منبع پایان نامه ارشد درباره فراشناختی، باورهای فراشناختی، تنظیم هیجان، درد مزمن

دانلود پایان نامه ارشد

( گرو و کندال50،2002)، (5) حمایت از خود در شرایط آشفتگی هیجانی (گیلبرت51 و همکاران، 2002)، (6) تغییر فعالانه ی هیجانات منفی به منظور احساس بهتر داشتن ( کاتانزارو و گرینوود52، 1994؛ سالوی53 و همکاران،1995)، (7) پذیرش هیجانات ( گرینبرگ، 542002، هایس55 و همکاران، 1999، لیهی56، 2002)، (8) انعطاف پذیر بودن و تحمل هیجانات منفی ( زین57، 2003، کوباسا58 و همکاران،1982)، (9) مقابله با موقعیت های هیجانی استرس زا برای دست یابی به اهداف مهم ( هایس و همکاران،1996، مارگراف و برکینگ59، 2005). همانطور که اشاره شد، در درد عوامل گوناگونی همچون فاکتورهای هیجانی و شناختی سهیم هستند. از میان عوامل مختلفی که با درد مرتبط است، به نظر می رسد که با توجه به ماهیت ادراکی درد، عوامل شناختی یکی از برجسته ترین فاکتورها در درد باشد. متغیرهای شناختی مختلفی می تواند نقش میانجی در تجربه ی درد داشته باشد که مهم ترین این عوامل عبارتند از: باورهای مرتبط با درد، ادراک کنترل درد، انتظارات مرتبط با درد، خطاهای شناختی، حافظه و غیره (مورنو60 و همکاران، 1999). درد با انتظارات و باورها همراه است (اطلس و واگر61، 2012). باورهای مرتبط با درد می تواند نقش موثری در راه های مقابله با درد، پایبندی به برنامه های درمان و پاسخ های بیمار به برنامه های مداخله داشته باشد (اسکوارتز و کول، 1985، ریلی و کول، 1988، ویلیامز و تورن، 1989؛ به نقل از مورنو و همکاران، 1999). ویلیامز و تورن (1989) سه بعد از باورهای افراد با درد مزمن را شناسایی کردند. اول بعد زمانی است یعنی درد در زندگی فرد وجود دارد و ممکن است ادامه دار باشد؛ دوم اینکه درد پدیده ای مرموز و کمتر درک شده می باشد؛ و سوم حس مقصر دانستن خود است که بدین معناست که خود فرد باعث ایجاد این درد شده است (مورنو و همکاران، 1999). باورها راجع به درد، اهمیت آن، مفهوم سازی در مورد علل آن، ارزیابی توانایی های هر فرد برای مدیریت درد و خطاهایی در پردازش اطلاعات (سبک های غلط تفکر)، همه ی این موارد می تواند در تجربه ی درد فرد اثرگذار باشد. در کل می توان گفت که باورها از مولفه های فراشناختی تشکیل می شود که کنش وری تفکر و سبک مقابله را هدایت می کند و نیز از آن تاثیر می پذیرد (سالاری فر و پوراعتماد، 1390). فراشناخت ها بر پردازش هیجانی، از طریق تاثیر دانش و راهبردهای فراشناختی بر روی تغییر باورها اثر می گذارد ( ولز و همکاران، 2000؛ کروکران و همکاران، 2008 به نقل از سالاری فر و پوراعتماد، 1390). همچنین از لحاظ عصب شناختی مشخص شده است که مداری که تنظیم هیجان را در مغز کنترل می کند، همان مداری است که فراشناخت را نیز کنترل می کند. فراشناخت در کودکان و بزرگسالان همانند یک مدیر اجرایی عمل می کند که وظیفه اش تجزیه و تحلیل اطلاعات جدید، قضاوت در مورد فاصله فرد تا هدف، تخصیص توجه، انتخاب استراتژی، تلاش برای ارائه راه حل، نظارت بر موفقیت یا شکست در عملکرد فعلی و تصمیم گیری برای تغییر استراتژی های مختلف می باشد (فلاور و میلر، 1990 به نقل؛ از فرناندز62 و همکاران، 2000). مدل فراشناختی دو نوع باور فراشناختی را معرفی می کند، باور فراشناختی مثبت باورهایی هستند که به فواید و سودمندی های درگیر شدن در فعالیت های شناختی خاص مانند نگرانی، نشخوار فکری63، پایش تهدید64 و … مربوط می شوند؛ باورهای فراشناختی منفی باورهایی هستند که به کنترل ناپذیری65 معنی اهمیت و خطرناک بودن افکار و تجربه های شناختی66 مربوط می شوند (پورنامداریان، بیرشک، اصغرنژاد، 1390). در رابطه با نقش باورهای فراشناختی در مدیریت درد هیچ گونه تحقیقی انجام نگرفته است.
سوال مطرح شده در این پژوهش عبارتست از اینکه سهم هر کدام از متغیرهای راهبردهای تنظیم هیجان ، باورهای فراشناختی (جداگانه و در ارتباط با هم) در مدیریت درد چه اندازه است؟ به بیان دیگر مسیر ترسیم شده برای ارتباط متغیرهای تنظیم هیجان (شامل مقصر دانستن خود، مقصر دانستن دیگران، پذیرش، توجه مجدد به برنامه ریزی، توجه مثبت مجدد، تمرکز بر تفکر، باز ارزیابی مثبت، در جای حقیقی خود قرار دادن، مصیبت بار تلقی کردن) و باور فراشناختی (شامل باورهای مثبت درباره نگرانی، باورهای کنترل ناپذیری و خطر، باورهایی درباره ی کفایت شناختی، باورهای فراشناختی عمومی منفی در ارتباط با نیاز به کنترل، باورهای فراشناختی در ارتباط با خودآگاهی شناختی) با کاهش درد در افراد دچار سردرد مزمن چگونه است؟
1-3-ضرورت انجام تحقیق
طیف وسیعی از بیماری ها شامل درد به عنوان یک نشانه ی بارز است و همچنین درد رایج ترین علت برای مراجعه به مراکز درمانی است (بوری و همکاران ، 2013به نقل از کرنز67 و همکاران، 2003، کلوا و همکاران، 2005، ترک و همکاران، 2001، برنال، 2004 ).همانطور که اشاره شد درد از چندین فاکتور شناختی، هیجانی، فردی، فرهنگی و غیره تشکیل شده است (سیمون، المن، برسوک، 2014، زنگی، گارات، هاگن، استنتون، 2009، دیسویک، 2004).بنابراین برای درمان موثر باید همه ی این عوامل را لحاظ کنیم ( انجلر، بارانووسکی، اولیویرا، النیل، هوگس، مسلینک، افون و ویلیامز، 2013، هنسن، 2005). باید روش هایی غیردارویی برای کاهش درد افراد مطرح شود تا افراد مبتلا به درد مزمن از داروهای مسکن کمتر استفاده کنند و از مضرات این داروها در امان باشند (هنسن، 2005، بوری، ولان و مازور، 2013، تاسو و هورنستین، 2004). نتایج این پژوهش شامل این دستاورد است که کدام یک از راهبردهای تنظیم هیجان و باورهای فراشناختی می تواند در کاهش درد افراد مبتلا به درد مزمن موثر باشد. تا کنون تحقیقات اندکی به ارتباط نقش تنظیم هیجان و یا باورهای فراشناختی پرداخته اند، پس این پژوهش می تواند مسیر تازه ای را در باب پژوهش های مرتبط با درد روشن کند. این پژوهش علاوه بر افزایش سطح اطلاعات در این حوزه، می تواند از لحاظ کاربردی نیز مفید باشد و زمینه ی تحقیقات آتی مرتبط با این موضوع را نیز فراهم کند. از آنجایی که افراد مبتلا به درد مزمن در حال افزایش است و مصرف داروهای مسکن در ایران به طرز قابل توجهی افزایش یافته است، ضرورت انجام این تحقیق احساس می شود. با انجام پژوهش هایی از این دست می توانیم از پیامدهای منفی درد مزمن و مصرف بیش از حد داروهای مسکن بکاهیم. تنظیم هیجان امروزه از جمله بحث های مطرح در ایجاد و درمان اختلالات است و تحقیقات فراوانی تاثیر این عامل را در شکل گیری و درمان اختلالات روانی ثابت کرده اند پس یکی از اهداف پژوهش حاضر این است که آیا تنظیم هیجان در درد نیز همانند سایر اختلالات دارای نقشی اساسی است؟ علاوه بر این فاکتورهای شناختی نیز در مدیریت درد نقش بسزایی دارند. از آنجا که باورها مبنای بسیاری از هیجانات و اعمال ما هستند.
1-4-اهدف:
هدف این پژوهش بررسی افراد دچار سردرد مزمن در استفاده از راهبردهای تنظیم هیجان و باورهای فراشناختی و تعیین سهم هر کدام از این متغیرها (جداگانه و در ارتباط با هم) در کاهش درد این افراد می باشد.
1-5-فرضیه ها (سوال های تحقیق)
فرضیه های پژوهش عبارتند از:
– استفاده از راهبردهای تنظیم هیجان مثبت (توجه مجدد به برنامه ریزی، توجه مثبت مجدد، تمرکز بر تفکر، باز ارزیابی مثبت و پذیرش) رابطه ی مثبت با مدیریت درد و استفاده از راهبردهای تنظیم هیجان منفی (مقصر دانستن خود، مقصر دانستن دیگران، نشخوار فکری و فاجعه آمیز پنداری ) رابطه ی منفی با مدیریت درد دارد.
– باورهای فراشناختی منفی (شامل کنترل ناپذیری و خطر، باورهای فراشناختی عمومی منفی در ارتباط با نیاز به کنترل) رابطه ی منفی با مدیریت درد دارند و باورهای فراشناختی مثبت (شامل باور مثبت درباره نگرانی، کفایت شناختی و خودآگاهی شناختی) رابطه ی مثبت با مدیریت درد دارند.
1-6-سوالات پژوهش:
– سهم هر کدام از متغیرهای (و مؤلفههایشان) راهبردهای تنظیم هیجان، باور فراشناختی در مدیریت درد در افراد دچار سردرد مزمن چه اندازه است؟
1-7-تعاریف نظری و عملیاتی متغیرهای تحقیق
تعاریف نظری :
تنظیم هیجان: تنظیم هیجان به عنوان فرایندهای بیرونی و درونی مسئول نظارت و ارزیابی و اصلاح واکنش های هیجانی به ویژه خصوصیات زمانی و فشرده برای به هدف رساندن فرد تعریف شده است (برکینگ و همکاران، 2008).
باورهای فراشناختی: مدل فراشناختی دو نوع باور فراشناختی را معرفی می کند، باور فراشناختی مثبت باورهایی هستند که به فواید و سودمندی های درگیر شدن در فعالیت های شناختی خاص مانند نگرانی، نشخوار فکری68، پایش تهدید69 و … مربوط می شوند؛ باورهای فراشناختی منفی باورهایی هستند که به کنترل ناپذیری70 معنی اهمیت و خطرناک بودن افکار و تجربه های شناختی71 مربوط می شوند (ولز، 1388).
مدیریت درد: مدیریت درد شاخه ای پزشکی با به کارگیری رویکردی چندرشته ای برای کاهش درد و رنج و بهبود کیفیت زندگی افراد مبتلا به درد است (واجوکی، 2013).
سردرد مزمن: سردردهای مزمن باید 15 روز در ماه یا بیشتر وحداقل به مدت 3 ماه وجود داشته باشند و نباید به علت بیماری دیگری ایجاد شده باشند (کرومبی72 و همکاران به نقل از مسگریان و همکاران، 1391)
تعاریف عملیاتی
تنظیم هیجان: در این پژوهش از مقیاس راهبردهای تنظیم شناختی هیجان که توسط کارنفسگی، کراج و اسپینهاون73 (2001) به منظور ارزیابی نحوه تفکر بعد از تجربه رخدادهای تهدیدکننده یا استرس زای زندگی تهیه شده است، استفاده می شود.
باورهای فراشناختی: باورفراشناختی به وسیله ی پرسش نامه باورهای فراشناختی که توسط ولز در سال 1997 تنظیم شده است، سنجیده می شود.
مدیریت درد: این متغیر به وسیله ی پرسشنامه درد مک گیل محاسبه می شود. این پرسشنامه برای اولین بار توسط ملزاک در سال 1975 استفاده شد.
سردرد مزمن: افرادی که 15 روز در ماه دچار سردرد می شوند و حداقل این درد به مدت 3 ماه وجود دارد (کرومبی و همکاران به نقل از مسگریان و همکاران، 1391)

فصل دوم:
ادبیات و پیشینه پژوهش

الف) پیشینه نظری
1-درد74
1-1-تعریف درد:
درد پدیده شگفت زندگی، که در بسیاری از موارد باعث نجات جان انسان می شود و ما را از زیانبخش بودن عوامل خارجی آگاه می سازد. درد تجربه ی حسی و روحی از ناراحتی است که معمولا با آسیب واقعی یا تهدید کننده ی بافت ها ارتباط دارد (ساندرز75، 1985؛ به نقل از تنهایی، 1390). همه مردم، در هر گروه سنی، درد را به نحوی احساس کرده اند. به طور مثال، درد دندان درآوردن، درد زخمی شدن و غیره. تعدادی از پیام های حسی که مغز دریافت می کند احساس نامطبوعی ایجاد می کند که همیشه بر روی عواطف ما تاثیر می گذارند که این احساس درد است. بعضی درد ها مزمن هستند مثل درد میگرن، کمر درد و غیره.
در سال 1994 درد توسط انجمن بین المللی مطالعه درد (IASP)76 اینگونه تعریف شد: تجربه حسی و عاطفی ناخوشایند همراه با آسیب بافتی واقعی یا بالقوه (IASP ، 1994؛ به نقل از انجمن فیزیوتراپی استرالیا، 2012). مکانیسم های بالقوه برای درد و عوامل خطر ساز در ارتباط با ناتوانی درد به منظور به حداقل رساندن تاثیر درد در زندگی فرد مورد مطالعه قرار گرفته است (انجمن فیزیوتراپی استرالیا، 2012).
طبق نظر کارولی77، درد فراگیرترین نشانه در حرفه پزشکی، رایج ترین عامل ناتوانی و منحصر بفردترین نیر78وی انگیزشی است که باعث می شود شخص به دنبال مراقبت های پزشکی برود و یا از آن اجتناب کند (سارافینو و میرزایی، 1387؛ به نقل از تنهایی، 1390).
1-2-انواع درد : 
درد را می توان به دو دسته کلی تقسیم کرد : حاد و مزمن.
درد حاد :
درد حاد 79معمولا سازگارانه است، درد حاد به شخص اگاهی می دهد که از آسیب بیشتر اجتناب کند. درد حاد کمتر از ۶ ماه دوام دارد و شامل درد های ناشی از بریدگی، سوختگی، جراحی، عمل دندان پزشکی، زایمان و جراحت های دیگر است (ری شهری، 1387)
درد مزمن80
درد مزمن به درد مقاوم به درمانی اطلاق می شود که فراتر از دوره ای برای بهبودی آن انتظار می رود، طول کشیده است. با توجه به این تعریف، درد مزمن دردی است که به طول انجامیده باشد. پژوهشگران ملاک های زمانی

پایان نامه
Previous Entries منبع پایان نامه ارشد درباره درد مزمن، تنظیم هیجان، فراشناختی، کیفیت زندگی Next Entries منبع پایان نامه ارشد درباره درد مزمن، عوامل روانشناختی، عوامل شناختی، استراتژی ها