منبع پایان نامه ارشد درباره فرزند پروری، فرزندپروری، محدودیت ها

دانلود پایان نامه ارشد

آنها را تنبیه نمی کنند. در حقیقت والدین سختگیر فرزندانی دارند که معمولاً خود را با قواعد سازگار می کنند و چندان نیازی به تنبیه ندارند. البته نوع قواعد و محدودیت هایی که والدین تحمیل می کنند بستگی به سن فرزندانشان دارند. در سال های پیش از مدرسه در مورد سر و صدا، پاکیزگی، بازی با اسباب بازی، اطاعت، رفتار پرخاشگرانه، نحوه لباس پوشیدن و . . . قواعدی تعیین می کنند. والدین سختگیر از فرزند خود توقع رفتار عاقلانه، عملکرد خوب در مدرسه، درست غذا خوردن و تمیزی را دارند (بامریند، 1973؛ ماتینز، 1975؛ به نقل از ماسن و همکاران؛ ترجمه یاسایی، 1382).
در وضعیت افراطی دیگر والدین سهل گیر هستند. این گونه والدین به طور کلی قواعد کمی دارند و از فرزندان خود توقع چندانی ندارند، آنان چندان توجهی به آموزش فرزند خود ندارند. چندان متوقع نیستند که فرزندانشان عاقلانه رفتار کنند، فرزندانشان را از آسیب رساندن به اسباب خانه یا سایر اشیاء منع نمی کنندو اهمیتی به پاکیزگی یا اطاعت نمی دهند (همان منبع).

شیفر (1965) با ترکیب ابعاد گرمی روابط در مقابل سردی (پذیرش/ طرد) و کنترل در مقابل آزادی (سهل گیر/ سخت گیر) والدین را به 4 دسته کلی تقسیم کرد:
1- والدین گرم و آزاد گذارنده
2- والدین گرم و کنترل کننده
3- والدین سرد و آزاد گذارنده
4- والدین سرد و کنترل کننده
والدین گرم و کنترل کننده
این گروه از والدین، به کودکان خود محبت ابراز کرده و به آنها آزادی می دهند. والدین تلاش می کنند که احساس امنیت خاطر فرزندان را حفظ کرده و پاسخ های مطلوب به آنها بدهند. کودکان این گروه، خصوصاً تمایل به تسلط بر محیط و گرایش به رفتارهای نوع دوستانه نسبت به همسالان داشته و دارای احساس استقلال و اعتماد به نفس هستند (بالانتین16، 2001). والدین گرم و کنترل کننده هم به فرزندان محبت می کنند و هم محدودیت کننده هستند، اما محدودیت های اعمال شده از سوی این والدین، با منطق و استدلال برای فرزندان می باشد. آنان قوانین را برای فرزندان توضیح داده و نسبت به تغییر و تحولات احتیاجات آنان پاسخگو هستند (انونی مس17 ، 1995).
والدین گرم و آزاد گذارنده
این والدین نسبت به فرزندان خود به محبت های افراطی روی آورده و مدام آنها را مورد امر و نهی قرار می دهند که این امر مانع یادگیری های اکتشافی و کنجکاوی فرزندان آنها می گردد. این کودکان تلاش می کنند بر همسالان خود مسلط شوند و عموماً حالتی از خصومت توأم با پرخاشگری دارند. این والدین در مقابل فرزندان، پاسخگو، گرم، پذیرا و فرزند محورند ولی کنترل و نظارت چندانی بر کارها و رفتار فرزندان خود ندارند. از این رو تقاضا و تکالیف و برنامه ای برای فرزندان وضع نمی کنند (بالانتین، 2001).
والدین سرد و کنترل کننده
رفتارهای این گروه از والدین، با سخت گیری، نه تنبیه و محدودیت های شدیدی همراه است که این امر موجب احساس خصومت در بچه ها می شود. امیال سرکوب کننده کودکان، باعث گوشه گیری عدم اعتماد به نفس و احساس خجالت در آنها می گردد. این کودکان عموماً عصبی، افسرده و مضطرب هستند. این گروه از والدین معتقدند که می باید دائماً به اعمال قدرت بر فرزندان خود بپردازند، زیرا این احتمال وجود دارد که بچه ها به آسانی در معرض خطر قرار می گیرند و فاسد شوند. این والدین عموماً نسبت به فرزندان، سخت گیری کنترل بالا و قوانین زیادی اعمال می کنند و تمایل به تنبیه بدنی و انواع دیگر تنبیه دارند. (انونی مس، 1995).
این والدین اعتماد کمی نسبت به فرزندان خود دارند. خواسته ها و توقعات زیادی از فرزندان خود دارند و شیوه تعاملشان، بزرگسال محوری می باشد. آنان به خاطر ترس از عدم کنترل بچه ها، از ارتباط وسیع فرزندان، خودداری می کنند (بالانتین، 2001).
والدین سرد و آزاد گذارنده
فرزندان این گروه از والدین، به علت فقدان محبت و از طرف دیگر آزادی با قید و شرط، کودکانی خالی از احساس و عاطفه هستند که این ویژگی باعث رفتارهای پرخاشگرانه شدیدی از سوی کودکان می شود. پیامدهای این سبک تربیتی می تواند منجر به بزهکاری و رفتارهای جامعه ستیز گردد. این والدین نه نسبت به فرزندان پاسخگو هستند و نه تقاضایی از فرزندان دارند. آنان نه از فرزندان حمایت می کنند و نه خود ادراکی مثبت و نه خود تنظیمی آنان را تشویق می کنند و غالباً از خود نظارتی و خود رهبری رفتار کودکان، بی اطلاعند. در واقع این والدین، به عنوان والدین بی توجه معروفند (همان منبع).
الگوهای فرزند پروری مک کوبی و مارتین
مک کوبی و مارتین (1983، به نقل از سلیگمن، 1999) با ترکیب دو بعد فرزند پروری پذیرش/ پاسخگویی و مطالبه کنندگی/ کنترل کنندگی چهار الگوی فرزند پروری را آن گونه که در شکل شماره 1 نشان داده شده است ارائه کرده است که از پر کاربردترین الگوها در زمینه بررسی شیوه های فرزند پروری می باشد.
سبک های فرزند پروری مک کوبی و مارتین واجد دو مؤلفه اساسی است:
1- پاسخ دهی (صمیمیت و اطمینان بخشی) که به میزان تلاش والدین برای رشد ابراز وجود و استقلال در کودکان به حمایت و اطمینان بخشی به کودکان و توجه به نیازهای آنان اشاره دارد.
2- مطالبه کنندگی (کنترل رفتاری) که به تلاش والدین برای یکپارچگی خانواده و جذب فرزندان در خانواده از طریق داشتن تقاضاهای متناسب با توانایی های فرزندان، نظارت بر آنان و منع مقررات اشاره دارد (مک کوبی و مارتین، 1983).

شکل 2-1: الگوی چهارگانه فرزند پروری مک کوبی و مارتین، 1983، به نقل از سلیگمن، 1999)

سلطه طلبانه:قوانین و دستورات زیاد،توضیحات کم وحساسیت اندک نسبت به نیازها و نظر کودک

مقتدرانه:تقاضا های معقول،تحمیل پیوست قوانین با حساسیت به پذیرش
طرد کننده:قوانین و دستورات اندک،والدین غیر مسول و غیر حساس نسبت به نیازهای کودک
آسانگیر:قوانین و دستورات اندک آزادی فراوان به فرزندان

سلیگمن در ادامه به توضیح هر یک از شیوه های فرزند پروری مک کوبی و مارتین می پردازد.

فرزند پروری مقتدرانه
والدین مقتدر، انعطاف پذیر و مطالبه کننده هستند، آنها بر روی فرزندان کنترل دارند اما آنها تحسین پذیرند، پاسخ دهنده هستند. این والدین بیشترین کمک را به ایجاد و شکل گیری هویت مثبت نوجوانان می کنند و می دانند که حقوق والدین و کودکان دوجانبه است (بالانتین، 2001).
در این خانواده ها، نوجوانان آزادانه و با احساس راحتی بیشتری با والدین خود صحبت می کنند. والدین عجله ای برای تنبیه رفتار منفی ندارند و دلایل بهتری دارند که رفتار مثبت را پاداش دهند (بامریند، 1991).
والدین مقتدر، صمیمی و نسبت به نیازهای کودک حساس هستند. آنها رابطه والد- فرزندی لذت بخش و از لحاظ هیجانی خشنود کننده ای را برقرار می کنند که کودک را به سمت ارتباط نزدیک می کشاند. آنها روی رفتار تأکید دارند و برای انتظارات خود دلیل می آورند (برک، 2007، ترجمه سید محمدی، 1387).
تربیت مقتدرانه در طول دوره کودکی و نوجوانی با چند جنبه از شایستگی ارتباط دارد از آن جمله خلق خوش بینانه، خویشتنداری، استقامت در تکلیف، همکاری، پختگی، احساس و عملکرد تحصیلی مطلوب (بامریند، 1991).
فرزند پروری مستبدانه: این روش یک شیوه فرزند پروری محدود کننده است که ترکیبی از مطالبه کنندگی/ کنترل کنندگی بالا و پذیرش/ پاسخدهی پایین است (سلیگمن، 1999).
والدین مستبد سرد و طرد کننده هستند. آنها برای اعمال کنترل فریاد می کشند، دستور می دهند و عیب جو و تهدید کننده هستند. آنها برای فرزند خود تصمیم می گیرند و انتظار دارند کودک بدون چون و چرا اطاعت کند (شکوهی یکتا و پرند، 1387).
آنها توقعات زیادی نیز دارند که با توانایی های در حال رشد کودک متناسب نیستند.کودکانی که در معرض کنترل روانشناختی قرار میگیرند مشکلات سازگاری نشان میدهند که رفتارهای پرخاشگرانه، اضطراب و کناره گیری و سرپیچی را شامل می شوند (بامریند،1991 ).
فرزندپروری آسان گیرانه: این گونه والدین مهرورز و پذیرا هستند ولی متوقع نیستند.کنترل کمی بر رفتار فرزندان خود اعمال میکنند و به آنها اجازه میدهند در هر سنی که باشند خودشان تصمیم گیری کنند.حتی اگر قادر به انجام این کار نباشند.فرزندان والدین آسانگیر، تکانشی، سرکش و نافرمان هستند.در مقایسه با کودکانی که والدین آنها کنترل بیشتری اعمال میکنندآنان نیز بیش از حد پر توقع و به بزرگترها وابسته هستند و در تکالیف استقامت کمتری نشان میدهند (دارلینگ و استنبرگ،1993).
فرزندپروری مسامحه کار: این روش فرزند پروری، فرزندپروری بی اعتنایی، پذیرش و روابط خوب کم را با کنترل کم و بی تفاوتی کلی نسبت به استقلال دادن ترکیب می کند.این والدین اغلب از لحاظ هیجانی جدا و افسرده هستند و به قدری غرق در استرس خانوادگی هستند که وقت وانرژی کمی برای فرزندان دارند.تربیت بی اعتنا در حالت افراطی، نوعی بدرفتاری با کودک است که غفلت نامیده میشود در صورتی که این نوع تربیت زود هنگام شروع شده باشد تقریبا جنبه های رشد از جمله دلبستگی، شناخت و مهارتهای هیجانی را مختل میکند. کودکان ونوجوانان این والدین، مشکلات متعددی از جمله تنظیم هیجانی ضعیف، مشکلات پیشرفت تحصیلی و رفتار ضد اجتماعی دارند (ماسن وهمکاران ،ترجمه یاسایی، 1382).
به گفته یانگ الگوها و سبک های فرزند پروری که والدین به کار می برند بستگی به این دارند که خودشان چگونه تربیت شده اند . این طرح واره ها در طی تجارب کودکی شکل گرفته که پاسخ فرد به رخدادهای محیطی را کنترل می کند (یانگ، 1998؛ به نقل از شهامت، 1389).
سبک های تربیتی یانگ شامل 9 الگوی تربیتی مختلف که مجموعه ای از رفتارها و نگرش های مختلف از سوی والدین است که بر اساس طرح واره های ناسازگار اولیه او به دست شیفلد، والر، موری، امانونلی و کارولین (2006) تهیه وتنظیم شده که عبارتند از:
1. سبک فرزند پروری محرومیت عاطفی: این الگویی است از والدین که بچه ها را از هیجان های طبیعی خود محروم می کنند و منعکس کننده والدینی است که از طرحواره محرومیت هیجانی بیشتر استفاده می کنند و در نتیجه در پرورش هیجان های طبیعی فرزندانشان، با شکست مواجه می شوند.

2. سبک فرزند پروری حمایت کننده است: این سبک نشان دهنده الگویی است که والدین، فرصت های رشد را از فرزندان خود دریغ می کنند. این والدین که بیش حمایت کننده هستند، میزان طرح واره های بی اعتمادی، وابستگی/ بی کفایتی، شکست و جلب توجه در سبک تربیتی آنها زیاد است در نتیجه اغلب به جای فرزندانشان تصمیم می گیرند و حق انتخاب را از آنها می گیرند، بیش از حد نگران هستند و در پرورش دادن استقلال فرزندانشان با شکست مواجه می شوند.
3. سبک فرزند پروری تحقیر کننده: این سبک نشان دهنده میزان بالای طرح واره های بازداری هیجانی، رها کردن، شکست و منفی گرایی است. این ها رفتارهایی است که والدین عادت دارند بچه ها را انتقاد کنند و به کمبودهای احساسی بچه ها توجهی نکنند. اکثر این والدین از بسیاری از نیازهای تربیتی فرزندان خود غافل هستند. این والدین احتمالاً علاقه ای به حوادث مدرسه ی کودک خود نداشته، با هم بازی های کودک ناآَشنا بوده و تنها هر از گاهی با آنها صحبت می کنند.
4. سبک فرزند پروری کمال گرایانه: الگویی از فرزند پروری است که در آن والدین، انتظارات سطح بالایی از بچه ها دارند که متناسب با توانایی ها و سطح رشدی آنها نیست. این والدین از طرح واره کمال گرایی به وفور استفاده می کنند و انتظار عالی بودن از بچه های خود دارند و معیارهای سرسختانه ای برای کودکان خود قرار می دهند.
5. سبک فرزند پروری بدبینی/ هراسناک: این سبک فرزند پروری گویای رفتارهای مضطرب و ترس در والدین است و منعکس کننده والدینی نگران و مضطرب، که دارای طرحواره ای بدبینانه و منفی به دیگران و زندگی دارند.
6. سبک فرزند پروری کنترل کننده: این سبک نشان دهنده آن دسته از والدینی است که طرحواره های بازداری هیجانی، اطاعت و وابستگی در فرزند پروری آنها غالب است. در نتیجه استقلال فرزندان را

پایان نامه
Previous Entries منبع پایان نامه ارشد درباره فرزند پروری، هویت جنسی، شیوه های فرزند پروری Next Entries منبع پایان نامه ارشد درباره کیفیت زندگی، رضایت از زندگی، فرزند پروری