منبع پایان نامه ارشد درباره علم و فناوری، معماری پایدار، اجتماعی و فرهنگی

دانلود پایان نامه ارشد

می‌کشاند.19

موزه علوم شهر علوم لاویلت-فرانسه
موزه علوم در پارک لاویلت در شهر پاریس واقع شده‌است. که در حال حاضر بزرگترین موزه علم و صنعت اروپا می‌باشد.
این موزه به همراه پارک لاویلت و سینما سه بعدی در مجموعه‌ای به نام شهر علم و فناوری تأسیس شده است.

موزه علم و فناوری ایران
موزه علوم و فناوري ج.ا.ا در تكميل نهادهاي مرتبط با توسعه نظام علم و فناوري كشور ايجاد شده است. اين موزه با نمايش پايه هاي دانش و تحول فناوري، مأموريت دارد نسبت به هم افزايي دانش، اشاعه تفكر علمي، ارتقاي سطح زندگي و تعالي روح انسان قدم بردارد.

موزه علوم و فناوري ج.ا.ا در افق چشم انداز كشور، سازماني است پويا كه تلاش دارد به مردم و دانش پژوهان در سرتاسر كشور كمك نمايد تا به ظرفيت هاي كامل خود آگاهي يافته و از دانش خود براي خلاقيت و نوآوري براي يك زندگي بهتر استفاده نمايند.

اين هدف سرلوحه كار و فعاليت هاي ما بوده و به ما كمك مي كند تا با برنامه ريزي هاي مناسب و نيز بهره گيري از منابع انساني دانش مدار و امكانات موثر، دستيابي به اين مهم را امكان پذير نماييم. به ترتيبي كه بتوانيم اولين موسسه اطلاع رساني علمي و آموزشي مشاهده محور ملي در كشور، در حد بهترين در منطقه و داراي جايگاه معتبري در جهان باشیم.

1.8.1.1 نتیجه
تقریباً می‌توان در تمامی نمونه‌های ذکر شده مشاهده کرد که در این نوع از موزه فضایی آموزشی همراه با ملزمات آن در محیطی الکترونیکی طراحی شده‌است و به کاربران این امکان را می‌دهند تا حرکتی رو به جلو با پیشرفت علوم داشته‎‌باشند. در اکثر موارد آنچه از دستاوردهای علم امروز و همچنین تکنولوژی ممکن بوده است در اختیار کاربران گذاشته شده و آن را قابل دسترس برای عموم قرار داده است.

1.9 سؤالات کلیدی تحقیق
1- آیا می‌توان روش‌های نوین یادگیری را جایگزین آموزش قدیمی کرد؟
2- آیا ارتباطی میان معماری و پذیرفتن تکنولوژی در یک کشور وجود دارد؟
3- آیا با ساخت بناهایی این‌چنین می‌توان در ایجاد و پیشرفت تکنولوژی موثر واقع شد؟
4- آیا معماری پایدار این مجموعه به رشد اقتصادی، اجتماعی و فرهنگی جامعه کمک می‌کند؟
2 فصل دوم: مبانی نظری موزه علم و فناوری

2.1 علم چيست؟
2.1.1 علم در آینه‌ی هنر
امروزه در زبان پارسي و عربي كلمه (علم) به دو معناي متفاوت به‌کاربرده مي‌شود و غفلت از اين دو نوع كاربرد اغلب به مغالطاتي عظيم انجاميده است.20
1- معناي اصلي (نخستين علم) دانستن در برابر ندانستن است و به همه دانستن‌ها صرف‌نظر از نوع آن‌ها علم مي‌گويند و عالم كسي را گويند كه جاهل نيست مطابق اين معنا، اخلاق، رياضيات،‌ فقه، دستور زبان، مذهب،‌ زيست‌شناسي، نجوم همه علم‌اند. و هركس يك يا چند رشته از آن‌ها را بداند عالم دانسته مي‌شود.
خداوند به اين معنا عالم است و يعني نسبت به هيچ امري جاهل نيست و براي او مسئله مجهولي وجود ندارد. محتواي قرآن به اين معنا علمي است يعني از مجموعه‌اي از دانستن‌هاست و هركس آن‌ها را بداند عالم به قرآن است. همه فقها عالم‌اند و هر كس از خدا و صفات و افعال او آگاهي داشته باشد نيز عالم است. ديده مي‌شود كه در اين معنا علم در برابر جهل قرار مي‌گيرد. كلمه Knowledge در انگليسي و Connaissance در فرانسه معادل اين معنا علم‌اند.
2- كلمه علم در معناي دوم منحصراً به دانستني‌هايي اطلاق مي‌شود كه تجربه مستقيم حس در داوري يا گردآوري‌شان دخيل باشد. علم در اينجا در برابر جهل قرار نمي‌گيرد بلكه در برابر همه دانستني‌هايي قرار مي‌گيرد كه محسوس نيستند.
اخلاق (دانش خوبی‌ها و بدي‌ها)، متافيزيك (دانش احكام و عوارض مطلق هستي)، عرفان (تجارب دروني و شخصي)، منطق (ابراز هدايت فكر)، فقه،‌ اصول،‌ بلاغت و… همه بيرون از علم به معناي دوم آن قرار مي‌گيرند و همه به اين معنا غیرعلمی‌اند. Science در انگليسي و در فرانسه معادل اين معناي علم‌اند.
ديده مي‌شود كه علم در معنای دوم بخشي از علم به معناي اول را تشكيل مي‌دهد و به سخن ديگر علم تجربي نوعي از انواع دانستني‌هاي بسياري است كه در اختيار بشر مي‌تواند قرار گيرد.
رشد علم به معناي دوم عمده از آغاز دوره رنسانس به بعد است،‌ درحالی‌که علم به معناي مطلق آگاهي (معناي اول) تولدش با تولد بشريت هم آغاز است. همه مدح و تحسيني كه در معارف اسلامي در باره علم و عالم رسيده است،‌ و همه ذم و ملامتي كه از عالمان بدون عمل شده است و اصولاً هرچه درباره علم و عالم و معنا و صفات و خواص و فضايل و رذايل آن‌ها گرفته شده است، همه ناظر به علم در برابر جهل است نه علم تجربي در برابر علم غير تجربي.
قرن نوزدهم قرن غرور علم تجربي است، پيروزي‌هاي علوم در اين قرن به خوبی مكشوف بوده. اما نارسایی‌های آن هنوز براي همه مشهود نبوده و خصومت با طبيعت و تسلط بر آن كه محرك و هدف كاوش‌هاي تجربي است براي چشم‌هاي ظاهربین به شكوفه‌هايي به ثمر نشسته بود. مي‌پنداشتند كه چندان چيزي نمانده است كه كشف شود و تا مدت كوتاهي پرده از راز همه معماهاي جهان بر داشته خواهد شد و همه مجهولات به سوهان علم تراش خواهد يافت و بلور شفاف و پرتو خیز دانش چشم همه‌ بالفضولان را خيره خواهد كرد. مي‌گفتند جهان يك مسئله مكانيك ساده است و فيزيك آينده اندكي فربه‌تر از فيزيك كنوني است.
مي‌گفتند: «نيوتون قوانين حركت را براي همه زمان‌ها كشف كرده است.» دكارت گفته بود: «به من امتداد و حركت بدهيد جهان را مي‌سازم.» ماخ مي‌گفت: «به من خط‌كش و ساعت بدهيد همه چيز را اندازه مي‌گيرم.» ولاپلاس21 مي‌گفت: «حركت امروز ذرات جهان را معين كنيد تا من همه آينده جهان را پيش‌بيني قطعي مي‌كنم».
پوزيتيويسم در دامن چنين قرني و در قلب چنين فضايي پرورش يافت. انديشه مادر و بنيادين اين مكتب اين بود که بشر به جزء به دانش تجربي راه به دانش ديگري ندارد. و به گفته برتراند راسل22 نماينده و سخن‌گوي نامدار اين مكتب در قرن بيستم، اگر از چيزي آگاهي تجربي نتوان داشت از آن هيچ آگاهي نمي‌توان داشت. به سخن ديگر اينان علم به معناي اول را معادل علم به معناي دوم گرفتند و بخشي از آن را مساوي همه آن دانستند و هرچه را در قلمرو علم تجربي نمي‌گنجيد، در زمره مجهولات و مبهمات در آورند.
علم مجموعه استقراء‌ها و تعميم‌هاي كور نيست، بلكه تجربه‌ها و استقراء‌ها هميشه براي امتحان تئوري‌هاي ذهني انجام مي‌شوند و ذهن خالي به دنبال علم نمي‌رود.
بايد افزود معناي آن اين نيست كه «علم» ذهني است يعني هر كس دنيا را طوري مي‌فهمد و علم هم محصول فهم‌هاي بلهوسانه و بي‌حساب اذهان افراد است. به هيچ‌وجه منظور اين نيست.
منظور اين است كه علم گزینشی است. يعني هيچ‌ كس نمي‌تواند به عزم فهميدن كل جهان اقدام كند. بلكه همواره هر كس با داشتن مسئله‌اي گزيده و فرضيه‌اي گزيده دست به حل و پاسخ يافتن براي آن مي‌زند.23
به طور كل نسبت به موارد ارائه‌شده مي‌توانيم چنين نتيجه بگيريم كه در معناي اول علم بايد آن را «دانش Knowledge» ناميد.
در معنا دركي از «پايداري» خواهيم يافت. كه در مقابل مفهوم دوم علم پوياست، اين پویایی همواره با تغيير بوده است.
پس طبق مفهوم اول علم پايدار است و نسبت به مفهوم دوم پوياست و بر آن اساس تغيير مي‌كند.
2.1.2 علم در آينه معماري
قرن بيستم خواستگاه ديدگاه‌هاي بديع و نوظهور در زمينه تفكر علمي است. در اين قرن پايه‌هاي علوم چندين هزارساله از جمله مدرن به شدت متزلزل گشته و گاه دچار انحطاط و قهقرا گشته است.
علوم مدرن را از اين جهت چندين هزارساله مي‌ناميم كه بنيادهاي فكري و مبادي درك ذهني آن بر اساس اصولي بنا نهاده شده است كه قدمتشان به هزاره‌ها مي‌رسد. اگر نخواهيم زياد به عقب برگرديم و از ميانه آغاز نماييم، خواهيم ديد كه چگونه تفكري تقليل‌گرا به مدد عالي‌جناباني نظير سقراط، افلاطون و ارسطو بر جوامع بشري تحمیل‌شده و قامت تفكر تمامیت گرا را خم آورده است.
سقراط، استقراء24 را برمي‌گزيند و از آن به قياس و استنتاج25 مي‌رسد. افلاطون جهان محسوسات را فرو مي‌نهد تا جهان ايده‌ها را بپذيرد و ارسطو با آن كه در مواردي با استادش مخالفت مي‌ورزد اما در كتاب كاتاگورياي خود، پايه‌هاي تفكر تحليلي را بنا مي‌نهد. از همين جاست كه بحث ما و در واقع جدل ما با علم مدرن آغاز مي‌شود يعني از بروز تفكر تحويلي يا تقليل‌گرا26 كه در واقع انسان را مانند موجودي تضعیف‌شده در برابر واقعيت تقليل قرار مي‌دهد و به عبارت ديگر در مقام تشبيه مي‌توان گفت كه مقام انسان را از وي گرفته و تنها چشم‌ها و آن هم فقط يك چشم را براي درك واقعيات در اختيار وي قرار مي‌دهد و البته تأثير اين ديدگاه را مي‌توان در بروز ساختارگرایی قرن نوزدهم دخيل دانست و روند آن باعث به وجود آمدن شاخه‌هاي علمي در روزگار كنوني با واژه تخصيص شناخته مي‌شود. در واقع ديدگاه تحويلي انسان را به يك شاخه باريك مي‌رساند و او را در برابر ساير علوم، بدون محافظ و فاقد اطلاع قرار مي‌دهد.
در دنباله همين پايه‌هاي فكري، زمينه براي ظهور علومي به وجود مي‌آيد كه جهان را به گونه‌ای متفاوت با ذات و واقعیاتش (البته مفهوم واقعيات جاي بحث بسيار دارد) بر انسان نمایان مي‌سازد كه فيزيك، استاتيك، مكانيك خطي و … كه از نامشان صلب بودن و قطعيتشان هويداست از آن جمله‌اند. در تفكر تقليل‌گرا كه هرمان‌هسه در كتاب خود از آن به عنوان افت علم بشري ياد مي‌كند انسان افلاطوني چنين مي‌آموزد كه پديده‌ها نه در مقابل باهم بلكه واحد و جداگانه ببيند. در اين تفكر،‌ جمع جزء هويت كل است و اگر بتوان به ذات هر جزء دانش يافت. بدين ترتيب خردگرايي و در مراحل بعدي خرد ابزاری بروز نموده و زمينه براي ظهور افرادي نظير دكارت27 و كانت28 در فلسفه و رياضي و گاليله29، كپلر30، كپرنيك31 و نيوتن32 در فيزيك و مكانيك به وجود مي‌آيد.
گاليله اذعان مي‌دارد كه:‌ خداوند جهان را با قوانين رياضي نگاشته است. و در روند آن فيزيك نيوتن و تفكر فرض گرا33 بنيان نهاده مي‌شود.
بر طبق ديدگاه نيوتني جهان ما، جهان ثابت، ايستا و پايا فرض مي‌شود بطوريكه گاليله و نيوتن حركت اجسام را به مثابه الگوي ماشيني فرض مي‌نمايند. و نيوتن ماشين نظام‌مند (سيستماتيك) منظومه شمسي را مي‌سازد و بدين ترتيب عصر ماشين نه تنها از لحاظ دوره تاريخي بلكه در سير تكامل انديشه فلسفه بشر امروزي و همچنین از لحاظ مباني فكري اعتقاد و هستي به مانند يك ماشين به وجود مي‌آيد كه مستقيماً ريشه در تفكر تقليل‌گرا دارد.
اين روند تا اوايل قرن بيستم ادامه مي‌يابد و با به وجود آمدن زمزمه‌هاي تئوري‌هاي جديد اندك‌اندك مورد شك قرار مي‌گيرد. تئوري‌هاي نسبيت انیشتین و مكانيك كوانتوم و مهم‌تر از همه تئوري عدم قطعيت راه را براي علوم جديد در جهت شك به دنياي نيوتني به وجود مي‌آورد. نظريه سيستم از آن جمله است كه مي‌توان آن را صورت اوليه علوم پيچيدگي تصور نمود. در اين نظريه شاخه‌هاي بسيار متفاوتي گشوده مي‌شود،‌ كه در اين مقاله، مجال صحبت راجع به آن‌ها نيست. اما به طور خلاصه مي‌توان عناوين آن را به طور خلاصه چنين بيان نمود.
1- اطلاعات وانتروپي
2- سازمان
3- عليت و غايت
4- سايبرنتيك يا فرمان شناختي
5- بازخورد يا پس خوراند
6- هم ايستايي34
7- نظريه رشد حيواني …
8- و بالأخره نظريه ارگانيسم پيچيدگي توسط نظريه‌ سوپر ارگانيسم‌ها به حد اعتلاي خود رسيده است.
در سايه اين علوم نسل جديد با تفكرات فلسفي جديد به وجود آمده‌اند و توافق عمومي مبني بر لزوم جهت‌گيري و گرايش نور در علوم فلسفه، معماري و شهرسازي را به وجود آورده‌‌اند. همچنين جنبش‌های مربوط به نو اثبات‌گرایان (نئوپوزيتيويست‌ها)35 و از جمله گروه موريس اشليك36 كه با عنوان محفل وين در ذهن‌ها آشناترند به وجود آمده است. اگر بخواهيم مطالب فوق را به ساده‌ترين وجه طبقه‌بندي نمائيم مي‌توانيم پايه‌هاي تئوري پيچيدگي را به سه شاخه

پایان نامه
Previous Entries دانلود پایان نامه ارشد درمورد کودکان و نوجوانان، کودکان و نوجوان، اطلاعات نامربوط Next Entries دانلود پایان نامه ارشد درمورد دانش آموز دختر، دانش آموزان پسر، استان تهران