منبع پایان نامه ارشد درباره قانون مجازات، فرار از منزل، کلان شهر تهران

دانلود پایان نامه ارشد

نمايد. کودک از 8 ماهگي روابط اجتماعي را با امر و نهي مادر به او مي آموزد مادراني که در خارج از منزل کار مي کنند و به علت اشتغال به کار و خستگي جسمي رواني، حوصله رسيدگي به امور تربيتي طفل را ندارند، طفل در موقع مراجعت از مدرسه بدون مراقب و دلسوز بوده و خودسر بار آمده و به دست سرنوشت رها مي شود. اطفالي در غياب مادر به افراد مختلف (مستخدم، همسايه و غيره) سپرده مي شوند به اختلال عاطفي دچار شده و به آساني تحت تأثير تلقين ديگران قرار مي گيرند.
2 ـ رابطه با پدر: دومين شخصيتي که در تکوين شخصيت کودک نقش مهمي را ايفا مي کند پدر مي باشد که با آمريت خود طفل را براي اطاعت از مقررات و قوانين اجتماعي آماده مي سازد. حضور پدر در خانواده اثرات غير قابل انکار در روحيه طفل باقي مي گذارد که عواقب آن در دوره بزرگسالي و بلوغ آشکار مي گردد.3 هر چند زياده روي پدر در تنبيه بدني بچه را پرخاشگر مي کند. لکن مقنن در ماده 59 قانون مجازات اسلامي اقداماتي که توسط والدين به منظور تأديب يا حفاظت صغار انجام شود مشروط به اين که اقدامات مذکور در حد متعارف، تأديب و محافظت باشد را جرم نيز ندانسته و حتي فراتر از اين موضوع مقنن در تبصره 2 ماده 49 قانون مجازات اسلامي در باب حدود مسئوليت جزايي اعلام مي نمايد: “هرگاه براي تربيت اطفال بزهکار تنبيه بدني آنان ضرورت پيدا کند تنبيه بايستي به ميزان و مصلحت باشد” صرف نظر از اين موضوع مقنن واژه تنبيه و مصاديق آن را احصا ننموده است لکن به نظر نگارنده مجوز قانوني برا ي تنبيه کودک از سوي پدر يا مادر تا اندازه اي است که باعث تغيير رنگ پوست نگردد در غير اين صورت موضوع مشتمل بر ماده 484 قانون مجازات اسلامي (ديه جنايتي که باعث تغيير رنگ پوست يا تورم مي شود) خواهد بود. از ديگر سو افراط پدر در محبت، اثر رواني آمريت را از بين مي برد طفل نازپرورده زودرنج، ترسو و خودخواه بار آمده و بعد از بلوغ نيز تصور مي کند که در اجتماع نيز انجام هر امري براي او مجاز است و طاقت انتقاد را نداشته و به قوانين و مقررات وقعي نمي گذارد.45 ارسطاطاليس مي گويد: “مردم بيش تر در بند ضروريات اند تا استدلال، و ترس از تنبيه بيش تر از جاذبه خير محرک آن ها مي تواند باشد.”46 به نظر نگارنده جهت حصول به فرايند مطلوب در تربيت طفل در کانون خانواده مي توان از همان قاعده فقهي “الجمع مهما امکن اولي من الطرح”. استفاده نموده نظير آن چه سعدي شاعر پر آوازه در گلستان خود مي سرايد: “درشتي و نرمي به هم در به است چو رگ زن که جراح و مرهم نه است”
3 ـ خانواده آشفته: اين خانواده با کشمکش ها و اختلالات رفتاري نظير غير منطقي بودن، دعوا، تعرض و … مشخص مي شود و اعضاي آن داراي شخصيت هاي مخرب و غير عادي هستند که فضاي خانه را به اضطراب و تنش مي کشانند. يادگيري خشونت در خلال خشونت هاي داخل خانواده نفوذ مستقيم بر شخصيت کودک بزهکار دارد.47هر چند والدين در چنين خانواده هايي حضور فيزيکي دارند، اما فضاي حاکم بر خانواده توأم با طرد فرزندان، عدم محبت و بي توجهي به مسائل آن ها مي باشد کودک يا نوجوان اين خانواده به دليل کمبود محبت و تربيت ناصحيح در مواجهه با يک محبت کاذب اقدام به فرار مي کند. والدين چنين خانواده هايي در کانون ارتباطات خانوادگي حضور فعال ندارند فرزندان به حال خود رها شده اند و روابط آن ها فاقد هر نوع نظارت صحيح مي باشد. در اين خانواده کارکرد تربيتي و کنترل غير رسمي خانواده تضعيف شده، آرزوهاي بي حد و غير عادي شدت يافته و زمينه هنجارشکني فرزندان فراهم است. اين نوع خانواده فاقد سرمايه اجتماعي است و نمي تواند به عنوان يک منبع کنترل، مانع رفتارهاي تند جوانان از جمله فرار آنان از خانه شود.
يک زن ايراني به خاطر سابقه بد ذهني خود از فرار از منزل و آثار سوء آن مي گفت بيست سال مثل سگ نگهبان در خانه خوابيدم تا بچه هايم آن چه را من تجربه کردم، تجربه نکنند.48 پديده هايي مثل مشاجره و اختلافات پدر و مادر، عدم توافق اخلاقي آنان و غافل بودن آن ها از تأثير منازعات در رفتار و حالات کودکان عموماً سبب کشمکش هاي دروني، تشويش و ترس، درون گرايي افراطي و پديده هاي مشابه ديگري مي شود که در نتيجه رفتار سالمي در کودک ايجاد نمي کند آن چه که خشونت هاي خانوادگي ناميده مي شود صورت بسيار متنوع دارد و از درگيري هاي لفظي ميان اعضا تا کشتن والدين توسط فرزندان مي تواند مطرح باشد.49 اثرات رواني محيط متشنج خانوادگي در دوران اوليه طفوليت و دوران بلوغ با انواع اختلالات و بيماري هاي رواني ظاهر مي گردد. نفاق، ناسازگاري و مشاجره دائمي پدر و مادر، آثار شومي در روان طفل باقي مي گذارد طفل به علت عدم آرامش رواني، به تحصيل و کار خود بي علاقه شده دائماً مضطرب است و ثبات ندارد آثار اين ناراحتي ها بعداً در سنين بلوغ و بزرگسالي به صورت عصيان، پرخاشگري و سرکشي از مقررات و قوانين اجتماعي و يا بي تفاوتي و انزوا و گوشه نشيني ظاهر و منجر به ارتکاب جرايم مختلف مي گردد.50 وقتي محيط خانواده براي زندگي مناسب نباشد فرزندان سعي مي کنند بيش ترين اوقات خود را در خارج از خانواده بگذرانند و اين کار ارتباط آن ها را با ديگراني که چون شکارچيان ماهري به دنبال شکار مي گردند زياد مي کند و آن ها پس از شناخت مشکل شخص در نقش انساني دلسوز و با توجه به مشکلات ديگران ظاهر شده و براي فرار از اين واقعيت تلخ او را به مصرف داروي مخدر دعوت مي کنند و پس از چند بار مصرف معتادش مي کنند ولي پس از معتاد کردن او، ديگر از دلسوزي آن ها خبري نيست هر قدر جدال هاي خانوادگي بيش تر باشد، احتمال کشش به طرف اعتياد و ساير انحرافات اجتماعي بيش تر است.51
4 ـ طلاق و جدايي
در قانون مدني ايران مقنن مواد 1133 الي 1157 را به مبحث طاق اختصاص داده است. آمارها نشان مي دهد بسياري از اطفال بزهکار کساني هستند که پدر و مادرشان بر اثر طلاق از هم جدا شده اند؛ طلاق روابط نامشروع زن و شوهر را ترويج مي کند، چه زن يا شوهري که با ديگري رابطه نامشروع دارد با ادامه و گسترش اين رابطه اميدوار است که روزي بتواند از همسرش جدا شود و با عاشق يا معشوق خود خانواده ديگري تشکيل دهد.52 در خانواده از هم گسيخته به دليل از دست دادن پدر يا مادر خانواده بر اثر مرگ، طلاق يا جدايي، در اکثر موارد براي تربيت فرزندان و سازگاري اجتماعي آن ها دچار مشکل مي باشد. در چنين خانواده اي خود با احساس ناکامي و محروميت، کمبود محبت و خلاء عاطفي مواجه است. در صورتي که فردي جانشين والدين خانواده مي شود، احتمال اختلال در هويت خانوادگي و عدم پذيرش او از سوي فرزندان و ناسازگاري با وي و فرزندان ناتني وجود دارد. همين امر مي تواند زمينه اختلالات رفتاري مانند فرار از خانه را فراهم کند. طلاق و جدايي بين پدر و مادر سبب اضطراب و نگراني و تشويش خاطر فرزندان آن ها مي گردد و در موقع جدايي پدر و مادر نمي توان دقيقاً تعين کرد که طفل به کداميک از آنان بيش تر انس و علاقه دارد در اثر محروميت از ديدار پدر و مادر، اطفال احساس فقدان رنج آوري مي کنند که واکنش ناراحتي هاي رواني مذکور، بعداً با حالت هاي عصبي، بد اخلاقي، تمرد از اوامر پدر، مادر و ديگران و بالاخره ناسازگاري و عدم انطباق اجتماعي بروز مي کند. فوت پدر يا مادر در تعادل رواني طفل مؤثر است. طفل يتيمي که بايد در خانواده پدر دوم (نا پدري) و يا نا مادري و در محيطي غير از محيط خانوادگي خود به سر برد غمگين و پريشان بود و دائماً مضطرب و بي ثبات است. بيماري هاي مزمن و طولاني پدر يا مادر، در روان فرزندان مؤثر و خاطرات تلخ به جا مي گذارد از هم گسيختگي خانواده در دختران غالباً منجر به فرار از منزل و دلگرمي مي گردد و پسران با قبول عضويت در باندها به ارتکاب جرايم مختلف کشانده مي شوند. لذا از مدت ها قبل نيز ثابت شده است که همبستگي با معني بين طلاق و تبهکاري وجود دارد مشروط بر اين که به تعداد مطلق طلاق ها تکيه نشود بلکه نسبت طلاق ها به ازدواج هاي نوين در نظر گرفته شود. و بالاخره اين که طلاق عاملي 70% از آسيب هاي اجتماعي کلان شهر تهران است.
5 ـ نحوه رفتار والدين و روابط عاطفي و تربيتي والدين
بسياري از والدين آگاهانه يا ناآگاهانه با تبعيض بين فرزندان موجب اختلاف بين آن ها و دلسردي از زندگي مي شوند. تبعيض در مواجهه با خطاها و اشتباهات فرزندان دختر و پسر و عدم اتخاذ رويه منطقي براي برخورد با خطاهاي فرزندان و تنبيه تبعيض آميز بر اساس برتري پسر بر دختر يا بالعکس موجب سلب اعتماد به نفس و بدبيني فرزندان نسبت به والدين مي شود. تبعيض در خانه با روحيه حساس و عزت نفس دختران منافات دارد و لطمات جبران ناپذيري را بر روح و روان آنان وارد مي کند عمل تبعيض با ايجاد بحران هاي روحي و سرخوردگي، آنان را به سوي عکس العمل هاي منفي نظير فرار از خانه سوق مي دهد. اين چنين رفتارهاي موجب بزهکاري مي شود که متأسفانه هم بسيار خطرناک است و هم هشداري است براي والدين، تا در تغيير روش هاي تربيتي خود بکوشند. اعتياد پدر يا مادر يا هر دو به مواد مخدر و الکل، منازعات و مشاجراتي که ناشي از اعتياد بروز مي کند و همچنين وضع غم انگيز و محيط اسفناک خانواده ها قمار باز، اثرات وخيم در روحيه طفل باقي مي گذارد. سابقه کيفري و محکوميت والدين به علت ارتکاب جرائم مختلف و ديدن صحنه هاي تأثر برانگيز دستگيري پدر يا مادر و جلسات محاکمات و بالاخره ملاقات پشت ميله هاي زندان، سبب اختلال عاطفي و رواني اطفال گشته و آنان را منحرف و به سوي ارتکاب جرائم سوق مي دهد.53 از موارد ديگر رفتار والدين آزادي مطلق (فرزند سالاري) مي باشد توجه بيش از حد و در اختيار گذاشتن بيش از حد امکانات يا اجابت فوري درخواست ها هم مي تواند زمينه مسائل و مشکلات را براي فرزندان ايجاد نمايد. نازپروري باعث کاهش دامنه استقامت و آستانه تحمل وي در برابر والدين و مسائل خانه گرديده و نهايتاً مي تواند زمينه فرار از خانه و ارتکاب جرم را فراهم نمايد. فرد کوچک ترين انتقاد يا منعي را تحمل نمي کند و از خانواده فرار نموده54 و زمينه مشکلات بعدي ايجاد مي شود.
در واقع زياده روي در محبت و سهل انگاري در امر و نهي از نيک و بد و اغماض بي مورد و عدم تنبيه در موقع لزوم، طفل را خودخواه و پر رو کرده و در مواقع ضرورت رعايت نظم و انظباط، بي اعتنايي به مقررات و آداب و رسوم نشان مي دهد و حاضر به قبول مسئوليت نبوده و مي خواهد همه در اطاعت و خدمت او باشند و چون توقعات بي حدش برآورده نمي شود از محيط منزجر گشته و لطمات رواني که ناشي از ناکامي خواسته هاي او مي باشد به تکوين شخصيت لطمه مي زند.55
از طرفي محدويت مطلق فرزندان از علل ديگري بزهکاري است در اين نوع شيوه تربيتي، فرزندان از آزادي و اختيار لازم، متناسب با سن و شرايط خود محرومند آنان بايد نظر والدين را بدون آگاهي از علت آن انجام دهند و حق اظهار نظر، دخالت يا تصميم گيري را ندارند. مخصوصاً در ازدواج نمي توانند درباره زندگي آينده خويش تصميم بگيرند و بايد تن به ازدواج هاي اجباري دهند در اين خانواده ها به خواسته هاي مادي و معنوي فرزندان توجهي نمي شود. لذا توانايي و مقاومت آن ها در هم مي شکند فرزندان نسبت به خانواده خود احساس نارضايتي، تحقير و سرخوردگي مي کنند زيرا هم نوايي با هنجارها و درخواست هاي خانواده، براي آن ها سنگين بوده و موجب ايجاد تنفر از خانواده مي شود لذا از هر فرصتي براي عدم پيروي از ناهنجاري هاي خانواده بهره مي برند و درصدد رهايي از اين محدوديت ها مي باشند.56 اطفال مطرود و محروم از مهر و محبت والدين، ترسو، حسود، کينه توز و منزوي بوده و حالت هيجاني و اضطراب داشته، بي عاطفه، بي تفاوت، ناراضي، بي رحم و مسامحه کار مي شوند و رفتار ضد اجتماعي آنان با دروغگويي، سرقت و بي نظمي و بي انضباطي ظاهر مي گردد. اين اطفال حس اعتماد به نفس در آنان تضعيف گشته و براي جبران کمبود محبت، از خانه فرار و به ديگران پناه مي برند.
6 ـ ترتيب و تجانس فرزندان در خانواده
در مورد طفل منحصر به فرد، معمولاً چنين کودکي، بسيار خودخواه، خود محور و لجوج مي گردد

پایان نامه
Previous Entries منبع پایان نامه ارشد درباره ارتکاب جرم، اوقات فراغت، مواد مخدر Next Entries منبع پایان نامه ارشد درباره مواد مخدر، گروه همسالان، محل سکونت