منبع پایان نامه ارشد درباره عالم مثال، قرآن کریم، عارفان مسلمان، حسن و قبح افعال

دانلود پایان نامه ارشد

فاحِشَه أَو ظَلَمُوا أَنفُسَهُم ذَكَرُوا اللَّهَ فَاستَغفَرُوا لِذُنُوبِهِم وَ مَن يَغفِرُ الذُّنُوبَ إِلَّا اللَّهُ وَ لَم يُصِرُّوا عَلى‏ ما فَعَلُوا وَ هُم يَعلَمُونَ»:«نيكان آنها هستند كه هر گاه كار ناشايسته از ايشان سر زند يا ظلمى به نفس خويش كنند خدا را به ياد آرند و از گناه خود به درگاه خدا توبه و استغفار كنند (كه مى‏دانند) كه هيچ كس جز خدا نمى‏تواند گناه خلق را بيامرزد، و آنها هستند كه اصرار در كار زشت نكنند چون به زشتى معصيت آگاهند» (ر.ک طباطبایی، 1417: 19، 43). یعنی نیکان هم ممکن است گاهی مرتکب گناه شوند اما زود برمی‌گردند و استغفار می‌کنند. و همچنین معنای دوم با این حقیقت که هیچ گناهی فی نفسه کوچک نیست هماهنگ‌تر است. بنا بر این، این که لمم به معنای گناهان اتفاقی و گاهگاه باشد مناسب‌تر خواهد بود. بنا بر این، این که لمم به معنای گناهان اتفاقی و گاهگاه باشد که شخص به سرعت از آن استغفار می کند مناسب‌تر خواهد بود.
(در باره کوچک نبودن گناهان در فصل2-1 توضیح بیشتر خواهد آمد)
20- حِنث: کلمه حنث نیز در قرآن تنها یک بار به معنای گناه به کار رفته است:«اِنَّهُم کانوُا قَبلَ ذلِکَ مُترَفین. وَ کانوُا یُصِرُّونَ عَلَی الحِنثِ العَظیم»:«اینان بودند که پیش از این نازپروردگان بودند. و بر گناه بزرگ پافشاری می‌کردند» (الواقعه/46و47) حنث، دراصل به معنای تمایل به باطل آمده است و بیشتر در مورد گناه و پیمان شکنی و تخلف بعد از تعهد به کار رفته است. (راغب، 1412، ص260) (ابن منظور، 1405: 2، 138) به کار بردن این کلمه در معنای گناه اشاره دارد به پیمانی که پیامبران با اقوام مختلف بسته بودند و آنها آن را می‌شکستند و البته بشر برای پرستش خدا و فرمانبرداری از خداوند در عالم ذر با خدا پیمانی بست که بسیاری از انسانها در دنیا آن را شکستند. گروهی که در این دنیا نافرمانی خدا را پیشه خود می سازند در حقیقت پیمان خود را با خداوند شکسته‌اند.
بنا بر این کلمه حنث اشاره دارد به این که گناهکاران که در این دنیا نافرمانی خدا را پیشه خود می سازند در حقیقت پیمان خود را با خداوند شکسته‌اند.

21-حُوب: کلمه حوب نیز تنها یک بار در قرآن به کار رفته است:«لا تَأکُلوُا اَموالَهُم الی اَموالِکُم اِنَّهُ کانَ حوباً کَبیرا»:«و اموال ایشان (یتیمان) را با اموال خود نخورید که این گناهی بزرگ است» (النساء/2) حوب به معنای گناه است. «حوبه» به معنای مسکنت و حاجت است.
کلمه حوب به حاجت یا نیاز و انگیزه‌های باطلی اشاره دارد که شخص را وادار به ارتکاب گناه می‌کند (راغب، 1412، 134) .

22-ثِقل:‌ثقل نیز فقط به یک صورت در قرآن به معنای گناه به کار رفته است:«وَ لَیَحمِلَنَّ اَثقالاً وَ اَثقالاً مَعَ اَثقالِهِم»:« و قطعا بارهای گران خودشان و بارهای گران دیگر را با بارهای گران خود برخواهند داشت» (عنکبوت/13) ثقل، در اصل فقط به معنای سنگینی است اما گاهی واژه ثقل که به معنای سنگینی است به خاطر باری که بر دوش شخص گناهکار قرار می‌دهد، در مورد گناه به کار می‌رود و در مورد حمل گناهان دیگران هم به کار برده می‌شود (ابن منظور، 1405، 11: 86؛ راغب، 1412: 867). بنا بر این کلمه «ثقل» وقتی در باره گناه به کار می رود هم معنای «وزر» خواهد بود که قبلا گذشت.

نتیجه:‌ از آنچه گذشت، اين معنا روشن شد كه چرا تعبير از گناه در آيات كريمه قرآن مختلف است و تعبیرات گوناگون از گناه در قرآن بارها تكرار شده است. چرا که هر يك از اين الفاظ معنايي دارند كه مناسب با محلي است كه در آنجا استعمال شده است. اين واژه‌هاي بیست‌ و دو گانه هر كدام بيانگر بخشي از آثار منفی گناه و حاكي از گوناگوني آن مي‌باشد و هر يك با پيام مخصوص و هشدار ويژه‌اي، به جهتی خاص در گناه اشاره دارد و از آن جهت انسانها را از ارتكاب آن برحذر می‌دارد.
لغات مختلفی که در معنای گناه بکار می‌روند؛ گاهی بیان کننده اقسام گناه‌اند و گاهی به زمینه‌ها یا آثار و نتایج و لوازم گناه اشاره دارد. اما معنای جامع گناه عبارت است از عصیان گری در مقابل خداوند و مخالفت با فرامین الهی و انجام اعمالی مطابق با هواهای نفسانی که فی نفسه زشت و بد هستند و دارای نتیجه‌های منفیِ تکوینی می‌باشند. این گونه اعمال تعادل را در وجود انسان و در باقی هستی به هم می زند و نتیجه نهایی آن به دوش گرفتن سنگینی دور شدن از حقیقت انسانیت و فاصله گرفتن از حق است وعاقبت آن نیز عذاب دنیوی و اخروی خواهد بود. بنابراین در اسلام هر کاری که بر خلاف فرمان خدا باشد، گناه و حرام است. این نکته نیز قابل توجه است که مخالفت امر خدا هر‌اندازه کوچک باشد، چون در پیشگاه عظمت الهی واقع می‌شود، بزرگ است.
1-3) ماهیت باطنی گناه
می‌توان گفت طاعت خداوند مجموعه‌ای است از:1- ایمان یا یقین به: خداوند و صفات او، نبوت و ولایت، معاد، حساب قیامت و بهشت و دوزخ 2-اشتیاق در رسیدن به خدا به عنوان اصل انسان، یعنی نیت قرب الهی 3- حیا از خداوند و گردن نهادن به بزرگی او 4-عمل صالح (یعنی عمل منطبق بر مصالح واقعی و نفس الامری) (ر.ک حلی، 1407: 307فصل« فی انه تعالی یرید الطاعه و ترک المعاصی» و سبحانی، 1416: 87تا90) و در معصیت که عکس طاعت است، نقطه مقابل این مجموعه یافت می‌شود. بنا بر این وجوب عمل صالح و ترک معصیت به همراه ایمان و نیت قرب الهی از مکلفین خواسته شده است.
در اینجا باید جهت ممنوع بودن گناه و لزوم ترک معصیت روشن شود. به این ترتیب علت این که خداوند در دنیا تکالیفی برای بندگان در نظر گرفته است که مخالفت با آن سیئه و بدی محسوب می‌شود و مرتکب آن مستحق مجازات می‌گردد روشن می‌گردد.
چنان که شیعه و معتزله معتقدند و در کتب کلامی‌به اثبات رسیده است؛ حسن و قبح افعال ذاتی است و اینچنین نیست که خداوند هر کاری را بدون هیچ جهتِ بدی در آن، ممنوع کرده باشد، فقط برای این که ببیند چه کسی آن را انجام می‌دهد و او را عذاب کند. بلکه هر چند دنیا دار امتحان است اما این امتحان بر اساسی ذاتی و تکوینی و حکیمانه استوار است. (ر.ک، حلّی، 1398:‌422تا429)
چنان که در فصل 1-6 و 3-1 به تفصیل روشن خواهد شد اصولا ممنوع بودن و سوء و بدی گناه از آنجا ناشی می‌شود که انسان در این دنیا مسافر است و در این مسافرت بدن او تنها وسیله‌ای برای حرکت به سوی آخرت است و لذا توجه به این زندگی موقتی و رسیدگی بیش از حد به بدن و خواستن بیش از حد تمتعات و لذایذ جسمانی مانع حرکت برای رسیدن به عالم ملکوت و عرصه الهی یعنی دار السلام بهشت است. پس این توجه بیش از حد به بدن ممنوع شده است و نام گناه به خود گرفته است. چنان که مولوی در داستان مجنون و شترش بیان می‌کند. (مولوی، 1370: 698) مجنون شتری دارد که در داستان به منزله بدن انسان در این جهان است و این شتر بچه‌ای در شهر مجنون دارد که همان تمتعات و تعلقات مادی است. مجنون می خواهد با این شتر به شهر لیلی که کنایه از خداوند و بهشت است سفر کند. اما قسمتی از سفر را که طی می‌کند تا کمی خوابش می‌برد شتر از فرصت استفاده کرده و همه راه پیموده شده را به هوای بچه اش برمی‌گردد. این باعث می‌شود مجنون مدتها در این سفر معطل شود. بالاخره مجنون به این نتیجه می‌رسد که باید حساب خود و راه خود را از شتر جدا کند تا بتواند به دیار لیلی برسد.
این تمثیل دقیقا حقیقتی قرآنی را بیان می‌کند. آنجا که قران کریم می‌فرماید:‌ « تَزَوَّدُوا فَإِنَّ خَيرَ الزَّادِ التَّقوی»:« زاد و توشه تهيه كنيد كه بهترين توشه پرهيزگارى است» (البقره/197) انسان را مسافری توصیف کرده است که باید برای طی سفر توشه تهیه کند. از نظر قرآن کریم انسانها دو دسته کلی هستند:آنها که از آخرت غافلند و حیات دنیا و هوای نفس را بر زندگی آخرت و کسب رضای خدا ترجیح می‌دهند و می خواهند برای همیشه در همین دنیا بمانند و گروهی که عکس گروه اولند. گروه اول اهل جهنم و گروه دوم اهل بهشتند:« فَأَمَّا مَن طَغَى‏وَ ءَاثَرَ الحَيَوه الدُّنيَا فَإِنَّ الجَحِيمَ هِىَ المَأوَى‏ وَ أَمَّا مَن خَافَ مَقَامَ رَبِّهِ وَ نَهَى النَّفسَ عَنِ الهَوَى فَإِنَّ الجنَّه هِىَ المَأوَی»:« (در آن روز مردم دو طايفه‏اند) اما كسى كه طغيان كرده و زندگى دنيا را ترجيح داد، دوزخ جايش است و اما كسى كه از موقعيت پروردگارش ترسيده و از هواى نفس جلوگيرى كرده بهشت جايگاه او است » (نازعات/37تا41). قرآن کریم در باره گروه اول می‌گوید:« يَعلَمُونَ ظاهِراً مِنَ الحَياه الدُّنيا وَ هُم عَنِ الآخِرَه هُم غافِلُون»:«فقط ظاهرى از زندگانى دنيا را مى‏دانند (مانند صنعت و تجارت و چگونگی لذت بردن هرچه بیشتر از دنیا و امثال آن) و ايشان از آخرت (وعده‏ى ثواب و عقاب حقّ) غافلند». خواب مجنون در داستان مذکور غفلت از آخرت است که مساوی است با توجه به دنیا و تمتعات آن. میل بی فتورِ شتر به سمت بچه اش توجه غریزی بدن به سمت تمتعات و نیازهای مادی است. غرایز هم که غفلتی ندارند و از سست شدنِ عزم انسان در حرکت به سمت آخرت استفاده می‌کنند و لذا انسان‌ها مشغول لذات و تمتعات دنیا می‌شوند که به افراط می انجامد که همان گناهان است و از سفر آخرت باز می مانند:«حب الدنیا رأس کل خطیئه»:«علاقه به دنیا سرّ تمام خطاهاست» (حلی، 1407: 27).
در ضمن بیان انواع گناه و زمینه‌ها و آثار آن و خصوصا در مبحث تعلق به دنیا و ارتباط آن با عصیان، به تفصیل این موضوع و همچنین موضوعاتی مثل نقش شیطان در گناه، زمینه‌های محیطی و امثال آن مورد بررسی و تحلیل قرار خواهد گرفت.
چنان که توضیح آن در سه فصل بعد خواهد آمد، از نظر قرآن و روایات اسلامی حیات اخروی هر کسی دقیقا بازتاب نحوه زندگی او در دنیاست. در حقیقت زشتی یا زیبایی زندگی هر کس در آخرت همانند و مثالی از زشتی و زیبایی زندگی دنیایی اوست. البته زشتی و زیبایی اخروی در دنیا برای همه آشکارا قابل رؤیت نیست. به نقل قرآن چشمها در آخرت بینا و تیز بین می‌گردد و حقیقت عمل دنیوی خود را می‌بیند:«وَ بَصَرُکَ الیَومَ حَدید»:«و چشم تو در این روز تیز بین خواهد بود» (ق/22). از این روست که می‌توان آخرت هر کس را تمثل و مثالی از دنیای او محسوب کرد که در درون اعمال دنیایی او مخفی است و پس از مرگ آشکار می‌شود چنان که در حدیث است مرحله‌ای از قیامت و حساب و کتاب پس از مرگ رخ می‌دهد:«من مات قامت قیامته» (مجلسی، 1403: 58، 7). بنا بر این برای فهم ماهیت گناه و روشن شدن این مطلب که باطن گناه در چه وعاء و موطنی محقق میگردد و چرا مانع حرکت انسان به سوی آخرت است، لازم است ابتدا توضیحی از عالم مثال و تمثلات برزخی ارائه شود.

1-4) عالم مثال جایگاه باطنی تأثیر گذاری گناه

هر چند روش اصلی این رساله در اصل روایی و تفسیری است و فلسفی یا عرفانی نیست اما از آنجا که یک رویکرد مهم در مباحث گناهشناسی رویکرد فلسفی/عرفانی است ، به نظر آمد از این دید نیز می توان مفهوم و ماهیت گناه را تشریح کرد.
حتی در میان افرادی مانند فیض کاشانی که از محدثین محسوب می شود و بیشتر اهل کلام است تا فلسفه و یا افرادی مانند شیخ بهایی که در اصل فقیه است چنین رویکردی قابل بازیابی است.در حکمت متعاله ملاصدرا نیز که بنا بر تلفیق و صلح میان متون دینی و اصول حکمی و عرفانی است مسئله تمثل و عالم مثال نقشی محوری ایفا می نماید.
در متون دینی از عالمی‌تحت عنوان “برزخ” صحبت شده است که حد فاصلی میان دنیا و آخرت است:‌«وَ مِن وَرائِهِم بَرزَخٌ اِلَی یَومِ یُبعَثوُن» (المؤمنون/100) بسیاری از متکلمین بنا بر مستنداتی مانند آیه مذکور و فلاسفه اشراق و عارفان مسلمان بنا به قاعده عقلی “امکان اشرف” و بنا به شهود شخصی و مکاشفات برزخی که برای اهل معنی و اولیای الهی در مورد صورت باطنی اعمال و افراد رخ می‌دهد، معتقدند بين عالم عقلي (عالم مجردات محضه) و عالم حسي (عالم ماديات) عالمي‌به نام”برزخ” و “مثال مطلق” وجود دارد (سهروردي، 1383:‌ 2، 230و231).
از دید عارفان قوانین طبیعی و اجتماعی، اتفاقات و تقدیرات و وظایف دینی، همه نازله حقایقی برزخی

پایان نامه
Previous Entries منبع پایان نامه ارشد درباره قرآن کریم، علامه طباطبائی، معنای سخن، کرامت نفس Next Entries منبع پایان نامه ارشد درباره تجسم اعمال، قرآن کریم، معاد جسمانی، صدرالمتألهین