منبع پایان نامه ارشد درباره لیبرالیسم، کارکردگرایی، وابستگی متقابل، نظریه وابستگی

دانلود پایان نامه ارشد

مشارکت افراد، به منظور جلوگیری از وقوع جنگ می‬شوند. براساس این دیدگاه خشونت و قدرت‬طلبی در انسان که موجب بروز جنگ و درگیری می‬شود، ناشی از سرشت و ذات انسان نیست؛ بلکه فقدان ابزارهای لازم برای پیشرفت و شکوفایی باعث بروز رفتارهای خشونت بار می‬شود. برخلاف واقع‬گرا‬یان، لیبرال‬ها تأکید دارند که در برخی نظام‬های بین‬المللی احتمال برقراری صلح و همکاری بیشتر از نظام‬های دیگر است. قواعد، هنجارها و نهادهای موجود بر چشم انداز‬های همکاری تأثیر دارند.(چرنوف، 1388: 131)
نویسندگان و نظریه‬پردازان طبقه‬بندی‬های متفاوتی را از لیبرالیسم انجام دادند. برخی نظریه‬پردازان بر سنت لیبرالی کانتی و تداوم آن در اندیشه‬های علمی رفتارگرایان دهه‬ی 1960 تأکید دارند و برخی دیگر میان لیبرالیسم آرمان‬گرایانه و تجویزی- ارزشی از یک سو و نظریه‬های لیبرال علمی از سوی دیگر تمایز قائل می‬شوند. عده‬ای هم میزان خوش‬بینی نسبت به تحولات بین‬المللی را در سطوح متفاوتی می‬بینند.(مشیرزاده، 1385: 27) به هر صورت چه این طبقه‬بندی‬ها را صحیح بدانیم یا صحیح ندانیم، بعد از دهه‬ی 1930 و 1940 و آن حوادثی که در جامعه‬ی بین‬المللی روی داد، رویکرد لیبرالیستی به روابط بین‬الملل ارزش خودش را از دست داد و به حاشیه رفت؛ اما این به معنای نابودی کامل اندیشه‬های لیبرال نبود بلکه لیبرالیسم بعد از جنگ جهانی دوم به شکل‬های گوناگون به صورت رقیبی جدی برای واقع‬گرا‬یی توانست خود را احیا کند.
علی‬رغم این‬که واقع‬گرایی- چه واقع‬گرایی کلاسیک و چه واقع‬گرا‬یی ساختاری- بر مطالعات روابط بین‬الملل مسلط شده بود اما این رویکرد همواره از سوی نظریه‬های لیبرالی به چالش کشیده شد. نظریه‬های همگرایی منطقه‬ای شامل کارکردگرایی، نوکارکردگرایی، فدرالیسم و ارتباطات، نظریه‬های وابستگی متقابل و نظریه‬ی رژیم‬ها از جمله نظریه‬هایی هستند که در چارچوب لیبرالیسم به انتقاد از فرضیه‬های واقع‬گرا‬یان برخاستند و دیدگاه آنان در خصوص سرشت ستیزه‬آمیز‬ انسان‬ها و روابط بین‬الملل را به چالش کشیدند.(دهقانی فیروزآبادی، 1377: 567) از دیدگاه نظریه‬پردازان این نظریه‬ها اساس روابط بین‬الملل و روابط بین انسان‬ها بر جنگ و منازعه نیست. این نظریه‬ها از دهه‬ی 1960 چارچوب‬های جدیدی برای تحلیل سیاست بین‬الملل ارائه دادند. این نظریه‬ها در بسترهای زمانی متفاوتی ارائه شدند که پرداختن به همه‬ی این نظریه‬ها در این نوشتار کار دشواری است. در این فصل از پژوهش هدف نویسنده پرداختن به نظریه‬ی وابستگی متقابل رابرت کئوهن و جوزف نای است. این نظریه را به‬این دلیل انتخاب کردیم که یکی از مهم‬ترین نظریه‬هایی است که در چارچوب لیبرالیسم و بهتر از سایر زیرشاخه‬های لیبرالیسم روابط بین‬الملل را تبیین کرده است.
همان‬طور که در فصل قبل دو نظریه‬پرداز واقع‬گرا یعنی مورگنتا و والتز را براساس روش فهم اسکینر که چارچوب مفهومی این پژوهش است، مورد بررسی قرار دادیم، در این فصل نیز نظریه وابستگی متقابل نای و کئوهن را براساس آن‬چه در فصل قبل بررسی شد، مورد بحث قرار خواهیم داد. ابتدا و در مرحله‬ی اول زمینه‬ی فکری یا اندیشه‬ای که نظریه وابستگی متقابل در آن ارائه شد سپس در مرحله دوم زمینه‬ی علمی یا زمینه‬ی کنش سیاسی آن و در مرحله‬ی سوم خود نظریه وابستگی متقابل جوزف نای و رابرت کئوهن را بررسی خواهیم کرد.

1. زمینه‬ی فکری
از زمان پیدایش رشته‬ی روابط بین‬الملل تاکنون شاهد سیر صعودی مطالعات و پژوهش‬ها در این رشته هستیم. این سیر صعودی هم در موضوعات محتوایی روابط بین‬الملل و هم در روش شناخت در روابط بین‬الملل بوده است. تا قبل از دهه‬ی 1950 میلادی موضوعات مطالعاتی روابط بین‬الملل محدود و معمولاً پژوهش‬ها پیرامون مسائل جنگ و صلح بود و روش مطالعات نیز علمی نبود. اولین برخوردهای روشی در روابط بین‬الملل تاریخی و فاقد بعد نظری بوده است. محورهای عمده‬ی بحث اندیشمندان آن دوران بررسی مسائل جنگ و صلح میان کشورها بود.(سریع القلم، 1386: 161) دو رویکرد متعارض همواره در این‬باره وجود داشت که ناشی از نگاه بدبینانه و خوش‬بینانه به سرشت و ماهیت انسان بود؛ اندیشمندانی که نگاه بدبینانه داشتند بر وجود تعارض طبیعی منافع و ستیزش میان افراد، دولت و یا هر دو در درون جامعه‬ی بین‬المللی و اهمیت عوامل قدرت و موازنه‬ی قدرت تأکید می‬کردند؛ در مقابل کسانی که نگاه خوش‬بینانه به سرشت انسان داشتند بر امکان هماهنگی منافع میان دولت‬ها و یا افراد تأکید داشتند و معتقدند که در صورت ایجاد نهادهای منطقی و کارآمد می‬توان جامعه‬ی داخلی و بین‬المللی را اصلاح کرد. این اندیشمندان ضمن کم‬اهمیت پنداشتن نقش قدرت در روابط بین‬الملل الگوهای رفتاری را تغییرناپذیر نمی‬پندارند و بر این باور هستند که بازیگران از ظرفیت‬های بالایی برای همکاری و هم‬زیستی برخوردارند.(قوام، 1387: 299)
لیبرال‬ها که نسبت به ماهیت انسان خوش‬بین بودند بعد از جنگ جهانی اول نخستین تحلیل‬ها را نسبت به چرایی جنگ ارائه دادند. از نظر آنان خودپسندی و محاسبه‬ی کوته‬بینانه رهبران مستبد کشورها نمی‬تواند دلیل موجهی برای جنگ جهانی اول باشد بلکه نهادهای دموکراتیک بی قید و بند و در عین حال تحت فشار ژنرال‬ها باعث شد تا رهبران به سوی جنگ سوق داده شوند.(جکسون و سورنسون، 1385: 57-56) از نظر این نظریه‬پردازان انسان دارای ظرفیت‬هایی است که می‬تواند صلح و دوستی و هم‬زیستی را جایگزین جنگ و خشونت بکند. وودرو ویلسون و نورمن آنجل دو اندیشمند لیبرالی هستند که در این دوره‬ی زمانی دیدگاه‬های خود را مطرح کردند؛ اما این دیدگاه‬ها چندان طولی نکشید که کارایی خود را از دست داد.
در سال 1929 بحران اقتصادی موجب شد که روح همکاری بین‬المللی که در سال‬های 1925-1929 به‬وجود آمده بود از بین برود. از طرفی دیگر دیکتاتورهای لجام گسیخته‬ای در آلمان و ایتالیا و ژاپن رشد کردند که به دنبال تجدیدنظر در تقسیمات ارضی و ثروت‬ها با توسل به زور بودند.(مشیرزاده، 1388: 80) بحران اقتصادی و عملکرد دولت‬های آلمان، ایتالیا و ژاپن و بی‬توجهی آن‬ها به جامعه‬ی بین‬المللی موجب شد دیدگاه لیبرال‬ها و تحلیل آنان از جنگ و مسائل بین‬المللی از جانب واقع‬گرایان مورد انتقاد شدید واقع شد. به‬این ترتیب دیدگاه واقع‬گرایان که نگاهی بدبینانه به سرشت انسان دارند و روابط بین‬الملل را مبتنی بر قدرت و زور می‬دانند، بر مطالعات روابط بین‬الملل مسلط گردید. مهم‬ترین تلاش‬ها در این زمینه چنان‬چه در فصل قبل بیان شد، توسط واقع‬گرایانی مانند ادوارد هالت کار و موگنتا و… صورت گرفت. البته لازم به ذکر است که نظریه‬های لیبرالی علی‬رغم این‬که به حاشیه رانده شدند ولی تلاش‬های زیادی برای بازسازی خود و برای به چالش کشیدن نظریه‬های واقع‬گرایان انجام دادند؛ این تلاش‬ها در قالب نظریه‬های همگرایی و ارتباطات صورت گرفته است.
با ورود روش رفتارگرایی به مطالعات و پژوهش‬های بین‬المللی هرکدام از دو روش سنتی آرمان‬گرایانه و واقع‬گرایانه مورد چالش روش‬شناختی قرار گرفتند؛ البته هر کدام از این دو دیدگاه با تأثیرپذیری از روش رفتارگرایی اقدام به بازسازی خود نموده و به کمک آن رویکرد مقابل را به چالش کشیدند.
تصویری که واقع‬گرایان در مطالعات خود از نظام بین‬الملل طراحی کردند نشانگر توپ‬های بیلیاردی است که دائماً در حال حرکت بوده و غالباً به‬طور مخربی با یکدیگر برخورد می‬کنند.(بزرگی، 1375: 892) براساس این دیدگاه کشورها در یک رابطه‬ی مبتنی بر ستیزش دایمی قرار دارند و خودخواهی و سودجویی انسان‬ها آنان را در برابر یک‬دیگر قرار می‬دهد. این رویکرد که بر مطالعات روابط بین‬الملل مسلط بود مورد انتقاد شدید واقع شد.
بیشترین انتقادی که به برداشت‬های معطوف به منازعه و مسائل امنیتی در سیاست بین‬الملل به عمل آمده از جانب «کارکردگرایان» بوده است. کارکردگرایی به عنوان فلسفه‬ی کارسازی معرفی شده است که تدریجاً به پیدایش جهانی صلح‬آمیز، متحد و مشارکت‬آمیز منجر خواهد شد. استدلال کارکردگرایان با این فرض شروع می‬شود که جنگ معلول نظام بین‬المللی است که از سازمان‬دهی‬ ناقصی برخوردار است؛ نظامی که براساس بدگمانی و هرج و مرج بنا شده است و در آن جنگ وسیله‬ی مقبولی برای حل و فصل اختلافات بین‬المللی تلقی می‬گردد.(بزرگی، 1375: 893)

1. کارکردگرایی
نظریه‬ای است که در چارچوب رویکرد لیبرالیسم قابل تعریف است به همین دلیل است که به مبارزه با رویکرد واقع‬گرایی برمی‬خیزد. نظریه‬های کارکردگرایان مبتنی بر سه فرضیه‬ی اصلی است که عبارتند از:
1. جنگ نه از سرشت انسان و نه از سرشت دولت؛ بلکه یک بیماری در کشورها است که ناشی از کمبودهای اجتماعی و اقتصادی زندگی انسان است. 2. جنگ ناشی از دولت‬های ملی است. دولت‬های ملی به‬طور فزاینده‬ای کفایت خود برای حل و فصل مسائل جوامع را از دست داده‬اند. تأمین صلح نیازمند ایجاد سازمان‬های ویژه‬ای برای حل مسائل اقتصادی – اجتماعی است. 3. با توسعه سازمان‬های تخصصی بین‬المللی برای حل و فصل مسائل حوزه‬ی دیپلماسی می‬توان از روابط خصومت‬آمیز‬ پرهیز کرد. همکاری نخبگان در بخش‬های غیرسیاسی سبب تأثیر بر صاحبان قدرت در عرصه‬های سیاسی گردیده و حاکمیت کشورها را کاهش خواهد داد.(کولایی، : 166)
استراتژی کارکردگرایی روی ایجاد تدریجی سازمان‬های غیرسیاسی و مشارکت‬آمیز‬ تأکید دارد؛ سازمان‬هایی که در بخش‬های اقتصادی، فنی، علمی، اجتماعی و فرهنگی بیشترین کارایی را دارند. ایجاد این سازمان‬ها راحت‬تر از ایجاد سازمان‬های سیاسی بزرگی است که حاکمیت ملی کشورها را به خطر می‬اندازد. دولت‬ها نیز مخالفتی با رشد این سازمان‬ها ندارند؛ زیرا این واحدهای غیرسیاسی برای کشورهای عضو منافع متقابلی در برداشته و به نظر نمی‬رسد که حاکمیت ملی آن‬ها را تهدید کند. از طرفی دیگر گسترش مداوم سازمان‬های کارکردی به عرصه‬های هرچه وسیع‬تری از فعالیت‬های بشری احتمالاً به «تسری» یا پیشرفت افقی- عمودی99 می‬انجامد. فرایند تسری یا پیشروی افقی – عمودی جزو ویژگی‬های اکثر سازمان‬های انسانی و از جمله مؤسسات خصوصی است.(بزرگی، 1375: 893-894) بنابراین کارکردگرایان روی ابعاد همکاری جویانه و مشارکت‬آمیز‬فعالیت‬های بین‬المللی تأکید دارند. از نظر آنان وقتی سازمان‬های غیرسیاس

پایان نامه
Previous Entries منبع پایان نامه ارشد درباره لیبرالیسم، رفتارگرایی، نظام بین الملل، هنجارسازی Next Entries پایان نامه با کلمات کلیدی عقل و نقل، محکم و متشابه، انسان کامل، صدق و کذب