منبع پایان نامه ارشد درباره قرآن کریم، نهج البلاغه، امام صادق، گناهان کبیره

دانلود پایان نامه ارشد

زدگان .
13-4- و قساوه القلب على اهل الفقر و الفاقه: بى رحمى به نیازمندان؛ بى رحمى بر کسانى که فقیرند .
13-5-و ظلم الیتیم و الارمله: ستم بر یتیمان و بیوه زنان
13-6- و انتهار السائل و ردّه باللیل: ناامید کردن گدا از در خانه و ردّ او را دست خالى در شب.(شیخ صدوق، 1379: 269تا271)
در جمع بندی و نتیجه گیری و تحلیل حدیث مذکور می‌توان گفت امام ( مجموعه‌ای سیزده گانه از گناهان کوچک و بزرگ و بدی‌ها و گناهان اخلاقی ظاهری و باطنی را یک جا جمع آوری کرده‌اند که برخی از آنها گناه فقهی نیست. اما همه آنها به نوعی به سوء سریره و اعتقادات ناقص و شاکله ناپسند فرد بر می‌گردد. از آن لحاظ که قرآن کریم می‌فرماید:«مَن یَعمَل مِثقالَ ذَرَّه خَیراً یَرَه وَ مَن یَعمَل مِثقالَ ذَرَّه شَرّاً یَرَه» (زلزال/7و8)؛ پس حتی مواردی را که ترک اولی یا انجام مکروه است نیز از آنجا که بی تأثیر نیست امام ذکر کرده‌اند. در حقیقت امام در صدد استقصای افعالی سوء با آثار مشترک سوء بوده‌اند اعم از این که نتیجه آن عذابی در دنیا یا آخرت، کم یا زیاد و کوچک یا بزرگ بوده باشد. بنا بر این نکته قابل توجه در این حدیث آن است که مفهوم گناه در حدیث مذکور به نحوی توسع دارد که شامل هر کاری (ولو از جنس اعتقاد یا اخلاق) که متضمن شری و لو کوچک باشد می‌شود و طبعا همه آنها از آن نظر که شر هستند کمابیش دارای آثار سوئی خواهند بود و از جهتی گناه‌اند.

2-7) تقسیم مراحل گناه با توجه به مراحل تقوا
قرآن کریم فجور را در مقابل تقوا قرار داده است:«وَ نَفسٍ وَ ما سَوّیها فَاَلهَمَها فُجوُرَها وَ تَقوَیها» (الشمس/7و8). در جای دیگر تقوا مقابل اثم قرار داده شده:« وَ إِذا قيلَ لَهُ اتَّقِ اللَّهَ أَخَذَتهُ العِزَّه بِالإِثمِ فَحَسبُهُ جَهَنَّمُ وَ لَبِئسَ المِهاد». (بقره/206) قرآن کریم کسب تقوا را برای همه مسلمانان لازم می‌داند:«وَتَزَوَّدُوا فَإِنَّ خَیرَ الزَّادِ التَّقوَى وَاتَّقُونِ یا أُولِی الأَلبَابِ» (البقره/197)
حضرت امیرمؤمنان علی ( فرمودند:«اَلمُتَّقی مَنِ التَّقی الذُّنُوبَ»:« با تقوا کسی است که از گناهان پرهیز کند» (محمدی ریشهری، 1416: 4، 3638). پس تقوا و مراحل آن در مقابل مراحل گناه قرار می‌گیرد و با شناخت مراحل تقوا می‌توان مراحل گناه را شناخت.

معنای تقوا
از لحاظ لغوی تقوا،‌ اسم است از مصدر اتقاء و به معني، محفوظ داشتنِ خود و پرهيز كردن است. در شريعت و دين تقوا يعني، خود نگهداري از گناه و آنچه كه به گناه مي انجامد و اين تقوا به ترك مانع تعبير مي‌شود كه با ترك نمودن حتي بعضي از مباحات كه گناه هم ندارند كامل و تمام مي‌شود. (راغب اصفهاني، 1412:480) تقوا به معناي اتقاء و پرهيزكاري و اتخاذ وقايت است. (كليني، 1365:‌3، 87) یعنی ملکه‌ای نفسانی در شخص ایجاد شود که بتواند خود را از مقدمات گناه حفظ کند که در نتیجه می‌تواند خود را از انجام گناه حفظ کند و از انجام گناه محفوظ خواهد بود.
علامه طباطبايي در بيان معناي اصطلاحي تقوا مي‌گويد:«تقوا در احاديث به ورع و پرهيز از حرام‌هاي ‎خدا تفسيرشده. با درنظر گرفتن‎ اينكه تقوا هم ‎به واجبات ‎ارتباط‎ دارد و هم ‎به محرمات ‎لاجرم عبارت‎ مي‎شود از:اجتناب از ترك ‎واجبات‎ و اجتناب از انجام‎ دادن محرمات. » (طباطبايي، 1417، ج19، ص 375)
برخی از مفسرین تقوا را يك نيروي كنترل دروني دانسته‌اند كه انسان را در برابر طغيان شهوات، حفظ مي‌كند و در واقع نقش ترمز نيرومندي را دارد كه ماشين وجود انسان را در پرتگاهها حفظ و از تندرويهاي خطرناك باز مي‌دارد. (مكارم شيرازي، 1374:‌ 1، 79) « حقيقت تقوا همان احساس مسئوليت دروني است و تا اين احساس مسئوليت نباشد انسان به دنبال هيچ برنامه سازنده‌اي حركت نمي‌كند. » (همان: 17، 188)
مولاي متقيان علي ( نيز نقش تقوا را در كنترل انسان و جلوگيري از تندروي و كندروي در تمثيلي زيبا چنين بيان فرموده‌اند: « الا و ان الخطاياخيل شمس حمل عليهااهلها و خلعت لجمها فتحقمتبهم في‎النار الا و ان التقوي‎ مطايا ذلل‎ حمل عليهااهلهاواعطواازمتهافاوردتهما الجنّه»
«آگاه ‎باشيد گناهان‎ و خطا يا همچون‎ مركب‎هاي ‎سركش ‎و لجام ‎گسيخته‎اي ‎هستند كه‎ خطاكاران ‎برآن ‎سوارند وآنهارادرقعر دوزخ ‎سرنگون‎خواهندساخت. آگاه باشيد! تقوا همانند مركب‌هاي راهوار و آرامي است كه صاحبانش برآنهاسوارندو زمامشان‎را بدست‎دارندو تا ‎بهشت‎آنان‎راپيش‎مي‌برند»
(نهج البلاغه، 1412: 1، 48)
همانطور كه در كلام اميرالمؤمنين علي ( آمده است از خطاكاري و بي تقوايي به عنوان اسب چموش و افسار گسيخته و از باتقوايي به عنوان اسب رام و داراي افسار ياد شده است. همانگونه كه مهار اسب در تندروي يا كندروي حيوان نقش اساسي را ايفا مي‌كند تقوا نيز به عنوان مهمترين عامل كنترل كننده انسان در افراط و تفريط‌ها بوده و راهي براي حركت در مسير حدود الهي و رسيدن به سعادت و فلاح مي‌باشد.
از آنچه درباره تقوا گفته شد مي‌توان نتيجه گرفت، در واقع تقوا يك حالت تعادل در انسان ايجاد مي‌كند كه فرد مؤمن در جاي خود كاملاً مراقب باشد، و در عمل نه افراط كند و نه تفريط یعنی از همه گناهان پرهیز نماید. بنا بر این تقوى همان احساس مسؤلیت و تعهدى است که به دنبال رسوخ ایمان در قلب بر وجود انسان حاکم مى شود و او را از فجور و گناه باز مى دارد، به نیکى و پاکى و عدالت دعوت مى‌کند و فکر و نیت او را از آلودگیها مى شوید و اعمال آدمى را برای خدا خالص می‌کند. هنگامى‌که به ریشه لغوى این کلمه باز مى گردیم نیز به همین نتیجه مى رسیم، زیرا تقوى از “وقایه” به معنى کوشش در حفظ و نگهدارى چیزى است، و منظور در این گونه موارد نگهدارى جسم و جان و روح از هر گونه آلودگى، و متمرکز ساختن نیروها در امورى است که رضاى خدا در آن است. اهمیت موضوع تقوا و نقش آن در شناخت گناه و فاصله گرفتن از آن اقتضا می‌کند به بحث مفصل تری در باره تقوا بپردازیم.

مراحل تقوا
قران کریم می‌فرماید« یَا اَیُّهَا الَّذِینَ آمَنُوا اِتَّقُوا اللهَ حَقَّ تُقاتِهِ» (آل عمران/102) که روشن می‌کند تقوا لااقل دو مرتبه دارد یکی:‌تقوای عادی” و یکی “حق تقوا”. و همچنین در آیه دیگر می‌فرماید: «فَاتَّقُوا اللهَ مَا استَطَعتُم… »:« هر چه توان دارید تقوای الاهی پیشه کنید» و از تعبیر “أتقی”در آیه شریفه:‌«اِنَّ اَکرَمَکُم عِندَاللهِ اَتقیکُم»:«هر آینه گرامى‏ترین شما نزد خدا، پرهیزگارترین شما است. » (حجرات/13) روشن می‌شود که تقوا دارای مراتبی است که به توان روحی و معنوی و جسمی‌فرد مربوط می‌شود.
بنا براین تقوا لا اقل به دو دسته کلی تقوای عام و تقوای خاص قابل تقسیم است.
1 -پرهیز از هر گونه گناه، اعم از ترک واجب و فعل معصیت.
2 -خویشتن دارى در برابر آنچه قلب آدمى را به خود مشغول مى‏دارد و از حق منصرف مى‏کند. توصیف این دسته دوم است آنجا که امام علی می‌فرماید: «يُمسي و هَمُّه الشُّكر و يُصبِحُ و هَمُّه الذِّكر » «در شب همت او صرف سپاسگزاري از نعمت‌هاي حق تعالي است و در بامداد اراده اش ذكر و ياد خدا مي‌باشد. » (نهج البلاغه، 1412: 2، 163)
و اما خداوند در مورد دیگر در قرآن کریم می‌فرماید: «لَیسَ عَلَى الَّذینَ آمَنُوا وَ عَمِلُوا الصَّالِحاتِ جُناحٌ فیما طَعِمُوا إِذا مَا اتَّقَوا وَ آمَنُوا وَ عَمِلُوا الصَّالِحاتِ ثُمَّ اتَّقَوا وَ آمَنُوا ثُمَّ اتَّقَوا وَ أَحسَنُوا وَ اللَّهُ یُحِبُّ المُحسِنینَ»:«بر آنان که ایمان آورده‏اند و کارهاى شایسته کرده‏اند در آنچه خورده‏اند گناهى نیست، هر گاه پرهیزگارى کنند و ایمان بیاورند و به کارهاى شایسته پردازند، باز هم پرهیزگارى کنند و ایمان بیاورند، باز هم پرهیزگارى کنند و نیکى کنند، که خدا نیکوکاران را دوست دارد. » (مائده/۹۳)
یکی از مضامینی که این آیه کریمه در بیان آن است، درجات و مراتب تقوا است. مرحله اول همراه ایمان و عمل صالح است که تقوای عمومی است. مرحله دوم با به دست آوردن ایمانی اضافی همراه است که طبعا در عمل شدیدتر است. خود قرآن در یک مورد مؤمنین را به کسب ایمان امر می‌کند:‌« یا اَیُّهَا الَّذینَ آمَنوُا آمِنوُا… »:‌« ای کسانی که ایمان آوردید ایمان بیاورید» (النساء/136)، یعنی آنها را امر می‌کند که در مسیر سلوکی معنوی باشند و به ایمانشان بیفزایند که طبعا در عمل ایشان و شدت تقوایشان هم اثر مثبت خواهد داشت. مرحله سوم با احسان همراه است. در حدیث است که احسان ایمان شهودی است (امین اصفهانی، 1361:‌4، 379) و لذا این نوع تقوا شدید‌تر از دو نوع قبلی و با مشاهده ظرافتکاریهای نفسانی و ملکوتی اعمال همراه است. بنا بر این مراتب تقوا را می‌توان به “تقوای عام”، “تقوای خاص” و “تقوای خاص الخاص”، تقسیم کرد. (این آیه کریمه متضمن دو نکته عالی از معارف قرآنی است. یکی درجات و مراتب ایمان و تقوا و دیگر، فلسفه حیات و حقوق‏ انسان. می‏فرماید: نعمتها برای انسان است و انسان برای ایمان و تقوا و عمل. انسان آن گاه مجاز است از نعمتهای الهی بهره‏مند گردد و آنگاه این نعمتها به جا مصرف خواهد شد که خود انسان در مسیر تکاملی‏ خودش که خلقت او را در آن مسیر قرار داده حرکت کند، یعنی مسیر ایمان‏ و تقوا و عمل شایسته.)
بنابراین از آیات قرآن این مطلب کاملا استفاده می‌شود که تقوا درجات و مراتبی دارد. بدیهی است که، در مرحله اول انسان تقوایش در حدی است که از گناهان کبیره و از اصرار بر صغیره اجتناب می‌کند. این اولین درجه تقوا است که به آن، عدالت محقق می‌شود. درجه بالاتر این است که انسان خودش را از گناهان صغیره هم حفظ و نگهداری کند. بالاتر از این مرحله آن است که خود را از مکروهات نگهدارد؛ یعنی به گونه‌ای خود را حفظ کند که هیچ وقت مکروهی را هم مرتکب نشود. البته این جنبه سلبی تقواست جنبه ایجابی تقوا اقتضا می‌کند که در مرحله اول شخص واجباتش را انجام دهد و در مرحله بعد مستحبات را هم انجام دهد و در مرحله آخر غیر خدا را از دلش بیرون نماید. انجام این سه مرحله چه در قسمت سلب و چه در قسمت ایجاب نیاز به مبارزه با نفس دارد. همانطور که ترک نگاه به نامحرم مبارزه با نفس نیاز دارد صبح زود از خواب بیدار شدن و از رختخواب بیرون آمدن و وضو گرفتن و نماز خواندن نیز نیازمند مبارزه با نفس است. بنابر این تقوا فقط از جنس ترک نیست، بلکه ترک هوای نفس است که اعمال اراده‌ای درونی می خواهد. این مبارزه با نفس در عمل، در برخی موارد با ترک محقق می‌شود و در برخی موارد با فعل.
در آموزه‌های ائمه ( یعنی روایات نیز به ذو مراتب بودن تقوا تصریح شده است. امام صادق( در مصباح الشریعه تقوا را دارای سه درجه می‌دانند: «التَّقوی عَلی ثَلاثَه اَوجُهٍ: تَقوی بِاللهِ وَهُوَ تَرکُ الحَلالِ فَضلاً عَنِ الشُّبهَه، وَهُوَ تَقوی خاصِّ الخاصِّ؛ وَتَقوی مِنَ اللهِ تَعالی وَهُوَ تَرکُ الشُّبهاتِ فَضلاً عَنِ الحَرامِ، وَهُوَ تَقوی الخَاصِّ؛ وَتَقوی مِن خَوفِ النَّارِ وَالعِقابِ وَهُوَ تَرکُ الحَرامُ، وَهُوَ تَقوی العامِ»
(امام صادق (، 1400: ۳۸) بنابراین تقوا سه مرحله است:
۱ -تقوای عام: تقوای عام آن است که مؤمنان عادی از ترس عذاب جهنم، از محرمات الاهی اجتناب کرده و کارهای حرام را انجام نمی‌دهند. البته ترک واجبات نیز از موارد محرمات است پس این قبیل افراد واجباتشان را هم انجام می‌دهند. (به‏ این ترتیب عدالت فقهی محقق می‏شود.)
۲ -تقوای خاص: کسانی هستند که به‌ حدّ کمال انسانی گروه سوم نرسیده‌اند، ولی در مرتبه‌ای هستنـد که نه تنهـا از محرمات الاهی دوری می‌کند، بلکه از شبهـات و موارد مشکوک نیز پرهیز می‌کنند، و آن را تقوای خاص گویند.
۳ -تقوای خاصّ الخاصّ: کسانی که به مقام فنا راه یافته که در این مرتبه اهل تقوا حلال را جز به‌اندازه ضرورت ترک می‌کنند، چه رسد به شبهه، و این مرتبه اعلای تقوا است، و آن را تقوای خاص الخاص گویند.
گفتنی است؛ برخی از عالمان اخلاق قسم دیگری به اقسام تقوی اضافه کرده‌اند و آن تقوای صدیقان است که آن اجتناب از هرآنچه برای خدا

پایان نامه
Previous Entries منبع پایان نامه ارشد درباره ظلم و ستم، رفتار انسان، کمال انسانی، روح انسانی Next Entries منبع پایان نامه ارشد درباره قرآن کریم، امام صادق، علامه طباطبائی، نهج البلاغه