منبع پایان نامه ارشد درباره فناوری اطلاعات، نابرابری ها، سازنده گرایی

دانلود پایان نامه ارشد

کتاب درسی
معلمی که درس هایش را بنا به واقعیت و منابع اطلاعاتی روزآمد تهیه می کند.
هماهنگ کننده کار گروهی
مدیر اطلاعات و تشکیل دهنده تیم های مشارکتی
حاکمی با استبداد خیرخواهانه
ناخدای دانش، تحسین کننده و توسعه دهنده الگوهای یادگیری در طول زندگی
جزیره منفک آموزشی
عضوی از اجتماع یادگیری که متشکل از دستیار تکنولوژی، متخصص رسانه، معلمان، مدیران، والدین، کارشناسان و دانش آموزان است.

سازنده گرایی و تغییر نقش دانش آموزان
نقش گذشته یا حال
نقش دانش آموز تحت تاثیر سازنده گرایی
شنونده منفعل (ما امروز در مورد آب و هوا خوانده ایم)
یادگیرنده فعال (ما امروز با استفاده از اینترنت، تصاویر ابرها را بررسی کردیم)
انجام دهنده وظایف تعیین شده توسط معلم
توضیح دهنده دانش و ارائه دهنده راهکار (آیا کسی می تواند توضیح دهد چگونه به سایت ناسا برای بررسی تصویر کلی دمای جو دسترسی پیدا کنیم؟)
برد برنامه درسی (الان در ماه سوم هستیم!بهتر است فصل11 باشیم)
محققی که در جهت گسترش محصولی از دانش خود، کار می کند. (دوست دارم کار چند رسانه ای ام را تا جمعه به پایان برسانم.)
مصرف کننده کتاب درسی: (این کتاب تصاویر و لغات کلیدی واضحی دارد)
ناخدای دانش (اطلاعاتی از 21 جا پیدا کردم اما بهترین آنها…)

در رابطه با بکارگیری روش های سازنده گرا در امر یادگیری و آموزش، انتقاداتی نیز وارد است که از آن جمله می توان به موارد زیر اشاره کرد. غالب این انتقادات از سوی کسانی صورت می گیرد که به روش های فعلی آموزش متعهد و پایبند هستند.
1-هیچ دلیلی برای تغییر روش های آموزش و یادگیری وجود ندارد. چراکه روش های فعلی به میزان لازم از بازدهی بر خوردارند. تغییر روش های فعلی با روش های نوین زمانبر است و در محیط های حاشیه ای و مناطق دور افتاده و روستاها کاربرد ندارد.
2-نگرانی در مورد یادگیری دانش آموزان وجود دارد.
3-نگرانی در مورد کنترل کلاس درس و شیوه های مدیریت رفتار وجود دارد.
4-سابقه طولانی تدرسی از سوی معلمان و مربیان، اجازه از بین بردن روش های قدیمی و دوباره سازی روش های آموزشی جدید را نمی دهد.
5-قدرت دادن به دانش آموزان برای رسیدن به فهم خودشان، یعنی تخطی از قوانین نانوشته ی برخی از معلمان و این امر قدرت کنترل بر دانش آموز را در کلاس های سازنده گرا از بین می برد (شیخی، 1381: 70).
2-1-9-6-نظریه های برابری فرصت های آموزشی و فناوری اطلاعات
2-1-9-6-1-گاتمن
برابري فرصت های آموزشی و عدالت آموزشي را مي توان از دو ديدگاه متفاوت بررسي كرد. آن را مي توان به عنوان هدف يا به عنوان وسيله اي در جهت تحقق هدف بلند مدت برابري اجتماعي مورد توجه قرار داد . در مفهوم ليبرال كلاسيك، برابري يعني همة افراد بدون توجه به نژاد، رنگ، منشأ اجتماعي و ملي، در حقوق برابر و آزادند . در اين مفهوم، برابري در آموزش به اين معني است كه افراد بايد در شروع زندگي كاري و آموزش برابر باشند . در يك نگرش سوسياليستي، آموزش به عنوان وسيله ي اصلي برابرسازي تفاوت هاي اجتماعي ديده مي شود. برابري فرصت هاي آموزشي زماني محقق مي گردد كه همة افراد در دست يابي به آموزش برابر باشند . اين هدف امروزه در سطح بين المللي پذيرفته شده، اما كاملاً تحقق نيافته است (فرگوسن، 1998: 3).
در همین رابطه گاتمن سه شاخص را برای ایجاد فرصت های برابر آموزشی بیان نموده است. این شاخص ها عبارتند از : حداكثرسازي، برابرسازي و نخبه پروري .
گاتمن معتقد است، دولت مي تواند منابع زيادي به آموزش در به حداكثر رساندن فرصت براي همة دانش آموزان اختصاص دهد . وی اين رويكرد را حداكثرسازي ناميده است . اما شواهد تجربی تاکنون نشان داده اند که اين رويكرد در نظام آموزشي که داراي منابع محدود هستند، عملي نيست .
گاتمن روش دوم جستجوي فرصت هاي آموزشي برابر را، برابرسازي ناميده است .اين رويكرد شانس زندگي دانش آموزان محروم را مانند دانش آموزان ثروتمند افزايش مي دهد. رويكرد برابرسازي، به برابري نتايج اشاره دارد و براي دست يابي به اين امر بايد همه ي موانع طبيعي و محيطي دست يابي به سطوح متفاوت آموزش از بين بروند.
رويكرد سوم گاتمن؛ نخبه پروري است . در اين مورد منابع آموزشي بايد به نسبت توانايي طبيعي و انگيزة يادگيري افراد توزيع شود . گاتمن با تعريف آستانة دموكراتيك بين برابرسازي و نخبه پروري تعادل ايجاد مي كند. اين رويكرد بيان مي كند كه آموزش بايد به اندازة كافي براي همة دانش آموزان ارائه شود تا افراد زندگي خوبي داشته باشند و همچنين بتوانند درفرآيندهاي دموكراتيك كه انتخاب هاي بهتر افراد را شكل مي دهد، مشاركت فعال داشته باشند (همان). می توان نخبه پروری مد نظر گاتمن را، جریان استعدادیابی و کشف خلاقیت های دانش آموزان دانست. اشاره گاتمن به توانايي طبيعي و انگيزة يادگيري دانش آموزان، شناسایی توانایی های درونی و استعدادهای نهفته است که باید مورد توجه قرار گیرد. بنابراین نخبه پروی مورد نظر گاتمن، کشف استعدادها و پرورش خلاقیت های نهفته در ذهن دانش آموزان است که می توان آن را جریان استعدادیابی نیز تعبیر کرد.
2-1-9-6-2-سایر آرای نظری
در ادامه این بخش به آرای آنجلو و وما و نیز نیدو در خصوص برابری آموزشی و استفاده از فناوری اشاره می کنیم.
همانطور که پیشتر نیز اشاره شد، یکی از راه های تحقق فرصت های برابر آموزشی توسعه فناوری اطلاعات و زیرساخت های آن در زمینه آموزش و پرورش است. آنجلو و وما (2010) معتقدند که این فناوری با استفاده از ابزار الکترونیکی و رایانه مورد استفاده قرار می گیرد.
نیدو (2006) نیز، آموزش مبتنی بر ابزار الکترونیکی همچون رایانه را به كارگيري شبكه فن آوري اطلاعات و ارتباطات در يادگيري و ياد دهي می داند كه شامل: يادگيري همزمان ، آموزش مجازي، يادگيري توزيعي و يادگيري برپايه وب مي باشد. اساساً وی به فرايند هاي آموزشي اشاره مي كند كه فن آوري اطلاعات و ارتباطات را به عنوان واسطه براي فعاليت هاي ياد دهي و يادگيري همزمان و غيرهمزمان بكار می برند (نیدو، 2006: 1). نیدو همچنین بکارگیری فناوری اطلاعات را در دسترسی بیشتر دانش آموزان، معلمان و آموزش عالی به منابع اطلاعاتی و مواد آموزشی، آموزش از راه دور یا آموزش مجازی و نمایش دادن موضوع و محتوای درسی برای آموزش بهتر موثر می داند. اعتقاد وی بر این است که آموزش های فناوری محور در مقایسه با آموزش های کلاس محور از کارایی و راندمان بالاتری برخوردارند (همان). بنابراین نیدو بر دسترسی به منابع اطلاعاتی و مواد آموزشی، آموزش مجازی و نمایش محتوای درسی با استفاده از روش های الکترونیکی تاکید دارد.
یونسکو (2009)، اعلام داشت اين باور وجود دارد كه استفاده از فن آوري اطلاعات در آموزش مي تواند دسترسي به فرصتهاي يادگيري را افزايش دهد. اين فن آوري ها مي توانند به ارتقاي كيفيت آموزش با روشهاي پيشرفته تدريس كمك نموده، يادگيري را تقويت و سيستم هاي آموزشي را در مديريت بهتر و يا اصلاح توانمند سازند (يونسكو،2009: 9).
گریسون و اندرسون (2003) در این خصوص بیان می دارد که یادگیری الکترونیکی بدون شک یکی از اشکال آموزش و یادگیری است. چریل(2004) نیز در این خصوص معتقد است يادگيري الكترونيكي فرصت هاي بي شماري را براي يادگيري افراد فراهم مي كند كه قبلاً امكان پذير نبود؛ از اين طريق شانس يادگيري از يك دانشگاه مشهور و معتبر امكان پذيرمي شود، نيازي به تغيير در شيوه زندگي فراگير وجود ندارد و موجب ترك شغل يا مهاجرت وي و خانواده اش نمي شود. يادگيري در يك كلاس نامريي امكان دستيابي نامحدود به اطلاعات را فراهم مي كند (چریل، 2004، به نقل از يعقوبي و همكاران، 1387 : 162).
2-1-10-جمع بندی چهارچوب نظری
در این بخش بر نظریه های نابرابری فرصت های آموزشی که بیشتر در رویکردهای کلاسیک به چشم می خورد تاکید شد. همچنین به بیان نظریه های معاصر در زمینه فناوری و فرصت های آموزشی و نیز بر رویکرد سازنده گرایی در یادگیری توجه و تاکید شد. در ادبیات نظری کلاسیک و آرای کسانی چون دورکیم و پارسونز براندازی نابرابری های اجتماعی و در پی آن نابرابری های آموزشی که منتج از طبقه بندی و قشربندی اجتماعی است تاکید شده است. این صاحبنظران با سلیقه ها و زمینه های عمدتا انتقادی، به دنبال کشف روابط آشکار و نهان دو متغییر کلان اجتماعی یعنی نابرابری ها و آموزش و پرورش بودند . سوال اصلی انها این بود که فرصت مساوی برای آموزش با چه تعریفی به کار می رود؟ در این راستا به انواع نابرابری ها اشاره شد که نابرابری های آموزشی مبتنی بر تفاوت طبقاتی ، نابرابری آموزشی مبتنی بر تفاوت جنسی ، نابرابری های آموزشی مبتنی بر تفاوت فرهنگی و نابرابری های مبتنی بر تفاوت قومی از عمده ترین این نابرابری هاست که دولت ها می بایست در رفع آن و برقراری عدالت آموزشی لازم در بین تمامی دانش آموزان و فراگیران دانش، صرفه نظر از تفاوت های فرهنگی، جنسیتی، نژادی و طبقاتی برنامه ریزی دقیق و اصولی داشته باشند.
در ادامه جمع بندی چهارچوب نظری بر نظریه های سازنده گرایی تاکید می شود. این رویکرد عمده ترین مبانی نظری موجود در زمینه یادگیری را با توجه به پیشرفت تکنولوژی و تغییرات صورت گرفته در زمینه فراگیری دانش را بیان می دارد. در این زمینه به آرای کیت تری (2001) اشاره شد که معتقد است رویکرد سازنده گرایی در امر یادگیری و آموزش دانش آموزان با تغییر نقش معلمان و همچنین تغییر نقش دانش آموزان، اثر مفید و موثری در تحول و اداره محیط های آموزشی دارد. به طور کلی تاکید رویکرد سازنده گرایی تعامل آموزشی متوالی با فناوری روز و پیشرفت های تکنولوژی است.
نظریه های مبتنی بر عدالت آموزشی و فناوری اطلاعات نکته پایانی این جمع بندی است. در این دیدگاه بر آرای کسانی چون گاتمن، نیدو، آنجلو و وما و چریل تاکید شد. گاتمن سه شاخص را برای ایجاد فرصت های برابر آموزشی بیان نموده است که عبارتند از : حداكثرسازي، برابرسازي و نخبه پروري. این سه شاخص همواره از سوی پژوهشگران و صاحبنظران دیگر، هرچند به طور ضمنی، مورد اشاره و تاکید بوده است. گاتمن مجموعه عوامل مهم و موثر بر برابری فرصت های آموزشی را تحت این سه عامل مورد بررسی قرار داده است. نیدو بر دسترسی به منابع اطلاعاتی و مواد آموزشی، آموزش مجازی و نمایش محتوای درسی با استفاده از روش های الکترونیکی تاکید دارد که همان مفهوم حداکثرسازی گاتمن را پوشش را می دهد.
آنجلو و وما معتقدند که این فناوری با استفاده از ابزار الکترونیکی و رایانه مورد استفاده قرار می گیرد و باید در دسترش قرار داشته باشند و در نهایت چریل ضمن تاکید بر استفاده از فناوری در آموزش ، ارتقاي كيفيت آموزشی را مورد تائید قرار می دهد. در پیشینه عملی و تحقیقات تجربی نیز نشان داده شد که اغلب پژوهشگران بر حداكثرسازي، برابرسازي و نخبه پروري در آموزش و پرورش با استفاده از فناوری های نوین تاکید داشتند. بنابراین در یک جمع بندی کلی با توجه به مجموعه آرای نظری و تحقیقات تجربی و با استناد به آرای نظری گاتمن، فرضیه های زیر را استخراج نموده و در نهایت الگوی نظری تحقیق را ارائه می دهیم :
1-بین توسعه فناوری اطلاعات و گسترش فرصتهای برابر آموزشی رابطه وجود دارد.
2- بین توسعه فناوری اطلاعات و مقوله حداکثرسازی رابطه وجود دارد.
3- بین توسعه فناوری اطلاعات و مقوله برابرسازی رابطه وجود دارد.
4- بین توسعه فناوری اطلاعات و مقوله نخبه پروری رابطه وجود دارد.
2-1-11-مدل نظری تحقیق
با توجه به مبانی نظری و با تاکید بر دیدگاه گاتمن (2010) در خصوص برابری فرصت های آموزش و دیدگاه نظری نیدو(2006) در خصوص نحوه بکارگیری فناوری اطلاعات در امر آموزش مدل نظری تحقیق به صورت زیر شکل می گیرد.

2-2-پیشینه تحقیق
2-2-1-تحقیقات داخل کشور
1-گلپایگانی(1385) درپژوهش خودتحت عنوان «بررسي ميزان بهره گيري از فن آوري اطلاعات و ارتباطات (ICT) در آموزش مدارس متوسطه شهر اصفهان و راههاي گسترش آنان » نشان داد یکی از

پایان نامه
Previous Entries منبع پایان نامه ارشد درباره سازنده گرایی، روان شناختی، زمینه اجتماعی Next Entries منبع پایان نامه ارشد درباره فناوری اطلاعات، عدالت آموزشی، برنامه درسی