منبع پایان نامه ارشد درباره فرمانبرداری، حاکمیت سیاسی، امر به معروف، اندیشه شیعی

دانلود پایان نامه ارشد

پیامبر فرمود: (لا طاعة لبشرٍ فی مَعصِّیة الله) هر کس برای انجام معصیتی دستور دهد از او اطاعت نکنید.
و همچنین در الدر المنثور آمده است که ابن ابی شیبه از حضرت علی نقل کرده می‌گوید حضرت فرمود: حضرت رسول اکرم لشکری را برای سریّه ای فرستاد و کسی را فرمانده آنان کرد. و به آنان فرمود که از او اطاعت کنند و با اوامرش مخالفتی نداشته باشند پس اینان در کاری او را بخشم آوردند: پس گفت برای من هیزم جمع کنید آنان هم هیزم جمع کردند. سپس گفت آتش روشن کنید. پس آتشی برافروختند و سپس گفت: آیا پیامبر شما را امر نکرد که از من اطاعت کنید و به فرمانم گوش دهید همگی گفتند. چرا؟ چنین است که می‌گویی. گفت پس خود را به آتش افکنید. اینان با تعجب به همدیگر نگاه کردند و گفتند. ما به پیامبر پناه می‌بریم از آتش. و هنگامی که خشمش فروکش کرد. خدمت حضرت رسول آمدند و این ماجرا را بازگو کردند. پیامبر فرمود: اگر وارد آتش می‌شدند هرگز از آن خارج نمی‌شدند همانا اطاعت از امیر در امر به معروف است نه در امر به منکر.54
و بخاری در تاریخش و نسایی و بیهقی در الشَعب از حارث الاشعری گفت: حضرت رسول اعظم فرمود شما را به پنج چیز امر می‌کنم همانا خداوند آن‌ها را به من امر کرده است: نماز جماعت به اطاعت و فرمانبرداری از امیر هجرت و جهاد در راه خدا.55
و بیهقی از مقدام از رسول اکرم نقل کرده است که پیامبر فرمود: از امراء خود اطاعت کنید اگر شما را به آنچه من آورده ام امر کردند آن‌ها برای این کار اجر و پاداش دارند و شما نیز برای اطاعتی که می‌کنید پاداش و اجر دارید. و اگر شما را به آنچه که من آورده ام امر نکردند جزای آن بر آنان است و شما مبرای از آن هستید. و در هنگام ملاقات با پروردگار در روز قیامت بگویید: خدایا ظلم نکردیم پس خداوند می‌فرماید ظلم نکردید. پس می‌گویید؛ خدایا بسوی ما رسولی فرستادی پس به اذن تو او را اطاعت کردیم. و بر ما خلفایی گذاشتی پس ما به اذن تو از ایشان اطاعت کردیم. و اُمَرایی بر ما گماردی به اذن تو از آنان اطاعت کردیم. پس خداوند می‌فرماید. راست گفتید جزای جرم امیر بر او وارد است و شما مّبرای از آن هستید.
احمد بن حنبل از حذیفه بن یمان نقل می‌کند: که از حضرت رسول شنیدم که فرمود: هر کس از جماعت جدا شود و امراء را ذلیل و خوار شمارد در حالی با خدای خود ملاقات کند که هیچ وجاهتی ندارد.56
از بیهقی از حضرت علی که فرمود: لایَصلح الناس إلا أمیر بَرٍ أو فَاجِرک امور مردم بدون امیر اصلاح نمی‌شود حالا این امیر خواه درستکار باشد یا بدکار. گفتند آدم درستکار کارش معلوم است امّا به واسطه حکومت فاجر راه‌ها را امن می‌کند و با دشمن پیکار می‌کند و حدود الهی و حج بیت الله الحرام انجام می‌شود و مردم مسلمان در مملکت او به عبادت پروردگارشان مشغول می‌شوند تا اجلشان برسد.57
به نظر می‌رسد سیوطی در نقل روایت توجهی به صحت اسناد نداشته و صرفاً به نقل روایت تفسیری پرداخته است. عمده روایات منقول ایشان ناظر به افرادی است که کمترین سنخیتی با مصداق راستین و واقعی«أولِی الأمرِ» ندارند. بطور مثال خود سیوطی و همقطارانش در مصداق «أولِی الأمرِ» دچار تردید و شک هستند. گاهی برای صحابه پیامبر و تابعین گاهی برای فرماندهان منصوب بر سپاهیان اسلام توسط پیامبر، گاهی بر علماء و اهل حل و عقد و گاهی خلفای چهارگانه گاهی بر مهاجرین و انصار و…
با یک بررسی اجمالی سر درگمی مفسرین اهل سنت آشکار می‌شود. همچنان که بررسی ها نشان می دهد عدم ثبات و عدم وحدت مفسرین و محدثین اهل سنت دلیل روشنی برای اثبات نادرستی پندار آنها در تفسیر آیه 59 سوره نساء است. در حالی که علمای شیعه به تأسی از ائمه اطهار و با تکیه بر تفسیر روایی اهل بیت مصداق واقعی اولی الامر را مستدل و محکم ارائه می‌کنند. از این رو، در ادامه برای تبین دقیق مصداق «أولِی الأمرِ» در آیه شریفه 59 سوره نساء اول به نقد روایات سیوطی پرداخته می شود.

2-3-نقد سیوطی
بنا به فرموده ی آیت الله مکارم شیرازی امرا نمی‌توانند مصداق «أولِی الأمرِ» باشند. زیرا «أولِی الأمرِ» تنها کسانی را شامل می‌شود که حق سرپرستی و مالکیت امر امت را دارند و این عنوان بر آنان صادق است حتی اگر به ظلم و نا حق آنان را از مقام سرپرستی امت کنار زده باشند. مانند صاحب خانه ای که خانه وی را غصب کرده و او را از خانه اش بیرون کرده باشند.
نکته دیگری که دلالت بر رفعت و شان و علو مقام «أولِی الأمرِ» دارد عطف «أولِی الأمرِ» بر خدا و رسول است، و این اشتراک و مقارنت در وجوب اطاعت مطلق، مرتبه ای است که همسنگ آن جز برای کسانی که زیبنده این ارزش بزرگ باشند، میسر نیست. این دو نکته مهم (مفهوم «أولِی الأمرِ» و عطف آن بر خدا و رسول در وجوب اطاعت) خروج امرای جور را از قلمرو «أولِی الأمرِ» در آیه شریفه 59 نساء روشن می‌سازد.58
زمشخری ذیل آیه کریمه در تفسیر الکشاف می‌گوید:
خدا و رسول از امرای جور بیزارند و آن‌ها صلاحیت ندارند بر خدا و رسول در وجوب اطاعت عطف شوند. شایسته‌ترین نام برای اینان«اللصوص المتغلبة» است. یعنی دزدهایی که به زور بر سرنوشت مردم چیره شدند.2
مطلب دیگر مفهوم «اولی الامر» حاکی از سرپرستی و ولایت امراست، و علما هیچ نقشی جز روشنگری و آگاهی دادن ندارد. لذا از عنوان «اولی الامر» اهل علم و فقه به ذهن نمی‌آید. مگر دلیلی از خارج وجود داشته باشد که به علما و دانشمندان سرپرستی داده شده است. در حالی که چنین دلیلی وجود ندارد و کسانی که این قول را مطرح کرده اند به این خاطر دچار توهم شده اند که مردم در امور زندگی از علما اطاعت کرده و رهنمودهای آن‌ها بهره می‌گیرند. همچنین در آیه قبل از این آیه، خداوند وظایف حکام را بیان کرده است (وَ إِذَا حَکَمتُم بَینَ النَاس أن تَحکَمُوا بِالعَدل) (و خدا فرمان می‌دهد) زمانی که میان مردم حکم کردید به عدالت حکم کنید و در آیه مورد بحث، وظایف مردم نسبت به «أولِی الأمرِ» را بیان کرده است و این به روشنی می‌رساند که این «أولِی الأمرِ» همان حکّام هستند نه علماء.
«أولِی الأمرِ» صحابه و تابعین یا مهاجرین و انصار نیز نیستند.
در آیه کریمه مؤمنان عموماً مخاطب قرار گرفته اند و کسانی که اطاعت از آن‌ها برای مؤمنان به طور مطلق واجب است برای آنان بیان شده است. بنابراین مؤمنان کسانی هستند که شأن آن‌ها اطاعت و فرمانبرداری است و شأن خدا و رسول و «أولِی الأمرِ» فرماندهی و صاحب اختیار مطلق آن‌ها است و مقابله این دو با یکدیگر قرینه روشنی است که مؤمنان افرادی غیر از «أولِی الأمرِ» هستند.
«أولِی الأمرِ» فرماندهان جنگ نیز نیستند:
همچنین منظور از «أولِی الأمرِ» فرماندهان نیستند، زیرا چنانچه گذشت عطف «أولِی الأمرِ» بر رسول و وجوب اطاعت مطلق از«أولِی الأمرِ» دلالت عصمت «أولِی الأمرِ» می‌کند و حال آنکه فرماندهان جنگ لزوماً از عصمت برخوردار نبودند.
«أولِی الأمرِ» ابوبکر و عمر نیز نیستند:
از وجوهی که در گذشته یادآوری شد روشن گردید که ابوبکر و عمر نیز مصداق «أولِی الأمرِ» نیستند. افزون بر آن وجوه، اظهار نادانی و ناتوانی آنان از پاسخگویی به سؤالات و ابراز نظر بر خلاف احکام الهی است که در تاریخ و حدیث بسیار است.
صاحبان ولایت شرعی(مانند پدر)نیز مصداق «أولِی الأمرِ» نیستند: «أولِی الأمرِ» مطلق کسانی که دارای ولایت شرعی هستند مانند پدر و جد و… نیز نخواهند بود. این مطلب به روشنی از وجوه بسیاری که برای موارد قبل آورده شد روشن گردید.
بر این اساس لازم است در مورد «أولِی الأمرِ» دیدگاه شیعه مورد بررسی و مداقّه قرار گیرد.
3-3-بررسی دیدگاه شیعه
شیعه بر این باور است که تعبیر اولی الامر در قرآن و سنت تفسیر شده است و با مراجعه به این دو منبع می‌توان بدون تردید چنین حکم کرد: ((مراد از اولی الامر در این آیه پیشوایان معصوم از عترت پیامبر خدا می‌باشد)). شیعه در این باور اختلاف نظر ندارد. دلیل شیعه از دو منبع مذکور بدین شرح است:
الف) استناد به قرآن
خداوند در آیه 59 سوره نساء، امر به اطاعت خود را با تعبیر «أطیعوا» و پس از آن امر به اطاعت اولی الامر را با عطف به اطاعت رسول تنها با یک تعبیر «اطیعوا» (اطاعت کنید) آورده است، بدون آن که آن را تکرار کند. از این رو، شرایط و آثاری که قرآن برای اطاعت رسول بر شمرده، برای اطاعت اولی الامر نیز مطرح است. با بررسی اطاعت رسول خدا در قرآن این موارد روشن می شود:
((اطاعت رسول خدا، اطاعت خداست59، یکی از اهداف رسالت انبیا اطاعت از آنان است، 60 اطاعت رسول بر خلاف اطاعت‌های دیگر در قرآن، مطلق و بدون هیچ قید و شرطی است؛ حتی قرآن، اطاعت ظاهری بدون همراهی دل را از پیامبر خدا کافی نمی‌داند، بلکه تسلیم قلبی در برابر حکم پیامبر را شرط ایمان می‌شناسد61 و بر این اطاعت آثاری فراوان نوید می‌دهد، مانند «پاداش نیکو»؛62 «ورود به بهشت»؛63 «رستگاری بزرگ»64 و «برخورداری از رحمت خدا».65 آیه مورد بحث اطاعت اولی الامر را هم‌ردیف اطاعت رسول خدا به طور مطلق و بدون قید و شرط قرار داده است؛ چنین اطاعتی جز با مقام عصمت اولی الامر سازگار نیست. اگر اولی الامر معصوم نباشند، نمی‌توان به اطلاق اطاعت آنان ملتزم شد و شرایط و آثار اطاعت خدا و رسولش را در مورد آنان جاری کرد)).
شیوه ای که قرآن در ادامه آیه مورد بحث به عنوان راه حل نزاع‌ها در جامعه مؤمنان ارایه می‌دهد نیز شاهدی است بر این که اولی الامر منحصر در معصومانند؛ قرآن می‌فرماید: … فَإنْ تَنازَعْتُمْ فی شَی ءٍ فَرُدُّوهُ إلی اللَّهِ وَالرَّسُولِ…«تعبیر»… فَإنْ تَنازَعْتُمْ…؛ اگر با یکدیگر نزاع داشتید«از حد پُرسش و جست و جو فراتر و اختلافی در بین افراد جامعه می‌باشد نه درباره نزاع مؤمنان با اولی الامر؛ چون اطاعت اولی الامر لازم است و جایی برای نزاع نیست؛ چه این که این تنازع در میان خود اولی الامر با یکدیگر نیز، نیست؛ زیرا با وجوب اطاعت از آنان ناسازگار است و در صورت تنازع، یکی از دو طرف بر باطل خواهد بود. این تحلیل از نزاع در روایات نیز آمده است.66
قرآن در صدد حل نزاع ها، مؤمنان را از ارجاع به غیر باز می‌دارد و دستور می‌دهد مشکل نزاع را که ریشه برانداز است، 67 با ارجاع به کتاب خدا و رسول او بر طرف کنند و به غیر سر نسپارند که سر از پیروی از طاغوت در آورده و به نفاق می‌انجامد.68 از این رو باید کسانی در مصدر امور و حل نزاع‌ها قرار گیرند که نه تنها به کتاب خدا و سنت رسول او از دیگران آگاه‌تر بوده، بلکه فهمشان از آموزه‌های قرآن و سنت معصومانه باشد، نه آمیخته با وَهم و اشتباه تا پیروی شان عین پیروی از خدا و رسول تلقی گردد و به حق انجامد این نوع پیروی با اوصاف یاد شده تنها در انحصار معصومان از عترت رسول خداست که در حدیث ثقلین نیز همردیف کتاب خدا قرار دارند.69 آنان پیش از دیگران از ناحیه خداوند بدون واسطه هدایت یافته اند.70
حاصل آن که در اندیشه شیعی، مرجعیت دینی اولی الامر، از حاکمیت سیاسی آنان جدا نیست. آنان باید هم در بُعد تفسیر و تشریح آموزه‌های دین و هم در بُعد حاکمیت سیاسی و قضایی و رفع اختلاف ها، معصوم باشند و سیره و سنت آنان با کتاب خدا و سنت پیامبر اکرم منطبق باشد تا اطاعتشان همردیف اطاعت خدا و رسول قرار گرفته به طور مطلق قبول افتد. این معصومان کسی جز اهل بیت پیامبر خدا نیستند.
ب) استناد به احادیث
از نظر شیعه اولی الامر در آیه 59 سوره نساء از ناحیه پیامبر خدا به عنوان مبین قرآن71 و معلّم وحی72 در صدد تفسیر این تعبیر بوده اند؛ زیرا این آیه از مواردی است که نمی‌توان گفت صحابه به دلیل آن که عرب بوده، یا شاهد نزول قرآن بوده اند از تفسیر پیامبر اکرم درباره اولی الامر بی نیاز بوده اند. از جمله حدیثی که کلینی با سند صحیح از زرارة، فُضَیل بن یسار، بُکیر بن أعین، محمد بن مسلم، بُرید بن معاویه و ابی الجارود و نهایتاً از امام باقر نقل می‌کند آمده است:
«… خداوند ولایت اولی الامر را واجب کرد. آنان (صحابه) نمی‌دانستند ماهیت این ولایت

پایان نامه
Previous Entries منبع پایان نامه ارشد درباره تفسیر قرآن، قرآن کریم، علامه طباطبایی، روایات تفسیری Next Entries منبع پایان نامه ارشد درباره استعمال لفظ، علی بن الحسین، علامه طباطبایی، رسول خدا (ص)