منبع پایان نامه ارشد درباره فرصتهای رشد، ارزش بازار، تامین مالی، صاحبان سهام

دانلود پایان نامه ارشد

می توان تقسیم کرد :
1-آنچه نقد و یا در حکم نقد است .مانند وجه نقد و بانک و حسابها و اسناد دریافتنی . که به این دسته دارایی هاي آنی گفته می شود.
2-گروهی که از طریق فروش به نقد تبدیل می شوند . مانند موجودي هاي جنسی اعم از مواد و کالا
با توجه به تعاریف بالا می توان دریافت که دارایی آنی بیشتر از موجودي کالا می تواند در تامین طلب بستانکاران محور اتکا قرار گیرد.بنابراین از نسبت دیگري به نام نسبت آنی استفاده شده است که در این نسبت همه اقلام دارایی جاري به جز موجودي کالا را منظور می کنند نسبت آنی از تقسیم دارایی آنی بر بدهی جاري بدست می آید. این نسبت بدین مفهوم است که در مقابل یک ریال بدهی جاري ، یک ریال دارایی جاري آن هم به صورت نقد و یا حساب قابل وصول و تبدیل به نقددر مدتی کوتاه وجود دارد.
نسبت آنی شرکت ها باید برابر با 1 و یا بیشتر از آن باشد تا شرکت بتواند از محل دارایی هاي آنی بدهی هاي جاري خود را بپردازد. استدلال تحلیلگرانی که استاندارد نسبت آنی را 1 می دانند این است که این عددمرز بین قدرت نقدینگی کافی و قدرت نقدینگی ناکافی شرکت است.. این نسبت یکی از مفید ترین نسبت هاست. وبه وضوح نشان می دهد که آن قسمت از دارایی جاري که از لحاظ ارزش ، ثبات بیشتري دارد و احتمال کاهش در آن کمتر است تا چه میزان می تواند پشتوانه طلبکاران کوتاه مدت قرار گیرد.
Current Assets – Stock
Current Liabilities
ﻧﺴﺒﺖ ﻫﺎي اﻫﺮﻣﯽ (ﺗﻮاﻧﺎﯾﯽ ﭘﺮداﺧﺖ ﺑﺪﻫﯽ ﻫﺎ)
ﻧﺸﺎن دﻫﻨﺪه ﻣﯿﺰان اﺳﺘﻔﺎده از ﺑﺪﻫﯽ در ﺳﺎﺧﺘﺎر ﺳﺮﻣﺎﯾﻪ و ﺗﺄﻣﯿﻦ ﻣﺎﻟﯽ ﺷﺮﮐﺖ ﻫﺴﺘﻨﺪ. اﯾﻦ ﻧﺴﺒﺖ ﻫﺎﻧﺸﺎن ﻣﯽ دﻫﻨﺪ ﮐﻪ ﺷﺮﮐﺖ ﺗﺎ ﭼﻪ ﺣﺪ ﻗﺎدر ﺑﻪ ﭘﺮداﺧﺖ ﺑﺪﻫﯽ ﻫـﺎي ﺧـﻮد در ﺳـﺮ رﺳﯿﺪ ﻣﯽ ﺑﺎﺷﺪ. در ﺗﺠﺰﯾﻪ و ﺗﺤﻠﯿﻞ ﺗﻮاﻧﺎﯾﯽ ﭘﺮداﺧﺖ ﺑﺪﻫﯽ ﻫـﺎي واﺣـﺪ ﺗﺠـﺎري، ﻋـﻮاﻣﻠﯽ ﻣﺎﻧﻨﺪ ﺳﺎﺧﺘﺎر ﻋﻤﻠﯿﺎﺗﯽ و ﻣﺎﻟﯽ ﺷﺮﮐﺖ و ﻣﯿﺰان ﺑﺪﻫﯽ ﻫﺎي ﺑﻠﻨﺪ ﻣﺪت در ﺳـﺎﺧﺘﻤﺎن ﺳـﺮﻣﺎﯾﻪﻣﻮرد ﺗﻮﺟﻪ ﻗﺮار ﻣﯽ ﮔﯿﺮد. ﺗﻮاﻧﺎﯾﯽ ﭘﺮداﺧﺖ ﺑﺪﻫﯽ ﻫﺎ ﺑﻪ ﺳﻮد آوري ﺷﺮﮐﺖ ﻧﯿﺰ ﺑﺴﺘﮕﯽ دارد زﯾﺮا در ﺑﻠﻨﺪ ﻣﺪت، در ﺻﻮرﺗﯽ ﺷﺮﮐﺖ ﻗﺎدر اﺳﺖ ﺑﺪﻫﯽ ﻫﺎﯾﺶ را ﭘﺮداﺧﺖ ﮐﻨﺪ ﮐﻪ ﺳﻮد آور ﺑﺎﺷﺪ. وﻗﺘﯽ ﺑﺪﻫﯽ ﻫﺎ ﺑﯿﺶ از ﺣﺪ ﺑﺎﺷﻨﺪ، ﺗﺄﻣﯿﻦ ﻣﺎﻟﯽ اﺿﺎﻓﯽ ﺑﺎﯾﺪ اﺑﺘﺪا از ﻃﺮﯾﻖ ﻣﻨﺎﺑﻊ ﺣﻘﻮق ﺻﺎﺣﺒﺎن ﺳﻬﺎم ﺻﻮرت ﮔﯿﺮد، ﻟﯿـــــﮑﻦ ﻣﺪﯾﺮﯾﺖ ﻣﻤﮑﻦ اﺳﺖ ﺗﺎﻣﯿﻦ ﻣﺎﻟﯽ از ﻃﺮﯾـﻖ ﺗﻤﺪﯾـﺪ ﺗﺎرﯾﺦ ﺳﺮ رﺳﯿﺪ ﺑﺪﻫﯽ و ﻧﺤﻮه ﺑﺎز ﭘﺮداﺧﺖ آن را ﻧﯿﺰ ﻣﻮرد ﺗﻮﺟﻪ ﻗﺮار دﻫﺪ. ﺑﺮﺧﯽ از ﻧﺴﺒﺖ ﻫﺎي اﻫﺮﻣﯽ ﻋﺒﺎرﺗﻨﺪ از:

ﻧﺴﺒﺖ ﺑﺪﻫﯽ:
ﻧﺴﺒﺖ ﺑﺪﻫﯽ، ﻣﺠﻤﻮع ﺑﺪﻫﯽ ﻫﺎ را ﻧﺴﺒﺖ ﺑﻪ ﻣﺠﻤﻮع داراﯾﯽ ﻫﺎ ﻣﯽ ﺳﻨﺠﺪ. اﯾﻦ ﻧﺴﺒﺖ در ﺻﺪ وﺟﻮﻫﯽ را ﻧﺸﺎن ﻣﯽ دﻫﺪ ﮐﻪ از ﻃﺮﯾﻖ ﺑﺪﻫﯽ ﻫﺎ ﺗﺄﻣﯿﻦ ﺷﺪه اﺳﺖ. اﮔﺮ ﺑﺎزده ﺣﺎﺻـﻞ از آن ﺑﯿﺸﺘﺮ از ﻫﺰﯾﻨﻪ ﺑﺪﻫﯽ ﺑﺎﺷﺪ، اﺳﺘﻔﺎده از اﻫﺮم ﺑﻪ ﻧﻔﻊ ﻣﺎﻟﮑﯿﻦ اﺳﺖ وﻟـﯽ اﻋﺘﺒـﺎر دﻫﻨـﺪﮔﺎن ﻧﺴﺒﺖ ﺑﺪﻫﯽ ﭘﺎﯾﯿﻦ را ﺗﺮﺟﯿﺢ ﻣﯽ دﻫﻨﺪ زﯾﺮا در ﺻﻮرت ﺑﺎﻻ ﺑﺮدن اﯾﻦ ﻧﺴﺒﺖ و ور ﺷﮑﺴﺘﮕﯽ ﺷﺮﮐﺖ، ﺧﻄﺮ ﺗﺤﻤﻞ زﯾﺎن آﻧﻬﺎ ﺑﯿﺸﺘﺮ ﺧﻮاﻫﺪ ﺑﻮد.
1- نسبت بدهي: اين نسبت از تقسيم جمع بدهي هاي بلند مدت به كل بدهي ها بدست مي آيد بطور كلي وام و اعتبار دهندگان نسبت بدهي نسبتاً كم را ترجيح مي دهند. نسبت بدهي زياد معمولاً به معناي اين است كه شركت براي تامين منابع مورد نياز ناگزير از استفاده تسهيلات بيشتري شده است .

Long Term Liabilities .
Total Assets – Current Liabilitie
Total long term debt:

ﻧﺴﺒﺖ ﺑﺪﻫﯽ ﺑﻪ ﺣﻘﻮق ﺻﺎﺣﺒﺎن ﺳﻬﺎم:
اﯾﻦ ﻧﺴﺒﺖ ﻧﺸﺎن ﻣﯽ دﻫﺪ ﮐﻪ در ﻣﻘﺎﯾﺴﻪ ﺑﺎ وﺟﻮﻫﯽ ﮐﻪ از ﻃﺮﯾﻖ ﺻـﺎﺣﺒﺎن ﺗـﺄﻣﯿﻦ ﺷـﺪه، ﭼﻘﺪر از ﻣﻨﺎﺑﻊ ﻣﺎﻟﯽ ﺗﻮﺳﻂ ﺑﺪﻫﯽ ﺑﻪ دﺳﺖ آﻣﺪه اﺳﺖ. اﯾﻦ ﻧﺴﺒﺖ ﻣﻌﯿـﺎر ﻣﻬﻤـﯽ از ﺗﻮاﻧـﺎﯾ ﯽ ﭘﺮداﺧﺖ ﺑﺪﻫﯿﻬﺎﺳﺖ زﯾﺮا ﺑﺎﻻ ﺑﻮدن ﻣﯿﺰان ﺑﺪﻫﯽ ﻫﺎ در ﺳﺎﺧﺘﻤﺎن ﺳﺮﻣﺎﯾﻪ، ﻣﯽ ﺗﻮاﻧﺪ ﻣﺸﮑﻼﺗﯽ را ﺑﺮاي ﭘﺮداﺧﺖ ﺑﻬﺮه ﻫﺎ و اﺻﻞ ﺑﺪﻫﯽ در ﺳﺮ رﺳﯿﺪ ﻓﺮاﻫﻢ آورد. ﺑﺎﻻ ﺑﻮدن ﺑـﻪ ﺷـﺮﮐﺖ، در ﺷﺮاﯾﻂ ﻧﺎﻣﺴﺎﻋﺪ، رﯾﺴﮏ ﺗﺤﺼﯿﻞ وﺟﻮه ﻧﻘﺪ را ﻧﯿﺰ اﻓﺰاﯾﺶ ﻣﯽ دﻫﺪ. ﺑﻌﻼوه در ﺻـﻮرﺗﯽ ﮐـﻪ بﺪﻫﯽ ﺑﯿﺶ از ﺣﺪ ﺑﺎﻻ ﺑﺎﺷﺪ، ﺑﻪ دﻟﯿﻞ اﻓﺰاﯾﺶ ﻣﺸﮑﻼت ﺗﺎﻣﯿﻦ ﻣﺎﻟﯽ، اﻧﻌﻄـﺎف ﭘـﺬﯾﺮي ﻣـﺎﻟﯽ ﺷﺮﮐﺖ، ﺧﺼﻮﺻﺎً در ﺷﺮاﯾﻂ ﻧﺎﻣﺴﺎﻋﺪ ﭘﻮﻟﯽ، ﮐﺎﻫﺶ ﻣﯽ ﯾﺎﺑﺪ.
نسبت هاي فعاليت:
نسبت هاي فعاليت تعيين مي كند كه تا چه حد مؤسسه منابع خود را به نحو مؤثر بكار مي گيرد.اين نسبتها مربوط به مقايسه ميان حجم فروش و سرمايه گذاري در دارايي هاي مختلف مانند موجودي ها، دارايي هاي ثابت ، بدهكاران وغيره مي باشد. مهمترين اين نسبت هاي عبارتند از نسبت گردش دارايي ها، نسبت گردش موجودي ،نسبت گردش سرمايه جاري و دوره وصول مطالبات.
-1 نسبت گردش دارايي ها: اين نسبت از تقسيم درآمد فروش بر مجموع دارايي ها بدست مي آيد.
نسبت فوق نشان مي دهدكه چگونه دارايي هاي يك شركت به منظور ايجاد درآمد فروش بكار گرفته شده است .
2- نسبت گردش دارايي ثابت: اين نسبت از تقسيم درآمد خالص فروش بر دارايي هاي ثابت بدست مي آيد .
سرمايه گذاري بيش از حد در دارايي هاي ثابت و پايين بودن درآمد حاصل از فروش باعث كم شدن اين نسبت مي شود.
3- نسبت گردش سرمايه جاري: اين نسبت از تقسيم فروش خالص بر سرمايه در گردش بدست مي آيد
4-دوره وصول مطالبات: دوره وصول مطالبات از تقسيم متوسط مطالبات به فروش نسيه روزانه بدست مي آيد.
نسبتهاي سود آوري:
نسبتهاي سودآوري نشانگر اين است كه مؤسسه تا چه حد بطور مؤثر و مطلوب اداره مي شود و در واقع ميزان موفقيت شركت را در تحصيل بازده خالص نسبت به درآمد فروش يا نسبت به سرمايه گذاري ها اندازده گيري مي كند. مهمترين آنها عبارتند از : بازده دارايي ها ، بازده حقوق صاحبان سهام و حاشيه سود به فروش
1- بازده دارايي ها: اين نسبت از تقسيم سود خالص بر جمع دارايي ها بدست مي آيد
2- بازده حقوق صاحبان سهام : اين نسبت از تقسيم سود خالص برحقوق صاحبان سهام بدست مي آيد
3-بازده فروش : اين نسبت از تقسيم سود خالص بر فروش خالص بدست مي آيد.
9.2 ساير متغيرها
رشد:
به تغییر کمی هر متغیّر طی یک دوره معین زمانی، رشد (Growth) گفته می‌شود. رشد، افزایش بلندمدت ظرفیت تولید به‌منظور افزایش عرضه کل جهت تأمین نیازهای جمعیت است. در واقع رشد اقتصادی هر کشور، بیان‌گر رشد مداوم تولید است؛ که در اغلب موارد، با افزایش جمعیّت و یا معمولا با تغییرات زیربنایی همراه است. به‌یقین می‌توان اظهار داشت که هیچ نظام اقتصادی در طول تاریخ سامان نیافته، مگر آن‌که رشد اقتصادی و آبادانی تمام بخش‌های اقتصادی آن برای تولیدات بیشتر، از اهداف آن باشد.

که برابر است با نسبت ارزش بازار داراییها(MV) به ارزش دفتری داراییها(BV) .
که در آن ارزش بازار داراییها از طریق تفاوت بین ارزش دفتری و ارزش بازار حقوق صاحبان سهام برآورد می شود.
فرصتهای رشد:
بر اساس پیش بینی تئوری توازی ایستا شرکت هایی که فاقد فرصت های سرمایه گذاری هستند بر اساس تئوری نمایندگی باید اقدام به انتشار بدهی نمایند تا هزینههای نمایندگی مربوط به مدیریت را محدود کنند. بنابراین تئوری توازی ایستاپیش بینی می کند بین میزان استفاده از بدهی و فرصت های رشد شرکت یک رابطه منفی وجود دارد( چن 2008).
فرصت های رشد نوعی دارائی است که باعث افزایش ارزش شرکت می شود امّا قابلیت وثیقه گذاری ندارد و به همین دلیل وجود یک رابطه منفی بین فرصت های رشد و نسبت بدهی پیش بینی می گردد. به عبارت دیگر، هرچه فرصت رشد یک شرکت بیشتر باشد ریسک آن بیشتر است و هزینه نابسامانی مالی بیشتری را متحمل میشود )تیتمن و همکاران 1999).
مدل موازنه ایستا رابطه بین نسبت بدهی به ارزش بازار و فرصتهای رشد را منفی پیش بینی می کند. زیرا برای افرایش مبالغ مصرفی بابت سرمایه گذاری ارزش بازار یک شرکت افزایش می یابد. در شکل ساده مدل سلسله مراتبی سطح بدهی از طریق تفاوت تجمعی بین سودهای انباشته و مبلغ سرمایه گذاری تعیین می شود. بنابراین، با فرض پایدار بودن سرمایه گذاری و سودهای یک شرکت، رابطه بین فرصتهای رشد و نسبت بدهی به ارزش دفتری منفی است و بین نسبت بدهی به ارزش بازار و سرمایه گذاری رابطه ای پیش بینی نشده است )هنگ وجیسون 2009 ).
10.2 رابطه بین فرصت رشد و بدهی:
بر اساس نظریات متفاوت توضیح دهنده ساختار سرمایه شرکتها، اجماع نظری در ارتباط مورد انتظار بین فرصت رشد و بدهی وجود ندارد. بر اساس تئوری موازنه ای، بکارگیری بدهی، احتمال ورشکستگی را افزایش می دهد، که دال بر کاهش در فرصتهای رشد آتی است، در نتیجه بر اساس این تئوری ارتباط بین فرصت رشد و بدهی می تواند منفی باشد. همچنین تحت تئوری نمایندگی، ارتباط بین بدهی و فرصت رشد می تواند مثبت یا منفی باشد. در این خصوص، استالز (1996) به دو نوع هزینه مرتبط با فرصت رشد اشاره می کند: 1)هزینه های ایجاد شده بوسیله مسائل کم سرمایه گذاری 2) هزینه های ایجاد شده بوسیله بیش سرمایه گذاری، که درنتیجه ارتباط بین فرصت رشد و بدهی بر اساس مسائل کم سرمایه گذاری می تواند منفی باشد وبراساس مسائل بیش سرمایه گذاری، این ارتباط می تواند مثبت باشد. با توجه به مسئله بیش سرمایه گذاری، جنسن (1986) و استالز (1990)بیان کردند که شرکتهای با فرصت رشد کم، بدهی مزایایی دارد، من جمله که فعالیتهای مدیران را نظم می دهد، زیرا انگیزه های ائتلاف سهامدار مدیر در کنترل شرکت، برای سرمایه گذاری در فرصتهای با خالص ارزش فعلی مثبت کاهش می یابد، چون مزایای چنین سرمایه گذاریهایی به جای سهامداران بر اعتبار دهندگان منتقل می شود و همچنین هزینه های گردش وجه نقد آزاد را کاهش می دهد، که در نتیجه منجر به ارتباط مثبت بین بدهی و فرصت رشد، در شرکتهای با فرصت رشد پایین می شودهوانگ وریتر 2009 ، مون و تندون ، 2007 ، فاما و فرنچ2002)
مشکل نمایندگی دیگری که بر اساس تئوری نمایندگی وجود دارد، سرمایه گذاری بیش از اندازه است که بر اساس تضادمدیران و سهامداران شکل می گیرد: مدیران تمایل دارند اندازه شرکت را بزرگ کنند گرچه مجبور باشند پروژه های ضعیف راپذیرفته و ثروت سهامداران را کاهش دهند. اگر جریانهای نقدی مازاد در دست نباشد، توانایی مدیران در رسیدن به این هدف محدود شده، ولی این محدودیت می تواند با تامین مالی از طریق بدهی برطرف شود. متعاقب آن، مدیر باید اصل و بهره این بدهی ها را با وجه نقدی پرداخت کند که قرار بود در پروژه های ضعیف به کار گرفته شوند. از این رو اهرم مکانیسمی برای غلبه بر مساله سرمایه گذاری بیش از اندازه به شمار می رود و ارتباط منفی میان بدهی و فرصت رشد را در شرکتهایی توجیه می کند که فرصتهای رشد کمتری دارند. به عبارت ساده تر، نظریه های ساختار سرمایه بهینه بر اساس هزینه های نمایندگی، چنین بیان می کنند که در برخی موارد، اثر معکوس اهرم بر رشد، ارزش شرکت را از طریق ممانعت از مدیر در تقبل پروژه های ضعیف کاهش می دهد.
برای مثال، پندی )2008)در مورد شرکتهای مالزیایی دریافت که ارتباط بین فرصت رشد و بدهی تحت مسائل نمایندگی ناشی از روابط بین مدیران و سهامداران و بین اعتباردهندگان و سهامداران، ممکن است تامین مالی فرصتهای رشد را از طریق بدهی محدود کند و این تاثیر ممکن است وابسته به سطوح مختلف فرصت رشد باشد.
در نتیجه می توان بیان داشت که رابطه بین فرصت رشد و بدهی، با توجه به مسائل کم سرمایه گذاری و بیش سرمایه گذاری و محدودیت در تامین مالی بیرونی، میزان حفاظت از سهامداران و اعتبار دهندگان، توسعه و کارایی بانکها و بازار سرمایه، ضعف مبادلاتی برای تامین مالی در بازار بورس، به عنوان منبع جایگزینی برای فرصتهای رشد به کار می رود. که با توجه به عوامل مذکور ارتباط بین فرصت رشد و بدهی، در سطوح مختلف فرصت رشد میتواند متفاوت باشد )نونس و سرجیرو 2010).
SIZE :
پژوهشهاي فراواني به بررسي رابطة اندازة شركت و ساختار سرمايه پرداخته اند كه از مهمترين اين پژوهشها، ميتوان به پژوهشهاي گراهام و همكاران (1998) و هواکیمین وهمکاران (2001) اشاره كرد كه نتايج آنها نشاندهندة اين است كه شركت هاي بزرگتر، ريسك كمتري نسبت به شركتهاي كوچكتر دارند؛ در نتيجه اين عامل سبب بالا بودن اهرم آنها ميشود. شرکت‌هایی که موقعیت رشد بیشتری دارند، انتظارات خوبی نسبت به سودآوری آتی داشته و در انتخاب سرمایه‌گذاری‌های آتی نیز، انعطاف‌پذیری بیشتری از خود نشان می‌دهند. در نتیجه، ممکن است که نسبت

پایان نامه
Previous Entries منبع پایان نامه ارشد درباره نرخ مالیات، نسبت بدهی، ریسک مالی، افزایش درآمد Next Entries منبع پایان نامه ارشد درباره نسبت بدهی، ساختار سرمایه، بورس اوراق بهادار تهران، بورس اوراق بهادار