغيرها وارد الگو کردهاست. ترافيکانته بيان کرد مهمترين عامل بروز نااطميناني، عدم اطلاعات صحيح در مورد ضرايب و پارامترهاي ساختاري است. نتايج وي نشان دادند در بررسي تاثيرگذاري سياستهاي پولي لازم است واکنش تورم داخلي و نرخ ارز را نسبت به يکديگر درنظرگرفت. هنگاميکه تاثير ارز بر ميزان بهره اقتصاد زياد است، سياست نرخ ارز ثابت براي سياستگذاران توصيه ميشود. درغيراينصورت، رژيم نرخ ارز ثابت قاعده مناسبي نميباشد.
کلگني و مانرا35 (2013)، با بهرهگيري از چارچوب تعادل عمومي تصادفي پويا، تاثير تکانه نفتي بر متغيرهاي کلان را در کشورهاي صادر کننده نفت عضو 36GCC، بررسي کردند. در اين پژوهش، براي محاسبهي پارامترهاي مورد نياز از روش کاليبره کردن استفاده شدهاست. نتايج حاکياند تکانه نفتي به کاهش توليد و در نتيجه به کاهش مصرف بخش خصوصي منجر شدهاست. زيرا، تکانه درآمد نفتي از کانال سياست‌هاي مالي بر متغيرهاي اقتصاد اثر گذاشتهاست. همچنين، بزرگ بودن اندازه دولت- به معني نسبت مخارج دولت به توليد ناخالص داخلي- اين تاثير منفي را تشديد کردهاست.
ويتک37 (2014) بهمنظور تحليل تاثير سياستهاي پولي و مالي و اثرات سرريز بر متغيرهاي رشد اقتصادي و تورم چهل کشور منتخب از الگوي تعادل عمومي تصادفي پوياي پانلي استفاده کرد. در اين مطالعه با توجه به رويکرد کينزي جديد، ويژگيهاي ساختاري، باز بودن اقتصاد، خصوصياتي چون چسبندگيهاي اسمي و حقيقي، نوسانات و مجراهاي اثرات سرريز براي کشورهاي منتخب در نظر گرفته شدهاند. همچنين، بهمنظور برآورد پارامترهاي مورد نياز دادههاي دوره زماني 1999:3 تا 2013:4 و روش بيزين بهکار گرفته شدهاند. نتايج نشان دادند تکانه بهرهوري داراي بيشترين تاثير بر متغيرهاي کلان اقتصادي بودهاست. بهمنظور کنترل تورم، بانک مرکزي کشورهاي مورد نظر، نرخ بهره اسمي و نرخ ارز در قالب نظام ثابت ارزي بهعنوان مهمترين ابزار سياستگذاري پولي بهکارگرفته شدهاند. بهکارگيري سياست پولي بهينه به افزايش رشد اقتصادي و کاهش تورم منجر شدهاست. همچنين، کاهش تورم و افزايش توليد اقتصادي تراز حساب جاري (بهعنوان مولفهاي از تراز مالي) کشورها را افزايش و شرايط تجاري کشورها را بهبود دادهاست. تکانه داخلي عرضه نيروي کار به افزايش پايدار در حجم نيروي کار منجر شده و افزايش توليد و کاهش تورم اقتصادي را در پي داشتهاست. تکانه سرمايهگذاري منجر به افزايش توليد شده که با افزايش تورم اقتصادي همراه بودهاست. آثار تکانههاي بخش کلان و تکانه مالي اين کشورها بر دنياي خارج از طريق تجارت، بازارهاي مالي و تغيير قيمتها صورت گرفتهاست. البته، ويتاک بيان ميکند که ميزان اثرگذاري تکانههاي فوق بر اقتصاد بينالملل، اندک بودهاست.
جونيور و سامپايو38 (2014)، بهمنظور تاثير سياست اصلاح نرخ ماليات بر کارآيي و رقابتپذيري بخش توليد اقتصاد برزيل، اثرات حاصل از کاهش نرخ ماليات بر دو مولفهي “درآمد حاصل از کار “و “عايدي سرمايه” را در قالب الگوي تعادل عمومي تصادفي پويا بررسي کردند. نتايج نشان دادند در حالت بهينه، نرخ ماليات بر درآمد بايد بيشتر از نرخ ماليات بر عايدي سرمايه کاهش يابد تا متغيرهاي توليد، مصرف، سرمايهگذاري افزايش و متغيرهاي بدهي عمومي و مخارج دولت کاهش يابند. همچنين، الگوي آنها نشان داد بهمنظور اصلاح الگوي مالياتي کشور برزيل بايد مالياتهاي مستقيم را کاهش و در عوض، مالياتهاي غير مستقيم را افزايش داد.
با توجه به روش حل الگوهاي تعادل عمومي تصادفي پويا، کم بودن تعداد متغيرهاي الگو ميتواند مزيت مهمي براي پژوهشگر باشد. زيرا در عمل، بالا بودن تعداد متغيرها منجر به بروز خطا در محاسبات ميشود. براين اساس، کنوا و همکاران39 (2014) شاخصي را براي اندازهگيري تعداد بهينه متغيرها معرفي ميکنند. براي اين منظور، ترکيبهاي مختلفي از متغيرهاي الگو در نظر گرفته ميشوند. در هر ترکيب، پارامترهاي مورد نظر با استفاده از تابع حداکثر راستنمايي محاسبه ميشوند. بنابراين، هر ترکيب ميزان اطلاعات و خصوصيات مشخصي براي الگو ايجاد ميکند. شاخص کنوا و همکاران براي هر ترکيب محاسبه شده و رتبهاي براي آن ترکيب در نظر ميگيرد. ترکيبي که کوچکترين رتبه را دارا است انتخاب ميشود. براي محاسبهي شاخص دو روش معرفي شدهاند. در روش اول، پارامترهاي محاسبه شده از حل يکتاي الگو بهدست ميآيند. بنابراين براي هر ترکيب، بهترين پاسخ الگو مد نظر قرار ميگیرد. ويژگي اين ترکيب اين است که بيشترين پارامتر را برآورد کرده و کوچکترين مقدار شاخص را دارا است. روش دوم مشابه روش اول، شاخص معرفي شده توسط کنوا و همکاران را محاسبه ميکند. تنها تفاوت اين است که روش دوم، علاوه بر حل يکتاي الگو، جوابهاي غير يکتا را نيز در نظر ميگيرد. کنوا و همکاران براي محاسبه شاخص خود از مطالعهي اسمتز و ووترز (2007) استفاده کردند. براين اساس، هفت متغير و چهار تکانه در نظر گرفته شدهاند. توليد، مصرف، سرمايهگذاري، دستمزد، ساعات کار، تورم و نرخ بهره اسمي متغيرهاي الگو ميباشند. 35 ترکيب مختلف براي متغيرها بررسي شد. نتايج نشان داد که ترکيب توليد، مصرف و سرمايهگذاري بهترين ترکيب متغيرهاي مورد نظر است که بالاترين اطلاعات مورد نياز را براي حل الگو فراهم ميکند.

2-3-4 مطالعات داخلي با رويكرد تعادل عمومي تصادفي پويا
شهرستاني و اربابي (1388)، با استفاده از الگوي ادوار تجاري حقيقي اثر شوک تکنولوژي را در کشور بررسي کردند. براي اين منظور، آنها در الگوي تعادل عمومي خود، سه بخش خانوارها، بنگاهها و بخش نفت را درنظرگرفتند. نتايج نشان دادند بدون درنظرگرفتن شوکهاي نفتي نميتوان الگويي مناسب براي اقتصاد ايران طراحی کرد.
کاوند (1388)، با بهرهگیری از روششناسی الگوي ادوار تجاري حقيقي، با توجه به ساختار اقتصاد ایران بهتبیین الگوي مناسب برای مطالعهی رشد اقتصادي پرداخت. وي علاوه بر

پایان نامه
Previous Entries منبع پایان نامه ارشد درباره سیاست پولی، جدول داده، ادوار تجاری، نرخ بهره Next Entries منبع پایان نامه ارشد درباره مخارج دولت، نرخ بهره، اقتصاد ایران، رشد اقتصادی