منبع پایان نامه ارشد درباره قرآن کریم، آیات و روایات، علامه طباطبایی، مجمع البیان

دانلود پایان نامه ارشد

دارد بهمين خاطر است كه خداوند خوردن مال يتيم را به خوردن آتش‎ تشبيه ‎كرده ‎است‎ كه در واقع مي‎خواهد چهره ‎باطني اين ‎عمل ‎زشت ‎را به مردم معرفي كند.
در مورد دیگری قرآن کریم نقل می‌کند شهر مدين شهري بسيار آباد بود، بيشه‌اي بود كه درختان خرم و نهال‌هاي پر ثمر آن را پوشانيده ‎بود، اما اهل آن بجاي آنكه شكر خداي تعالي را بجاي آورند و از دستورات پيامبرشان شعيب اطاعت كنند راه كفر و نافرماني وفساد اقتصادي را پيش گرفتند و خداوند هم به خاطر اين عملشان آنها را عذاب كرد. حضرت شعيب ابتدا مردم را به پرستش خداوند‎و ترك ‎بتها دعوت كرد:«… قالَ يا قَومِ اعبُداللهَ ما لَكُم مِن اِلهٍ غَيرهُ قَدجاءَتكُم بَيِّنه مِن رَبِّكُم» (الاعراف / 85)
دعوت دوم شعيب مربوط به امور اقتصادي و اجتماعي است و آن اينست كه:‌ پيمانه و ترازو را درست بداريد و اجناس مردم را « در وقت معامله» كم ندهيد:«… فَاوفوالكَيلَ وَ الميزانَ وَ لا تَبخَسوا النَّاسَ اَشياءَهُم » (الاعراف / 85) «وَ يا قَومِ‎اَوفوا المِكيالَ‎وَالميزانَ‎بِالقسطِ‎وَ لاتَبخَسواالنَّاسَ‎اَشياءَهُم وَلا تَعثَوا في الَارضِ‎مُفسِدين» (هود / 85):‌اي قوم در سنجش وزن و كيل عدالت كنيد و به مردم كم نفروشيد و در زمين به خيانت و فساد برنخيزيد. »
دعوت ديگر حضرت شعيب آن بود كه در زمين فتنه و فساد نكنيد بعد از آنكه اصلاح گرديد كه اين براي شما بهتر است:«… وَلا تُفسِدوا في الاَرضِ بَعدَ اِصلاحِها ذلِكُم خَيرٌلَكُم اِن كُنتُم مُؤمنين » (الاعراف / 85)
كه بنا به نظر صاحب الميزان مقصود از فساد در زمين، گناهاني است كه باعث سلب امنيت در اموال و اعراض و نفوس اجتماع مي‌شود. (طباطبايي، 1417:‌8، 194)
و دعوت چهارم شعيب اين بود كه:‌ بر سر راه مردم منشينيد تا مردم را بترسانيد و هر كس را كه ايمان دارد از راه خدا باز داريد و آن را ناهموار و ناهنجار شماريد:« وَ لا تَقعُدوا بِكلِّ صِراطٍ توعِدونَ وَ تَصُدونَ عَن سَبيلِ اللهِ مَن آمَنَ بِهِ وَ تَبغونَها عِوَجاً… » (الاعراف/ 86)
در هر حال این گونه جرائم، خود زمینه ساز جرائم دیگری است، كم فروشي و به طور کلی هر نوعفساد اقتصادي از عوامل مهم رکود اقتصادی و نابود شدن بهره‌های مادی زندگی بشری است. و در نهایت جز بوار و نابودی عاقبت دیگری در انتظار چنین جوامعی نیست.

12-12) شرب خمر و قمار
در حدیث است:‌کلید شر، شراب است و از آن بدتر دروغ است. (شیخ صدوق، 1368:‌244) قرآن کریم می‌فرماید:«اِنَّمَا الخَمرَ وَ المَیسِرِ و الاَنصابِ وَ الاَزلامِ رِجسٌ مِن عَمَلِ الشَّیطان»:«شراب و قمار و بتها و تیرهای قمار پلیدی و از کارهای شیطان است» (مائده/90) و می‌فرماید:«یَسئَلونَکَ عَن الخَمرِ وَ المَیسِرِ قُل فیهِما اِثمٌ کَبیرٌ وَ مَنافِعُ لِلنّاسِ وَ اِثمُهُما اَکبَرُ مِن نَفعِهِما» (بقره/219) تولید و فروش شراب منافعی مالی در پی دارد، همینطور قمار نیز درآمدهایی دارد. اما از نظر قرآن مضرات آن دو بسیار بیشتر از منافع آن است. از آنجا که منافع میسر (قمار) از نوع مالی است، می‌توان نتیجه گرفت که منظور قرآن از منافعی که در خمر است، منافع مالی حاصل از ساخت و فروش آن است. بنا بر این از نظر قرآن خمر و میسر از لحاظ معنوی و باطنی رجس و پلید است و از لحاظ مادی و مالی نیز بر خلاف چیزی که درظاهر به نظر می آید، مضرات مالی فراوانی در پی دارد. کسب مال از طریق قمار از قبیل اکل مال بالباطل است و فعالیت اقتصادی مفیدی نیست. شاید این مضرات اشاره به هزینه‌هایی باشد که صرف درمان مضرات الکل و خرابی‌هایی خواهد شد که در اثر مستی شرابخواران به وجود می آید. و این غیر از مضرات دیگری است که در این دو گناه وجود دارد. در حالت مستی انواع گناهان از شخص سر میزند و قمار باعث اختلاف و خصومت و جنگ و جدال و انحطاط اجتماعي و سقوط آدمي از موقعيت اجتماعي، و حذف وثوق جامعه از آدمي مي‌شود. همچنین باعث عادت به حرامخواری می‌شود و شخص را از فعالیتهای مفید باز می‌دارد. معمولا منافع حاصل از قمار نیز صرف خوشگذرانی و فسق و فجور می‌شود نه خیرات و مبرات.

13-12) گناه عالِم
گناه عالم اثر منفی بسیار شدیدی بر فرهنگ و دیانت مردم دارد. در واقع در باره هیچ گناهی چنین اثر فراگیری دیده نمی‌شود. ایجاد بدعت و سنتهای باطل در دین تنها به وسیله کسانی که وجهه دینی دارند امکانپذیر است. و همچنین چون مردم اصل دین و ایمان و دیانتشان را از عالمان دینی اخذ می‌کنند انحراف عالم دینی مستقیما باعث انحراف مردم در دین می‌شود. و همه انحرافات دیگر وگناهانی که از رهگذر این انحراف رخ دهد از آثار و نتایج آن خواهد بود. در حدیث است هر که سنت سیئه‌ای را بنا نهد در وزر و وبال هر که تا قیامت آن را انجام دهد شریک خواهد بود. (برقی، 1370:‌1، 21)
نتیجه:با توجه به مطالب این فصل روشن گردید که مهمترین زمینه‌های گناه عبارتند از:‌حب دنیا و هوای نفس، جهل، تحقیر و سرکوب شخصیت انسان، محیط فاسد و جو مسموم، هم‌نشین نااهل و دوستان نا مناسب، شیطان و اغوائات او، سرمایه و ثروت، فقر و تهیدستی، الگوی فردی ناصالح، الگوی اجتماعی ناصالح و غیر اخلاقی، عدم اطاعت پیشوایان و حاکمان جامعه از اوامر الهی و گناهانی که زمینه ساز گناهان دیگرند.
البته چنان که در دعای صباح امام علی ( وارد است:«… ان خذلنی نصرک عند محاربه النفس و الشیطان… »؛ مهمترین زمینه‌های گناه، هوای نفس و شیطان هستند. اگر تمایلات نفسانی و غرایز متمایل به شهوت و پرخاشگری در انسان وجود نداشت، اصولا زمینه‌ای برای گناه در او نبود و باقی زمینه‌ها و حتی شیطان نیز نمی‌توانست تأثیری در انجام گناه داشته باشد. اما وجود این تمایلات لازمه امتحان عقل و ایمان انسان در دنیا بوده است. چنان که قران کریم می‌فرماید:«زُیِّنَ لِلنّاسِ حُبُّ الشَّهَواتِ مِن النِّساءِ وَ….. »:« هوس پرستى، از جمله دوست داشتن زنان، پسران، انبانهاى انباشته از زر و سيم، اسبان داغ خورده، چارپايان و كشتزار در نظر مردم زينت يافته است. اينها دستمايه زندگى اين جهانند و سرانجام نيك نزد خداست». (آل عمران/14) و می‌فرماید:«زُیِّنَ لِلَّذینَ کَفَروُا الحَیوه الدُّنیا… »:« كافران زندگى دنيايى در نظرشان آراسته شده است… ». (البقره/212) و در باره زینت دادن اعمال توسط شیطان می‌فرماید:«… لکِن قَسَت قُلوبُهُم وَ زَیَّنَ لَهُم الشَّیطانُ ما کانوُا یَعمَلوُن»«… بلكه دلهايشان سخت شد و شيطان كردار آنها را در نظرشان آراست». (الانعام/43)
بنا بر این، اصل گناهان همان هوای نفس است و دیگر موارد مذکور مؤید و مشوق هوای نفس و تسهیل کننده عمل بر طبق هوای نفس می‌باشند.

فصل چهارم:
پیامدهای گناهان

اصل کلمه عذاب وقتی وصف آب باشد به معنای “شیرین” و “گوارا” است، چنان که به آب گوارا “ماء عذب” یا “ماء عذاب” می‌گویند. اما وقتی در باره مجازات و مکافات عمل و بر حذر داشتن از انجام عملی به کار رود به معناي “منع” است (ابن اثیر، 1364: 3، 196). در این مورد عذاب را از آن جهت عذاب مي‌گويند كه از راحتي و آسايش منع مي‌كند و آن را از بين مي‌برد و موجب رنج می‌شود. عذاب “رنج مستمر” نیز معنا شده است. (عسکری، 1412:‌354) فعل از ماده “عذب” در باره آب به صورت ثلاثی مجرد “عَذُبَ” یا در باب اِفعال یا استفعال به معنای نوشاندن آب گوارا و طلب کردن آب گوارا به کار می‌رود. اما در مورد عقوبت و رنجِ نتیجه عمل، در باب تفعیل می‌رود.10 افعال عذاب در قرآن همه از باب تفعيل آمده است و در عذاب دنيوي و اخروي هر دو بكار رفته و با كلمات عظيم (النساء/93)، مهين (البقره/90)، اليم (البقره/12)، حریق (آل عمران/181)، شديد (آل عمران/56) مقیم (المائده/37) و غيره توصيف شده است. بنابراین، نتیجه گناه و معصیت اشکال مختلف رنج خواهد بود.
رنج و عذاب حاصل از گناه را مي‌توان به انواع و اقسامی‌تقسيم كرد. آثار گناه را
می‌توان به: باطنی و ظاهری ،تکوینی و تشریعی، فردی و اجتماعی و همچنین به،دنیوی و اخروی تقسیم نمود.

4-1) آثار باطنی
اولین تقسیم بندی مهمی‌که می‌توان در باره آثار گناه مطرح نمود تقسیم به آثار ظاهری و باطنی است. چرا که دنیا ظاهری دارد و باطنی. گناه هم، اثری ظاهری دارد و اثری باطنی. بنا بر این از این جهت می‌توان آثار گناه را به آثاری که در ملک و آثاری که در ملکوت و باطن عالم از گناه به جای
می ماند تقسیم نمود.
توضیح آن که، قرآن کریم در باره کفار و فجار می‌فرماید: « يَعلَمُونَ ظَاهِرًا مِّنَ الحَيَاه الدُّنيَا وَهُم عَنِ الآخِرَه هُم غَافِلُونَ » (الروم/ 79). این گروه فقط ظاهر حیات دنیا را می‌دانند والبته از آخرت غافلند. و می‌فرماید:« یا اَیُّهَا النّاسُ اِنَّ وَعدَ اللهِ حَقٌ فَلا تَغُرَّنَّکُمُ الحَیوه الدُّنیا وَ لا یَغُرَّنَّکُم بِاللهِ الغَرور»:«اى مردم بى‏گمان وعده الهى حقّ است، پس زندگانى دنيا شما را نفريبد و (شيطان) فريبكار شما را نسبت به خداوند فريفته نگرداند». (فاطر/5)
از این که در آیه، ظاهر حیات دنیا را در مقابل آخرت قرار داده است، می‌توان استفاده کرد که آخرت باطن دنیاست و حقیقت دنیاست. حیات دنیا ظاهری دارد و باطنی و به قرینه تقابل هر کدام در مقابل هم بوده و متمم یکدیگرند. بر طبق آیات و روایات ظاهر و باطن ما، هر کدام یک چهره دارند؛ چهره ظاهر، در این دنیا آشکار است و چهره باطن در آن دنیا. و البته نگاه دائمی خدای ما نیز به همان صورت باطنی است. پیامبر ( به ابوذر فرمود:«یا اباذر ان الله لا ینظر الی صورکم و لا الی اموالکم بل ینظر الی قلوبکم و اعمالکم» (شیخ طوسی، 1414: 536)
این صورت باطنی غیبت کننده است که روز قیامت آشکار می‌شود و در حدیث است روز قیامت دهانش از جیفه بد بو‌تر است. (شیخ صدوق، 1417: 515)
از شخصیت باطنی فرد که اعمال انسان بر اساس آن انجام می‌شود گاهی به “شاکله” نام می‌برند:«کُلٌّ یَعمَلُ عَلی شاکِلَتِهِ»:«هر کسی بر اساس شاکله خود عمل می‌کند» (الاسرا/84). در منطق قرآن اعمال انسان به تبع شاکله نفسانی شکل می‌گیرد و رخ می‌دهد. به عبارت دیگر، منشأ اعمال آدمی، شاکله اوست.
مهم‌ترین معانی کلمه شاکله عبارتند از:‌ 1- شکل، هیئت، صورت ۲- سرشت، ذات. شاكله در اصل از ماده شكل به معنى مهار كردن حیوان است و به خود مهار، شكال مى‏ گویند. (طنابى که با آن پاى حیوان را مى‏بندند تا حرکت نکند.) از آنجا كه روحیات و سجایا و عادات هر انسانى او را مقید و محدود به انجام رویه‏ اى خاص مى‏ كند به آن شاكله مى‏ گویند. (راغب اصفهانی، 1416:‌462، ماده شكل).
مفهوم شاكله اختصاصى به طبیعت ذاتى انسان ندارد، لذا طبرسى در مجمع البیان در تفسیر آیه مذکور دو معنى براى آن ذكر كرده است:‌1- طبیعت و خلقت. 2- طریقه و مذهب و سنت، چرا كه هر یك از این امور انسان را از نظر عمل به نحوى مقید می سازد. از نظر ایشان هر كس روي عوامل مخصوصي، استعداد و طبیعتي كسب مي‌كند كه اعمال و كارهايش مطابق همان طبيعت از او صادر مي‌شود و عوض كردن آن اگر چه بسيار مشكل، ولي ممکن است و از او سلب اختيار نمي‌كند. لذا در قرآن کریم، رفتار دو گروه مؤمنان و کافران به اقتضای شاکله‌ای که دارند، به دو گونه مختلف تفسیر شده است. (طبرسی، 1408: ۴، 90)
علامه طباطبایی درباره آیه مذکور چنین می‌گوید:‌ «گویی خدای تعالی بعد از آن که فرمود: مؤمنین از کلام او شفا و رحمت استفاده نموده و ظالمین از آن محرومند و استفاده آن‌ها از قرآن باعث بیشتر شدن خسران آن‌ها می‌شود، کسی اعتراض کرده است که چرا خداوند میان بندگان خود فرق گذاشته است؟ آیا اگر قرآن را برای هر دو گروه مایه رحمت و شفا قرار می‌داد، غرض رسالت بهتر حاصل نمی‌شد؟
پس در آیه فوق به رسول گرامی خود دستور می‌دهد که پاسخ ایشان را بدهد و به ایشان می‌فرماید به آن فرد بگوید:‌ «کُلٌ یَعمَلُ عَلی شاکِلَتِهِ»، به این مفهوم که ما تفاوت قائل نشده ایم. این خود مردم هستند که اعمالشان بر طبق شاکله است و فعالیت‌های

پایان نامه
Previous Entries منبع پایان نامه ارشد درباره قرآن کریم، ظاهر و باطن، فساد مالی، خوشگذرانی Next Entries منبع پایان نامه ارشد درباره عالم برزخ، قرآن کریم، ظاهر و باطن، رفتار انسان