منبع پایان نامه ارشد درباره فناوری اطلاعات، شکاف دیجیتال، مفهوم فضا

دانلود پایان نامه ارشد

يا كساني كه جاي ثابتي ندارند، منابع و تجارب يادگيري را به راحتي در دسترس قرار می دهد (همان).
2-1-3-2- نابرابری فرصت های آموزشی و شکاف دیجیتالی
شکاف دیجیتالی را توزیع نابرابر فرصت ها و مواضع اجتماعی در فضا و در محدوده ی فناوری اطلاعات و ارتباطات تعریف نموده اند (دهقان، 1391: 125). نابرابري فضايي كه واژه اي مركب از نابرابري و فضا است ، نوعي از نابرابري هاي اجتماعي را ترسيم مي كند كه از بسياري جهات با انواع ديگر نابرابري هاي اجتماعي تفاوت دارد؛ هر چند در برخي ابعاد مي توان همپوشي هايي نيز بين آن ها مشاهده كرد . مرزهاي مشترك بين نابرابري فضايي و نابرابري نژادي و قومي، زماني كه در جهان واقع، انسانهايي از يك قوم و نژاد در منطقه ويژه اي ساكن هستند و موقعيت نابرابري نسبت به ديگران دارند، كاملاً قابل تشخيص مي باشد. اما با وجود صراحت نسبي در مفهوم نابرابري فضايي، جنبه هاي مبهمي نيز در اين واژه مركب به چشم مي خورد . بخش عمده ابهام مذكور در مفهوم فضا نهفته است.
فضا و مفاهيم مرتبط با آن ، يعني زمان و مكان در برخي موارد نظر اندیشمندان را به خود جلب كرده است . در مبحث تغييرات اجتماعي، همواره موضوع زمان و تقارن و تطابق آن با مكان، مورد علاقه انديشمندان اين حوزه بوده است . در اينجا تغيير به معناي جابه جايي از يك حالت به حالت ديگر بوده و عنصر زمان در آن نقش ويژه اي دارد؛ بدين صورت كه نه تنها هر تغيير مستلزم گذر زمان است، بلكه مكان نيز در آن ثابت فرض مي شود و بدين گونه است كه تغييرات معنا مي يابد. گورويچ با تلفيق واژه هاي اجتماع و زمان ، مفهوم جديدي به نام «زمان هاي اجتماعي» را عرضه مي كند . او سير پويش ها و تغييرات اجتماعي را با زمان هاي گوناگوني كه بر پديده هاي اجتماعي مي گذرند، مرتبط مي داند و اين همبستگي و ارتباط را در قالب هاي مختلف تقسیم بندی کرده و از آنها با نام زمان های اجتماعی ياد مي كند (همان : 127).
در همین رابطه مفهوم فضا نیز به خودی خود یک سازه اجتماعی است (دوران، 1382). در اين تعبير فضا مفهومي است كه نمي توان آن را با مكان و محل ، كاملاً يكسان دانست ، بلكه فضا حاصل جمع زمان، مكان و روابط انساني است شايد در اين صورت پذيرفته شود كه روابط اجتماعي تا حد زيادي متكي به فضا است و به عبارت ديگر ، جامعه الزاماً به لحاظ فضايي ساخت مي يابد و سازمان فضايي جامعه نيز بر عملكرد جامعه تأثير مي گذارد (همان). در جمع بندي و با نگاه عيني، مي توان نابرابري فضايي را توزيع نابرابر فرصت ها و مواضع اجتماعي در فضا دانست . نابرابري فضايي ، كه شكل بارز آن نابرابري منطقه اي است، در هر جامعه اي مي تواند جلوه هاي مختلفي به خود بگيرد. اشكال قابل رؤيت آن در كشورهاي در حال توسعه عبارت است از نابرابري بين شهر و روستا، نابرابري بين شهرهاي بزرگ و كوچك، نابرابري جغرافيايي در درون شهرهاي بزرگ، نابرابري بين مناطق محروم و مناطق برخوردار و غيره.
نابرابري فضايي كه در شكل ديجيتالي و در حوزه فناوري اطلاعات ارتباطات با واژه «شكاف ديجيتالي» نيز توصيف مي شود ناظر بر وضعيتي است كه در آن، مناطق مختلف از لحاظ دسترسي به امكانات اطلاعاتي و ارتباطي و عوايد و نتايج حاصل از آن وضعيت نامتوازني دارند . گو اين كه واژه شكاف ديجيتالي توسط برخي صاحب نظران در حيطه ي وسيع تر ي از نابرابري فضايي، مانند نابرابري جنسيتي و امثال آن نيز به كار مي رود، اما بيش ترين استفاده از اين مفهوم با نابرابري فضايي ناشي از توزيع نامتوازن فناوري اطلاعات و ارتباطات منطبق مي باشد (دهقان، 1386: 130).
در جهاني كه عرصه ارتباطات الكترونيك به شدت فراگير شده است، هنوز بسياري از مردم جهان، زندگي خود را بدون دسترسي به چنين امكاني ادامه مي دهند . اصطلاح شكاف ديجيتالي اغلب براي توصيف شكاف و فاصله ميان فقر و غناي اطلاعاتي و ارتباطي كه بيش تر در قالب منطقه اي متبلور است، به كار مي رود. چنين شكافي در عرصه ظرفيت هاي نابرابر در حوزه فناوري اطلاعات و ارتباطات و دست يابي به آن ها با منابع مبتني بر قدرت در نظام هاي اقتصادي، سياسي، اجتماعي، آموزشي و فرهنگي پيوند خورده است (دوماس، 2002به نقل از دهقان، 1386: 131).
چنانچه تأمل بيش تري بر مفهوم شكاف ديجيتالي داشته باشيم، تعابير متنوعي از آن را ملاحظه خواهيم كرد . در يك تعبير ، شكاف ديجيتالي به فراهم نبودن ارتباط فيزيكي و دسترسي به شبكه و سخت افزار كامپيوتري تشبيه شده و در تعبير ديگر شكاف ديجيتالي به معناي فرصت از دست رفته براي گروه هاي محروم و فاقد توانايي در استفاده مؤثر از فناوري ارتباطات و اطلاعات، مطرح شده است . همچنين برخي تمركز مفهومي شكاف ديجيتالي را در آموزش و كسب تخصص لازم براي كار با شبكه ها دانسته اند . اما با اندكي فاصله گرفتن از تعاريف مفهومي، شايد بتوان با تكيه بر شاخص هاي نابرابري فضايي در حوزه فناوري اطلاعات و ارتباطات ، يك تعريف عملياتي قابل سنجش از شكاف ديجيتالي ارائه نمود . شاخص هاي تعيين كننده شكاف ديجيتالي را مي توان بدين گونه مطرح كرد : 1- تعداد كاربران يا تعداد رايانه ها در مقابل جمعيت يك منطقه يا يك كشور؛ 2- نسبت شبكه هاي مخابراتي و اتصال شبكه اي كامپيوترهاي شخصي؛ 3- تعداد افرادي كه توانايي پرداخت هزينه هاي اتصال به شبكه را دارند ؛ 4- تعداد افرادي كه مهارت لازم را براي كار با شبكه ها دارند؛ 5- ميزان اطلاعات به زبان محلي يك منطقه يا كشور در مقايسه با حجم كل اطلاعات ؛ 6- ميزان كاربري هاي ويژه از اينترنت در يك منطقه مانند تجارت الكترونيك ؛ 7- امكان دسترسي به شبكه ها در يك منطقه به صورت ناخالص (شيرمحمدي، 1382: 81).
اين شاخص ها و معرفهايي از اين دست تا حدود زيادي معيارهاي عيني و قابل سنجش از نابرابري فضايي فناوري اطلاعات و ارتباطات يا شكاف ديجيتالي را در اختيار مي گذارند؛ اما به نظر مي رسد عمده آن ها بر ميزان دسترسي، توانايي استفاده و چگونگي استفاده از شبكه هاي كامپيوتري به ويژه اينترنت متمركز شده اند.
دسترسي به اينترنت نيز در انواع مختلف مفهوم سازي شده است. شايد بتوان گفت انواع دسترسي با ابعاد مختلف شاخص هاي مطرح شده تا حدودي همپوشي دارند. در مجموع دسترسي ها به دو نوع دسترسي رسمي و دسترسي مؤثر تقسيم مي شوند . به عنوان مثال با ورود كامپيوتر به مدرسه يا اتصال يك روستا به خط تلفن ، تنها دسترسي رسمي تأمين مي شود . چنانچه با كشيدن خط تلفن به يك روستا، ساكنان آن بتوانند از تلفن استفاده كرده ، هزينه هاي مربوط را بپردازند و چگونگي استفاده از تلفن براي رفع نيازها يا مشاركت در فرآيند سياسي يا اجتماعي را بياموزند ؛ در اين صورت دسترسي موثر تأمين خواهد شد (رویسی، 1381: 34).
مجموع مباحث نظري و شواهد مطرح شده به گونه اي در مورد آموزش و پرورش در مقياس كوچكتر نيز قابل طرح مي باشد ، چرا كه آموزش و پرورش به عنوان يك نهاد اجتماعي، وضعيتي منفك و جدا از جامعه نخواهد داشت . در اين صورت هر رابطه اي بين استقرار فناوري اطلاعات و ارتباطات در جامعه و نابرابري فضايي به عنوان يك پديده ي اجتماعي برقرار باشد، تا حدود زيادي قابل تعميم و تسري به آموزش و پرورش نيز خواهد بود.
آموزش و پرورش همواره به عنو ان عاملي براي بازتوليد انواع نابرابري ها در چشم انداز مطرح شده توسط انتقادگرايان ايفاي نقش كرده است . در قالب اين ديدگاهها، آن را زمينه اي براي تشديد نابرابري فضايي در جامعه مي توان فرض كرد. اما واقعيت آن است كه آموزش و پرورش با كاركرد دوگانه مي تواند تأثيري تشديدكننده يا تعديل كننده بر نابرابري هاي اجتماعي داشته باشد، به شرط آن كه مديريت و برنامه ريزي آن با سياست هاي عدالت خواهانه همراه باشد. در اين صورت فناوري اطلاعات و ارتباطات مي تواند به عنوان يك ابزار كارآمد با سهولت بيشتري آموزش را فراگير كرده و نابرابري هاي فضايي را كاهش دهد. با اين توضيح ملاحظه مي شود كه استقرار و توسعه ي فناوري اطلاعات و ارتباطات در آموزش و پرورش با خود ، بيم ها و اميدها يا فرصت ها و تهديدهاي ويژه اي را در ارتباط با نابرابري فضايي يا شكاف ديجيتالي به همراه دارد.
در يك نگاه اجمالي، با ورود متغير فناوري اطلاعات و ارتباطات در فرآيند آموزش و نظام آموزشي، دو دسته از فرصت ها و تهديدهاي كلي را مي توان برشمرد. مهم ترين فرصت پيش روي آموزش و پرورش، قابليت برابرسازي فناوري اطلاعات و ارتباطات و تعديل نابرابري هاي فضايي يا ديجيتالي است. بديهي است چنين فرصتي زماني محقق و عملي خواهد شد كه با برنامه ريزي مناسبي نيز همراه باشد . همچنين مهم ترين تهديد موجود در برخورد بدون طرح و انديشه با فناوري اطلاعات و ارتباطات نهفته است . به نوعي كه ممكن است
توسعه ي نامتوازن فناوري اطلاعات و ارتباطات در آموزش و پرورش موجب افزايش شكاف بين مناطق محروم و برخوردار داخلي شود . در اين صورت فقر ديجيتالي مناطقي مانند روستاها و حاشيه ها افزايش يافته و بر غناي مناطق برخوردار نيز افزوده مي شود . همچنين تهديد ديگر در اين رابطه ، كه بي تأثير از جنبه هاي داخلي نيست، به حيطه ي بين المللي مربوط مي باشد؛ به طوري كه هر كشور به عنوان يك واحد تحليل در سطح بين المللي ممكن است در مقياس جهاني نيز به عنوان منطقه ي فقير يا غني اطلاعاتي و ارتباطاتي مطرح باشد . در اين بين، برنامه ريزي هاي منطقه اي مي تواند با تأثيرات ملّي و در نتيجه بين المللي همراه باشد (دهقان، 1386: 151-152).

2-1-3-3-شکاف دیجیتالی و فرصت ها و تهدیدهای آموزشی
در ادامه اين مباحث، تشريح افزون تر فرصت ها و تهديدها، مي تواند مبناي مناسبي براي فهم موضوع فراهم نموده و راه را براي بسط مسأله فراهم آورد.
2-1-3-3-1-فرصت ها
الف) برابری فرصت ها ، عدالت اجتماعی و کاهش نابرابری فضایی
توزيع متعادل فرصت هاي دسترسي عموماً موجب ارتقاي كيفيت زندگي و توسعه ي مناطق محروم مي شود. چنين امكاني شرايط برابرسازي و دسترسي يكسان به فرصت ها را فراهم كرده مي تواند منادي عدالت اجتماعي باشد . اما معمولاً اين توزيع متعادل زماني محقق مي شود كه دولت ها در امر تمهيد مقدمات و استقرار زيرساخت هاي دسترسي به فناوري اطلاعات و ارتباطات در مناطق محروم مانند روستاها دخالت كرده با تخصيص اعتبارات بيش تر براي مناطق محروم نوعي توازن در دسترسي ايجاد نمايند (همان: 153) .
ب) تمرکززدایی
بحث تمركز داراي دو جنبه كاهشي و افزايشي است كه معمولاً كاهش تمركز يا تمركززدايي به عنوان وجه مثبت آن تلقي مي شود . اين وجه به ويژه در كشورهايي با نظام دولتي و متمركز بسيار الزامي بوده و موجب رشد و توسعه بيش تر و بسط زمينه هاي رشد خلاقيت ها تلقي مي شود . به عنوان يك فرصت، برخي از نظريه پردازان بر اين باور هستند كه تمركززدايي با فناوری اطلاعات و ارتباطات مرتبط است. در این زمینه هاروی معتقد است که فناوری اطلاعات به شركتها اين امكان را داده است كه با فائق آمدن بر فواصل جغرافيايي توسعه كاري را مدنظر قرار دهند. هپورت نيز معتقد است كه توزيع فعاليتهاي صنعتي و اقتصادي در مكان ها و استقرار آن ها در مناطق مختلف ناشي از امكاناتي است كه فناوري اطلاعات و ارتباطات براي تمركززدايي در اختيار مي گذارد (طیب، 1379 : 119).
ج) افزایش مشارکت و قدرت تصمیم گیری در مناطق محروم
استقرار فناوري اطلاعات و ارتباطات در آموزش و پرورش با لحاظ كردن رفع شكاف ديجيتالي چنانچه شامل دسترسي مؤثر افراد ساكن در مناطق محروم شود، در نهايت موجب افزايش ميزان مشاركت آن ها در تصميم سازي ها خواهد شد. اين فرآيند در نهايت ، بالا رفتن قدرت تصميم گيري با توجه به رشد آگاهي و اطلاعات را در پي خواهد داشت (دهقان، 1386: 154) .با توجه به اين كه آموزش و پرورش يكي از اساسي ترين نهادهاي آگاهي بخش است، در صورت استفاده از ابزار كارآمدي چون فناوري اطلاعات و ارتباطات مي تواند بر حجم، سرعت و كيفيت آگاهي بخشي بيفزايد . مناطق محروم اصولاً از اين امكان در حد پايين تري بهره مند بوده اند . فرصت مذكور زمينه ي تغيير در اين قاعده و توازن در آگاهي و اطلاعات را فراهم مي كند.

پایان نامه
Previous Entries منبع پایان نامه ارشد درباره نابرابری ها، آموزش از راه دور، فناوری اطلاعات Next Entries منبع پایان نامه ارشد درباره آموزش از راه دور، مواد آموزشی، تکنولوژی اطلاعات